در معناشناسی واژه ماعون، باید ماعون را در شأن آیات و واژگان همنشینش از جمله صلاۀ ترجمه نمود
یک بحث در مورد سوره ماعون معنا شناسی واژه ی« ماعون » هست. ذیل معنا شناسی واژه« ماعون » ما باید طوری جلو بریم که معنایی که بدست میآد در شأن آیه و سوره و آیات هم جوار و هم نشین باشه، در شأن موضوعات همجوار و همنشین« ماعون » باشه. از جمله موضوعات همجوار « ماعون » در سوره ماعون بحث « صلاۀ » هست لذا باید معنای ماعون در شأن این« صلاۀ » باشه.
صلاتی که عمود دین بوده و از ظاهر عبور کرده، همنشین واژه ماعون
صلاۀ مقوله ی همجوار و هم نشین واژه ی ماعون در این سوره هست. در اینجا« صلاۀ »،« صلاۀِ عمود دین » هست. صلاتی است که از ظاهر عبور کرده است و برای ظاهر نیست.« ماعون » باید در شأن این درجه از نماز معنا بشه.
نماز و ماعون در فضای تصدیق دین
کلیت بحث نماز و ماعون در فضای تصدیق دین هست، در فضای مقابل تکذیب دین هست پس ماعون باید جوری معنا بشه که کلیت مقابله به تکذیب دین در اون وجود داشته باشه. رفتاری باشه که از فضای تکذیب دین دور کننده هست، رفتاری باشه که در فضای دوری از تکذیب دین رفتاری مناسب با یتیم و مسکین باشه. بله این یک نکته هست که باید در نظر داشته باشیم.
رفتار مکذبان دین، ایجاد حائل مابین ماعون و دیگران
مطلب دیگر اینکه رفتار مکذبین دین در قبال ماعون چی هست؟« منع در قبال ماعون ؛ منع میکنند ماعون را، در قبال ماعون مانع ایجاد میکنند». این رو ممکن هست شما دو جور معنا کنید« مانع ایجاد میکنند که دیگران به ماعون نرسند »،« مانع ایجاد میکنند که ماعون به دیگران نرسه یعنی بین ماعون و دیگران حائل ایجاد میکنند».
وجود بحث فاعلیت در لفظ لغوی ماعون
یک نکته ی دیگر اینکه بلحاظ لغوی در بحث ماعون به نوعی فاعلیت وجود داره یعنی ابزار، شیء، کسی که یک فعلی انجام میده، رفتار فعلی او، از او یک فعلی بروز پیدا میکنه، از مسیر او یک فعلی انجام میشه، از مسیر و طریق او یک رفتاری انجام میشه، اون رفتار از سنخ« مَعَنَ »است( اگر ریشه ی ماعون رو« معن » بگیریم که همین هم هست ) در اون رفتار فاعلیت وجود داره، یک ابزاری یک شیئی یک طریقی، یک مسیری که در اونجا یک رفتاری جریان داره، یک فعلی جریان داره.
ماعون همنشین نمازی که عمود خیمه دین است و دارای باطن میباشد
فعلی که اون فعل هم جوار نماز هست، اون فعل همنشین نمازی هست که عمود دین هست، نمازی که ظاهر نیست. نمازی که فقط ظاهر نیست. نمازی که پایه و اساس دین هست. اگر شما دین را مانند خیمه در نظر بگیرید نمازی که ستون وسط این خیمه هست و فقط یک چیز ظاهری نیست و یک باطنی هم داره. فقط ظاهر دین رو بر خودش نگه نمیداره بلکه در باطن دین شما نفوذ داره. ماعون طریق، شیء، مسیر، فردی هست که از او رفتاری جریان داره که اون هم سنگ اینگونه نمازی هست، رفتاری هست که قرار هست پایه ی خیمه باشه. رفتاری هست که باطنی داره و فقط به ظاهر توجه نداره بلکه بر باطن اثر میکنه و باطن رو آباد میکنه.
ماعون میتواند یک مسیر، شیء و یا یک فرد باشد
«وَ يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ(7الماعون ) » مانع این طریق میشوند، مانع این مسیر میشوند، مانع این فرد میشوند، مانع این شیء میشوند که چنین رفتاری از اونجا جریان داره. پس ماعون میتواندیک مسیر باشه، میتونه یک شیء باشه، میتونه یک فرد باشه که از او، از مسیر او یک رفتاری انجام میشه که اون رفتار هم پایه و اساس هست و هم باطن هست.بله اینطور ماعون جایگاه پیدا میکنه.
رفتار ناصحیح در قبال یتیم و مسکین، ثمره منع از ماعون
ببینید در اوایل سوره میفرماید که اونها نسبت به یتیم رفتار درستی انجام نمیدهند« فَذَالِكَ الَّذِى يَدُعُّ الْيَتِيمَ(2) وَ لَا يحَُضُّ عَلىَ طَعَامِ الْمِسْكِينِ(3الماعون)» چگونه این رفتار اتفاق می افته؟ اونها چگونه رفتار« يَدُعُّ الْيَتِيمَ » رو انجام میدهند؟ و چگونه نسبت به مسکین آنگونه رفتار میکنند؟ « با ممانعت از ماعون ». وقتی از ماعون ممانعت شد، ثمره ی این رفتار میشه« يَدُعُّ الْيَتِيمَ »،ثمره اش میشه« وَ لَا يحَُضُّ عَلىَ طَعَامِ الْمِسْكِينِ ».
شدت «يَدُعُّ الْيَتِيمَ»و «لَا يحَُضُّ عَلىَ طَعَامِ الْمِسْكِينِ» در سوره ماعون در حد منع از ماعون مطرح در این سوره
این سطح از رفتار در قبال یتیم و مسکین مطرح هست. بحث« يَدُعُّ الْيَتِيمَ »و بحث « لَا يحَُضُّ عَلىَ طَعَامِ الْمِسْكِينِ » در فراز های دیگری از قرآن هم مطرح هست اما چه سطحی از« يَدُعُّ الْيَتِيمَ » و چه سطحی از« لَا يحَُضُّ عَلىَ طَعَامِ الْمِسْكِينِ » مطرح هست؟ در یک جایی ممکن هست«« لَا يحَُضُّ عَلىَ طَعَامِ الْمِسْكِينِ » مثلا دادن یک خوراکی به یک کسی باشه. سوال این هست که چه سطحی از این رفتار مطرح هست؟ برای پاسخ به این سوال شما این سطح از رفتار« يَدُعُّ الْيَتِيمَ » و « لَا يحَُضُّ عَلىَ طَعَامِ الْمِسْكِينِ » رو در کنار ماعون معنا کنید.
ثمره منع از ماعون، حذف باطن از زندگی افراد
چه سطحی از « يَدُعُّ الْيَتِيمَ » و « لَا يحَُضُّ عَلىَ طَعَامِ الْمِسْكِينِ »؟ سطحی که قِوام و پایه ی زندگی اینها هست و فقط یک رفتار ظاهری نیست. یکی از درجات معنایی« يَدُعُّ الْيَتِيمَ » و « لَا يَحُضُّ عَلىَ طَعَامِ الْمِسْكِينِ » یعنی باطن رو از زندگی این انسانها میگیره. باطن زندگی این انسانها رو نابود میکنه. چرا؟ چون ماعون رو منع کردند.
در همنشینهای نماز، «انفاق، صدقه و زکاۀ» حرکت دهنده خیمه زندگی و «ماعون» عمود آن خیمه و «نحر» آغاز بهرهبرداری از کوثر است
بنظر میآد در فراز های همنشین صلاۀ مانند« انفاق و صدقه و زکاۀ »،« ماعون » در یک قدمی« نَحَر » هست. انفاق، زکات، صدقه اینها هم نشین های نمازی هست که زندگی رو حرکت میده، خیمه ی زندگی رو حرکت میده و سبک میکنه. ماعون پایه ی محکمی برای این زندگی درست میکنه و به باطن میبره. لایه های باطنی تر درست میکنه، از ظاهر خارج میکنه و« نَحَر » بهره برداری از« کوثر » رو آغاز میکنه،« نَحَر » از« کوثر » به زندگی انشعاب میزنه. البته این بحث« جایگاه ماعون در بین موضوعات همنشین نماز دقیقا چطور هست و چه رابطه ای با هم دارند » بیشتر جای کار داره.