جایگاه و ضرورت روایات در قبال قرآن، مگر قرآن نقصی دارد که روایات باید آنرا تکمیل نمایند؟
چند کلامی در مورد تعامل آیات قران و روایات: بسم الله الرحمن الرحیم برای این بحث اول باید جایگاه صدور روایات رو دنبال کنیم چرا روایات؟ مگه روایات چه ضرورتی داره، مگه قرآن کافی نیست این سوال باید از درون قرآن درست پاسخ داده بشه مگه قرآن کافی نیست!؟ کتاب هدایت، چرا روایات وقتی کتاب هدایت وجود داره وقتی قرآن کتاب هدایت هست وقتی قرآن فرقان هست وقتی قرآن کتاب علم هست روایت برای چه، چه اهمیتی داره آیا روایت به معنای عدم کفایت قرآن هست اول باید این سوال خوب پاسخ داده بشه آیا باور به استفادهی روایت به معنای باور به اینه که قرآن کافی نیست؟ به معنای چی هست؟ شما میفرمایی ممکنه به معنای این باشه که توضیح بیشتر یعنی باور به این دارید که قرآن مُجمَل هست توضیح کمتر داره نقص داره آیا به معنای نقص در قرآن هست؟ ما در مورد روایاتی بحث می کنیم که در حیطه ی اعتقادات و اخلاق و احکام و اینها هستند اون روایاتی که یه بخش تاریخی درش مطرح هست اونها نه، ممکنه تاریخ هست مثل تاریخ مثل نسبت تاریخ با قرآن. اگر میگیم هدایت خب اگر هدایت برامون مهم هست آیا از روایات هدایت بر میاد ممکنه بفرمایید بله خب از یه جهت مطرح میکنید که قرآن کتاب هدایت هست چه ضرورتی به روایاتی هست که در اون هدایت وجود داره چه ضرورتی به روایاتی هست که در اونها معارف وجود داره چه ضرورتی به روایاتی هست که در اونها علم وجود داره. ما باید با این سوال وارد بشیم و این سوال رو حل بکینم این سوال خودش یک مدخل ارتباط ایجاد کردن بین روایات و قرآن هست شما اصلا ندونی جایگاهش چی هست چه ارتباطی میخوای ایجاد بکنی ندونی برای چه روایت؟ به چه دلیل روایت؟ به چه دلیل بایستی حدیث وجود داشته باشه؟
دستهبندی دلایل ضرورت وجود روایات نسبت به قرآن، طبقهبندی کننده روایات در تعامل با قرآن
ما باید اینجا بتونیم یه دسته بندی مناسب انجام بدیم با عنوان مثال شما ممکنه برسی به پنج دسته دلیل بگی به این پنج دسته دلیل روایت باید وجود داشته باشه این روایات ذیل این دسته دلیل هستند این روایات ذیل این دسته دلیل هستند پس این موضوع به روایات شما جایگاه میده اول یعنی شما در مرحله ی اول جایگاه شون رو پیدا میکنی در تعامل با قرآن جایگاه شون رو پیدا میکنی
آیا سرنخی قرآنی در ضرورت رجوع به احادیث وجود دارد؟
خب آیا میشه این بحث رو در خود قرآن دنبال کرد آیا قرآن خودش سر نخی داده به ما گرا داده؟ جهت داده که باید روایت وجود داشته باشه؟ به کسی ممکنه بگه که آقا روایات یه بحثهایی بوده که مطرح شده چرا باید جمع بکنیم چرا باید بخونیم شما میگی نه باید بخونیم میگه خب چرا میگی نه باید بخونیم اینکه دلیل نمیشه باید بگی به این دلیل قرآنی. اگه اون فرد به شما بگه به چه دلیل قرآنی من باید برم سراغ روایت باید براش دلیل قرآنی بیاری، دلایل قرآنی این موضوع چیه آیا نیاز به کار بیشتر داره آیا نیاز به بررسی بیشتر داره؟ و اگر لازم شد بعد از این ما دلایل حدیثی متقن این موضوع رو هم بررسی بکینم اون هم هیچ ایرادی نداره اونها هم میتونند دلیل باشند آیا حدیث ثقلین میتونه ملاک رجوع به روایت باشه؟
آیا باید به روایات نیز ایمان داشت؟
روایت جایگاهش برای ما چیه؟ وقتی شما جایگاه روایت رو میتونی معلوم کنی که جایگاه روایت رو نسبت به قرآن معلوم بکنی شما موظَّفی به قرآن ایمان داشته باشی آیا موظّفی به روایت ایمان داشته باشی؟ موظفی به وجود قرآن ایمان داشته باشی فارق از اینکه قران رو فهمیده باشی یا نفهمیده باشی قبول داشته باشی این قرآنه و باید باشه و باور داشته باشی که تو باید به قرآن پایبند باشی حالا اینکه تا چه حد باشی یا نباشی این بحث دوم هست این ایمان رو باید داشته باشی ایمان به کتاب، عمل به کتاب یه حرف دیگه هست ایمان به کتاب، ایمان به ( بِه ما اُنزِلَ عِلَیک) یک از (بِه ما اُنزِلَ عِلَیک) کتاب، قرآن، باید ایمان داشته باشی ولی آیا باید به آن چیز که عنوانش هست روایت ایمان داشته باشی؟
آیا روایات ذیل دستهبندیهای مختلف آیات قرآن از جمله محکم و متشابه قرار میگیرند؟
آیا باید روایات رو ذیل بحث قرآن ناطق بررسی کرد؟ نطق قرآن ناطق هست؟ در مجموع تقدس روایت برای ما چقدر هست؟ آیا بین روایات و آیات ارتباطی بر اساس دسته بندی آیات وجود داره؟ آیا قران خودش رو دسته بندی کرده؟ آیا قرآن برای خودش سر فصلهای کلی قائل هست؟ اگه سر فصلهای کلی برای قرآن قائل باشیم وجوه کلی مختلفی برای قرآن قائل باشیم آیا روایات به این دسته بندی ها ارتباط دارند به کدامشون ارتباط دارند چقدر ارتباط دارند؟ مثلا یه جایی می فرماید که خب کتاب رو بر تو نازل کردیم در اون کتاب آیات محکم هست و آیات متشابه آیا روایات به این دو دسته بندی از آیات در کتاب ارتباط دارند؟ آیا میشه گفت روایات همه مربوط به آیات متشابه هستند؟ آیا میشه گفت مربوط به آیات محکم هستند؟ از یک نگاه قرآن دو دسته آیات داره آیات محکم آیات متشابه، آیه قرآن می فرماید از یه دید نگاه کنیم قرآن دو دسته آیات داره آیات محکم آیات متشابه اگر روایات با قرآن مرتبط هستند و به قرآن اتصال دارند به کدام دسته از این آیات ارتباط دارند چگونه ارتباط دارند؟ آیا خود روایات دو دسته هستند دستهای شون به آیات محکم دسته ای شون به آیات متشابه؟ چجوری این رو باید تشخیص بدیم؟ یه جایی می فرماید آیات محکم تفصیل آیات محکم هست آیا به این ارتباط داره؟ یه جایی می فرماید تبیان آیا به این ارتباط داره؟
آیا روایات حاصل تدبر، تعقل و تفکر اهل بیت ع در مورد آیات قرآن هستند و میتوان روایات را ذیل این موضوعات چیدمان نمود؟
آیا روایات ذیل بحثهای تعقّل و تدبّر و تفکّر و تفقّه در آیات هستند؟ اهل بیت علیهم السلام به عنوان مومن ترین انسانها به عنوان مثلا مصداق اولوالألباب، آیه قرآن می فرماید که مثلا در این آیه نسبت به این آیه علم نداره الا اولوالألباب، نسبت به این آیه چی تعقّل نمیکنه به عنوان مثال الا اولوالألباب، یه سری آدمها هستند می تونند تعقّل کنند مومنین خاصی می تونند تعقّل کنند تدبّر کنند کسی تدبّر نمیکنه الا اولوالألباب اگر روایتی از امام علیه السلام نقل هست آیا این تدبّر او به عنوان اولوالألباب در این آیه هست؟ تفکر او در این آیه هست؟
سیره علمای حدیث در دسته بندی روایات، موضوعی بوده و باید به نوع ارتباط روایات نسبت به آیات پرداخته شود
ما الان مطرح میکنیم که کتاب روایات فرض کن همه ی روایات رو در یک کتاب جمع کنیم صد هزار تا روایت از اول تا آخر بنویسیم ارتباطش با قرآن چیه این باید برای ما مهم باشه ما الان روایات رو به یه شکل خاصی دسته بندی می کنیم دسته بندی موضوعی، در این روایت بحث خانواده مطرح شده در این روایت بحث تجارت مطرح شده در این روایت یک بحث عالم شناسی مطرح شده در این روایت بحث توحید مطرح شده یا در برخی روایات چند تا بحث مطرح شده بر اساس موضوع دسته بندی می کنیم کلا سنت دسته بندی روایات در طول تاریخ به صورت غالب همین بوده دسته بندی براساس موضوع، مطلبی که در روایت مطرح هست موضوعی که مطرح هست نه بر اساس ارتباط با قرآن، این روایت روایتی در مورد خانواده هست ولی تدبیر این آیه هست این روایت روایتی در مورد خانواده هست یا در مورد هر چیز دیگه ای هست ولی این روایت تبیین این آیه هست. بتونیم روایات رو با این فضاها مرتبط کنیم. چه کسانی می تونند به قرآن بپردازند؟چه کسانی می تونند از قرآن بهره ببرند؟ این رو باید بررسی کنیم در چه زمینه هایی می تونند بهره ببرند؟ این رو باید بررسی کنیم لیست کنیم چه کسانی از اینها می تونند موضوعی رو که برداشت کردند بهره بردند اون رو مطرح بکنند؟ این رو باید لیست کنیم