«یتیم، مسکین و اسیر»، عنوان قرآنی محبین اهل بیت ع


«یتیم، مسکین و اسیر»، عنوان قرآنی محبین اهل بیت ع

جمعه 26 محرم الحرام 1438 نواب‌

«یتیم، مسکین و اسیر»، عنوان محبین ابرار

طبق آیه 8 سوره انسان، محبین اهل بیت علیهم السلام باید مسکین، یتیم و اسیر درب خانه ی ابرار باشند، زمانی که حب بین انسان و ابرار دو طرفه شد عنوان محبین ابرار میشه؛« مسکین، یتیم، اسیر ».‌

مسیر حرکتی که محبین نسبت به ابرار طی خواهند کرد( محبینی که فضای حب بین اونها و ابرار دو طرفه شده است، یعنی ابرار هم به اونها محبت پیدا کرده اند ) دارای سه گام خواهدبود که این هست؛« مسکین، یتیم، اسیر».‌

زمانی که حب دو طرفه شد محبّ اهل بیت علیهم السلام مسکین خانه ی اهل بیت علیهم السلام خواهد شد یعنی با اوج نیاز، در اوج نیازساکن درب خانه ی ابرار خواهد شد، اونجا محکم ساکن میشه، از اونجا تکان نمیخوره و در این فضا اطعام خواهدشد، به او محبت میکنند، اطعام میکنند. او رشد میکنه، یتیم اهل بیت علیهم السلام خواهد شد، در گام اول نیازمند بود و بخطر نیازش ساکن بود، بخاطر فقرش ساکن بود، در گام دوم رشد میکنه، ممکن هست که نیازش مرتفع شده باشه، ممکن هست که دیگه نیاز نداشته باشه،گرسنه نباشه، در گام بعد او بی پناه خواهد بود احساس بی پناهی میکنه.‌

لزوم ارتقاء و رشد در مسیر مسکین، یتیم و اسیر

این نیازمندی که محبّ اهل بیت علیهم السلام هست و فضای حبّ بین او و اهل بیت علیهم السلام دو طرفه شده است وقتی که نیازش برطرف میشه نمیره، بلکه رشد میکنه، وقتی گرسنگی اش مرتفع میشه نمیره، بلکه رشد میکنه. بخاطر نیازش میآد و درب خانه ی اهل بیت علیهم السلام ساکن میشه، مستقر میشه برای اینکه نیازش مرتفع بشه ولی وقتی که نیازش مرتفع شد نمیره، رشد میکنه. حالا که از فضای نیاز خارج شده، حالا که برخی از نیاز های او، یا نیاز های او مرتفع شده، به درجات بالاتر نیازهایش فکر میکنه، به پناهگاه فکر میکنه، به ولیّ فکر میکنه. عرض میکنه باشه شما نیاز من رو مرتفع کردید، خب من کجا برم؟ من دوست دارم سرپرست و پناهگاه من شما باشید، مسکین در گام بعد یتیم میشه. بعنوان مسکین درب خانه ی اهل بیت علیهم السلام رفته است، برای حاجت رفته، برای حاجت درب خانه ی اهل بیت علیهم السلام رفته است، رفته درب خانه و محکم هم ساکن شده، دخیل بسته، محکم ساکن شده برای اینکه حاجتش رو بگیره. خیلی از شیعیان، خیلی از محبین اهل بیت علیهم السلام این مرحله رو رفتار میکنند و میرن درب خانه ی اهل بیت علیهم السلام ساکن میشوند و اصرار میکنند، اصرار، اصرار برای اینکه حاجتشون رو بگیرند ولی ای آقای محبّ! این مسیر ادامه داره، حاجت رو گرفتی باید یتیم بشی، حاجت رو گرفتی حالا دیگه باید در فضای بالاتری حرکت کنی، حالا دیگه باید بگی باشه شما حاجت من رو دادید، خیلی ممنون ولی من میخوام که ولیّ من شما باشید، من میخوام سرپرست من شما باشید، اگر من کنار شما نباشم آواره هستم. و ما گاهی در جامعه ی محبین اهل بیت علیهم السلام اینجا رو ضعف داریم، این فرهنگ رو جا نینداختیم، با این معرفت اونجوری که باید آشنا نیستیم. آقا! هیچ اشکال نداره که میری و مینشینی و حاجت میگیری ولی بدان که وقتی حاجت گرفتی بعدش باید ادامه بدی.‌

فلانی میفرماید من برای عرض حاجت میرم زیارت امام رضا علیه السلام، خیلی هم خوب هست وسعی کن در خودت صفات مسکین رو پررنگ کنی، در حال و هوای مسکین برای عرض حاجت بری. اگر رفتی وخداوند توفیق داد و حاجت شما مرتفع شد ادامه بده، یتیم باش. چطور اونجا حال و هوای مسکین رو گرفتی به این معنا که من بسیار فقیر و نیازمند هستم و به درب خانه ی شما اهل بیت مراجعه کرده ام و نشسته ام درب خانه ی شما برای اینکه به من محبت کنید، در گام بعد حالت یتیم رو بگیر، عرض کن: ببنید که من بدون شما بی سرپرست هستم، اگر شما به من نگاه نکنید بدون ولیّ هستم، دستی بالای سر من نیست. بدون حامی هستم و ادامه بده و عرض کن: من در گام بعد اسیر شما هستم.‌

دیگه به شما بند شده ام، دلم بند به شماست، فکرم بند به شماست، هر کجا نگاه ومیل شما و خواست شما هست به اونطرف کشیده میشم.‌

" حلقه ای بر گردنم افکنده دوست میکشد آنجا که خاطر خواه اوست "‌

این صفات رو محبین اهل بیت علیهم السلام باید دنبال کنند، محبّ باشیم، محبّی که مسیر مسکین و یتیم و اسیر رو طی میکنیم.‌

اگر میخواهی محبت اهل بیت علیهم السلام رو به خوت جلب کنی و محبت اهل بیت علیهم السلام رو ببینی مسیر مسکین و یتیم و اسیر رو طی کن. مسکین باش، یتیم باش، اسیر باش. این موضوع خیلی مهم هست. ما چقدر در خودمون این موضوع رو پررنگ میکنیم؟ چقدر این موضوع صفت ما هست؟ ‌

مسکین، کسی که فقط درب خانه اهل بیت ع ساکن شده و نیازش را فقط از آن‌جا برطرف می‌سازد

مسکین بودن نسبت به اهل بیت علیهم السلام چقدر صفت ما هست؟ مسکین یعنی کسی که بسیار نیازمند هست و یک جایی ساکن شده است، مسکین اهل بیت علیهم السلام یعنی کسی که بسیار نیازمند هست و بخاطر نیازش درب خانه ی اهل بیت علیهم السلام ساکن شده است. حداقلش این هست که بخاطر نیازش درب خانه ی اهل بیت علیهم السلام ساکن شده است. یعنی چی؟ یعنی جای دیگری ساکن نشده، اگر جای دیگری ساکن شده باشه مسکین اونجا هم هست. بخاطر نیازش فقط یک درب رو میزنه؛« درب خانه ی اهل بیت علیهم السلام ». دو تا درب رو نمیزنه، درب جای دیگری رو نمیزنه، درب خانه ی افراد دیگری رو نمیزنه که اگر بزنه یعنی مسکین اونجا هم هست، اگر بخاطر نیازش درب خانه ای غیر از اهل بیت علیهم السلام رو بزنه یعنی مسکین اونجا هم هست. شما این درس رو از سوره انسان بگیر که ای انسان! تو نیاز داری، حتما نیازها خواهی داشت، حاجت ها خواهی داشت ولی حواست باشه که مسکین درب خانه ی فرد دیگری نشی ها! مسکین درب خانه ی ابرار باش. اگر خدای نکرده مسکین درب خانه ی جای دیگری بشی دیگه این مسیر رو هم نمیتونی جلو بری، دیگه نمیتونی یتیم اهل بیت علیهم السلام باشی، میری جای دیگری، میری در پناه فرد دیگری قرار میگیری و خدای نکرده میری و اسیر فرد دیگری میشی. مسکین درب خانه ی اهل بیت علیهم السلام باش و این مسیر رو ادامه بده.‌

پررنگ بودن نیاز در مسکین و سرپرست در یتیم و تقیّد در اسیر

بله مسکین، یتیم و اسیر سه صفتی که محبین باید دنبال کنند. در مسکین نیاز، خیلی پررنگ هست، فقر خیلی پررنگ هست، بخاطر رفت نیاز و فقر معلوم کن که کجا ساکن هستی؟ برای رفع نیاز و فقر کجا میری؟ در یتیم هم فقر هست، نیاز هست ولی یک ماجرای بزرگتر هم هست، سرپرست، ولیّ، پناهگاه. اگر درب خانه ی اهل بیت علیهم السلام رفتی بخاطر نیاز، مسکین خانه ی اهل بیت علیهم السلام شدی و بخشی از حاجت هات مرتفع شد و بخشی از حاجت ها مرتفع نشد یعنی تو همچنان نیازمند هستی، آقا! بعد از یک مدت یاد بگیر که یتیم باش، بخشی از اون نیاز ها هست ولی شما یتیم باش، چرا؟ چون در بحث یتیم همچنان نیاز هم وجود داره ولی موضوع جدیدتری هم مطرح هست، موضوع مرتفع تری هم مطرح هست، به دنبال تعیین تکلیف ولیّ باش، به دنبال تعیین تکلیف سرپرست و پناهگاه برای خودت باش. و در گام بعد قید و بند های خودت رو معلوم کن، به چه کسی، به چه کسانی، به کجا خودت رو مقید کرده ای؟ اسیر کجا هستی؟ بله طبق آیه ی 8 سوره انسان یک انسان محبّ اهل بیت علیهم السلام باید این صفات رو دنبال کنه و اینها رو در خودش پررنگ کنه.‌

مسکین و یتیم و اسیر درب خانه ی ابرار، از عالیترین مصادیق انسان مذکور

در آیه اول سوره انسان در مورد انسان مذکور صحبت میشه، ای انسان طوری رفتار کن که مورد ذکر خدا قرار بگیری، بحث خیلی مهمی هست. یکی از عالیترین مصادیق انسان مذکور، مسکین و یتیم و اسیر درب خانه ی ابرار هست. ‌

سوال محوری در مورد انسانیت انسان: آیا مذکور خداوند بوده‌ای؟

اول سوره خداوند سوال اساسی رو مطرح میکنه و میپرسه ای انسان! قرار هست که تو انسان مذکور باشی؛« الإنسان : 1 هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً » آیا بر انسان، آیا بر تو، " هَلْ أَتى‏ عَلَى الفلانی ": تو ای فلانی! آیا بر تو دوره هایی از روزگارت گذشته است که یک چیز مذکوری نباشی، یک شیء مورد ذکر خدا نباشی؟ این سوال آدم رو تکون میده. تنها سوال جدی است که خداوند در مورد انسانیت در قرآن میپرسه این سوال هست که آیا بر تو ای انسان دوره هایی از روزگارت گذشته که شیء قابل ذکر خدا نباشی؟ خودت جواب بده، امروز من گذشت، فردای من میگذره، روزهای گذشته من گذشت، من چی بودم؟ شیء قابل ذکر خدا بودم؟ نبودم؟ « حينٌ مِنَ الدَّهْرِ » اوقاتی از روزگار تو که میگذره، به این اوقاتی که از روزگار تو میگذره توجه کن، چی هستی؟ شیء مورد ذکر خدا هستی یا نه؟ خداوندیک سوره در قرآن قرار میده به نام سوره« انسان » و یک سوال در اون میپرسه( دو تا سوال نمیپرسه ) در مورد انسان یک سوال میپرسه که ای فلانی! ای انسان! شیء قابل ذکر هستی یا نیستی؟ شیئ مورد ذکر خدا هستی نیستی؟ سوال دوم نداریم، بحث دوم نداریم، همین یک بحث مطرح هست. اوقات زندگی ات رو چه جوری میگذرانی؟« حينٌ مِنَ الدَّهْرِ » اوقات از زندگی ات رو، اوقات از روزگارت رو چه جوری میگذرانی؟ جوری میگذرانی که شیء قابل ذکر خدا باشی؟ همین یک سوال رو جواب بده و بقیه ی بحث های در مورد انسان و موضوعات مختلف رو رها کن، همین یک سوال رو جواب بده. از عالتیرین و بهترین مصادیق انسان مذکور مسکین، یتیم و اسیر درب خانه ی اهلبیت علیهم السلام خواهد بود. این موضوعی قیمیت هست.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است