الله اصل است و نه اسم الله؛ اهل بیت ع اسماء الله هستند ولیکن مسمّی خداست؛ اسماء الله جزء متعلقات الله هستند که بدون او معنا ندارند
بله در بحث اسماء خداوند اسماء خداوند اصل نیست خود خدا اصل هست، ما یه بحث داریم اسم خدا، یه بحث داریم خود خدا، اهل بیت علیهم السلام اسماء خداوند هستند ولی خود خداوند نیستند وقتی شما در مورد وجه اسمائی اهل بیت علیهم السلام صحبت می کنی می فرمایی که اهل بیت اسماء خدا هستند یعنی اسماء خدا اهل بیت هستند ولی اسماء خدا هستند نه خود خدا، یعنی همون نقش اسماء خدا رو دارند همون نقش اسماء خداوند رو دارند اسمائی که به خدا اشاره می کنند، مسمّی خداست اسم اهل بیت علیهم السلام، یه اسم وجود داره یک مسمّی، اسم اهل بیت علیهم السلام هستند مسمّی خداست مثل نور خدا، نور خدا خدا نیست ولی نور خدا اهل بیت علیهم السلام هستند نور خدا هستند یه نور خدا وجود داره یک مورد اشاره ی نور خدا، یعنی یک خدا؛ اینها دو تا هستند لذا شما وقتی می فرمایی که الرحمن منظورتون چی هست؟ منظورتون اسم الرحمن هست یا منظورتون مسمّای الرحمن هست؟ اسم با مسمّی دو تا هستند، در بحث اسم شما می تونی بفرمایی اهل بیت علیهم السلام هست ولی در بحث مسمّی نه، مسمّی فقط خداست، این اشیاء که متعلق به خداوند هستند بدون مسمّی معنا ندارند اصلا وجود ندارند الرحمن بدون تعلقش به خداوند معنا نداره، نور الله وقتی الله نباشه نور الله معنا نداره، نور الله بدون تعلق به الله معنا نداره.
خدا در تمامی عرصهها و عوالم با متعلقات خود مانند روح، نور و اسم جلوه میکند و دیگران به تبع این اشیاء از الله بهره میبرند
این یه جهت، یه جهت دیگه اینکه خداوند هم با همین ها با همین اشیاء جلوه داره، شما در آسمانها و زمین از وجه نورانی می خوای خدا رو ببینی چی می بینی؟ نوُرالله، نور الله، لذا خداوند می فرماید اللَّه، نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ، دنبال خدا می گردی؟ نور آسمانها و زمین، نور آسمانها و زمین که به یه شکل خاصی خداوند توضیحش داده در اون آیات و ترسیم کرده، پس این نکته مهم هست وقتی گفته میشه که از قول اهل بیت علیهم السلام که ( نَحنُ اَسماءُ الله ) این مطلب درست هست این مطلب صحیح هست اگر گفته می شد نَحنُ مسمّیی اَسماءُ الله این غلط بود این شرک بود، وقتی گفته میشه نَحنُ اَسماءُ الله ایرادی نداره این درست هست اگر اهل بیت علیهم السلام از قولشون نقل می شد که نَحنُ مسمّیی اَسماءُ الله این غلط بود، خود اهل بیت علیهم السلام می فرماید نَحنُ اَسماءُ الله بعد در جای دیگه می فرماید بین اسماء و مسمّی فرق هست یعنی قسمت اسماءاش ما هستیم مسمّایش خداست، ما همون اسمی هستیم که متعلق به خداوند هستیم، ما همون اسمی هستیم که به واسطه ی اون اسم معرفت به خداوند ایجاد میشه، معرفت اسمائی به خداوند ایجاد میشه، اگر از یک نگاه ما اشیاء مختلف رو به حساب بیاریم به معنای اینکه برای معرفت به الله هست چرا نور الله؟ برای اینکه شما به خداوند معرفت پیدا کنی، چرا روح الله؟ برای اینکه شما به خداوند معرفت پیدا کنی، چرا اسماءالله؟ برای اینکه شما به خداوند معرفت پیدا کنی. خب در همه ی وجوه اهل بیت علیهم السلام چرا؟ چون شما به خداوند معرفت پیدا کنی، پس انگشت اشاره ی همه ی این اشیاء ولو اینکه وجه اهل بیت علیهم السلام باشه برای اینه که شما به خداوند معرفت پیدا کنی و به خداوند برسی.
اسم از جهت اسم مخلوق خداست و از جهت مسمّی خود خداست
بله در بحث اسماء اسم خدا نیست ولی مسمّی خداست یعنی این شئ از اون جهت که اسم هست از اون جهت که اسم هست خدا نیست مخلوق خداست، از جهت مسمّی خود خداست، به لحاظ اسم بودن خدا نیست ولی از جهت مسمّی خود خداست، الرحمن از جهت اسم بودن خدا نیست اسم خداست از جهت مسمّی خود خداست، اونجایی که گفته میشه الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى باید بحث بشه که این ِاستَوای الرحمن بر عرش اسم الرحمن هست یا مسمّیی الرحمن، اگر اسم الرحمن باشه خدا نیست اگر مسمّیی الرحمن باشه منظور خداست باید بحث کنید که ِاستَوای خداوند بر عرش یعنی چی، ِاستَوای خود خدا بر عرش یعنی چی، آیا در آیه ی الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى الرحمن به خود اسم اشاره داره یا به مسمّی این اسم، از ظاهر این آیه و برخی روایات ذیل آیه بر میاد که الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى به خود اسم اشاره داره نه به مسمّی، اسم الرحمن بر عرش ِاستَواء پیدا می کنه خب بر فرض اگر این باشه این دیگه بحثش متفاوت میشه ، آیا هر دو با هم هست؟
در آیه « الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى»، با توجه به روایات به نظر میآید اسم الرحمن بر عرش مستولی میشود یعنی اهل بیت ع؛ در واقه در اینجا الرحمن اهل بیت ع هستند به عنوان اسماء الله و لیکن خدا که مسمّی الرحمن است بر عرش حضور دارد
خب جایی که اسم خدا هست چرا اسم خدا اونجا هست؟ چون مسمّی هست، اسم خدا در اون رتبه غیر از خدا نیست، اسم خدا بدون خدا معنا نداره، اسم خدا جدای از خدا نیست، دو وجه ظریف هستند اسم خدا و مسمّی، وقتی می فرماییم الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى از وجه اسم اسم خدا اونجاست از وجه مسمّی خدا اونجاست، از اسم اسم خدا اونجاست یعنی شیئی که اسم خدا هست خود خدا نیست، از وجه مسمّی کی اونجاست؟ خود خدا، ما معنای دقیقی الان از اسم و مسمّی نداریم، مسامحتا عرض می کنیم شیئی که به یک مسمّایی داره اشاره می کنه؛ بر عرش اسم خدا هست اسم خدا هست یعنی خدا نیست؟ خب این اسم خدا مسمّایش خداست از وجه مسمّی خدا اونجاست ولی از وجه اسم اسم خدا اونجاست، فرض کنید که ذیل این بحث برخی از روایات مربوط به قیامت رو در نظر بگیرید مطرح هست که وقتی قیامت میشه و عرش معلوم میشه بعد رسول الله بر فراز عرش قرار می گیره و اهل بیت علیهم السلام خب کی بر عرش هست؟ از وجه اسم رسول الله، دقت کنید از وجه اسم رسول الله اونجا هست الرحمن یعنی از وجه اسم رسول الله، اونجایی که می فرمایند ( نَحنُ اَسماءُ الله ) از وجه اسم خدا رسول الله اونجا هست و اهل بیت علیهم السلام، از وجه مسمّی خدا اونجا هست.
اسم خدا برای این است که به مسمّی آن یعنی خدا برسیم، پرداختن به اسم بدون توجه به مسمّی شرک است
با این بحث شما به بحث توحید میرسی به این بحث که اهل بیت علیهم السلام جدای از خدا نیستند، خدا نیستند ولی جدای از خدا نیستند، اسم خدا هستند اسم خدا هستند که مسمّایشون خداست، و شما نمی تونی به اسم بپردازی با اسم باید به مسمّی رسید، به اسم می پردازی که به مسمّی برسی این وجه حتما باید درش باشه، اسم خدا برای این هست که شما به خدا برسی به خداوند بپردازی، اسماء خداوند رو اگر از خدا جدا بکنی و جدا به او بپردازی بدون اینکه به خداوند بپردازی این غلط هست و شرک هست.
فرمایش اهل بیت ع مبنی بر نحن اسماء الله نشان دادن مسیر توحید به شیعیان است، یعنی اهل بیت ع را خدا ندانیم بلکه ایشان را نشانهی به سوی خدا بدانیم
اهل بیت علیهم السلام رو اگر از خدا جدا بکنی و مستقلا بهشون بپردازی بدون اینکه به خداوند بپردازی بدون اینکه در شما غلیانی به سمت خداوند ایجاد بشه این غلط هست این شرک هست لذا اتفاقا وقتی اهل بیت علیهم السلام فرمودند که ( نَحنُ اَسماءُ الله ) یعنی ما رو خواستند شیعیان رو به سمت توحید بکشوند و در بحث اهل بیت علیهم السلام شیعیان خطا نرند، اتفاقا این غلو نیست بلکه این مسیر توحید هست اگر درست به این بحث بپردازند شیعیان که اهل بیت علیهم السلام فرمودند ( نَحنُ اَسماءُ الله ) درست بپردازند یعنی اینکه وارد غلو نمی شند یعنی اینکه اهل بیت علیهم السلام رو خدا نمی دونند یعنی اینکه می فهمند با اهل بیت علیهم السلام باید برند سراغ خدا، یعنی اینکه می فهمند مسمّای اهل بیت علیهم السلام خداست.
شیعیان که به حرم اهل بیت ع میروند با معرفت اینکه اهل بیت ع اسماء الله و تابلوی اشاره به خدا هستند با اهل بیت ع گفتگو مینمایند، این نه تنها شرک نیست بلکه مسیر توحید است. البته همانطور که اگر کسی الرحمن را بخواند و خدا را ارده نکرده باشد دچار شرک شده اگر اهل بیت ع را خوانده و خدا را مد نظر نداشته باشد مشرک است
وقتی شما تشریف می برید حرم اهل بیت علیهم السلام اونجا رو به حرم امام رضا علیه السلام می ایستی میگی یا امام رضا من گنه کارم من رو ببخش خب این شرک هست ، شرک هست؟ می تونه شرک باشه می تونه نباشه، شما وقتی میگی یا امام رضا من رو ببخش امام رضا رو بخشنده می دونی امام رضا رو دارای رحمت می دونی میگی یا امام رضا من رو ببخش، شما داری به چی می پردازی؟ به اسم خدا، وقتی میگی یا امام رضا من رو ببخش من رو مورد رحمت قرار بده یعنی انگار داری میگی تو رحمانی، خب درسته؟ بله درست هست تو رحمانی، پس میگی یا رحمان، یا رحمان منظورت چی هست؟ منظورت خود رحمان هست یا مسمّای رحمان؟ منظورت مسمّای رحمان هست، اگر بدونی که این شئ اسم هست و مسمّی داره و مسمّایش خداست و با این اعتقاد ایستاده باشی این شرک نیست البته خیلی از شیعیان این اعتقاد رو دارند ها... حالا تو شون ضعف و شدت داره، شما وقتی میری جلوی حرم امام حسین علیه السلام می ایستی با امام حسین صحبت می کنی مطرح میشه که این شرک هست خب در پاسخ عرض می کنیم که شما وقتی می ایستی دعا می خونی میگی یا رحمان این هم شرک هست، یه کسی ممکنه بگه شما وقتی روبروی حرم امام حسین و می فرمایی که یا حسین این شرک هست در پاسخش عرض می کنیم شما وقتی می ایستی یه جایی میگی یا رحمان اون هم شرک هست میگه نه اینکه شرک نیست میگیم چرا این هم شرک هست، شما وقتی به رحمان می پردازی شرک هست خداش کو؟ میگه نه منظورم از الرحمن مسمّیی الرحمن هست و اون خداست الرحمن تابلوی خداست فرد اینجوری پاسخ میده، شما هم میگی ببخشید یا حسین هم تابلوی خداست حسین هم تابلوی خداست جمعی از تابلوهای خداست شما وقتی به الرحمن می پردازی به عنوان تابلوی از خدا می پردازی وقتی فرد می فرماید که حسین چند تا تابلوی خدا رو می فرمایید؟ منظورش تابلوی الرحمن هست تابلوی الغفور هست تابلوی الرحیم هست تابلوی الودود هست تابلوی فلان هست تابلوی فلان هست همه ی اینها جمعی از تابلوهای خداست، اگر این شرک هست اون الرحمانی که تو هم در دعا می خونی شرک هست چون در هر صورت به چیزی غیر از خدا بپردازی شرک هست الرحمن هم غیر از خداست الرحیم هم غیر از خداست، الرحمن به معنای اسماء خدا، غیر از خداست، اسم بود غیر از خداست، اون مسئله ای که در بحث اهل بیت علیهم السلام مطرح می کنند به عنوان شرک اون در بقیه ی مسائل هم وجود داره اگه شما اونجا عبور کردی اینجا هم عبور می کنی اگر شما تونستی به اسماء خداوند بپردازی که در واقع به مسمّی پرداخته باشی به امام حسین هم بپردازی در واقع به مسمّی پرداختی،
پرداختن به اسماء الله برای رسیدن به خداست ولیکن خود این اسماء نیز جذابیت دارند فلذا به اسماء نیز پرداخته میشود ولی با مسیر رسیدن به خدا
حالا آیا میشه با الرحمن گفتگو کرد؟ می فرمایی بله، خداوند چرا اسم قرار داده برای اینکه ما بریم سراغ اسم، بریم سراغ اسم چون می دونی مسمّیی این اسم خداست چون این اسم ما رو به سمت خداوند می بره شما اگه رفتی سراغ الرحمن به سمت خداوند کشیده میشی الرحمن یعنی اسمی که رحمت رو در پهنه ی بزرگ عالم گسترش میده این اسم این شیء که رحمت رو در پهنه ی عالم گسترش میده شما رو به سمت چه کسی می کشونه؟ از شما بپرسند مسمّای این اسم کیه شما میگی کی؟ میگی خدا، یعنی از رفتار این اسم شما به مسمّای این اسم که خداست پی می بری پس وقتی به این اسم می پردازی در واقع به چی پرداختی؟ در واقع به خداوند پرداختی، چرا؟ اگه درست به این اسم بپردازی در واقع به خداوند پرداختی، پس شما با یک معرفت صحیح اینکه اسم و مسمّی دو تا هست به اسم می پردازی در واقع به خداوند می پردازی، خدایی خداست، اسم خدا خدایی خداست، اسم خدا جلوه ی خداست، پس در واقع شما به خداوند می پردازی، در واقع ماجرای امام حسین علیه السلام ماجرای بر افراشتن تابلوی خدایی هست، یه تابلوی بزرگ خدایی که آدم رو داره به سمت خودش می کشونه، خود این تابلو جذابیت داره، کسی نمی تونه بگه این تابلو جذابیت نداره شما وقتی به الرحمن می پردازی بالاخره به الرحمن می پردازی درسته به دنبال مسمّای الرحمن هستی وقتی بالاخره به الرحمن می پردازی به القهار که نمی پردازی بین الرحمن و القهار برای شما فرق هست، پس اون موقعی که به الرحمن می پردازی و از طریق الرحمن به مسمّای الرحمن می رسی بین الرحمن و القهار برای شما فرق هست. پس یعنی چی؟ یعنی الرحمن خودش موضوعیت داره درسته اسم خدا غیر از خداست ولی اسم خداوند موضوعیت داره اسم خداوند معنا داره اسم خداوند اثر داره بر شما، شما بالاخره به اسم خداوند می پردازی، می پردازی به جستجوی مسمّی، به اسم خداوند می پردازی اصلا در واقع شما از مسمّی اثر میگیری پس شما وقتی به اسم خداوند می پردازی این جمله مهم هست در واقع به اون می پردازی یعنی از اون اثر می گیری پس شما وقتی که به اسم خداوند می پردازی در واقع به مسمّی می پردازی و این باور رو باید داشته باشیم شما به عنوان یک شیعه وقتی به اهل بیت علیهم السلام می پردازی در واقع داری به خداوند می پردازی وقتی به امام حسین علیه السلام می پردازی در واقع داری به خداوند می پردازی این باور رو شما به عنوان یک شیعه داری که اهل بیت علیهم السلام اسماء خداوند هستند نه خداوند وقتی به امام حسین علیه السلام می پردازی به اسم خداوند می پردازی و در واقع از طریق این اسم به خداوند می پردازی، این اسم شما رو به سمت مسمّی رهنمون هست.