خلیفه و سلسله خلفاء، برپا کننده صحنه‌هایی غیبی بوسیله بسم الله برای حرکت داده به سمت غیب


خلیفه و سلسله خلفاء، برپا کننده صحنه‌هایی غیبی بوسیله بسم الله برای حرکت داده به سمت غیب

جمعه 22 جمادی‌الاول 1439 –دفتر نواب-جلسات عمومی(دعای ندبه)‌

خلافت موضوعی سلسله‌دار می‌باشد و سرسلسله آن خلیفه‌الله است که مصداقی عالیش اهل بیت ع می‌باشند

در بحث خلافت یه بحثی رو باید دنبال کرد با عنوان سلسله ی خلافت سلسله ی خلفا، سر سلسله ی خلفا اوج سلسله ی خلفا خلیفۀُالله هست که مصداقاً رسول الله و اهل بیت علیهم السلام هستند اولین خلیفه در نسل بشر آدم علیه السلام هست خلفای دیگری در بعد از آدم علیه السلام و بعد از اهل بیت علیهم السلام وجود دارند. ‌

با مقایسه فراز مربوط به آدم ع در سوره بقره با سایر فرازهای آدم ع در قرآن، نقش خلیفه و افعال و قابلیت‌های خلیفه بیشتر آشکار خواهد شد؛ با توجه به این آیات خلیفه تعلیم اسماء شده و انباء می‌دهد، او رفتارهایی انجام می‌دهد که ظاهری خیلی شکیل ندارد ولی وقتی با ابزار غیب به آن نگریسته شود از همه تسبیحات ملائکه برتر است

خلیفه کارش چی هست؟ نقش خلیفه چی هست؟ چی کار میکنه؟ این خودش یک عنوان مسئله هست باید این رو در آیات قرآن دنبال کرد یکی از مصادیقی که این بحث رو مقداری روشن می کنه ماجرای آدم علیه السلام هست در وجه خلیفه بودن ایشون، شما آیات مربوط به آدم علیه السلام رو وقتی جمع کنید مثلاً در چند فراز از قرآن بحث آدم علیه السلام مطرح هست در یکی از این فرازها بحث خلیفه بودن ایشون مطرح هست در فراز مربوط به سوره ی بقره، وقتی بحث خلیفه بودن اینجا مطرح هست اینجا چه تفاوتی نسبت به بقیّه ی جاها مطرح شده یعنی اگر این فرازها رو ما با هم مقایسه بکنیم چه موضوعاتی اینجا غیر از خلیفه مطرح هست که جای دیگه مطرح نیست که ما اون رو بتونیم مستقیم به خلیفه بودن ارتباط بدیم البته نه اینکه جاهای دیگه آدم خلیفه نیست همین که یک جا مطرح شده آدم علیه السلام خلیفه هست یعنی دیگه خلیفه هست، می خوایم موضوعاتی که مستقیم تر به خلیفه مربوط هست رو پیدا بکنیم در این فرازها تفاوت موضوعات این فرازها رو ببینیم میگیم اینجا عنوان آدم در فراز مربوط به سوره ی بقره خلیفه هست رفتارهایی که آدم علیه السلام انجام میده موضوعاتی که اونجا مطرح میشه تفاوتش با جاهای دیگر، یکی از تفاوتهاش بحث تعلیم اسماء هولاء هست، انباء اسماء هولاء یعنی رفتن به سمت علمی که مربوط به علم غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ هست، مطرح کردن علمی که مربوط به علم غیب هست، صحنه هایی رو جلو بردن که علیرغم ظاهرشون که در ظاهر ممکنه فساد و خونریزی باشه علیرغم ظاهرشون مرتفع تر از نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ هست قیمتش بیشتر هست ارزشش بیشتر هست باید بریم این صحنه ها رو بر پا کنیم صحنه هایی مبتنی بر علم غیب، صحنه هایی که شهود اون صحنه ها چندان جذاب نیست غیب اون صحنه ها بسیار مرتفع هست ملائکه عادت کردند در یک صف منظم همچین ترگل ورگل در صفوف خاصی در نظم خاصی به یک سطح از رفتارها بپردازند خداوند یک عنوان مطرح میکنه خلیفه وقتی فعل اینها از منظر شهود نگاه میشه آقا اینها که بیاند در میدان خونریزی اتفاق میافته فساد اتفاق میافته بینید ما چقدر منظم اتو کشیده مشغول عبادت تو هستیم تو رو تسبیح می کنیم تو رو تقدیس می کنیم اینها بیاند در میدان همه چی رو بهم می ریزند، خداوند می فرماید که این مبتنی بر یک علم هست علم غیب که اصلاً شما با اون علم غیب آشنا نیستید و این علم غیب حلقه ی واسط این علم غیب اسماء هولاء هست، خلیفه مسلّح به اسماء هولاء وارد یک میدانی میشه صحنه هایی رو رقم میزنه که این صحنه ها در ظاهر اتو کشیده نیست در ظاهر ترگل ورگل نیست ولیکن مبتنی به علم غیب هست به سمت غیب آسمانها و زمین هست شما هم موجودات اتو کشیده منظم خوب با این فرد با این منش همراهی کنید لذا اسْجُدُواْ لآدَمَ سجده کنید به آدم با آدم همراهی کنید‌

ابلیس نیز می‌تواند تسبیح و تقدیسی در سطح ملائکه داشته باشد فلذا باید صحنه‌هایی در حد غیب صورت گیرد تا ناخالصی‌ها اصلاح شود

با نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ در سطح ملائکه چه اتفاقاتی میافته چه اتفاقاتی نمیافته؟ این رو باید بررسی کرد ببینید نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ در سطح ملائکه یه سری آسیب ها داره از جمله آسیب هاش چی هست؟ ابلیس هم می تونه در همین میدان باشه یک کافر وَ كَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ یه کافر هم می تونه در این میدان باشه و بروز پیدا نمی کنه و معلوم نمیشه و خودش رو نشون نمیده و ما نمی تونیم اینها رو از هم جدا کنیم در غیب آسمانها و زمین ابلیس جایی نداره نباید به اون سمت کشیده بشه تا موقعی که مثل ابلیسی در جمعی هست که اون جمع باید به سمت غیب آسمانها و زمین بره این نمیشه باید این خالص سازی انجام بشه باید اینها جدا بشند باید کلاسها مبتنی بر غیب آسمانها و زمین بشند نه مبتنی بر شهود مبتنی بر ظاهر نمیشه حرکت کرد در ظاهر ابلیس هم می‌ایسته و عبادت می کنه دو هزار سال سجده می کنه دو هزار سال رکوع می کنه باید کلاس رو مبتنی بر غیب آسمانها و زمین کرد در این کلاس موجودات، انسانها از هم تفکیک میشند جدا میشند ملائکه در صحنه ی قبل از آدم نمی تونند حکم کنند نمی تونند تشخیص بدند اگر اونها در شهود اهل عبادت هستند ابلیس هم اهل عبادت هست دار و دسته ی ابلیس هم اهل عبادت هستند با نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ این خالص سازی این جدا سازی انجام نمیشه باید صحنه هایی پیش بیاد مبتنی بر علم غیب، ‌

مسیر اتصال صحنه‌ها به فاضی غیب، اسماء هولاء و بسم الله است، برپاکننده این صحنه‌ها خلیفه است

مسیر اتصال این صحنه ها به غیب، اسماء هولاء هست مسیر اتصال این صحنه ها به غیب بسم الله هست یعنی صحنه هایی از مسیر بسم الله متّکی به غیب، پس ماجرای خلافت رو ببینیم خلافت اینجوری آغاز میشه، خلافت انجام میشه، خلافت هست، یکی از دلایل خلافت، خلافت هست به خاطر اینکه صحنه ها رو جوری رقم بزنه که اون صحنه مبتنی بر غیب صحنه های خالص سازی باشند صحنه های جدا سازی باشند ‌

نوح ع در صحنه‌ای که مبتنی بر غیب است بوسیله بسم الله، ابتدا انسان‌ها را خالص‌سازی نموده و سپس به سوی غیب می‌برد

صحنه ی آخر نوح علیه السلام صحنه ی خلافت هست نوح علیه السلام صحنه رو به شکلی جلو میبره به شیوه ای جلو میبره که اونهایی که ناخالص هستند جدا بشند مسیر چیه؟ بسم الله، مبتنی بر چی هست؟ غیب، تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ رسول الله این ماجرا از نوح علیه السلام که برای تو غیب مطرح میشه این انباء غیب هست این داستان که نوح علیه السلام دنبال کرد این انباء غیب بود اینها مبتنی بر غیب هست لذا نوح علیه السلام با ابزارهای وحی با منطق وحی و در معرض اَعین خدا صحنه رو به شکلی برپا می کنه که این صحنه در وهله ی اول انسانها رو جدا می کنه خالص سازی انجام میده دوم به سمت غیب آسمانها و زمین هست توقف نیست ‌

خلیفه خدا و سلسله خلفاء، بوسیله صحنه‌هایی غیبی که با بسم الله برپا شده، حرکت دهنده به سوی غیب است

خلیفه یعنی حرکت دهنده به سمت غیب آسمانها و زمین یعنی کسی که در عمل این کار رو می کنه، رفتار اون سطح از ملائکه یعنی توقف در شهود، پس یه کسی باید بیاد این توقف در شهود رو تمام کنه و حرکت ایجاد کنه به سمت غیب، توقف در شهود آفت داره آفتش چی هست؟ در جمع شما ابلیس هم قرار میگیره کافر هم قرار میگیره و در یک سطح قرار میگیرید بهشت جنت و نار، بهشت و جهنم کجا هست؟ بهشتهای به جز بهشتهای در شهود در غیب هست، شما باید برید به اون سمت اونجا نمیشه اونجا آدمها باید خالص بشند موجودات باید خالص و جدا بشند یه کسی باید بیاد این حرکت رو ایجاد کنه حرکت به سمت غیب، خلیفه حرکت دهنده به سمت غیب هست خلیفه کسی هست که شهود رو به سمت غیب حرکت میده صحنه هایی رو رقم میزنه که اون صحنه ها حرکت به سمت غیب هست مبتنی بر غیب انجام میشه، کلاس همراهی با این خلیفه کلاس فهم رفتار این خلیفه که حرکت به سمت غیب رو رقم میزنه کلاس بسم الله هست کلاس اسماء هولاء هست، سلسله ی خلفا چه میکنند نقش شون چی هست؟ الان یه عنوان نقشش رو بحث کردیم حرکت دادن به سمت غیب حرکت دادن به سمت رفتن در درون غیب، پس ذیل این بحث ایجاد صحنه هایی مبتنی بر غیب، ابزار ایجاد صحنه ها مبتنی بر غیب بسم الله هست راه ایجاد صحنه ها مبتنی بر غیب بسم الله هست هر صحنه ای مبتنی بر غیب نیست صحنه ای که با بسم الله برپا میشه صحنه ای که در کلاس بسم الله برپا میشه در کلاس اسماءُالله برپا میشه این صحنه مبتنی بر غیب هست صحنه ای که عالم به اسماء الله عالم به اسماءُالله اون صحنه رو مبتنی بر اسماء الله برپا می کنه، هر قتل و خونریزی هر جنگی مبتنی بر غیب نیست جنگی که در فضای بسم الله بر پا میشه، هر طوفانی مبتنی بر غیب نیست و حرکت به سمت غیب نیست طوفانی که مبتنی و در فضای و به وسیله ی بسم الله برپا میشه و از این مسیر حرکت می کنه این طوفان مبتنی بر غیب هست سلسله ی خلفا این حرکت رو دنبال می کنند ‌

خلیفه خدا، صحنه‌ها را برپا می‌کنند و جداسازی‌ها را انجام می‌دهند تا جمع خدایی شکل بگیرد مانند آدم ع که اولین جداسازی را انجام داد

یکی از اتفاقاتی که باید بیافته این هست که جمع خدایی شکل بگیره پس جمع خدایی باید بره ذیل خلافت شکل بگیره جمع خدایی به واسطه ی خلافت شکل می گیره به واسطه ی خلفای خدا شکل میگیره خلفای خدا هستند که صحنه ای برپا می کنند مبتنی بر غیب جمع خدایی رو جدا سازی می کنند این جمع رو جدا سازی می کنند و این جمع شکل میگیره اولین خلیفه ی خدا آدم علیه السلام اولین صحنه رو برپا کرد و اولین جدا سازی رو انجام داد یه سطحی از این شکل دهی جمع خدایی انجام شد صف ملائکه از کافرین در جمع ملائکه جدا شد.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است