سوال اساسی در انسان بودن یک فرد: «آیا مورد ذکر خدا هستی؟»


سوال اساسی در انسان بودن یک فرد: «آیا مورد ذکر خدا هستی؟»

سه شنبه شانزدهم محرم الحرام 1438 نواب‌

أللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم‌

بسم الله الرحمن الرحیم توکلت علی الله‌

مخاطب قرار گرفتن نسبت به آیات قرآن، اولین قدم در ارتباط با قرآن

خداوند در آیه اول سوره انسان میفرماید که أعوذ بالله من الشیطان الرجیم«الإنسان : 1 هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً ». آیا برای ما فرق داشت که اینجا بفرماید« وَ لَا تَکُن مِنَ الغَافِلِین »؟ آیا برای ما فرق داشت که عبارات مختلف این آیه به شکل مختلفی باشه؟ اگر ما نتوانیم با آیه ارتباط ایجاد کنیم، واژه ها و عبارات یک آیه چه فرقی برای ما داره که چی باشند؟ وقتی ما نمیتوانیم با اون عبارات ارتباط ایجاد کنیم چه فرقی داره؟ ما باید بتوانیم با آیات ارتباط ایجاد کنیم، اولین گام ارتباط مخاطب آیات قرار گرفتن هست، ذهنم میآد که حتی در روایات اهل بیت علیهم السلام داریم که جوری به قرآن بپردازید که انگار مخاطب اون هستید، انگار داره با شما حرف میزنه.« إنَّمَا مَن یَعرِفُ القُرآنَ مَن خَوطِبَ بِه » کسی نسبت به قران معرفت داره که مخاطب قرآن قرار بگیره، وقتی خودش رو مخاطب آیات قرآن قرار نده چه معرفتی نسبت به آیه پیدا کنه؟ اولین قدم در ارتباط با قرآن مخاطب قرار گرفتن نسبت به آیات قرآن هست، در آیه اول سوره انسان میفرماید« الإنسان : 1 هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ.. » شما میگی احتمالا در مورد انسان ها حرف میزنه.‌

آیه اول سوره انسان با دید مخاطب قرآن قرار گرفتن سوالی است شخصی و انحصاری از تک‌تک انسانها

عرض میشه که آقا! ببخشید، فلانی! در مورد انسان حرف میزنه، از ایشون میپرسی که فلانی! شما انسان هستی؟ میفرمایی بله. خب پس در مورد شماحرف میزنه. این آیه یک مطلب در مورد شما داره، با بقیه هم کاری نداشته باش، در مورد من یک مطلب داره. من خودم رو جزء انسانها حساب میکنم پس این آیه داره در مورد من حرف میزنه، واژه انسان رو از اینجا برمیدارم، اونطرف خدا بایسته و اینطرف من بایستم؛" هل اتی علی انت حین من الدهر و لا تکن شیئا مذکورا ". مخاطب آیه بشم. آیا بر تو دوره هایی از روزگارت گذشته که شیء قابل ذکری نباشی؟ خدایا! ببخشید شما این سوال رو از من پرسیدی و من هیچ جوابی برایش ندارم و اصلا مهم نیست که سول پرسیدی. سوال پرسیدی برای خودت پرسیدی، من با سوال شما چکار دارم؟ هر کسی خودش رو در این آیه قرار بده، یعنی یک فرد عاقل، اگر خودش رو انسان حساب میکنه این آیه رو میبینه باید واژه انسان رو برداره و خودش رو جای واژه انسان بگذاره." هل اتی فلانی حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا " اگر به خودش بگیره باید بگه" لم تکن شیئا مذکورا" آیا یک دوره ای بر تو ای فلانی! با تو هستم فلانی. آقا! خدا داره سوال میپرسه ها! از خود خود تو سوال میپرسه که فلانی! دوره ای در روزگارت بر تو که میگذرانی، دوره هایی بر تو گذشته است که شیء قابل ذکری نباشی؟ شما اگر اینطوری نگاه کنی و سوره ی انسان رو شروع کنی به خواندن از آیه ی اولش نمیتونی عبور کنی. آقا! اونطرف خدا ایستاده و سوال پرسیده، بالاخره باید جوابش رو بدی، نمیتونی پشت گوش بندازی، نمیتونی بحث رو عوض کنی، باید جواب بدی، آیا خدا سوال بی مورد میپرسه؟ نعوذاًبالله خداوند سوال بی مورد میپرسه؟ یا در سوالات خدا حکمت هست؟ منظوری داره و میخواد ما رو متوجه چیزی بکنه؟ متوجه مطلبی بکنه، این سوال رو باید بزرگ در پیشانی ذهن مون حک کنیم. انسان اگر انسان باشه باید این سوال رو در پیشانی ذهنش حک کنه، شروع حرف انسانیت در قرآن، سوره انسان، شروع حرف و ادعای انسانیت در قرآن با این سوال هست، فلانی! آیا دوره ای یا دوره هایی در زندگی تو میگذره که تو شیء مذکوری نباشی، شیء قابل ذکری نباشی، شیئی نباشی که لایق ذکر کردن باشی.‌

سوال محوری در مورد انسان بودن، «آیا مورد ذکر خدا هستی؟»

انسان بخاطر انسان بودن باید به این سوال بپردازه، یک موقعی شما خدمت یک انسان بزرگ و عالمی میرسی و میخواد شما رو متوجه کنه، تذکری به شما بده از شما میپرسه فلانی! آیا در زندگی ات شده خطایی داشته باشی؟ شما رو متوجه میکنه. میخواد بحثی رو با شما آغاز کنه، میخواد مطلبی رو به شما بگه، میگه فلانی آیا شده در زندگی ات خطایی داشته باشی؟ آیا شده در هفته ی گذشته خطایی داشته باشی؟ خدای نکرده گناهی داشته باشی؟ شما نمیتونی بگی من سوال شما رو نشنیدم یا اصلا برام مهم نیست که چی پرسیدی. خداوند وقتی میخواد بحث انسانیت رو شروع بکنه بحث روزگار انسانیت رو شروع بکنه اول یک سوال میپرسه که فلانی! آیا شده در دوره هایی از زندگی ات شیئی که لایق ذکر کردن باشه نباشی؟ با این سوال تکلیف ادعای انسانیت معلوم میشه. آقا! این سوال رو اول جواب بده و بعد بیا بر سر میز مذاکره انسانیت. فلانی! ادعا داری انسان هستی؟ خب تو انسان و من خدا، میخواهیم با هم حرف بزنیم، آیا شده که تو که ادعا داری انسان هستی در دوره های مختلفی از زندگی ات یک چیزی باشی که منِ خدا تو رو ذکر نکنم و مورد ذکر من نباشی، قابلیت این رو نداشته باشی که منِ خدا تو رو ذکر کنم. میخوای در مورد انسانیت با من حرف بزنی؟ میخوای در مورد انسان بودن با من حرف بزنی، اول به این سوال جواب بده. آقا من فلان میکنم، من فلان موقعیت رو دارم، من فلان مسائل و فلان جایگاه رو دارم، اینکارها رو انجام میدم، اون کارها رو انجام میدم، بازهم وقتی رو به خدا کنی خداوند از شما میپرسه فلانی! این حرف ها رو رها کن، آیا در دوره های زندگی تو مواردی وجود داشته است که شیء قابل ذکری نباشی و منِ خدا تو رو ذکر نکنم؟ انسان متحیر میشه، نمیدونه چه جوری باید جواب خدا رو بده، اصلا چه جوابی بدیم؟ نه خدایا! دوره هایی بوده که تو من رو ذکر کردی، میتونی این جواب رو بدی؟ نه اصلا دوره ای نبوده که تو من رو ذکر نکنی، میتونی این جواب رو بدی؟ خدایا! من بالاخره برای خودم کسی هستم، جایگاهی دارم، یک چیزی هستم، یک شیء بزرگی هستم، من یک چیز گرانقدری هستم، خداوند میفرماید باشه همه ی اینهایی که میفرمایی بالاخره یک چیزی هستی، هر چیزی که تو میگی هستی، میشی یک چیزی هستی، ولی آیا شیئا مذکورا هستی؟ یک چیزی که قابل ذکر کردن من باشی هستی؟ ای انسان! ای کسی که ادعای انسانیت داری، ای کسی که ادعای انسان بودن داری، تکلیفت رو معلوم کن، اینکه یک چیزی هستی، جای خود، به دنبال این باش که آیا یک شیء، یک موجود قابل ذکر بوسیله ی خدا، توسط خدا هستی یا نه؟ عمرت میگذره، روزگار بر تو میگذره،اوقات میگذره، در اوقات مختلف این موضوع برای تو مهم باشه که آیا مورد ذکر خدا هستی یا نه؟‌

سوال محوری وتنها سوال سوره انسان، در مورد مذکور خدا بودن انسان

لایق این هستیم که خداوند ما رو ذکر کنه؟ نگیم که سوره انسان رو تند تند بخوانیم و بگذریم و تمام کنیم، آقا! صبر کن، اولش سوال پرسیده است، جواب بده و بعد برو. در سوره انسان یک سوال بیشتر نیست، در سوره انسان که نام بسیار خوبی برای این سوره گذاشته اند« انسان » و نام دیگرش« دهر ». در مورد روزگار یا در مورد انسان و انسان بودن میخواهی از تو سوال بپرسیم؟ یک سوال بیشتر وجود نداره، ده تا سوال نمیخواد بپرسی، پنجاه تا سوال در مورد انسان بودن و روزگار و گذر روزگار نمیخواد بپرسی، یک سوال هست. برو سوال بعدی، میشه بری سوال بعدی نداریم. یک سوال هست، اول و آخرش یک سوال هست، آیا روزگاری، دوره هایی ازروزگار تو بر تو گذشته است که انسان لایق ذکر خدا نباشی؟ سوالات دیگر رو نمیخواد جواب بدی، سوال نتراش، برای انسانیت سوال نتراش، برای روزگار سوال نتراش، سوالات دیگری وجود نداره، همین یک سوال رو جواب بده. اول و آخر سوالات انسانیت و روزگار همین هست، ممکن هست شما بفرمایید که سوال خیلی سخت هست و از خدا بخواهید که خدایا! میشه راهنمایی کنی؟ یک مقداری این سوال رو بیشتر توضح بدی؟ در ادامه ی سوره راهنمایی به پاسخ شما در این سوال هست. راهنمایی هست برای پاسخ شما، خداوند تشریح کرده است که این ماجرا رو ببین، داستان اینجوری هست، داستان به این شکل هست، حالا ببین کجا ایستاده ای، بر اساس اون پیدا کن که انسان مذکور هستی یا نیستی؟ اوقات زندگی و دوره های مختلف زندگی تو، دوره های مختلف روزگار تو به چه شکل هست؟ کجا هستی؟ انسان مذکور هستی یا نیستی؟‌

ای انسان به اموری بپرداز که سرانجامش مذکور خدا شدن باشد

انسان لایق ذکر خدا هستی یا نیستی؟ انسانیت و روزگار انسانیت پاسخ به یک سوال هست. لایق ذکر خدا بودن یا نبودن. اینکه شما در زندگی اعمال یا رفتاری داشته باشی که اون اعمال و رفتاری که داشتید در فضای ذکر خدا و به منظور ذکر خدا بوده است میشه یک کورسوی امیدی داشت که اونجا هم در اون اوقات شما مورد ذکر خداوند قرار گرفته باشی که إنشاء الله اینطور بوده باشه، یعنی شما اون اوقات رو مدنظر قرار میدی و میفرمایی حداقل یک اوقاتی بوده که اینطور نبوده که من به هیچ وجه مذکور نبوده باشم. « لَم یَکُن شَیئاً مَذکُوراً » یعنی اصلا شیء مذکوری نبودی. فضای ذکر اصلا اونجا حاکم نبود. پس ای انسان! به اعمالی بپرداز، به رفتاری بپرداز که امید داشته باشی در اوقات پرداختن به اون اعمال و رفتار مورد ذکر خداوند باشی. شما امید داری وقتی به نماز میپردازی در حین نماز مورد ذکر خدا باشی. آیه یک سوره انسان خط مشی اعمال انسان رو معلوم میکنه، به اعمال و رفتارها و موضوعاتی بپرداز که امید داشته باشی در حین اون اعمال و رفتار مورد ذکر خدا باشی، اگر خدا نکرده به عملی بپردازی و در حین اون عمل مورد ذکر خدا نیستی اون عمل رو کنار بگذار، آیا میشه خداوند به ما توفیق بده که به رفتارها و اعمالی بپردازیم که مورد ذکر خدا باشه؟ آیا خداوند به ما توفیق خواهد داد که به موضوعات و مقولاتی بپردازیم که در اون اوقات بسیار مورد ذکر خدا و در درجات بالای خدا قرار بگیریم؟ خداوند توفیق بده که بتوانیم به موضوعات و مقولاتی بپردازیم که در اونها بسیار مورد ذکر خدا باشیم، این باید هدف انسان باشه، من باید وارد مقوله ای بشم، وارد موضوعاتی بشم وارد اموراتی بشم که در حین اون موضوعات و مقولات بسیار مورد ذکر خدا باشم.‌

هدف‌گذاری کلان زندگی بر اساس مذکور خدا شدن

لیاقت درجات بالای ذکر خدا رو داشته باشم. انسان که میخواد در زندگی اش هدف قرار بده با این معیار هدف قرار بده، بقیه ی موضوعات و مقولات و داستان ها و معیارها رو بریز دور. یا بیار ذیل این موضوع. اگر معیار ها و موضوعات مثبتی هست ذیل این موضوع قرارش بده، موضوع و هدف اصلی این باشه که من باید به گذرانی از زندگی برسم که بسیار مورد ذکر خدا باشم، این هدف انسانیت هست. خداوند إن شاء الله توفیق رسیدن به چنین فضایی رو به همه ی ما عطا کنه.‌

هدیه به پیشگاه اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام صلواتی بفرستیم أللهم صل علی محمد و آل محمد و عج فرجهم‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است