کسالت در به سوی نماز نشانه منافق و فتنه‌گر


بسم الرحمن الرحیم‌

کسالت در به سوی نماز نشانه منافق و فتنه‌گر

جمعه 4 جمادی الاول 1440 - دفتر فلسطین – جلسه دعای ندبه‌

در برخی از آیات مانند 142نساء و 54توبه صحبت از نمازی است که وبال میباشد

وقتی مطرح می شه که نماز، وبال هست خوب این چی هست؟ برای چه کسانی هست؟ آیاتش رو وقتی دنبال کنیم شما آیاتش رو باید با چه کلید واژه ای باید دنبال کنید؟ یکی از مفاهیم مربوط به این موضوع کسالت در نماز هست. این مطلب در آیات متعددی مطرح است. چند آیه مطرح هست از جمله آیات 142 سوره نساء و آیه 54 سوره توبه. ‌

در 142 نساء، صحبت از منافقان است که گاهی دلشان با مومنان است و گاهی با کافران و نمازشان ریاکارانه است و وقتی به سراغ نماز میروند با کسالت هستند

ببینید آیه 142 نساء از منافقین صحبت می شه. فراز صحبت، صحبت از منافقین هست. منافقین کی هستند؟ این منافقین کسانی هستند که سراغ نماز می رن إِذَا قَامُواْ إِلىَ الصَّلَوةِ قَامُواْ كُسَالىَ. وقتی اینها قیام می کنن برای اینکه برن سراغ نماز حالتشون حالت کسالت هست. يُرَاءُونَ النَّاسَ وَ لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا. اونها ذکر خدا نمی کنن، اینا یه نمایش برای مردم. در واقع اینطور هست نمایش برای مردم و در واقع اینطور هست که اینا ذکر خدا نمی کنن. الاّ کم، الاّ قلیل. چرا؟ چون منافق هستند. چرا این اتفاق برای نمازشون می افته؟ چون منافق هستن. مُّذَبْذَبِينَ بَينْ ذَالِكَ. گیج هستن. این وسط موندن. گاهی اینوری هستن گاهی اونوری. نمی دونن باید چه کار کنن. محکم نیستن. در راه خدا محکم نیستن. یه دفعه دلشون با مؤمنین هست، گاهی دلشون با مومنین هست، گاهی دلشون با کافرین. نسبت به کافرین، نسبت به تقابل با کافرین محکم نیستن. یه بار میان می گن حق با مومنین هست، یه با دیگه می رن می گن حق با کافرین هست. یه بار می گن حق با ماست یه بار دیگه می گن نه بالاخره آمریکا هم حق داره، اروپا هم حق داره، اونها هم درست می گن. باید مراقب باشه این رفتار او را به نفاق می کشونه. ‌

نشانه منافق این است که عزم به سمت نماز را ندارد هرچند که عارف به معارف نماز باشد، آنها دارای قیام صحیح برای نماز نیستند

وقتی منافق شد، نشانه اش کجا هست؟ از آثارش کجا هست؟ إِذَا قَامُواْ إِلىَ الصَّلَوةِ قَامُواْ كُسَالىَ. خداوند اون عزم بسوی نماز رو ازشون می گیره. ایشون دیگه نمی تونه به سمت نماز پرواز کنه. ولو معارف بلد باشه. ولو علم داشته باشه. ولو بدونه که باید انتظار نماز بکشه. ولو بدونه که باید در نماز پرواز کنه. در نماز باید به سمت معراج بره. ولی تا خودش قیامی صحیح به سوی نماز نداشته باشه، نمی تونه از نماز بهره ببره. باید قیامی صحیح داشت. قیامی با صفتی صحیح. خداوند در مورد زکریا ع هُو قايمٌ یُصلی فِی المِحراب. قیامش رو تایید می کنه. ‌

قیام منافقان صحیح نیست چرا که موضعشان در قبال کافران صحیح نیست

قیام منافقین تایید نمی شه. خودش وقتی قیام نکرده و قیامش صحیح نیست. حرکتش صحیح نیست به سوی نماز. چرا؟ چون منافق هست. چون موضع صحیح نسبت به کافرین نداره. در گرفتن موضع صحیح نسبت به کافرین مُذَبذَب هست. گاهی تو این فضا می ره که به سمت کافرین حرکت کنه. گاهی کافرین رو الگو قرار می ده. گاهی از کافرین تعریف می کنه. این نوع رفتارها نفاق رو در دل زیاد می کنه. وقتی نفاق زیاد شد، رفتار صحیح نسبت به نماز نخواهد بود. نماز می شه وبال گردن. ‌

منافق هر چند به نماز بپردازد جایگاه مانند مصلین سوره ماعون، «ویل» میباشد

هر چند که به نماز بپردازه، هر چند که بره سراغ نماز، ولیکن اون نماز براش فایده ای نداره. می شه از جمله آدمهایی که در سوره ماعون مطرح هست. فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ(4) الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتهِمْ سَاهُونَ(5) الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ(6). جاش تو جهنم است. ‌

حس و حال رفتن به سوی نماز یک معیار شناسایی و فهم است؛ پس اگر حسّ خوبی نداری باید قبل از نماز از کافران اعلام برائت کنی

خوب ببینید اینجا الان معیار نماز هست. معیار شناسایی. معیار فهم. چه چیزی از نماز؟ اینکه شما با چه حالی بسوی نماز می ری. اگر دیدی حالت خوب نیست بسوی نماز، بگو مرگ بر آمریکا. بعد نماز نگو مرگ بر آمریکا. قبل نماز بگو مرگ بر آمریکا. مرگ بر کافرین. من از کافرین برائت می جویم. چرا؟ چونکه نماز یک معیار هست. نه تنها یک معیار هست بلکه نماز یک میدان هست. میدان مبارزه با کافرین.‌

نماز میدان مقابله با کافران است فلذا منافقان که کافران را ولی خود گرفته‌اند وارد آن شوند

نماز یک میدان مقابله با کافرین هست. نماز به تقابل با کافرین مربوط هست. بخاطر این خداوند فرموده منافقینی که کافرین رو اولیاء می گیرن، به درستی نمی تونن وارد این میدان بشن. ربط داره که می فرماد دیگه. اونجا می فرماد اگر شما کافرین رو اولیاء بگیری، اگر نسبت به کافرین دو دل باشی، سراغ نماز خوب نمی تونی بری.نماز به تقابل با کافرین مربوط هست. اینجا ربط داره. مثلا نمی فرماد شما اگر با کافرین دو دل باشی، اونها رو اولیاء بگیری، نسبت به بچه ی خودت نمی تونی درست برخورد کنی. شما می فرمایی چه ربطی داره؟ من ممکن نسبت به کافرین دو دل باشم ولی بچه ام رو خیلی دوست داشته باشم. دوست داشتن بچه به تقابل با آمریکا، به تقابل با کافرین ربطی نداره. مثال عرض می کنیم. پس نماز به تقابل با کافرین مربوط هست. خوب می فرماد که منافقین رو می خوای بشناسی؟ وقتی می رن سراغ نماز با کسالت می رن. چرا؟چون مُذبذَبین بَین ذالِک، هستن. گاهی دلشون با کافرین هست، گاهی دلشون با مؤمنین. یه بار اونور هستن یه بار اینور. ممکنه بسیاری از مؤمنین، بسیاری از اهل اسلام، بسیاری از مسلمانها، درجاتی از این فضا رو داشته باشن. خوب اینجا شما اینو معنی کن. برای عبور از این یعنی باید نفاق نداشت. باید موضع محکم در دل و در عمل نسبت به دشمن داشت. اگه معارف نماز بلد هستی که همه ی ما ممکنه بسیاری یا بخشی از معارف نماز رو بلد باشیم. از این مطلب نباید غافل بشه، نمی تونی محکم بری سراغ نماز. اگر نسبت به دشمن موضع محکم نداشته باشی. ‌

منافق که نمی‌تواند صحیح به نماز بپردازد مسیرش به سوی جهنم است و نمازش او را نجات نخواهد داد مگر اینکه توبه کند و از ولایت کافران در بیاید

اگر کسی منافق بود، نمی تونست درست بره سراغ نماز. مسیرش بد هست. مسیرش به سمت درکات اسفل جهنم هست. إِنَّ المُْنَافِقِينَ فىِ الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا(145). یعنی اون نمازش که می ره سراغ اون نماز او را نجات نمی ده. پس شما یه نتیجه بگیر. در واقع چه چیزی باید این فرد رو نجات می داد؟ اون نمازش. نماز صحیح. نمازی که خالص باشه. نمازی که اعتصام به الله باشه. این منافق نجات پیدا نمی کنه، مگر اینکه إِلَّا الَّذِينَ تَابُواْ وَ أَصْلَحُواْ وَ اعْتَصَمُواْ بِاللَّهِ وَ أَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلَّهِ مگر اینکه توبه کنه. یعنی از ولایت کافرین برگرده. از اینکه توجهش رو ببره به سمت کافرین برگرده. موضع محکم بگیره نسبت به کافرین. وَ أَصْلَحُواْ و اگر خرابکاری کرده اصلاح کنه. وَ اعْتَصَمُواْ بِاللَّهِ و اعتصام داشته باشه به خدا. وَ أَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلَّهِ، و دینش رو خالص کنه برای خدا. ‌

نماز وبال گردن منافقان است، کسی که به همنشینی با کافران و استهزاء کنندگان آیات خدا می‌پردازد نمیتواند توقع ورود به نماز را داشته باشد

پس نماز وبال گردن منافقین هست. منافقینی که نسبت به دشمن موضع صحیح ندارن. نسبت به کافرین موضع صحیح ندارن. این کافرین که عرض می شه فقط دشمن نیست. فقط آمریکا نیست. فقط اسرائیل نیست. اونها علم های بزرگ کافرین هستن. گاهی ممکنه پیرامون انسان باشه. گاهی ممکنه کسانی باشن که وقتی آیات خدا رو می شنون، کافر به آیات خدا هستند. رفتار صحیح نسبت به آیات خدا ندارن. منافقین چی کار می کنن؟ می رن سراغ کافرین. کافرین کیا هستن؟ کسانی هستن که نسبت به آیات خدا کفر دارن و آیات خدا رو به استهزاء می گیرن. خداوند می فرماد که: فَلَا تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتی يخَُوضُواْ فىِ حَدِيثٍ غَيرِْهِ إِنَّكمُ‏ْ إِذًا مِّثْلُهُمْ، با اونها نشینید که در موضوعی غیر از آیات خدا خوض کنید. با یکی همنشینی می کنی هیچ دغدغه ای نسبت به آیات خدا نداره. هیچ دغدغه ای بر راه خدا نداره. و طرف اصرار داره با او همنشینی کنه. می فرماد با اونها نشینید. اگه با اونها بشینید مثل اونها می شید، إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَ الْكَافِرِينَ فىِ جَهَنَّمَ جَمِيعًا. خدا جمع کننده کافرین و منافقینه. خدا اینها رو کنار هم جمع می کنه تو جهنم. وقتی با کسی همنشینی می کنی، که او اهل راه خدا نیست. منظورمون احوال پرسی و موضوعات مختلف که در جامعه ممکنه پیش بیاد نیست. منظورمون مغازه دار سر کوچه شما نیست. منظورمون همنشینی است، همراهی، رفاقته، دوست داشته. فلانی دوست منه. آقا فلانی دوست تو است، فلانی رفیق تو است، اهل راه خدا نیست. چجوری دوست تو است. چطور تو با او همنشینی می کنی؟ چطور تو با او ساعتها می گذرونی؟ چطور تو با او مسافرت می ری؟ نه من به معارف خودم می پردازم، من حواسم به معارفم هست، حواسم به ایمانیاتم هست. نه حواست باشه إِنَّكمُ‏ْ إِذًا مِّثْلُهُمْ. شبیه اونها می شی. بعد میشینه و می گه من چرا وارد نماز نمی تونم بشم؟ خوب نمی تونی بشی. البته این مشکل رو حل کنی، مشکلات فضای دیگه ای هم هستا. ما منظورمون این نیست که، اگر کسی نمی تونه الان بره سراغ نماز حتماً منافقه. نه این یکی از موضوعاته. بعد باید موضوعات دیگه ای رو دنبال کرد. ولی خوب این مسئله ای است که ممکنه برخی مبتلا باشیم. برخی به درجاتی از اون مبتلا باشیم. نباید نسبت به کافرین مُذبذب بود. نباید نسبت به دشمن کافر مُذبذب بود. باید موضع محکم داشت. نباید به همنشینی با کسانی که اهل توجه به آیات خدا نیستن، اهل راه خدا نیستن، مُذبذب بود. نباید با اونها همنشینی کرد. می ری با اونها همنشینی میکنی و شما رو خوض می دن به مسیری غیر از این مسیر. اون وقت اتفاقی که می افته چی هست؟ إِذَا قَامُواْ إِلىَ الصَّلَوةِ قَامُواْ كُسَالىَ. ‌

در آیه 54 توبه وصف کسانی مطرح است که به خاطر کفر به خدا و رسول ص انفاقشان پذیرفته نمیشود و نشانه‌شان کسالت در به سوی نماز است

آیه دیگری که در این بحث هست، آیه 54 سوره توبه هست. می فرماد که: وَ مَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنهُم نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لَا يَأْتُونَ الصَّلَوةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسَالىَ‏ وَ لَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ كَرِهُونَ(54). در ظاهر کارهای خوب انجام می دن حتی انفاق داره. ولیکن انفاقشون مورد قبول نیست. مورد قبول خدا نیست. چرا؟ چون اونها کفر به خدا و رسول دارن. چجوری این رو بشناس؟ نشانه اش چی هست؟ وَ لَا يَأْتُونَ الصَّلَوةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسَالىَ‏. وقتی میرن سراغ نماز با کسالت هست. حال و هواشون کسالت هست. با کسالت میره سراغ نماز. پس خودش باید توجه کنه اگه انفاق کرده خداوند انفاقش رو قبول نکرده، و نمی کنه. نشانه اش چیه؟ چون با کسالت میره سراغ نماز. ‌

از مصادیق این افراد فتنه گران هستند و مقابلشان کسانی هستند که به جای پیوسته حرف زدن به دنبال جهاد در راه خدا هستند

از جمله ی این آیات چه کسانی هستن. اهل فتنه و فتنه گری. اهل فتنه هم اینجور هستن. اونهایی که در راه خدا فتنه می کنن. اونهایی که در مسیر حق فتنه می کنن. اهل جهاد در راه خدا نیستن. اهل جهاد بِاموالهم و اَنفسهم نیستن. پس یک فتنه گر در راه خدا با کسالت سراغ نماز میره. مقابل این فتنه گر، کی هست؟ محکمند در جهاد در راه خدا، بِاموالهم و اَنفسهم. و همش هم سؤال نمی پرسه. آقا به نظر شما من این جهاد رو انجام بدم یا ندم. الان من این کار رو می خوام انجام بدم در راه خدا، یه هزینه ای از من صرف می شه، این کار رو بکنم؟ به نظر شما این کار رو بکنم؟ نه واقعاً جایز هست که من این کار رو بکنم؟ نه اینها مدام دنبال این بحثها نیستن. زندگیشون در راه خداست. مدام توجیه نمیارن برای اینکه در راه خدا جهاد نکنن. یکی باید انگار جلوشون رو بگیره که در راه خدا جهاد نکنن. بِاموالهم و اَنفسهم در راه خدا جهاد نکنن. اگه رهاشون کنی همه زندگیشون در راه خداست. و در واقع اینطور هست. لا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ‏ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِالْمُتَّقينَ. کسانی که ایمان دارن بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ دنبال اجازه گرفتن نیستن. که جهاد کنن در راه خدا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ‏. آقا بنظر شما شایسته هست ما الان در راه خدا جهاد کنیم؟ آقا بنظر شما ضرورت داره که من الان بیام از زندگیم بزنم در راه خدا یه قدمی بردارم؟ بنظر شما کدوم الویت داره؟ مدام به دنبال توجیه هستن برای اینکه در راه خدا جهاد نکنن. بعد این آدمها به فتنه می افتن و فتنه گری می کنن. چون دنبال این هستن که در راه خدا جهاد نکنن، فضا فضای جهاد باشه، سعی می کنن که فتنه گری کنن. چون اگه جهاد بخواد پیش بره و قرار باشه که همه جهاد کنن در راه خدا، او چه کار کنه؟ لذا فتنه می کنه. فتنه میکنه که جهاد در راه خدا تعطیل بشه. ‌

نشانه فتنه گران کسالت در به سوی نماز است و نشانه مجاهدان نیز در نگاهشاهن به نماز است، در واقع نماز در اینجا میدان جهاد در راه خداست

می فرماد این آدم فتنه گر رو ببین، از نشانه های بارز او چی هست؟ کسالت در نماز. کسالت در حرکت بسوی نماز. وقتی می خوان برن سراغ نماز، کسالت دارن. معیار مجاهد بودن بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ‏، در راه خدا، نگاه به نماز هست. نمازش رو نگاه کن. حرکت بسوی نمازش رو ببین. اینجا هم نماز در واقع یه میدانه. یه میدان جهاد، میدان مبارزه. اگر هم انفاقی در راه خدا داشته باشه، البته نه در راه خدا، بظاهر در راه خدا. اگر انفاقی داشته باشه لا یُنفقون الا و هم کارهون، با کراهته. اینها در راه خدا جهاد نمی کنن، بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ‏، و فتنه گری می کنن. سعی میکنن در راه خدا فتنه بیندازن. برای خودشون اموالی جمع می کنن، برای خودشون دم و دستگاهی راه میندازن، اولادی جمع می کنن. حواستون باشه وَ لا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ‏، اموال و اولاد توجه شما رو جمع نکنه. نگو من در راه خدا آمدم، همه چیزم رو گذاشتم در راه خدا فلانی رو ببین رفت برای خودش دم و دستگاهی به هم زده، کار و کاسبی راه انداخته. نه، چشمت رو نگیره. إِنَّما يُريدُ اللَّهُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ. خدا می خواد اونها رو بوسیله ی همین اموال و اولادشون در همین دنیا عذاب کنه. اون اموال و اولادی که دارن در واقع عذاب اونها در همین دنیاست. اونهایی که در راه خدا فتنه گری می کنن، اونهایی که وقتی راه خدا، راه جهاد هست بِأَمْوالِ وَ أَنْفُس، فتنه گری می کنن که این کار رو خودشون نکنن و دیگران هم نکنن و به دنبال جمع کردن اموال و اولاد هستن، خداوند اموال و اولاد اونها رو عذاب اونها در حیات دنیا قرار می ده. اونقدر که این اموال و اولاد جون اونها رو در می برن. آخرش اونها رو می کشن. و چه سرانجام بدی هست که در حالت کفر می میرن. از نشانه های این آدمها چی هست؟ اینکه وقتی می رن سراغ نماز با کسالت می رن. و وقتی انفاق می کنن با کراهت انفاق می کنن. بله نماز در واقع وبال گردن اینهاست.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است