ملائکه قبل از اینکه مورد انباء اسماء قرار بگیرند در مورد جعل خلیفه و ماجرای ذبح عظیم اعتراض کردند ولی بعد از بهرهمندی از علم الاسماء در قبال آن ماجرا اعتراض نکرده و بلکه همراهی نمودند
در بحث پرداختن به امام حسین علیه السلام ببینید بحث ماجرای امام حسین و ذبح عظیم یک معیار برای این هست که آیا شما به معرفت بسم الله رسیدی یا نه، به چه شکل؟ در ابتدای خلقت ملائکه وقتی علمی از اسماء هولاء ندارند در بحث امام حسین علیه السلام اعتراض می کنند اولین حرفی که ملائکه نسبت به بحث خلافت خدا یعنی خلیفه شدن آدم بر روی زمین می زنند اعتراض به این ماجراست ببینید ذیل بحث خلافت طرح شدن بحث خلافت خداوند از منظر خلافت بحث رو مطرح می کنه ذیل این بحث ملائکه به ماجرای پیش رو در خلقت بشر اعتراض می کنند یکی از مهم ترین ماجراها بحث امام حسین علیه السلام هست ذبح عظیم رو می ببیند و اعتراض می کنند خداوند این ماجرا رو براشون حل می کنه، ببینید دعوا از اینجا شروع شد دیگه یعنی اینجا دعوا شد الان، بحث الان اینطور شد خدا گفت من می خوام خلیفه قرار بدم ملائکه اعتراض کردنند، شما این بحث رو بگذارید ذیل اعتراض ملائکه که ملائکه داخل پرانتز به ذبح عظیم اعتراض کردند خب این دعوا باید حل بشه این اختلاف باید حل بشه خداوند این اختلاف رو می خواد حل بکنه، مسیر حلّش چی هست؟ اسماء هولاء، علم به اسماء هولاء ، وقتی این علم به آدم داده میشه و آدم علیه السلام به وسیله ی این علم نسبت به اسماء هولاء ملائکه رو انباء می کنه اون اختلاف حل میشه، ملائکه دیگه به اون (ذبح عظیم) اعتراض ندارند، این چه نو ع پرداختن هست این چه علمی هست که اگر شما قبل از ماجرای امام حسین علیه السلام باشی و خبر دار باشی که چنین ماجرایی می خواد اتفاق بیافته و دلخور هستی و اعتراض می کنی علمی به شما داده میشه شما به خاطر اون علم دیگه اعتراض نمی کنی دیگه دلخوری ایی نداری از این برنامه ی خدا دلخوری نداری بلکه همراهی می کنی
ما با همه معارفی که داریم و نداریم نمیتوانیم اگر در زمان امام حسین ع بودیم نمیتوانستی به موضوع شهادت رضایت دهیم
ما در جامعه و خودمون چه سطح از معرفتی داریم نسبت به ماجرای امام حسین علیه السلام، ببینید در ماجرای امام حسین علیه السلام ما یک ذبح عظیم می بینیم یه خونریزی بزرگ بعد سعی می کنیم این رو بیاریم بالاتر درش حماسه هم می بینیم بعد سعی می کنیم یه مقداری بیایم بالاتر یعنی درش معارف هم ببینیم سعی می کنیم معارف مختلفی برداشت کنیم با همه ی معارفی که الان داریم نسبت به ماجرای امام حسین فرض کنید با همه ی این معارف با علم به اینکه این معرفت ها از ماجرای امام حسین به دست میاد شما برگردید به عقب ، قبل از ماجرای امام حسین گفته بشه که همه ی معارف رو داشته باش با توجه به همه ی معارف این ماجرا می خواد اتفاق بیافته شما اعتراض می کنی یا نمی کنی؟ شما باز اعتراض می کنی، گفته میشه که ماجرای امام حسین اگه اتفاق بیافته این ثمرات معارفی رو داره شما میگی که می خوام نداشته باشه، این ثمرات حماسی رو داره ماجرای امام حسین میشه یک الگو میشه یک الگو برای جنگاوران دلاوران برای کسانی که می خواند علیه ظلم و استبداد بجنگند میگی می خوام که نجنگند، حالا این رو من با تندی و تیزی مطرح می کنم که بحثش رو جا بندازیم یعنی قصدم زیر سوال بردن حماسه یا معارف نیست قصدم این هست که به این مطلب برسیم اون چه چیزی هست که به شما این رضایت رو میده، امام حسین می خواد حرکت کنه که من می خوام این مسیر رو برم و کشته بشم شما میگی باشه بریم،
در زمان امام حسین ع برخی از دوستداران ایشان که اهل تقوا بودند امام ع را از رفتن منع میکردند نه به خاطر ترس از جان خود بلکه نمیتوانستند به شهادت امام ع رضایت دهند
دوستان امام حسین علیه السلام این رضایت رو ندادند اونها با امام حسین دوست بودند اونها دوستدار امام حسین بودند اونها رفیق بودنند از نزدیکان بودند این رضایت رو ندادند آقا نرو، نرو نه از جهت اینکه ما از جون مون می ترسیم ما می خوایم تو آسیب نبینی، اگه فلانی امام حسین رو توصیه می کنه که نرو نه از جهت ترس جان خودش هست برای امام حسین نگران هست، اهل معرفت هست اهل تقوا هست امام حسین رو دوست داره از شدت دوست داشتن به امام حسین علیه السلام توصیه می کنه که نرو بری آسیب می بینی و من نمی خوام من نمی تونم تحمل کنم برام سخت هست تو آسیب ببینی،
همراهی با امام حسین ع به سوی ذبح عظیم، شاخصی است برای میزان نزدیک شده به معرفت بسم الله
اینکه امام حسین بفرماید من می خوام برم که ذبح بشم شما بگی باشه بریم ما هم در کنار تو میایم و لحظه ای به این مطلب در ذهن و قلبت اعتراض نداشته باشی بلکه رضایت داشته باشی برای این حرکت، شما می خوای بری ذبح بشی که کوفی ها مثلاً آدم بشند بفهمند! می خوام که نفهمند، ماجرا بزرگتر از حرفهاست این چه معرفتی هست چه علمی هست که انسان رو در این میدان به همراهی می کشونه همراهی با رضایت همراهی با اشتیاق، امام حسین علیه السلام خودش با اشتیاق بره به سمت این میدان شما هم با اشتیاق با امام حسین همراه بشی با اشتیاق، وَ اشتاقَ اِلی قُربِکَ فی المُشتاقین، ماجرای امام حسین یک شاخص همراهی در ماجرای امام حسین به سمت ذبح عظیم شما این تصور رو بکنید قبل از این ماجراست میدونی هم صحنه به سمت ذبح عظیم هست می خوای با امام حسین همراهی کنی با اشتیاق و رضایت، رسیدن به این موقعیت یک شاخص یک معیار هست برای اینکه انسان به معرفت اسمُ الله به معرفت بسم الله نزدیک شده یا نه،
اگر کسی که به خاطر تبعیت از امر امام حسین به سمت ذبح عظیم حرکت کند نشان از شیعه بودن او دارد و نه نشان از معرفت به بسم الله
اگر این معرفت نباشه و توجه نداشته باشیم ممکنه به خطا بریم شما بدون منطق به اون بحث نمی تونی رضایت بدی به حرکت به سمت ذبح عظیم نمی تونی رضایت بدی با منطقی هم که ما داریم نمیشه رضایت داد شما می تونی رضایت بدی؟ آقا اگه بریم یه حادثه ی حماسی بزرگ اتفاق می افته و انسانها بعد از اون از این حماسه بهره مند خواهند شد میگی آقا من قبول نمی کنم، این همراهی باید به شکلی باشه که بر فرض شما تصور کنید در سالی که امام حسین علیه السلام به سمت کربلا حرکت کرد شما همراه ایشون در مکه هستی الان هم امام حسین پیش شما نیست یکی دیگه میاد از شما می پرسه آقای ایکس آقای فلانی میاد از شما می پرسه که آقا نرید آقا بری امام حسین کشته میشه بیا بریم با امام حسین علیه السلام صحبت کنیم که پشیمون بشه نره به سمت کربلا بیاد برید یه جای دیگه، شما نگی که نه امام حسین هر چی نظر داشته باشه ایشون چون میره من هم میرم من از حسین دست بر نمی دارم ایشون چون میری من هم میرم، این جایگاه داره این حرف خوبه این حرف شیعه گی شما رو میرسونه این حرف خوب هست، معرفت بسم الله یعنی شما به ایشون جواب بدی ما باید بریم، ما باید بریم،
ممکن است گفته شود که ماجرای امام حسین ع به ظهور ختم میشود ولیکن این موضوع نیز باید ذیل بحث بسم الله درک شود تا مورد رضایت انسان به ذبح عظیم شود
یه بحث که ممکنه وجود داشته باشه این باشه که خب بحث امام حسین علیه السلام به ماجرای ظهور به ماجرای ظهور مربوط هست پس خیلی قیمت پیدا می کنه عرض می کنیم که چقدر مربوط هست؟ با این علمی که ما از ارتباط ماجرای قتل امام حسین علیه السلام داریم با برپایی ظهور یعنی در ارتباط با برپایی ظهور اون سطح از علمی که ما داریم نمی تونیم رضایت بدیم این بحث ارتباط ماجرای امام حسین و برپایی ظهور رو هم باید ذیل بحث بسم الله دنبال کرد یعنی اون بسم الله هست که باز یکی از موضوعاتی که به شما معرفت میده درش همین بحث هست
خداوند در جلسه تصمیم گیری برای خلافت موضوع خلافت آدم ع را مطرح میسازد و ملائکه به نحوه جلو بردن این موضوع اعتراض میکنند که چرا باید در این سیر ذبح عظیم قرار داده شود و چرا با همین تسبیح و تقدیس ما جلو برده نمیشود
اینکه ملائکه اون اعتراض کردند به خلافت خدا مصادیق ماجراهایی که می خواست اتفاق بیافته رو اعتراض کردند، برای چی می خوای اینجوری خلیفه قرار بدی یعنی در واقع در جلسه ی تصمیم گیری بحث خلافت حضور داشتند، به نوعی ها... در یه جلسه ی مقدماتی حضور داشتند بعد مصداق و مسیر این خلیفه شدن رو دیدند و اعتراض کردند گفتند خب چرا اینجوری؟ خدا گفت باید همین جوری باشه در علم باید اینجوری جلو بره ملائکه گفتند خب یه جور دیگه، اصلاً اینجوری که ما انجام میدیم نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ اینجوری که ما انجام میدیم خلافت رو جلو ببر، خدا گفت نه اینطوری که الان شما بهش اعتراض داریدها همین جوری باید جلو بره، ملائکه این رو نمی فهمیدند چرا باید اینجوری جلو بره چرا نباید یه جور دیگه ای جلو بره، این نکته مهم هست ها...، ملائکه به این اعتراض دارند چرا نباید یه جور دیگه ای جلو بره، ببینید ملائکه در بحث خلافت، جلسه عنوانش چی هست؟ خلافت، تصمیم گیری برای خلیفه، برای یک مسیر خلافت در زمین، عنوان جلسه اینطوری هست خداوند برای این مسیر خلافت یک مسیری قرار داده در واقع یک ماجراهایی قرار داده یه بروزاتی قرار داده، ملائکه به اون بروزات اعتراض می کنند اعتراض شون به اون بروزات هست به اون مسیر اعتراض می کنند میگند چرا اون مسیر اصلاً این مسیر این مسیری که ما داریم اینکه بهتر هست که، خدا گفت نه این بهتر نیست اون بهتر هست، الان در مسیر خلافت نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ بهتر هست که اون مسیری که خداوند رقم زد؟ اگه با علم ما باشه ما میگیم بلاخره نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ که بهتر هست که خدایا این بهتر هست چه کاری هست یه مسیری بگذاری امام حسین کشته بشه الان امام حسین در اعلاء علّیین هست به دور عرش هست ما هم می بینیمش نورش رو می بینیم اینجا هم ما تقدیست می کنیم تسبیحت می کنیم حالا اون نور رو برداری بیاری ببری پایین ببری ذبح عظیم، خب این چه کاری هست،
اعتراض ملائکه به خاطر ضعف در علم الاسماء که ذیل علم غیب آسمانها و زمین است اتفاق افتاد
ملائکه به این ماجرا اعتراض می کنند چرا؟ چون یه علم رو کم دارند، اون علم چی هست؟ علمُ الاسماء، ذیل چه علمی هست؟ علم غیب آسمانها و زمین، ذیل بحث غیب آسمانها و زمین هست
یک نکته تربیتی: ملائکه به خاطر نقصان علم دچار اشتباه در تصمیم گیری شدند، برخی از اوقات نیز انسان به خاطر کبود علم موافقت یا مخالفتی دارد که لزوما صحیح نیست
اینجا یه بحث تربیتی مهم داره ما با علم خودمون نسبت به بعضی مسیرها روشها اتفاقات نظر میدیم ببینید در همین ماجرا ملائکه علم دارند ولی یه علمی رو ندارند ملائکه مطرح می کنند که ما فقط اونقدر علم داریم که به ما گفتی پس معلوم میشه که علم دارند آدم یه موقعی در یک مسیری یک برنامه ای بر اساس علمش بر اساس علمی که داره نظر میده مخالفت می کنه یا موافقت می کنه لزوماً علمش کامل نیست نسبت به چرایی اون مسیر و اون برنامه علمش کامل نیست، در بحث خلافت و مسیر اتفاقاتی که نوع اتفاقاتی که در مسیر خلافت میافته علمُ الاسماء ذیل بحث علم غیب آسمانها و زمین مطرح هست یعنی با این نگاه باید دید با این نگاه باید تحلیل کرد اگه غیر این نگاه باشه تحلیل غلط میشه حتی در ماجرای انبیاء و رسل علیهم السلام تحلیل اشتباه میشه فلانی میاد میگه رسالت نوح چه فایده ای داشت چی شد؟ تحلیل غلط داره می کنه همون اعتراضی رو داره می کنه که همون خط اعتراض هست که در ابتدا ملائکه داشتند ولی ملائکه بعدش انباء شدند یعنی عالمتر شدند ولی اگر انسانی به این انباء نرسیده باشه اینجوری تحلیل می کنه رسالت نوح چه فایده ای داشت رسالت ابراهیم علیه السلام چه فایده ای داشت این در مورد انبیاء و رسل هست در اوجش میرسه به ماجرای امام حسین، امام حسین چرا باید اینجوری کشته بشه،
فهم دقیق ماجراهای خوبان عالم ع و به خصوص امام حسین ع، شاخصی برای درک معرفت بسم الله
بله بسیاری از ماجراهای انبیاء و رسل علیهم السلام و در اوجشون ماجرای امام حسین علیه السلام ماجرای ذبح عظیم امام حسین علیه السلام یک معیار برای معرفت بسم الله هست معیاری که آیا شما به معرفت بسم الله رسیدی یا نه، بسیاری از اون ماجرا نگاه کنی الان هم که ببینی بفرمایی که باید همون میشد مسیر همین هست مسیر همین جوری باید جلو میامد، ما این معرفت رو نداریم ما الان خیلی از ماجرا نگاه کنیم نمی تونیم بگیم باید همین می شده، خیلی عالمترهامون خیلی با معرفتترهامون ممکنه بگیم خب حالا یه جور دیگه هم شاید میشد.