بهشت، «ناز خدا»


بهشت، «ناز خدا»

یکشنبه 2 ذی الحجه 1437 نواب‌

اهمیت بحث معناشناسی واژه بهشت

در بحث بهشت یک موقع ما به بحث ساختار میپردازیم، به بحث های جایگاه شناسی بهشت ها. اون سرجای خودش جای بحث داره و بحث بسیار مهمی هست. یک موقعی به بحث های ظاهری از بهشت میپردازیم به اینکه بهشت چگونه هست و چه موضوعاتی در اون جریان داره و اهالی این بهشت چه کسانی هستند میپردازیم این هم سرجای خودش بسیار مهم و جای بررسی داره. یک موقعی به این ها پرداخته میشه که به موضوعاتی از قبیل ادوار بهشت میپردازیم، دوره های این بهشت ها چگونه هست؟ ارتباط این بهشت ها چگونه هست؟ سایر خلایقی که میتوانند در این بهشت ها باشند چی هستند؟ این بهشت ها جزای چه اعمالی هستند؟ یعنی چه کسانی از قبل چه اعمال و رفتاری باید میداشتند؟ چه شخصیتی باید میداشتند؟ تا وارد این بهشت ها بشوند؟ این ها سرجای خود قابل بررسی هست. یک موقعی در کل به بحث معنا شناسی بهشت میپردازیم به یک سری ظرائف در این عرصه. از این نکته نباید غافل بشیم.‌

«ناز خدا»، عنوان عاشقانه‌ای برای بهشت

به بحث جنّۀ میشه از نگاه عاشقانه تری نگاه کرد. وقتی در عرصه ی معنا شناسی به جنّۀ میپردازی گاهی نگاه عاشقانه، نگاه هایی با ظرافت این وسط خودنمایی میکنند. میشه عنوانی مطرح کرد برای بحث جنّۀ با عنوان« ناز خدا ».‌

سختی‌ها، محبت خدا برای دور ساختن غفلت‌ها

عرفا گاهی با عنوان ناز معشوق از اون یاد میکنند. این رو میشه ذیل آیات قرآن بررسی کرد خیلی آیه داره خیلی بحث داره مثلا ذیل آیه ی«الحديد : 3 هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ ». ما زود به اول میپردازیم و عموما از اول خارج نمیشیم به آخر نمیرسیم. انسان ها عموما در بحث اول و آخر درگیر اول هستند نسبت به آخر. در بحث ظاهر و باطن هم درگیر ظاهر هستند نسبت به باطن. عموما کمتر کسانی هستند که از ظاهر عبور کنند. کمتر کسانی هستند که از اول بودن خدا عبور کنند. ذیل این بحث میشه مطالب زیادی مطرح کرد. این رو بعنوان یک عنوان داشته باشیم که یک نکته ذیل این عنوان مطرح میکنیم. جنّۀ ادامه‌ی کلاس خدایی هست مثل دنیا. خداوند یک مقدار سخت آفریده است. چرا؟ برای اینکه انسان ها سریعتر راحت تر به خدا رجوع کنند. این از آیات قرآن برداشت میشه که وقتی یک مقدار فضا رو سخت میگیره یعنی محبت داره میخواد غفلت ها رو دور کنه لذا به شما سخت میگیره. میخواد غفلت ها دور بشه شما به یاد خدا بیفتی. کلاس سخت تر اونجاست که سخت نمیگیره. این معنا در آیات قرآن زیاد هست دیگه. سختی کار اونجاست که خداوند سخت نمیگیره. فضا رو یک جوری قرار میده که در اون مکان غفلت بیشتر هست.شما از این مسیر به بحث بهشت و جهنم نگاه کنید.‌

بهشت، ارتقاء کلاس خوبان؛ آشکارتر شدن برخی راحتی‌ها و پنهان‌تر شدن خدا

جهنم برای این هست که خداوند داره به اونها سخت میگیره برای اینکه وجوداونها متوجه خدا بشه. در جنّۀ خداوند کمتر سخت میگیره، خیلی جالب هست، این انسانها رشد کرده اند، چون رشد کرده اند نیاز به اون سختگیری های شدید رو ندارند لذا خداوند اون سختگیری ها رو بر اونها نمیکنه و برای اونها راحتتر میگیره. اینجا برای اونها نسبت به دنیا کلاس سخت تری هست. از یک نگاه بیایان و کویر خشک برای اونهانسبت به جنّتی که باغ و بستان هست کلاس راحتتری هست. بله بهشت یک کلاس هست، رشد کلاس خداست، کلاس خدا ظریف تر شده، خداوند برای کسانی که مشتاق او بودند و بخاطر او سعی کردند بیشتر ناز میکنه. خودش رو پنهان تر میکنه و یک چیزهای دیگری رو آشکار میکنه. این آدم ها در سختی بیشتر به خدا میرسیدند و بیشتر خدا رو حس میکردند خداوند برای اینها بیشتر ناز میکنه و جلوی اونها سفره پهن میکنه، سفره های رنگین و باغ و بستان، قسمت اول از خودش رو نمایش میده و میشه ظاهر و باطنش هنوز نیست.‌

بهشت تجلی ناز خدا و پنهان‌تر شدن خدا

بهشت تجلی ناز خداست. بهشت اصرار خدا بر پنهان بودن هست، بهشت رشد کلاس خدایی هست و ظهور هم همینطور هست. بستگی داره نگاه ما به ظهور امام علیه السلام چی باشه؟ ظهور یعنی ظاهر دیگه. ‌

وجود ازلی و ابدی ظاهر و باطن؛ باطن و ظاهر به هم تبدیل نمی‌شوند

خب دو وجه وجود داره، ظاهر و باطن. آنچیزی که به اون ظهور اطلاق میشه ذیل ظاهر هست نه ذیل باطن. این بحث ظاهر و باطن زمانی نیست، زمان پذیر نیست که شما بگی یک چیزهایی از خداوند الان ظاهر هست و یک چیزهایی باطن هست بعدا باطن ها همه ظاهر میشن داستان اینطور نیست که. از الان از ازل از گذشته تا ابد خداوند ظاهر و باطن هست. هرچه ظهور هست ذیل ظاهر معنا داره و اون باطن نیست. هرچه ظهور در هر زمانی بوده و خواهد بود ذیل ظاهر معنا میکنیم نه ذیل باطن. ظهور امام علیه السلام ذیل ظاهر بودن امام علیه السلام معنا داره نه ذیل باطن بودن امام علیه السلام، باطن که باطن هست، باطنی که ظاهر باشه چه باطنی هست؟‌

بحث ظاهر و باطن خدا متفاوت از صفات انسان‌ها

این بحث با بحث مربوط به ظاهر و باطن انسان ها فرق داره، انسان ها در زمان هستند اما ظاهر و باطن مربوط به خدا فارغ از زمان هست. متفاوت از انسانها هست. صفات خدا رو نباید با صفات انسان ها مقایسه کرد.این مطلب هم استناد قرآن داره و هم استناد روایی که نباید مقایسه کرد. ظاهر و باطن بودن خدا ربطی به انسانها نداره آنچیزی که ما فهمیدیم و یا الان متوجه هستیم یا با اون مواجه هستیم ظاهر هست و آنچیزی که مابا اون مواجه نیستیم باطن هست. تا چه زمانی انسان باید انسان محور با خدا برخورد کنه. تا چه زمانی ما باید انسان محور خدا رو معنا کنیم؟ خدا محور خدا رو معنا کنیم، خدا محور به خدا بپردازیم. الان تصور کنید که دوره ای شده و بهشتی برپا هست و خداوند توفیق داده و ما در اون جنّۀ هستیم. من یک سوال دارم؛ آیا الان در این جنّۀ ظاهر و باطن بودن خدا معنا داره؟ شما میگی بله، آیا همچنان اینجا خدا ظاهر و باطن هست؟ شما میفرمایید بله. این بهشت ظاهر هست و هیچ فرقی با قبل نداره. آیا از باطن بودن خدا کمتر شد؟ آیا باطن بودن خدا الان کمتر شده؟ پاسخ این هست که صفات خدا تغییر نمیکنه، صفات خدا کم و زیاد نمی شوند. اینطور نیست که در یک زمانی در آینده باطن بودن خدا کم بشه. در صفات خدا تغییری نیست. ‌

ظهور بیشتر، حاکی از سخت‌تر شدن کلاس به سوی باطن

هرچه ظهور بیشتر باشه کلاس خدا ظریف تر هست. با ظهور اهل معنا خوشحال نمیشوند بلکه با ظهور اهل معنا پی میبرند که کلاس حساس تر شد، ظریف تر شد. هرچه ظهور و جلوه ها بیشتر میشه شکافتن این ظهور به سمت باطن سخت تر میشه و ظرافت میخواد. آدم باید حواسش باشه گول نخوره.‌

اول و آخر، ظاهر و باطن، صفاتی ابدی و ازلی برای خدا که هیچ‌گاه تغییری در آن‌ها نیست

ما معنا مون از صفات و اسماء خدا صحیح نیست و اون دقت لازم رو نداریم مثلا میفرماید که« هُوَ الْأَوَّلُ‏ وَ الْآخِرُ » میگیم خب خدا اول بوده و بعدش در نهایت هم آخر هست. معنا این نیست بلکه اینطور هست که روز اول خدا اول و آخر بود. در ازل خدا اول و آخر بود در ابد هم خدا اول و آخر هست. معنامون از اول و آخر صحیح نیست. همینطور در ازل تا ابد خداوند ظاهر و باطن هست، هرچه ظهور هست ذیل ظاهر بودن خدا معنا داره. نباید در یک زمانی فردی به این معنا برسه که خدایی که تا امروز باطن بود ظاهر شد نه! این معنا صحیح نیست. ‌

جهنم از سر لطف خدا، ایجاد ظاهری سخت برای عبور انسان‌ها به سوی قرب به خدا

با یک زبان ساده میشه گفت که فرد باید خدا رو پیدا کنه. فرد باید قرب خدا رو پیدا کنه. یک فردی ممکن هست در درجاتی از جهنم بتونه قرب خدا رو پیدا کنه یک فردی ممکن هست در درجات بالاتر و بهتر جهنم از نظر عذاب کمتر عذاب داشته باشه نتونه. اون فرد از اون درجات جهنم میآد بیرون. اینکه میآد بیرون یعنی اینکه خداوند کلاس رو برای او سخت تر میکنه. ببینید شرایط ساده تر میشه اما کلاس سخت تر میشه. منظور از باطن یعنی اینکه همه ی آنچیز که میبینید از ازل تا ابد اینها یک پرده ای بر خدایی خدا هست. نه اینکه فقط دنیا پرده و حجاب هست. جنّۀ هم حجاب هست. جهنم هم حجاب هست. چرا انسان هایی به جهنم کشیده میشوند؟ شما میتونی الان پاسخ بدی« بخاطر لطف خدا، بخاطر محبت خدا ». خدا اونها رو در صحنه ای قرار میده که خدا رو پیدا کنند در ظاهری اونها رو قرار میده که راحت تر بتونن از اون ظاهر عبور کنند و به خدا برسند. در قیامت میفرماید که«طه : 5 الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى‏ » رحمان بر عرش هست. بر چه کسانی؟ فقط بر آدم های مثبت؟ نه برای همه. رحمان داره جای گزاری میکنه برای همه. همین الان در دنیا برای انسان های منفی الرحمن نیست؟ اونها از رحمانیت خدا بهره مند نیستند؟ هستند و در قیامت هم هستند. اینجا شفاعت رو معنا کنید. شفاعت یعنی یک کسی بیاد کنار شما و شما رو به خدا نزدیک کنه، شما رو به جایگاهی برسونه که دیگه نیاز نداری بری در فضایی مثل جهنم در یک فضایی بسیار سخت مجبور بشی خدا رو پیدا کنی یا بتعبیری راحت تر خدا رو پیدا کنی. یعنی کلاس تو رو بالا تر میآره. میگه نه! حد این فرد اونجا نیست. مثال میزنیم؛ در دنیا یک فردی در غفلت هست، خداوند میخواد برای این فرد کلاس بگذاره. چه کار میکنه؟ او رو میبره در دریا و شرایطی پیش میآره که کشتی اونها غرق بشه. در شرایط بسیار سختی قرار میگیرند یک شرایط جهنم گونه که خدا رو پیدا کنند.‌

جهنم، کلاس آموزشی برای پس زدن حجاب‌ها به سوی قرب خدا

همین صحنه رو شما ببرید در قیامت در جهنم میبره اونجا که خدا رو پیدا کنند. همون آدم ها رو اگر بیاری در ساحل در کاخ و بستان ساکن کنی ممکن هست خدا رو پیدا نکنند و بلکه از همون یک مقداری هم که به خدا توجه داشتند دست بردارند. این آدم در حد بهشت نیست و اگر بره اونجا از اون ظاهر نمیتونه عبور کنه. بهشت برای اون فرد حجاب قطوری هست. این فرد، انسانها باید درنوردیدن حجاب رو آموزش ببینند و یاد بگیرند. در نوردیدن حجاب ها به سوی قرب خدا.‌

بهشت برای اهل معنا، کلاس عبور از ظاهر به سوی قرب خدا

بله خلاصه اینکه اهل معنا وقتی به بهشت میرسند وقتی با توفیق خداوندی وارد فضای بهشت گونه ای میشوند اینگونه نگاه میکنند و در دلشون در قلب شون میگن که خداوند نازش رو بیشتر کرد. ظاهری قطور تر پیش پای ما گذاشت و من باید این ظاهر و این حجاب رو بِدَرَم به سوی قرب خدا. بله ببینیم در بحث ظهور امام علیه السلام مطرح هست که اگر کسی به امام علیه السلا معرفت پیدا کنه اگر کسی به امام علیه السلام عرفان پیدا کنه دیر و زود شدن ظهور برای او فرقی نداره ( اینجا رو من اضافه میکنم ) آن فرد به آنچیز که باید میرسید رسیده است.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است