همانطور که برای رسیدن به نور الله باید به سراغ بیوت خدا رفت، برای رسیدن به القدر باید به سراغ لیلۀ رفت یعنی به سوی فاطمه س
از دید معنای برخی از روایات در بحث همین سوره ی قدر نگاه بکنیم مطرح هست که لیله هی فاطمه، القدر الله، کدوم بالاتر هست ؟ الله، خب اللهِ چی مطرح هست؟ اللهِ القدر، مثل شما می فرمایی اللهِ الرحمن، اللهِ القدر مطرح هست، خب اللهِ القدر می خواد کجا بره؟ اللهِ نور شد میشه بیتُ الله، اللهِ نور رو کجا پیدا کنیم؟ بیتُ الله، بیت باید براش باشه، اللهِ القدر شد کجا باید باشه؟ کجا باید بریم سراغش؟ میشه لیله، همه ی اللهِ القدر رو در لیله دنبال کنید همون جوری که اللهِ نور رو شما در بیت، بیتِ الله دنبال می کنید شما میگی من به دنبال نورِ الله می گردم مطرح میشه که برو سراغ بیتِ الله، نورِ الله در بیتِ الله هست شما وقتی رفتی سراغ بیت دنبال نور باش دنبال نور الله باش یعنی اگر دنبال نور الله بودی و هستی برو سراغ بیت برو سراغ بیتِ الله ، خوب ما نورِ الله رو یه کمی متوجه میشیم. اینجا مطرح هست لیلۀ القدر یعنی اللهِ القدر یعنی اگه شما دنبال اللهِ القدر هستی یعنی اگه شما دنبال القدرِ الله هستی برو سراغ لیله، لیله ی القدر، وقتی بیتِ الله برات معنا داره رفتن به سراغ بیتُ الله، رفتن در بیتُ الله برات معنا داره که دنبال نورُالله باشی نورُالله برات مهم باشه مفهوم باشه و مهم باشه، به یکی بگین نورُ الله میگه چی هست؟ اصلا چجوری هست؟ بعد بهش بگی که برو سراغ بیتُ الله ، براش معنا نداره، حالا به یکی میگی القدرِ الله، اللهِ القدر برات مهم هست؟ وقتی اصلا برامون مفهوم نیست دنبال چی هستیم؟ باید برات مفهوم باشه، برات مهم باشه و معلوم باشه که چه به دردت می خوره کجای کاری نسبت به اون که بخاطرش بری به دنبال لیله ی القدر، وقتی رفتی سراغ لیله ی القدر حالا به شما میگه که القدر برات مهم شد؟ شما میگی بله، خدا از وجه القدر برات مهم هست؟ شما میگی بله می شناسم برام مهم هست می دونم اگه نباشه چی میشم، میدونم اگه نباشه کجای کار لنگ هست، میگه حالا اگر میخوای به خدای القدر برسی برو سراغ لیله، برو سراغ فاطمه، خدای القدر اونجاست، میگی که باشه من میرم اونجا میگه باشه برو، می خوای بری میگه خب نمیشه، میگی باید چی بشه؟
در آستان فاطمه س قرار گرفتن، اذن میخواهد
باید بهت اذن بدیم، خب بدید ، چرا نمی دید؟ یه اذن هست دیگه یه اذن بدید ما بریم، میگه نمیشه، چرا؟ تو بری اونجا کی هستی؟ میگی خوب منم دیگه، من می خوام برم اونجا منم دیگه، قرآن با قرآنیش رفت اونجا دیگه قرآن نبود هُوَ بود، تو بری اونجا چی هستی؟ تو در آستان فاطمه چی هستی؟ وقتی به آستانه ی فاطمه میرسی چی هستی؟ اسمت چیه؟ کی هستی؟ چه جوری صدات کنیم؟ خدا بگه کی اومد؟ منادی آستانه ی فاطمه صدا کنه که کی اومد؟ چجوری صدات کنه؟ بگی کی؟
در آستان فاطمه مادر امت س، فرزند باشیم، در آستان فاطمه منزل لیلۀ القدر چه باشیم؟
بله این برامون مهم باشه اصلا با این جمله ما به سوی لیلۀ القدر رو در خودمون تمرین کنیم من در آستانه ی فاطمه کی هستم؟ من در آستانه ی فاطمه چی هستم؟ من در آستانه ی فاطمه چی هستم؟ واقعا چی هستیم؟ شما میگی خیلی کوچکم، نه این نه، میگی من عبد فاطمه هستم میگیم این هم نه، از نگاه لیلۀ القدری ها... این هم نه، در آستانه ی فاطمه ی القدر چی هستم؟ در آستانه ی فاطمه ی منزل القدر چی هستم؟ شما میگی من در آستانه ی فاطمه ی شفیعه عبد خاشع ذلیل هستم، در آستانه ی فاطمه ی مادر امت یه بچه ی هستم که نیاز به محبت دارم، در آستانه ی فاطمه ی القدر چی هستی؟ اسمت چیه؟ شما میگی من فلانی بود که تصمیم گرفتم برم در آستانه ی فاطمه ی القدر، باشه خوبه ولی اونجا برسی چی هستی؟