نحوه شهادت امام حسین ع، تاثیرگذاری ممتد در طول تاریخ
1396/07/09
نحوه شهادت امام حسین ع، تاثیرگذاری ممتد در طول تاریخ
یکشنبه 10 محرم 1439 - دفتر نواب
ماجرای امام حسین ع دارای وجوهات مختلف مصیبت، حماسه و معارف است که هر کدام به تنهایی تاثیرگذار هستند
بله پرداختن به ماجرای امام حسین علیه السلام به هر نحوی تأثیر گذار هست پرداختن به مصیبت ایشون تأثیر گذار هست پرداختن به حماسه در ماجرای ایشون تأثیر گذار هست پرداختن به معارف ایشون تأثیر گذار هست، یه ماجراییست دارای وجوه مختلف، همه ی وجوه تأثیر گذارند چرا؟
در ماجرای امام حسین ع و یازان ایشان، حتی نحوه شهادت نیز بسیار اثرگذار است چرا که بعد از بارها شنیدن و نقل کردن دوباره بیان شده و تاثیر میگذارد
چرا وقتی یه کسی کشته شده ما به نحوه ی کشته شدن ایشون می پردازیم این باید تأثیر مثبت داشته باشه و تأثیر مثبت داره، یه کسی ممکنه بفرماید که خب به حماسه که می پردازیم تأثیر مثبت داره چون بالاخره درش درس هست کس دیگه ای هم اگه حماسه ای بیافرینه به اون حماسه بپردازیم درس داره، ماجرای امام حسین علیه السلام متفاوت هست همه ی وجوه این ماجرا تأثیر گذار هست، فلان قهرمان اگر در اون ماجرای خودش کشته شده باشه شما نمی بینی به نحوه ی کشته شدنش بپردازند به رشادتش می پردازند به قهرمانیهاش می پردازند میگند آفرین زیر بار حرف زور نرفت به عنوان مثال اگر چنین بحثی اونجا بوده ولی دیگه نمیگند که اینطور کشته شد تیر اول به کجاش خورد به این نمی پردازند چون معنا نداره اونجا هیچ مفهومی نداره هر قهرمانی باشه بزرگترین قهرمانها رو شما وقتی بررسی میکنی چنین موضوعی براشون جریان نداره چون این داستان اونجا معنا نداره برای هیچ کس اثر نداره برای ارادتمندان اون قهرمان هم اثر نداره، ساعات قبل از اتفاقی که برای اون قهرمان افتاده روزهای قبل از اون اتفاق نقطه به نقطه حرکتها رفتارها صحبتها اتفاقات در بسیاری از موارد خیلی پر رنگ نیست و اگر هم نقل شده باشه به صرف یک تاریخ نقل شده حتی هواداران اون قهرمان هم به اون موضوع خیلی نمی پردازند در ماجرای امام حسین علیه السلام هواداران ایشون پیروان ایشون به همه ی این ابعاد می پردازند و از همه ی این ابعاد اثر می گیرند، شب عاشورا نشست چی کار کرد به این می پردازند این براشون داستان هست ماجرا هست، می خواستند برند به میدان جنگ چطور رفتند اول کی رفت رفت تو میدان چگونه کشته شد نحوه ی کشته شدنش رو می پردازند و اثر می گیرند یه بار هم نمی پردازند مدام تکرار می کنند وقتی تکرار میشه وقتی مایلند که تکرار کنند و از تکرار کردنش لذت می برند یعنی دارند اثر می گیرند یعنی یه تأثیری وجود داره ما چند بار نحوه ی شهادت علی اکبر علیه السلام رو شنیدیم شاید صدها بار، با جزئیات، همین الان اگر کس دیگری شروع کنه به تعریف کردن نمیگیم نگو ما که شنیدیم این رو، ما که بلد هستیم میگیم بگو، چیه داستان؟ هر چه در این داستان هست هر جنبه ای که در این داستان هست اثر گذار هست مؤثر هست، چند بار شنیدیم ابوالفضل علیه السلام چگونه به میدان رفت برای چی رفت چگونه به شهادت رسید ولی باز مایل هستیم که بشنویم و شنیدنش بر ما آثار مثبت داره شنیدن حماسه ی ابوالفضل چنیدن رشادت ها فضایل اخلاقی ابوالفضل علیه السلام بر ما اثر مثبت داره شنیدن معارف ابوالفضل علیه السلام، علم ابوالفضل علیه السلام بر ما اثر مثبت داره، شنیدن به شهادت رسیدنش بر ما اثر مثبت داره،
اینکه نحوه شهادت امام حسین ع اینقدر بزرگ است این موضوع را میرساند که سایر وجوهات این ماجرا چه عظمتی دارند
این رو یه سوال عرض می کنیم یه انسانی یک جایی به شهادت رسیده این انسان به یه نحوه ای به شهادت رسیده یه نحوه اخلاقیات و رفتارها اونجا ها داشته و یک معارف و معرفتها اونجا داشته کدومش بالاتر هست؟ شما می فرمایی معرفت او بعد فضایل اخلاقی و حماسی او و بعد نحوه ی به شهادت رسیدن او، عرض می کنیم ماجرا چقدر بزرگ هست که نحوه ی بشهادت رسیدن او اینقدر در ما اثر گذار هست و اینقدر مردم رو پیروان امام حسین علیه السلام رو دور هم جمع می کنه که این نقل رو برای هم مدام تکرار کنند، پس فضایل ایشون فضایل اخلاقی و حماسی ایشون چقدر بزرگ هست پس معرفتهای جاری در شخصیت ایشون چقدر بزرگ هست.
نحوه شهادت امام حسین ع و ذکر نمودن آن ذیل بحث مصیبت مطرح است، پرداختن پیاپی به این ماجرا، یک تکرار نیست چرا که هر بار تاثیر جدیدی دارد
عمدتا ما در مراسم های عزاداری مربوط به امام حسین علیه السلام به نحوه ی شهادت به شکل شهادت اصحاب امام حسین و خود امام حسین علیهم السلام می پردازیم، این نوع پرداختن اینقدر آدم ها رو دور هم جمع کرده، این نوع پرداختن جاش کجاست؟ خود این پرداختن بخشی از پرداختن به مصیبت هست یعنی این مصیبت همه ی مصیبت نیست بخشی از پرداختن به مصیبت هست گاهی اوقات گفته میشه که بنشینیم ذکر مصیبت امام حسین علیه السلام بکنیم صحیح هم هست ولی بدونیم عمده ی این مطالبی که به عنوان ذکر مصیبت مطرح هست بخشی از مصیبت هست عمده ی موارد در مورد شکل شهادت بسیاری از اتفاقات که نقل قول می کنیم در روز عاشورا و روزهای قبل عاشورا اتفاق افتاد اینها بخشی از مصبیت هست حتی ما به همه ی مصیبت نمی پردازیم پرداختن به این بخش از مصیبت پرداختن به شکل شهادت یاران امام حسین علیه السلام و برخی اتفاقاتی که بر اونها در روز عاشورا افتاد اینقدر اثر گذار هست و انسانها رو دور هم جمع کرده و سالهاست این کار ادامه داره و مدام تکرار میشه و اسمش تکرار نیست، چرا؟ چون شما اثر می گیری، تکرار وقتی هست که دیگه شما اثر نمی گیری، وقتی تأثیر از بین میره، وقتی تبعه نداره اون کار، یه کاری وقتی تبعه نداشته باشه شما می فرمایی دیگه داره تکرار میشه، وقتی هر بار تبعه ای داره هر بار یک تأثیری داره اون دیگه تکرار نیست در شکل ظاهرش تکرار هست ولیکن اثر داره
در مورد از مرگ نزدیکان، هیچگاه نحوه از دنیا رفتن آنقدر پررنگ نیست که بارها و بارها تکرار شود ولی در مورد امام حسین ع، بیان نحوه شهادت هیچگاه تکراری نشده و همیشه تاثیرگذار است، دلیل این موضوع چیست؟
چرا ماجرای امام حسین اینطور هست؟ آیا بهش فکر کردیم؟ چرا پرداختن به شکل شهادت یاران امام حسین علیه السلام و امام حسین علیه السلام اینقدر مؤثر هست؟ چرا این داستان مؤثر هست؟ شما وقتی یه کسی از دنیا میره فرض کنید از بهترین نزدیکان که شما سالها او رو درک کردی سالها با او نشست و برخواست داشتی، علقه داری با یه حادثه ای هم از دنیا بره یه اتفاقی براش بیافته و فوت کنه بعد از یه سال دو سال شما به اون اتفاق نمی پردازی به جزئیات اون اتفاق نمی پردازی ممکنه در مورد اون فرد حتی کتاب هم بنویسی در مورد فضایلش می نویسی در مورد خلقیّاتش می نویسی به اون اتفاق نمی پردازی هر بار هم که بنشینی صحبت کنی از اون فرد بخوای ذکری بکنی برای دیگران مدام نمیگی بله اون فرد با ماشین در حرکت بود ماشینش اینطوری تصادف کرد به این شکل ضربه خود شیشه ای ماشین اینطوری روش ریخت کشته شد فوت کرد دوباره دو ماه بعد برای یه کسی بخوای تعریف کنی همین هارو بگی دو باره سه ماه بعد همین ها رو بگی دوباره سال بعد همین رو بگی دوباره پنج سال بعد همین ها رو بگی، یه بار میگی دو بار میگی تموم می کنی، تا سالها ممکنه اون فرد رو ذکر کنی ولی این موارد رو توضیح نمیدی دیگه تموم میشه این موارد، شما میگی آدم خیلی خوبی بود اینطوری به من محبت می کرد ما اینطوری با هم دوست بودیم این رابطه ها رو داشتیم این خاطرها رو با هم داشتیم دیگه این موارد رو توضیح میدی از اون داستان میای بیرون، از اون اتفاق از اون نحوه ی شهادت ایشون یا نحوه ی فوت ایشون بیرون میای بلکه به خود اون فرد می پردازی، چرا در مورد ماجرای امام حسین علیه السلام ما نمی تونیم از نحوه ی شهادت ایشون بیرون بیایم و بیرون نمیایم و اثر گذار هست و تکرار نیست، وقتی نحوه ی شهادتی از یاران امام حسین علیه السلام رو مطرح می کنند شما فلان کس رو می بینی داره میشنوه و گریه می کنه ناله می کنه بعد نحوه ی تأثیر گیریش رو نگاه می کنی می بینی انگار که اولین بار هست داره میشنوه در صورتی که اینطور نیست اون خود فرد هم اصلا به این موضوع فکر نمی کنه من این حرفهایی که شما داری میزنی رو بار چندم هست که دارم میشنوم حتی این به ذهنش خطور نمی کنه من بار دهم هست دارم میشنوم من اینها رو بلدم، واقعا خودش هم جوری می پردازه و جوری تأمل می کنه و به نحوه ای گوش میسپاره که انگار اولین بار هست داره میشنوه و همون گونه داره اثر می گیره، چرا اینطور هست؟
به گواهی تجربیات تاریخ شیعه در پرداختن به نحوه شهادت امام حسین ع، اولا تاثیرگذاری زیاد و ممتدی وجود دارد و ثانیا این تاثیرگذاری بسیار مثبت است، تاثیرگذاری که در پرداختن به از دنیارفتن هیچ کس دیگری وجود ندارد
این موضوعی هست که اثبات نمی خواد چون واقعیت داره در جامعه ی شیعیان پر رنگ هست و بلکه شاید شما بفرمایی به نحوه ای پر رنگتر از بقیه ی جنبه هاست الان شما به تکیه ها به حسینیه ها به هیئت های عزاداری وقتی تشریف ببری می بینید خیلی پر رنگ هست اصلا پر رنگترین موضوع همین هست نوحه سرایی ها مرثیه خوانی ها روضه خوانی ها حول و حوش نحوه ی شهادت و اتفاقات مربوط به شهادت امام حسین و یاران ایشون در کربلا هست، همه ی شیعیان با این حرف با این مطالب شور می گیرند حرکت می کنند روح شون پاک میشه تأثیرات زیادی می گیرند از میزان تأثیر و از نحوه ی تأثیری که از این موضوعات می بینید و اثراتی که داشته یعنی از واقعیتی که تا امروز در جامعه ی شیعه اتفاق افتاده می بینیم که تأثیر بدی نیست بلکه تأثیر بسیار خوبی هست بلکه تأثیر خوبی هست، پس یک : اثر گذار هست خیلی هم اثر گذار هست و این اثر گذاریش ممتد هست ادامه داره تموم نمیشه تکرار پذیر نیست، تکرار پذیر به این معنا که شما بگی دیگه تکراری شد دیگه من اثر نمی گیرم اثر گذاریش ادامه دار هست و دوم : اینکه اثر گذاریش مثبت هست تمام کسانی که به این ماجرا می پردازند گواهی میدند اثر مثبت می گیرند. فلان دوست فلان رفیق فلان فردی که بهش علقه ای داشتیم اگر به یه نحوه ای از دنیا رفته باشه ما از پرداختن به نحوه ی از دنیا رفتن ایشون اثر مثبت نمی گیریم دو سه باری می پردازیم برای ذکر مصیبتی که بوده ولی حتی بعد از یه مدت دیگه خودمون هم مایل نیستیم خیلی به نحوه ای از دنیا رفتنش بپردازیم فاصله می گیریم به صورت ناخودآگاه از اون داستان فاصله می گیریم ولی یه چیزی تو وجود شیعیان هست که بر عکس این ماجرای سایر انسانهاست مومنین رو شیعیان رو به صورت ناخودآگاه به پرداختن به این نحوه ی شهادت یاران امام حسین و امام حسین می کشونه شما دوست داری بپردازی الان دوست داری یه کسی از شهادت ابوالفضل علیه السلام برای شما صحبت کنه از اتفاق افتاد تا ایشون شهید شد از اتفاقات شهادت حضرت قاسم همه ی مایل هستیم بشنویم یکی سوال می پرسه آقا ببخشید نشنیدید شما؟ شما اولش فکر می کنی میگی من خیلی شنیدم اگر شما هم مطرح کنی احتمالا نکته ی جدیدی نگی که ما بلد نباشیم ولی میشه یه بار بگی، بزرگان ما، خوبان از ماها، خوبان شیعیان که عمده ی شیعیان هستند در ماجرای امام حسین مجلس روضه خوانی می گیرند همین الان هست در قدیمها هم بوده می آوردند یه کسی رو می گفتند شما اینجا بشین روضه بخون، بخون، بگو، بگو چجوری علی اکبر شهید شد نحوه ی شهادتش رو بگو، اینها رو عرض کردیم که برسونیم این مطلب رو که یه فرقی هست یه تفاوتی در این داستان با بسیاری از داستانهای دیگر وجود داره، می فرمایید که بنشینیم و ذکر مصیبت کنیم نه تنها به عنوان یک یادآوری تاریخی دردآور بلکه به عنوان یادآوری و پرداختن به موضوعاتی اثر گذار، اثر گذار در روح، در قلب، در جان، در شخصیت، در نور، در فطرتها اثر گذار هست
در پرداختن به ماجرای سایر خوبان، زیاد به نحوه از دنیا رفتن پرداخته نمیشود و بیشتر سعی میشود به معارف و فضائل آنها پرداخته شود در حالی که در مورد امام حسین ع هر چند به معارف و فضائل پرداخته میشود در عین حال نحوه شهادت نیز بسیار پررنگ است
چه چیزی توی این ماجرا هست این وجه داستان چیه؟ اگر این وجه داستان فقط کشته شدن بود اگر این وجه داستان فقط یه نحوه ی از دنیا رفتن بود خب در خیلی از انسانها بود عرض شد این نباید اینقدر اثر گذار باشه نباید اینقدر کش داشته باشه که ما انگار یه نخی تو وجود ما هست که به این بپردازیم نباید اینقدر کشش داشته باشه، چه چیزی اینجا هست؟ این داستان چیه این داستان نمی تونه فقط یک کشته شدن باشه عنوان این داستان چی هست؟ چرا اینقدر مؤثر هست؟ چرا خداوند به این انداره در این داستانی که به ظاهر نباید اینقدر تأثیر گذار باشه و اینقدر ما رو و انسانها رو به دنبال خودش بکشونه چرا اینقدر تأثیر گذار هست؟ شاید با یک دید دیگر نگاه بکنی بگی که خب اینقدر به مصیبت نپردازید اینقدر به این داستانهای نحوه های کشته شدن نپردازید بلکه برید به موضوعات دیگری بپردازید بلکه برید به فضایل اخلاقی بپردازید این حرف شاید در ظاهر درست باشه شاید بارها این حرف رو شنیده باشید شاید خودمون هم بارها به این مطلب فکر کرده باشیم که آدم نباید اینقدر به مصیبت ها یا اینقدر به شکل شهادت یاران بپردازه بلکه باید بره به فضایل بپردازه و درست هم هست این حرف، ولی وقتی وارد میشیم می بینیم باز به مصیبتها کشیده میشیم و می پردازیم نه اینکه به فضایل نمی پردازیم یا نمی خوایم بپردازیم بلکه می بینیم اون رو نمی تونیم حذف کنیم، با اون تذکر شما خودت رو به سمت پرداختن به فضایل به معارف یاران امام حسین علیه السلام می کشونی ولی نمی تونی نحوه ی شهادت پرداختن به شهادت اونها رو حذف کنی در بسیاری از وقایع مشابه شما ممکنه دو بار این تذکر رو به خودت بدی که خب من دیگه باید به هدف ایشون بپردازم به راه ایشون توجه کنم دیگه بعد از یه مدت نحوه ی از دنیا رفتن اون فرد رو کنار می گذاری دیگه دنبال راهش هستی، در مورد سایر داستانهای مشابه شاید ممکنه این تذکر رو به خودت بدی که باید به معارف به فضایل به اهداف اون داستان پرداخت چند بار که این تذکر رو بدی دیگه شکل اون اتفاق رو فراموش می کنی و کنار می گذاری و برات خیلی کم رنگ میشه فقط گاهی به عنوان نقل تاریخ مطرح می کنی در مورد هر یک از خوبان هر یک از قهرمانان حتی در مورد سایر اهل بیت علیهم السلام شما در مورد امام صادق علیه السلام به نحوه ی شهادت ایشون به عنوان یه تاریخ می پردازی در اونجا متوقف نمیشی به خودت تذکر میدی که باید به راه ایشون به هدف ایشون بپردازیم و سعی می کنی تو اون مسیر بری در مورد امام حسین علیه السلام هم این تذکر رو میدی به خودت که بجا هست می فرمایی که باید به راه ایشون به هدف ایشون به معارف ایشون به فضایل ایشون بپردازیم و با این حرف خودت رو به این راه، به هدف، به فضایل متذکر می کنی و می پردازی ولی نمی توانی شکل شهادت ایشون رو حذف کنی و به عنوان تاریخ بهش بپردازی، بلکه به عنوان یک موضوع اثر گذار زنده بهش می پردازی حذف نمیشه برای شما تاریخ نمیشه برای شما فقط یک یاد از دست دادن امام نیست بلکه جزئیات شکل شهادت او و یاران او برای شما مهم هست و اثر گذار هست و مدام به آن می پردازی
در این ماجرا ردپای خدایی دیده میشود
آیا اینجا آدم رد پای خدا رو نمی بینه؟ آیا این ماجرا تفاوت این ماجرا با سایر ماجراها نشون نمیده اینجا رد پای خداست؟ خدا خواسته که اینطور باشه این ماجرا اینطوری هست اصلا قراره که اینطور باشه قراره که این شکل اثر گذار باشه این شکل شهادت این شکل از دنیا رفتن مؤثر باشه اثر گذار باشه این باید باشه
در اقوال مطرح است که خوبان عالم در ماجرای امام حسین ع منقلب شده و اثر میگرفتند، این اثرگیری از نحوه شهادت بوده و نه از فضائل، چرا که دیگر اهل بیت ع نیز دارای فضائل بودهاند
ببینید در اقوال هست که برای برخی از رسولان و انبیاء علیهم السلام یا همه شون ماجرای امام حسین علیه السلام نقل شد مثل اینکه نقل هست که برای حضرت آدم علیه السلام این داستان نقل شد یا اون بحث القای کلمات القای کلمات مربوط به اهل بیت علیهم السلام، حضرت رسول، یعنی پنج تن از اهل بیت علیهم السلام حضرت رسول و حضرت امیرالمومنین علیه السلام حضرت زهرا سلام الله علیها امام حسن علیه السلام و امام حسین بعد مطرح هست که به امام حسین رسید احتمالا حضرت آدم منقلب شد و جبرئیل داستان حضرت امام حسین علیه السلام رو برای ایشون مطرح کرد چه داستانی مطرح کرد؟ فضایل امام حسین رو گفت؟ خب امام حسن فضایل نداشت؟ امیرالمومنین علیه السلام فضایل نداشت؟ داستان رو گفت چی رو گفت؟ شکل شهادت، و الا در فضایل امیرالمومنین علیه السلام فضایل نداشت؟ اگه می خواست توضیح بده فضایل امیرالمومنین رو توضیح می داد، اون چه چیز بود که این خوبان از گذشتگان رو در ماجرای امام حسین منقلب می کرد؟ شما اگه بفرمایید فضایل خب بی انصافی هست بگیم که فضایل سایر اهل بیت علیهم السلام در این خوبان اثر نمی کرد فضایل امام حسین در این خوبان اثر کرد، یا نقل هست که خوبانی از گذشتگان به کربلا کشیده می شدند به کربلا میرسیدند حال شون منقلب می شد خداوند از طریق وحی ماجرای امام حسین رو براشون مطرح می کرد توضیح می داد و اونها منقلب می شدند و اثر می گرفتند یا نقل هست که مثلا داستان زکریا نقل هست که زکریا فرزندی خواست از خداوند که تشابهی به امام حسین علیه السلام داشته باشه، تشابهش چی شد؟ بزرگترین تشابهی که مطرح هست الان در همه ی شما دوستان خطور می کنه این هست که او هم مثل امام حسین کشته شد، شما نمی فرمایی در فضایل مثل امام حسین علیه السلام شد یا در نحوه ی خانواده مثل امام حسین علیه السلام شد اینها رو نمی فرمایی، این مثل امام حسین به شهادت رسید شکل شهادت، شکل از دنیا رفتن، شکل اون اتفاقاتی که در دوره ی از دنیا رفتن امام حسین علیه السلام در عاشورای حسینی اتفاق افتاد، ببینید این مهم بوده، هم برای خوبان از گذشتگان مهم بوده هم برای شیعیان بعد از امام حسین علیه السلام مهم هست اثر گذار هست،
طبیعت انسان از ذکر صحنههای دلخراش دوری میکند ولی در مورد امام حسین ع، دوستداران ایشان دوست دارند نحوه شهادتایشان را بشنوند و این شیندن برایشان اثرگذار است
نحوه ی اتفاق شهادت امام حسین علیه السلام شکل شهادت ها شکل اتفاقات نوع اتفاقات اینها برنامه ی خداست و مؤثر هست شاید بفرمایید که یه جاییش دردآور هست یک جاییش مثلا گریه آور هست، این هم اثری هست که مدّ نظر خداست. انسان طبیعتاً دوست نداره مدام به یک موضوع دلخراش بی تأثیر بپردازه الان اگه شما کشته شدن یک نفر رو دیده باشی یک جایی بر فرض به طرز فجیهی هم کشته شده خب شما حتی حاضر نیستی تصویر اون رو ببینی حتی حاضر نیستی یه نفر برات تعریف کنه این طبیعت انسان هست از این موضوع دور میشه در مورد ماجرای امام حسین مومنین به حسین مومنین به حسین نه دشمنان حسین، ممکنه بگیم یه کسی دشمن دوست داره اون رو بشنوه دلش خنک بشه، مومنین به حسین دوست دارند بشنوند دوست دارند جزئیاتش رو بشنوند میگند توضیح بده بخون، برام بگو، برام بگو علی اکبر تو میدان چجوری شد و اون روضه خوان میگه و این دوباره بعد یه مدتی به همون روضه خوان میگه دوباره بگو، این رو یک فرد فاصله دار از حسین یک فرد کافر به حسین مطرح نمی کنه بلکه مومن به حسین بلکه شیعه ی حسین این رو مطرح می کنه بلکه کسی که دوست داره به امام حسین علیه السلام نزدیکتر بشه مطرح می کنه و نزدیکتر میشه و اثر نزدیکی میگیره،
بیان نحوه شهادت امام حسین ع و یاران ایشان، باعث نزدیک شدن روح مومنان ع به امام حسین ع میشود
شما ذکر مصیبت میشنوی یه کسی از علی اکبر علیه السلام از قاسم از شهادت علی اصغر از شهادت یاران امام حسین علیه السلام وقتی برای شما توضیح میده شما چه اثری میگیری؟ آیا حس نمی کنی که به حسین نزدیکتر میشی، حتی شکل رو توضیح میده حتی برای شما توضیح نمیده علی اکبر چه فضایلی داشت اصلا برای شما صحبت نمیکنه اَشبَه الناس خَلقً و خُلقً و مَنطِقً به رسوُل الله یعنی چی، شما این حرف رو حتی نشنیدی بهش فکر هم نکردی ولی توضیح میده علی اکبر رفت تو میدان اینطوری شد اینطوری کشته شد اِرباً اِرباً شد امام حسین اینطوری رفت سراغش، شما بعد از چند دقیقه احساس می کنی که به روح حسینی نزدیک تر هستی خداوند در ماجرای امام حسین علیه السلام شکل شهادت امام حسین رو شکل شهادت امام حسین و یاران امام حسین علیه السلام رو تأثیر گذار قرار داده چیزی قرار داده نوعی قرار داده که قابل ذکر برای مومنین باشه یعنی مومنین ذکر کنند و از ذکرش اثر بگیرند خوبان از مومنین ذکر کنند و از ذکرش اثر بگیرند انبیاء و رسل علیهم السلام ذکر کنند و اثر بگیرند خوبان قبل از حسین خوبان بعد از حسین ذکر کنند و اثر بگیرند وقتی کتاب ها در مورد امام حسین علیه السلام نوشته میشه می بینی کتاب نوشته میشه مقتل، در مورد نحوه های کشته شدن نحوه ی جنگ نحوه ی به شهادت رسیدن این موضوع الکی پر رنگ نیست این موضوع همین طوری بی خودی پر رنگ نشده چرا؟ چون پرداختن به چنین موضوعاتی در طبیعت انسان نیست پس چرا مومنین به حسین علاقه مند هستند به این موضوع بپردازند در مورد محبوب شون، کشیده میشند که به این موضوعات بپردازند اینجاست که رد پای خدا دیده میشه خداوند اینطور خواسته ،
در مورد امام حسین ع برعکس سایر اهل بیت ع، از کل تاریخ زندگی ایشان به سرعت عبور میکنیم ولی در کربلا و هنگامه شهادت مدتها متوقف میشویم
کربلا و واقعه ی کربلا بخش مهمی از ماجرای امام حسین علیه السلام هست فضایل امام حسین علیه السلام قبلش هم بود بعدش هم هست قبل از واقعه ی کربلا امام حسین علیه السلام دارای فضایل بود بعدش هم هست کربلا و اتفاقات در کربلا بخش مهمی از ماجرای امام حسین هست، چقدر مهم هست؟ خیلی، آنقدر که امروز جامعه ی مومنین از ماجرای امام حسین فقط به کربلاش می پردازند ببینید در ماجرای امام حسین علیه السلام امام حسین ده سال هست که امام هست آن چیز که برای مومنین و شیعیان پر رنگ هست همون چند روز حول و حوش کربلا یعنی چند روز حول و حول شهادت ایشون هست و در شهادت ایشون شکل شهادت ایشون شکل اتفاقاتی که اونجا میافته براشون خیلی مهم هست، در ماجرای سایر اهل بیت علیهم السلام عمده ی چیزی که مهم هست قبل از شهادت شون هست شما ماجرای امام صادق علیه السلام عمدتاً به قبلش می پردازی عمدتاً قبلش برامون پر رنگ هست به قبلش می پردازیم امام صادق اینگونه بود این اتفاقات افتاد اینجوری فقه رو گسترش داد این قدر شاگرد داشت به این شکل بود، مثلا در فلان نقطه هم با اون توطئه مسموم شد و به شهادت رسید در مورد ماجرای امام رضا علیه السلام هم همین طور، سایر اهل بیت علیهم السلام هم همین طور، ولی در داستان امام حسین علیه السلام شما میای ده سال رو به سرعت عبور می کنی ده سال رو در ثانیه ای در لحظه ای عبور می کنی در کربلا به اندازه ی یک تاریخ متوقف میشی، جایگاه بحث شکل شهادت و قتل امام حسین علیه السلام چی هست؟
در کربلا موضوعات مرتفع زیادی وجود دارد ولیکن پرداختن به همه آن موضوعات هم باعث نمیشود که نحوه شهادت کم رنگ شود
شما می فرمایید کربلا فقط همین هست؟ عرض می کنیم که نه در کربلا موضوعات دیگه ای هم وجود داره موضوعات مرتفع دیگری هم وجود داره ولی این موضوع خیلی مهم هست آیا از بقیه مهمتر هست؟ نه، آیا کربلا اتفاقات دیگه ای نیافتاد؟ آیا موضوعات دیگه ای جریان نداشت؟ چرا، شما اگر انسانی حسینی شده باشی و بخوای به هدف ماجرای امام حسین علیه السلام بپردازی به ارتفاعاتش بپردازی باز به بحث شکل شهادت نحوه ی قتل به اتفاقات کربلا می پردازی این موضوع جزء لاینفک اش هست این موضوع نیست که از اونجا جدا بشه این موضوعی هست که اونجا هست و خداوند خواسته که باشه موضوع این نیست که جدا بشه.