یه بحثی رو در سورهی انسان میشه دنبال کرد، بحث سبیل الی رب، ترسیم پلکان سبیل الی رب، یک سری کلیات سبیل الی رب، تو خود همین سوره وجود داره، یعنی نیاز نیست به جاهای دیگه به آیات دیگه به سُوَر دیگه مراجعه بشه، همین جا تذکره ای وجود داره که برای بر اساس اون تذکره میشه سبیلی رو شناخت به سوی رب و اون سبیل رو اتخاذ کرد، سبیلی به سوی رب،
تبیین مرحلهمرحله به سوی موقعیت «سَقَئهُمْ رَبهُُّمْ شَرَابًا طَهُورًا» در سوره انسان
این رب کجاست؟ میایم جلو در آیه ی بیست و یکم مطرح هست که وَ حُلُّواْ أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَ سَقَئهُمْ رَبهُُّمْ شَرَابًا طَهُورًا یک ربی در آینده اونجاهایی که رَأَيْتَ نَعِيمًا وَ مُلْكاً كَبِيرًا ، یه ربی اونجاها نشسته اونجا هست که ساقی گری میکنه و یه جنس خیلی خوب ساقی گری میکنه، ساقی گری میکنه یک جنسی که شَرَابًا طَهُورًا هست، شراب هست یعنی انسانها یعنی اون افرادی که تحت این ساقی گری قرار میگیرند یَشرَبون یا یَشرَبُ برای اونها اتفاق میافته و طَهورا هست، خب یه ربی اینجاست شما اونجا رو نشانه میکنی به دنبال راهی هستی به سوش، پس إِلى رَبِّهِ سَبِيلا ، رب رو پیدا کردیم کجاست، الی رب شما میگی اصلا این رب کجاست؟ من به سوی او یک سبیلی اتخاذ کنم، رب رو پیدا کردیم کجاست و یه عنوان کلی از فعل او دونستیم سَقَئهُمْ رَبهُُّمْ شَرَابًا طَهُورًا ، مشخصاتی از اون فضا مطرح هست پله به پله به سوی اون فضا مطرح هست قدمهای به سوی اون فضا مطرح هست راه به سوی اون فضا پله به پله مطرح هست
گام اول از سقایت رب، به صورت اطعام شدن، در آیه هشت سوره انسان مطرح میباشد
در آیه ی هشت مطرح هست که از گام اول از گامهای اول از سقایت اون رب اینجا طعمی بچشید یه جایی قرار بگیرین با یه صفاتی باشید و یه جایی قرار بگیرید که از سقایت اون رب الان در دنیا طعمی بچشین، بعد طی یک مسیری حرکت کنیم به سمت عبادالله شدن، بعد از گام عبادالله شدن حرکت کنیم گام به گام به سمت منبع اصلی سقایت رب، این مسیر به سوی رب هست برای اینکه در مسیری قرار بگیریم که طعم سقایت رب رو بچشیم اول باید پرداخت بشیم ابتلاء پیدا کنیم آزمایش بشیم امتحان بشیم، بروز پیدا کنیم، نَبتلیه آزمایشی هست که انسان رو بروز میده آزمایشی هست که انسان رو شکوفا میکنه آشکارتر میکنه، نَبتَلیه فقط به معنای آزمایش نیست به معنای امتحان نیست، امتحانی که صحنه ها یی که انسان رو بُروز میده، انسان شکوفا میشه إِنَّا خَلَقْنَا الْانسَان اول پرداخت بشیم یه بستر آماده پیدا بکنیم بعد وارد صحنه هایی بشیم تو اون صحنه ها بُروز پیدا کنیم، و بعد سمیع و بصیر بشیم اینجاست که تازه اشاره به سبیل معلوم میشه شما میتونی سبیل رو ببینی، سبیل رو پیدا بکنی شروع گام برداشتن در ابتدای سبیل وارد شدن به سبیل إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيل هنوز وارد سبیل نشده دیگه، تازه سبیل رو میبینه اگر وارد سبیل شده باشه اگر این نَبتَلیه، فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعَا بَصِيرًا توی سبیل باشه که هَدَيْنَاهُ السَّبِيل معنی نداره، توی سبیل که به سبیل هدایت نمیشه، خب این مقدمات انجام میشه که او به سبیل هدایت بشه سبیل، رو ببینه بره سراغ سبیل، چگونه بره؟ شاکرانه، شاکرانه برو سراغ سبیل، سبیل رو پیدا کردی شاکرانه برو سراغ سبیل، چشم و گوشت رو باز میکنند اول آماده ات میکنند بعد در صحنه های مختلف مورد امتحان قرار میگیری که بُروز پیدا بکنی، از خفتگی بیرون بیای، نَبتَلیه خیلی مهم هست، عمده ی ما انسانها از فضای ابتلاء فاصله داریم از فضای ابتلائات خداوندی فاصله داریم و سعی میکنیم خودمون رو فاصله بیاندازیم بین خودمون و فضای ابتلائات خداوندی فاصله بیاندازیم، خیلی موقع ها صحنه جلوی پا مون هست صحنه ای که خودمون هم متوجه هستیم امتحان ماست بالاخره یه سنجشی هست برای ما، من اگر وارد این صحنه بشم صحنه صحنه ی خداییست یه سنجشی هم از خودم بدست میاد وارد نمیشم، تَن نمیدم به این موضوع، وارد بشیم البته خداوند صحنه ها رو آماده میکنه هر انسانی در حدی وارد میشه هرچقدر بیشتر به این صحنه ها تَن بدیم سمع و بصر بیشتر نصیب مون خواهد شد و با این چشم و گوش خداوندی متوجه سبیل بشیم وقتی متوجه سبیل شدیم شاکرانه در سبیل گام برداریم به سمت سبیل گام برداریم.
اهل شکر بودن در قبال هدایت به سبیل یعنی خضوع و احتیاج نسبت به محبت ابرار
بله سه گام هدایت سبیل مطرح هست هدایت به سبیل وقتی هدایت به سبیل شدی شاکر باش، با رفتاری شاکرانه به سمت سبیل برو، به سمت سبیل برو! کجاست؟ خدایا سبیل رو معرفی میکنی من میخوام به سمت سبیل برم سبیل کجاست؟ الان هدایت به سبیل شدم یعنی برم چه کار بکنم؟ شما فرض کنید که سبیل یعنی یک روش یعنی برو یه سری کاری را انجام بده هدایت شدی که بری یه سری کارها رو انجام بدی، بعد از اینکه پرداخت شدی ابتلاء پیدا کردی سمع و بصر برات قرار داده شد هدایت شدی که بری یک سری کارها رو انجام بدی نسبت به اینکه بری این کارها رو انجام بدی شاکر باش نسبت به این هدایته شاکر باش، خب من برم چه کارهایی انجام بدم؟ چه چیزی رو دنبال کنم؟ این ماجرا رو در آیه ی هشت دنبال کنیم از آیه هشت بحث سبیل شروع میشه مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا نسبت به محبت ابرار، انسان شاکر انسان متواضع هست بعد از اینکه پرورش پیدا کرد، در ابتلائات مختلف بُروز پیدا کرد دارای سمع و بصر شد سرکش نمیشه بلکه شاکر میشه و با صفت شکر سر فرود میاره میره سراغ سبیل به حالت مسکین و یتیم و اسیر محتاج محبت ابرار میشه، کسی که حتی گامهایی از رشد رو طی بکنه، در ابتلائات مختلف بُروز پیدا کنه، سمع و بصر پیدا کنه، یک لحظه گمان کنه که محتاج محبت ابرار نیست این شاکر نیست پاهاش بسته میشه گیر میافته دیگه نمیتونه در سبیل و به سمت سبیل حرکت کنه، پس به حالت این فرد شاکر به حالت مسکین و یتیم و اسیر در فضای احتیاج به محبت ابرار به سمت ابرار حرکت میکنه اینجاست که سبیل آغاز میشه
اولین مرحله در سبیل اسرار بر طعمی از شراب طهوری که در رب این سبیل در ملک کبیر سقایت مینماید
گام اول در سبیل طعمی از غذای توی خونه، طعمی از دست پخت توی خونه، طعمی از نونی که توی خونه پخته شده، بعد ِاسرار بر این طعم، يُطْعِمُونَ الطَّعَام اِسرار بر این طعم، اِسرار بر این گونه تغذیه شدن، آنقدر بر این موقعیت اِسرار کردن که طعم زندگیش از اینجا قرار بگیره، به حالت مسکین و یتیم و اسیر میاد به سراغ سبیل، سبیلی که مقصد سبیل ربی هست که شَرَابًا طَهُورًا سقایت میکنه، به سبیلی گام برمیداره که ربش شرابا طهورا سقایت میکنه، در این سبیل در آغاز مسیر سبیل طعم شرابا طهورای رب مقصد سبیل رو میچشه و به این طعم عادت میکنه دیگه طعم دیگری برای او جلب توجه نمیکنه، آنقدر با این طعم زندگی میکنه آنقدر با طعم فضای اندرونی خونه زندگی میکنه که وجودش اون گونه شکل میگیره هر روز وابسته تر، هر روز محبتش بیشتر، هر روز اشتیاقش بیشتر، سبیل اینجوریه شروع سبیل اینجوریه، تویی که خداوند پرداختت کرد از حالتی که یه نقطه ی کوچولو بودی یه قابلیتهای نهفته ای در وجود تو قرار داشت پرداختت کرد آمادهات کرد برای بُروز و در صحنه های مختلف بُروزت داد این قالبیتها رو بیرون کشید و امروز خودت میدونی این قالبیتها رو داری خدا بُروزش داده سمع و بصر برات قرار داد خدا قرار داد تو صحنه های مختلف سمع و بصرت رو ارتقاء داد و بر اساس این سمع شنیدی و بر اساس این بصر دیدی حالا بیا سراغ سبیل
همه سبیل رنگ و بوی ربّی را دارد که درون خانه است و ساقی شراب طهور میباشد، شرابی که انسان را روز به روز پاکتر میکند
همه ی اینها برای این بود که بیا سراغ سبیل شاکرانه هم بیایی سراغ سبیل یعنی بیایی در منشی در روشی در راهی که طعم بگیری از اندرونی خانه و بر این طعم گرفتن اِسرار داشته باشی، رنگ زندگی رنگ درون خانه، رنگ وجود رنگ درون خانه، بوی زندگی بوی درون خونه، طعم فکر فکر درون خانه، طعم اخلاق طعم اخلاق درون خونه، اینه سبیل چقدر صحنه ی زیبایی هست یه ربی اندورنی خونه نشسته یه شرابا طهورا دستش هست اون رو سقایت میکنه وقتی به اون شرابا طهورا وصل بشی روز به روز پاک تر روز به روز تمیز تر، از اون شرابا طهورا طعم بگیری روز به روز گرد و غبارها بریزه،
دست مادر مهربان س اطعام کننده محبان و ابرار واسطه این عمل
دستی از اندرونی به بیرون برای اینکه خاک و خُل ها رو بریزه، اون این کار رو انجام میده، ابرار واسطه هستند ابرار يُطْعِمُونَ الطَّعَام از کجا میارند؟ مِن كَأْس ، طعام که ابرار نیست ابرار يُطْعِمُونَ الطَّعَام از کجا؟ خودشون از کجا میارند؟ مِن كَأْس ، از اندورنی میگیرند، يُطْعِمُونَ الطَّعَام چشیدن طعم به واسطه ی ابرار از اندورنی، خیلی زیباست درسته اندرونی دور از دسترس هست درسته که اندورنی پنهان شده درست هست که در شب دفن مادر مهربون سلام الله علیها صاحب اندرونی پنهان میشه ولی راهی میگذاره که ابرار به وسیله ی اون راه از مسیر اون راه طعم اندرونی رو به مسکین و یتیم و اسیر بچشونند نه یه بار نه چند بار، همیشه، يُطْعِمُونَ الطَّعَام همیشه این طعم رو بچشونند ،
طعمی از درون خانه داشتن، ملاک بودن در سبیل
اینه سبیل، آغاز سبیل با پیوسته چشیدن طعم از اندورنی خانه، می خوای ببینی تو سبیل هستی؟ از کجا طعم میگیری، چقدر طعم از توی خونه میگیری
سبیل، یعنی راه به سوی مادر مهربان س، راهی که خود او آماده نموده و آذین بسته
سبیل، سبیل با خونه فرق داره سبیل یعنی راه خونه، فلانی من پرداختت کردم تو صحنه های مختلف قرارت میدم بُروز کنی، سمع و بصر برات قرار میدم تا بیای راه خونه رو انتخاب کنی بیای تو راه خونه، یک صدای مادرانه یه محبت مادرانه با یه محبت مادرانه، فلانی من تنهات نگذاشتم اون موقعی که یک نقطه ی کوچولو بودی، یک شئ کوچولو بودی، آماده ات کردم تو صحنه های مختلف آوردمت، یادت میاد ؟ یادت میاد؟ اگه یادت میاد بگو خدایا شکرت، بار ها و بار ها توجه ات رو جلب کردم با سمع و بصر یادت میاد؟ اگه یادت میاد بگو خدایا شکرت خدایا شکرت من رو یادت نرفته، اینها رو انجام دادم که تو بیای تو راه خونه، من در خانه منتظر تو هستم خیلی وسایل پذیرایی برات آماده کردم همه جا رو آزین بستم چراغونی کردم آزین بستم، منتظرت هستم منتظرت هستم که بیای، بیای تو خونه وقتی اومدی ازت تشکر کنم که اومدی. بله سبیل یعنی راه خونه راه به سوی اندورنی خونه راه به سوی خانه ی مادر مهربون،
مسکین و یتیم و اسیر درب خانه ابرار باشیم تا پیوسته بر اساس محبت طعمی از درون خانه بچشیم
فلانی میخوای ببینی تو سبیل هستی؟ باید ببینی تو راه خونه ی مادر مهربون هستی یا نه، راه خونه! یعنی چی؟ یعنی راهی که داری میری به سمت اندرونی میری میرسی به خونه میری تو خونه میری تو اندرونی، ابرار کمکت میکنند يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ حُبِّه با محبت کمکت میکنند میای در جوار حرم امام رضا عیله السلام، امام رضا علیه السلام کمک میکنه کمک میکنه که قدم برداری در راه به سوی خونه، بیای تو راه، تو راه بیای یعنی طعم بچشی، میای کنار حرم امام رضا علیه السلام مهم اینه که به وسیله ی ابرار بیای تو سبیل بیای تو راه خونه، بیای تو راه خونه یعنی چی؟ یعنی طعم بچشی از توی خونه، میای کنار حرم امام رضا علیه السلام ، امام رضا علیه السلام طعم میچشونه از توی خونه، میری سفر زیارتی کربلا ، امام حسین علیه السلام طعم میچشونه از توی خونه، مدتها در این فضا می مانی، یعنی باید مدتها بمانی، مدتها باید در این فضا بمونی، عاجزانه، پناهگاهت باید اینجا باشه باید گرفتار اینجا بشی، عاجرانه باید به درب خانه ی ابرار وصل بشی باید به درب خانه ی ابرار پناه ببری، أَ لَمْ يجَِدْكَ يَتِيمًا فََاوَى ، آره من رو یتیم پیدا کردی و پناهم دادی، و پا بست بشی و بند بشی، اجزای وجودت بسیار بسیار گرفتار این درب خانه بشه، مدتها این طعم رو بچشی، مدتها این طعم رو بچشی، وجودت بر اساس این طعم شکل بگیره، دیگه طعم دیگه ای تو زندگیت نباشه الا از اینجا، طعام تو از اینجا باشه یعنی طعم همه ی زندگیت، هر چیز تو زندگیت قراره طعمی داشته باشه از اینجا باشه این طعم رو از ابرار بگیره، اینجوری اومدی تو سبیل، يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ بر اساس طعم زهرایی شکل بگیری بر اساس طعم فاطمی شکل بگیری وقتی کسی به تو نگاه میکنه وقتی کسی تو رو میبینه رنگ تو رنگ توی خونه، بوی تو بوی توی خونه، اصلا به تو بگه که فلانی تو اینجا نیستی ها ! بوی یه جای دیگه میدی، طعم یه جای دیگه میدی، مزه ی یه جای دیگه رو میدی، این جوری یعنی اومدی توی سبیل، سبیل سوره انسان یعنی اینجوری یعنی از اینجا شروع میشه، سبیل انسان مذکور از اینجا شروع میشه،
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ که از عالیترین مصادیقش عاشوراست رفتاری از ابرار بعد از اطعام بر اساس محبت نسبت به مسکین و یتیم و اسیر
در این سبیل قدم برداری، آرام آرام میری جلو، يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يخََافُونَ يَوْمًا كاَنَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا چه میکنند ابرار برای تو، به تو طعم میچشونند طعم توی خونه، و وفا می کنند به نذر، يُوفُونَ بِالنَّذْرِ خیلی عجیب هست، برای اینکه پله های سبیل به سوی اندورنی ساخته بشه قدمها بر میدارند ابرار، اولین قدمش آیه ی نه هست إِنمََّا نُطْعِمُكُم یه طعم عمومی، هیچ توقّعی هم برای این طعم عمومی وجود نداره لَا نُرِيدُ مِنكمُْ جَزَاءً وَ لَا شُكُورًا یک افرادی هستند شاخک هاشون تیز میشه میرند سراغ درب خونه ی ابرار به حالت مسکین و یتیم و اسیر یه طعم اختصاصی و پیوسته، راه اینجا آغاز میشه میان تو سبیل، ابرار پله پله سبیل رو می سازند با این طعم این انسانها شکل میگیرند میان جلو با فضای يُوفُونَ بِالنَّذْرِ قدم بعدی رو برمیدارند، چه ماجراها در يُوفُونَ بِالنَّذْرِ ابرار برای انسانها رقم میزنند، از یه جهت ماجرای امام حسین علیه السلام ماجرای عاشورا ذیل يُوفُونَ بِالنَّذْرِ هست، شما اینجا می چینی، قدمی در سبیل مقطعی از سبیل به سوی توی خونه، انسان در این سبیل گام به گام هم سمعش ارتقاء پیدا میکنه هم بصرش، آرام آرام میشنوه بیشتر میشنوه، میبینه بیشتر میبینه، یه کم که جلوتر میره دیگه از تو خونه صداهایی میشنوه یه کم که جلوتر میاد به یه جاهایی در یه جاهایی از سبیل از تو خونه یه صداهایی میشنوه،
در سبیل آنقدر اطعام صورت میگیرد که سمع و بصر انسان رشد کرده و نفس او تبدیل به نفس مطمئنه گردد آنگاه مخاطب يَأَيَّتهَُا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّة ارْجِعِى إِلىَ رَبِّكِ خواهد شد و در زمره عبادی قرار میگیرد که بواسطه فجر از چشمهها مینوشند
مدتی که در این سبیل زندگی میکنه وجودش شکل میگیره، یه قدم که جلو تر میره در مقاطعی از سبیل وجودش محکم میشه، نه حتما این راه به سوی توی خونه هست اینجا فقط طعم میچشید اینجا مطمئن میشه، میشه چی؟ میشه نفس مطمئنه، نفسش رشد میکنه هم نفسش رشد میکنه هم سمعش رشد میکنه هم بصرش رشد میکنه دیگه میشنوه ای توایی که نفست مطمئن شده اینقده توی این راه جلو میره تا نفسش مطمئن میشه، میشه یه نفس مطمئنه، آنقدر توی این راه موضوع دیده و شنیده که دیگه نفسش مطمئن شده این راه حتما به سوی اندورنی هست، این راه حتما به سوی توی خونه هست، اینجاست که میشنوه يَأَيَّتهَُا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّة ای کسی که دیگه نفست مطمئن شده پاشو بیا ارْجِعِى إِلىَ رَبِّكِ برگرد به سوی رب ات، بیا، پاشو بیا، بیا در رو باز کردم، برگرد به سوی رب ات، ارْجِعِى إِلىَ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّة فَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى بیا ، بیا در زمره ی عباد من، پاشو بیا، بیا در زمره ی عباد تا از چشمه ها به تو بنوشانم، بیا به سوی عباد، چجوری؟ بیا به سوی عباد تا فجر کنم برای تو، بیا در زمره ی عباد تا لایه به لایه، قدم به قدم حجابها رو کنار بزنم، اتاق به اتاق بیای جلو، قدم به قدم بیای جلو.