بررسی ارتباط آیه دوم و سوم سوره انسان با آیه اول


بررسی ارتباط آیه دوم و سوم سوره انسان با آیه اول

جمعه 5 جمادی‌الاول1438 دفتر نواب جلسات عمومی(دعای ندبه)‌

هدایت به سبیل فتح باب مذکور خدا شدن

بله طبق آیات ابتدایی سوره‌ی انسان عمده ی ما انسانها مذکور خداوند نیستیم و از یه دوره ای به بعد فرصت این رو پیدا می کنیم که مذکور خداوند بشیم اون چه زمانیست؟ فتح باب این ماجرا از هدایت به سبیل آغاز میشه، شما وقتی به سبیل هدایت میشی تازه برای شما فتح باب شده که بتونی مذکور خداوند قرار بگیری، ‌

اهل شکر بودن، رفتار صحیح نشاندادن و ضایع نکردن موضوع، رفتار در قبال هدایت به سبیل

قِلِق حرکت در این فضا شاکر بودن هست رفتار شکر، در شکر ذکر اون ماجرا وجود داره پرداختن صحیح به اون ماجرا وجود داره، هَدر ندادن اون ماجرا وجود داره، ضایع نکردن اون مطلب وجود داره، یه کسی یه مطلبی رو ضایع بکنه یه ماجرایی رو ضایع بکنه نوع برخوردش جوری باشه که وقتی شما نگاه میکنی بگی این یه جوری برخورد می کنه که انگار اون رو ضایع می کنه، پس هیچ وقت به او نمیگی که شاکر هست او داره شکر میکنه، عنوان کلی این رفتار هست شاکر بودن، شاکر بودن قدم اول مذکور خدا قرار گرفتن، شما دنبال این هستی که من چگونه مذکور خدا قرار بگیرم، عرض میشه که وقتی هدایت به سبیلی مطرح شد شاکر باش، اول و آخر حرف همینه، وقتی هدایت به سبیلی مطرح میشه شاکر باش این شروع مسیری هست که تو مذکور خدا قرار بگیری.‌

سه گام مطرح در آیه دوم سوره انسان مقدمات هدایت شدن به سبیل و هدایت شدن به سبیل و شاکر بودن در سبیل برای مذکور شدن

آیه ی دوم بحثهای هست قبل از هدایت به سبیل اونها هم مهمه، بعضی آدمها همون جاها گیرند، در آیه دوم مطرح هست که (إِنَّا خَلَقْنَا الْانسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعَا بَصِيرًا) سه گام انسان ای انسان تو خلق شدی خلق شدی از یه نطفه از یک نطفه خلق شدی بزرگ میشی جسم پیدا می کنی بَر و رو میگیری به زندگی می پردازی، این تا اینجاست همه ی انسان در این مشترک، نَّبْتَلِيهِ همه تون مورد آزمایش قرار میگرید، گام دوم به ابتلائات درگیر میشید مورد آزمایش قرار میگیرید مورد امتحان قرار میگیرید نَّبْتَلِيهِ این گام دوم ، در زندگی شما در زندگیهمه ی شما هایی که خلق شدید ریشه ی خلقت تون هم همه به یه شکل هست مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ تفاوتی اینجا ندارید در زندگی همه ی شماها ابتلائاتی قرار داده میشه، این دو گام جلو میاد که شما دارای سمع و بصر بشید بر اساس این دو گام جلو آمده برای شما سمع و بصر قرار داده میشه فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعَا بَصِيرًا سمع و بصر گام به گام، یعنی هر بار بر اساس این ابتلائات شما سمع پیدا می کنی بر سمع تون افزوده میشه، هر بار بر اثر این ابتلائات شما بصر پیدا می کنی بر بصرتون افزوده میشه لذا مطرح هست که سمیعاً بصیراً، گام به گام فضا به شکلی هست فضا به شکلی هست که گام به گام بر سمع و بصر شما افزوده بشه همه ی این سه گام انجام میشه تا شما به سبیل هدایت بشی به سبیل هدایت بشی که چی بشه؟ این رو باید ذیل آیه اول سوره ی انسان دید، انسان تو قراره شئ مذکور باشی قرار نیست فقط یک شئ باشی، لذا به سبیل هدایت میشی و رفتاری که در قبال این هدایت به سبیل باید پیش بگیری شاکر بودن هست ‌

شاکر بودن، بها دادن به مواهبی است که خدا در مسیر مذکور شدن انسان به او عنایت نموده و کفران نادیده گرفتن آن‌هاست

مراقب باش در قبال این هدایت به سبیل کافر نشی، از ابزاری که خداوند در اختیارت قرار میده از فضاهایی که خداوند در اختیارت قرار میده از گام هایی که خداوند در زندگی تو ترسیم کرده، خلق ات کرده رشدت میده با ابتلائات مواجه‌ات میکنه و برای تو موقعیتهای سمع و بصر قرار میده از اینها استفاده بگیر برای رفتن در سبیل، یه بخشی از شاکر بودن اعتنای به این فضاهاییست که خداوند برای انسان قرار میده، خداوند برای تو موقعیت سمع و بصر قرار داد چقدر اعتنا میکنی، چقدر از اون موقعیت سمع و بصر استفاده میکنی برای رفتن به سراغ سبیل، این یعنی شاکر بودن. (وَ إِمَّا كَفُورًا) چقدر اون ها رو در نظر نمیگیری، چقدر اونها رو نادیده میگیری چقدر اونها رو ضایع میکنی، خداوند میخواد که مدام هُل ات بده در سبیل، تو میگی که انشاءالله گربه هست، فکر نمیکنم ماجرا اینجوری باشه بعید هست کسی بخواد من رو هُل بده در سبیل مطرح میشه که آقای عزیز این ماجراها چیده شد اینطور که تو سبیل رو ببینی و بری در سبیل، می فرمایی که ماجراها اینجوری چیده شده باشه که من برم در سبیل (إِمَّا كَفُورًا)، اصرار داره که نبینه؛ ‌

مطرح بودن (إِمَّا كَفُورًا) در قبال هر سه مرحله بیان شده در آیه دوم انسان

(إِمَّا كَفُورًا) در قبال هر سه گام آیه دوم مطرح هست و بعد از اون در قبال هدایت به سبیل، کافرمیشه در قبال خلقت انسان برخی از انسانها اینطور هستند کافر میشن در قبال خلقت انسان، نه کی گفته اصلاً خدا خلق کرده، هم در تاریخ بوده هم الان هست. یکی قائل به پوچی میشه یکی قائل به داروینیسم میشه او کافر میشه. کافر میشه نسبت به نَّبْتَلِيهِ کی گفته اصلاً امتحانی هست کی گفته خدا در زندگی ما داره ما رو امتحان میکنه کی گفته که فلان صحنه هایی که در زندگی ما اتفاق میافته امتحان خداست، اصلاً کی گفته خدا برای من برنامه داره کی گفته خداوند امروز برای من امتحان قرار داده، دست خداوند رو در برنامه های زندگیش نمیبینه در نظر نمیگیره کافر میشه، این فرد داره نسبت به گام نَّبْتَلِيهِ کفر می ورزه افراد زیادی هستند که نسبت به گام اول نسبت به خلقت انسان کافر هستند خلقت انسان به واسطه ی خدا کافر هستند، یه افرادی هستند که نسبت به این مرحله کافر نیستند ولی تو مرحله ی دوم پاشون بسته هست کافرند اونجا، ما چند نفرمون میتونیم از این مرحله عبور کنیم؟ از کفر در این مرحله عبور کنیم دست خدا رو مدام در برنامه های زندگی مون ببینیم دست خدا رو مدام در تقدیرات زندگی هامون ببینیم، هر روز که زندگی می کنیم قائل به این باشیم و واقعاً این ماجرا رو متوجه باشیم که خداوند یک طرف ماجرای ماست و برای ما برنامه داره. فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعَا بَصِيرًا خداوند موقعیتهایی قرار میده که تو ای انسان بر سمع و بصرت افزوده بشه ما چقدر این ماجرا رو می بینیم؟ کافر بودن در قبال فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعَا بَصِيرًا هم مطرح هست. من که میفهمم من که می بینم من خودم میشنوم من که بصیرتم زیاد هست... آقا خدا باید برای تو بصیرت قرار بده خدا باید برای تو سمع قرار بده باید به دنبال موقعیتهایی باشی که خداوند برای تو سمع و بصر قرار بده و از اون موقعیتها استفاده کنی و بفهیمی و بگیری مطلب رو که خداوند برای تو اینجا سمع و بصر قرار داده و اونها رو بکار بگیری اونها رو برداری. فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعَا بَصِيرًا انسان بفهمه که خداوند برای او سمع و بصر قرار میده بعضیها نسبت به این ماجرا کافرند، آقا سمعت زیاد میشه چجوری؟ زیاد میشه دیگه بالاخره ما هم کسی هستیم، آقا بصیرتت زیاد میشه دیگه می فرمایی بله، میگی چجوری؟ میگه بالاخره ما هم برای خودمون کسی هستیم دیگه، تو کافر هستی سمع و بصرت رو باید به واسطه ی خداوند و به واسطه ی موقعیتهای خدایی رشد کنه، کسی که خدایی نکرده در این سه مرحله دارای کفر هست دارای صفت کفر هست چگونه میتونه به سمت سبیل بره، حتی اگر به سبیل هدایت بشه چگونه میتونه بره کسی که به ماجرا نَّبْتَلِيهِ کافر هست به برنامه های خداوندی کافر هست به دست بالا سر کافر هست به دستی که لحظه به لحظه در زندگیش برنامه داره کافر هست اون رو نمیفهمه اون رو نمی بینه ولو به سبیل هدایت بشه چگونه می تونه بره سراغ سبیل، نمیتونه؛ به پای او غُل بسته شده کسی که به این سه مرحله کافر شده چگونه میتونه بره ولو سبیل در پیش روی او مطرح باشه در آیه سوم سوره انسان میفرماید که (إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ) ما نوع انسان رو به سبیلی مشخص هدایت کردیم کسی نیست که به سبیل هدایت نشه، نمیتونه بره، ولو شما بفرمایید به درجاتی از سبیل، همه به درجاتی از سبیل هدایت میشن نمیتونه بره، چون کافر هست چون سه گام کفر داره یا حداقل در یک گامش کفر داره یا در خلقت انسان کافر هست یا در برنامه های زندگی در ابتلائات زندگی نسبت به دست خداوندی در برنامه های زندگی کافر هست یا نسبت به ماجرای سمیع و بصیر شدن کافر هست این نمی تونه بره ولو سبیل رو در پیش روی او روشن کنی براش معلوم باشه. سه گام کفر مانع میشه که انسان به سبیلی که برای او معلوم شده وارد بشه.‌

سلاسل، اغلال و سعیر سه مانع مطرح در آیه سوم سوره انسان، در مسیر کسانی که در قبال سه مرحله آیه دوم کافر باشند و قائل به دست بالا سر خدا در این مراحل نیستند

ببینید در آیه دوم سه گام مطرح هست در آیه ی چهارم ببینید (إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَاْ وَ أَغلَالًا وَ سَعِيرًا) سه مانع برای کافرین، سه گام کافر بودن سه مانع در مقابل کافرین، إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ برای کافرین سه مانع وجود داره بخاطر کفرشون سه چیز دست و پاشون رو میگیره سر راهشون سه چیز قرار داده شده (سَلَاسِلَاْ وَ أَغلَالًا وَ سَعِيرًا) بله در آیه دوم و سوم در سوره ی انسان همه ی انسانها مواجه با این آیات هستند یعنی همه ی انسانها خلق شدن از نطفه ی امشاج ، همه ی انسانها در معرض ابتلائات هستند همه ی انسانها در معرض موقعیتهایی هستند که براشون سمع و بصر قرار داده بشه وهمه ی انسانها در معرض هدایت به سبیل هستند اون چیز که اونها رو از هم مجزا میکنه رفتار شکر و کفر هست، انسانها رو به دو دسته تقسیم میکنه قبول داشتن یا نداشتن انسان نوع رفتار انسان صورت مسئله رو پاک نمیکنه یعنی شاکر بودن یا نبودن انسان خلقت انسان رو تغییر نمیده، انسان بالاخره خلق میشه و خلق شده اینکه او شکر کنه یا کفر کنه دلیل بر این نمیشه که در زندگیش ابتلائات باشه یا نباشه در زندگی همه ی انسانها درجاتی از ابتلائات وجود داره در زندگی همه ی انسانها درجاتی از موقعیتهای دستیابی به سمع و بصر وجود داره ممکنه انسانی قبول داشته باشه ممکنه انسانی قبول نداشته باشه، قبول نداشتن او دلیل بر وجود نداشتن این ماجرا نیست او قبول نداره دلیل بر این نیست که وجود نداره این ماجرا، یه سری انسان قبول ندارند که خداوند خلق کرده این دلیل بر این نیست که خلق نشده این دو تا با هم فرق دارند، او قبول داره که خلق شده میگه خدا خلق نکرده، یعنی چه قبول داشته باشه که الان وجود داره و خلقتی پیدا کرده چه قبول نداشته باشه بالاخره او خلق شده، کفر او به خدا بر میگرده به دست خالق برمیگرده به اون إِنَّا برمیگرده به إِنَّا خَلَقْنَا ، کفر او به اونجا برمیگرده، کفر او به إِنَّا نَّبْتَلِيهِ برمیگرده، کفر او به این برمیگرده که إِنَّا جَعَلْنَاهُ سَمِيعاً بَصِيرًا به اون إِنَّا برمیگرده کفر او به إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ به إِنَّا برمیگرده، او به این ماجرا داره کفر می ورزه، از اینجا شروع میشه بعد خود ماجرا رو هم ضایع میکنه، کسی که به دست خداوندی کفر بِورزه از اون ماجرا هم نمی تونه درست استفاده بکنه لذا خود ماجرا رو هم ضایع میکنه پس کفر نسبت به دست خداوندی به ضایع کردن اون ماجرا منتهی میشه. چه قبول داشته باشه چه نداشته باشه به این ماجراها مواجه هست این ماجراها در زندگیش وجود داره پس کفر نسبت به این ماجرا هاست، شکر نسبت به این ماجراهاست. شکر نسبت به این ماجراها که چی بشه؟ شما نسبت به ماجراهای إِنَّا خَلَقْنَا تا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ شکر داشته باشی که چی بشه؟ که بتونی بیای تو مسیری که مذکور بشی، انسان تو اگر توی این مسیر نیای یه شئی، یه شئی هستی ولی مذکور نیستی بیای توی مسیری که مذکور خدا بشی.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است