ذکر محبتهای مادر مهربان س برای ورود به فضای مابین امام حسین ع و اباالفضل ع
1395/07/14
ذکر محبتهای مادر مهربان س برای ورود به فضای مابین امام حسین ع و اباالفضل ع
چهارشنبه سوم محرم الحرام 1438 نواب
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
بسم الله الرحمن الرحیم توکلت علی الله
«فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخيهِ»، یعنی داشتن حسّ مشترک و منطبق
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم« يوسف : 87 يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ ».بله مطرح هست که ای فرزندان من! شما باید حس منطبق داشته باشید، پاشید حرکت کنید ولی در حرکت باید حس منطبق داشته باشید، حس تون باید با یک معیاری، با یک جایگاهی، با یک فضایی منطبق باشه. حس سر خود نداشته باشید، حس پراکنده هم نداشته باشید« فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخيهِ » یعنی یک مبدا گرفتن حس داشته باشید، یک چشمه باشه که از اونجا حس بگیرید، حس شما با اونجا منطبق باشه و دوم اینکه همه تون از اونجا حس بگیرید، پس حس همه تون باید مشترک باشه« حس مشترک »، حس مشترک کاروان به سوی امام، حس مشترک در حرکت به سوی امام.
پررنگتر شدن حس نسبت به امام زمان ع و برادرش ع، در مقاطع آینده
حس این آدم ها باید چی باشه؟ باید یک حس مشترک داشته باشند، حس مشترکی که از یک چشمه بروز میکنه، همه شون از یک جا حس میگیرند، این حس مشترک با اونجا انطباق داره. البته این بحث ممکن هست در ماجرای امام زمان صلوات الله علیه در مقطعی از به سوی امام خیلی پررنگ تر باشه، یعنی در یکی از مقاطع حرکت به سوی امام( در مقاطع آینده ) این موضوع خیلی پررنگ تر باشه و محور اون حرکت این باشه. نه اینکه الان قابل استفاده نیست، الآن قابل بهره برداری هست ولی احتمالا اینطور باشه که در یکی از مقاطع خیلی پررنگ تر باشه. یک حس مشترک که برگفته از رابطه و فضای بین امام و أخِیه هست. در فضای کسانی که قرار هست به سوی امام علیه السلام حرکت کنند. بله یک حس منطبق داشته باشیم. کاروانی باشید، دوستانی باشید، جمعی باشید در کنار هم و با یک حس مشترک که از یک چشمه میجوشه. در حس گرفتن نگاه تون به یک چشمه باشه، شور تون، شعف تون وابسته به یک چشمه باشه، به اونجا نگاه کنید. نمیدانم که خداوند چقدر توفیق میده که ما از این فضا بهره ببریم و ما چقدر توفیق پیدا میکنیم که اصلا با این مقوله آشنا بشیم و بهره برداری کنیم. امیدوارم که خداوند به روی ما درب باز کنه و وقتی مسئله مطرح هست، درب هم باز بشه.
توسل به «رَوْحِ اللَّهِ» برای دریافت حسّ مشترک منطبق با فضای امام ع و أخِیه ع، ویژگی یک جمع خدایی
« وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ » از« رَوْحِ اللَّهِ » نا امید نشید، از« رَوْحِ اللَّهِ » نا امید نشید. در میدان حس گرفتن، در میدان حس مشترک وارد بشید، در میدان حس مشترک منطبق با فضای امام و أخِیه وارد بشید و متوسل به« رَوْحِ اللَّهِ » باشید. این ویژگی یک جمع به سوی امام و أخِیه هست، این ویژگی یک جمع در محضر إمام و برادر امام هست. یک موقعی که جمعی به سوی امام حرکت میکنه، یک موقعی یک جمعی به سوی برادر امام حرکت میکنه، یک موقعی یک جمعی به سوی امام و برادر امام حرکت میکنه. شما وقتی تشریف میبری کربلا میگی میخوام برم کربلا زیارت اما اصلا به عنوان مثلا توجهی به حرم حضرت اباالفضل علیه السلام نداری، میگی میخوام برم حرم امام حسین زیارت کنم و برگردم، کسی هست اینکار رو بکنه؟ نه. کسی هست که بگه من فقط میخوام برم حرم اباالفضل علیه السلام زیارت کنم و برگردم؟ نه. هر کسی که داره میره ممکن هست اصطلاحا بگه دارم میخوام برم حرم امام حسین علیه السلام زیارت کنم ولی معنای حرف او این هست که میخوام برم حرم امام حسین و حرم حضرت اباالفضل علیه السلام زیارت کنم و برگردم، اصلا میخوام برم و چند قدمی در ببین الحرمین قدم بزنم، یعنی میخوام برم به سوی این فضای« إمام و برادر إمام ». یعنی میخوام برم به محضر « إمام و برادر إمام » پس آقا! اگر میخواهی به سمت این فضا حرکت کنی شما که با هم دارید حرکت میکنید باید یک حس مشترک داشته باشید. یک حس مشترک منطبق و برگرفته از فضای إمام و برادر امام.
سخت بودن مسئله حسّ گرفتن از فضای بین «امام ع و اخیه ع»، به خاطر رفتن به درب خانه روحالقدس
اینجا باید خداوند توفیق بده که از« رَوْحِ اللَّهِ » بهره ببریم، از روح القدس بهره ببریم. خداوند این مسئله رو قرار داده که ما به ررح القدس پی ببریم. این یک مسئله ی سخت هست، درک کردن بخشی از فضای هرکدام از إمام و برادر إمام به تنهایی خودش سخت هست، درک کردن فضای رابطه ی بین این دو مسئله ی خیلی سختی هست. خدایا! چرا یک مسئله ی سخت، یک مسئله ی حل نشدنی، به ظاهر خیلی سخت و واقعا به باطن هم خیلی سخت پیش پای ما قرار دادی؟ ما باید با این مسئله چه کار بکنیم؟ اینکه ما پی ببریم که ویژگی یک حرکت جمعی به محضر إمام و برادر إمام یک حس مشترک هست و اون حس مشترک رو باید از روح القدس بگیرند. اون حس مشترک رو روح القدس به اونها میرسونه. با روح القدس چه کار کنیم؟ چگونه به سمت خانه ی روح القدس بریم؟ چگونه به سمت درب خانه ی روح القدس بریم و بخواهیم که این حس مشترک رو به ما برسونه، به ما این حس منطبق با اون فضا رو برسونه. در ادامه ی آیه مطرح هست که همه باید به سراغ« رَوحِ الله » بروند و بقیه ی دربها رو ببندند. یک کسانی نمیروند، اونهایی که نمیروند« کافرون » هستند. اونهایی که کفر می ورزند. کفر به چی؟ اونهایی که به خدا کافر هستند مورد نظر هست؟ یعنی چی کافر هستند؟ مثلا یک روزی به اونها یک خوردنی، یک غذایی دادین به اون کفر ورزیده اند؟ به فلان نعمت خدا که فلانجا به اونها داده شده کفر ورزیده اند؟ به محبت های« رَوحِ الله » کفر می ورزند، به محبت هایی که روح الله به اونها کرده توجه نمیکنند، بر پایه ی اون محبتها استوار نمی مانند. اینها از روح الله محبت چشیده اند، اما یادشون میره، اهل شکر محبت های روح القدس نیستند. نباید از محبت های روح القدس غافل شد.
بزرگ جلوه کردن محبتهای روح القدس برای دوری از فضای کفران نعمات او
بعضی ها در حل مسئله های سخت اشتباه میکنند، به سراغ یک چیزهای دیگر میروند، باید به سراغ روح القدس بروند، در صحنه ی حس گرفتن از فضای بین إمام و برادر إمام باید به سراغ روح القدس بروند اما نمیروند و به روح القدس بی توجهی میکنند. چرا؟ چون اینها اهل کفر هستند، اهل کفران محبتهای روح القدس هستند، قبلا هم همینکار رو انجام می دادند، قبلا هم روح القدس به اینها محبت میکرد اما این افراد اهل کفر بودند خب یک درسی اینجا هست؛« فلانی! محبت های روح القدس رو در وجودت بزرگ کن ». مدام پیش خودت بشمار، فلان محبت رو ذکر کن. بعد اینطور محبت ها رو پیش خودت بزرگ کن که « خدایا! اگر محبت تو از جانب روح القدس نبود این محبت به من نبود. خدایا! اگر روح القدس نبود من اینجا نبودم، خدایا! اگر صاحب روح القدس به من نگاه نکرده بود این محبت به من نبود ». این رو مدام در خودت ذکر کن. این محبت ها رو در خودت مدام بزرگ کن. این یک قلق هست، این یک پایه هست، این یک صفت هست. فلانی! میخواهی به میدان حس گرفتن از إمام و برادر إمام بیایی؟ میفرمایی بله میخوام در این میدان بیام گفته میشه:" محبت های روح القدس که بر شما بوده است چقدر برای شما پررنگ هست؟ ".
فقط او را مجرای محبتهای خدا دیدن برای دوری از فضای کفر
اصلا تو محبت های روح القدس که بر تو بوده است رو چه جوری میبینی؟ خیلی معمولی میگی بله یک محبت هایی بوده، خیلی هم خوب بود؟ این کفر هست. باید بگی؛« خدایا! اگر روح القدس نبود من این نبودم، اگر صاحب روح القدس نبود این محبت ها به من نمیشد و هیچ طریق دیگری برای اینکه این محبت ها به من برسه وجود نداشت و فقط با نگاه ایشون انجام شد، فقط با نظر ایشون انجام شد ». برای ورود به میدان بهره بردن از حس منطبق با إمام و برادر إمام باید این رفتار در قبال در روح القدس و صاحب روح القدس صفت ما باشه. این افراد قبل از اینکه به این میدان وارد بشوند، قبل از اینکه با این میدان آشنا بشوند، قبل از اینکه با این مسئله آشنا بشوند محبت های روح القدس را چشیده اند، در عرصه های مختف، در صحنه های مختلف. خب الان نگاه شون به اون محبت ها چی هست؟
حسّ کردن، گام اول در میدان «امام ع و اخیه ع»
کاروان امام حسین علیه السلام هم همینطور هست. آدم های مختلف در این کاروان جمع شده اند، همه با محبت های روح القدس جمع شده اند و حالا به درون کاروان آمده اند و در کاروان هستند، یک میدان پیش روی آنها هست؛« میدان إمام و برادر إمام، میدان حس کردن رابطه ی إمام و برادر إمام، میدان عظیم إمام و برادر إمام ». حالا باید با این فضا آشنا بشوند، در قدم اول باید از این فضا حس بگیرند، آرام آرام باید این فضا رو حس کنند« فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخيهِ » آرام آرام فضای بین یوسف و أخِیه رو حس کنند، قدم به قدم به این فضا بشوند و این فضا رو حس کنند. با محبت های روح القدس به کاروان کشیده شده اند و وارد کاروان شده اند. میدان بعدی« به سوی فضای بین إمام و برادر إمام » نگاه کنید، به سوی فضای بین إمام حسین و حضرت اباالفضل علیهما السلام نگاه کنید. شما باید اون فضا رو حس کنید.
اباالفضل آخرین نفر به میدان رفت چرا که باید او تا آخرین لحظات باشد و اصحاب در میدان امام ع و او به میدان بروند
چرا در بین یاران باید حضرت اباالفضل علیه السلام آخرین نفری باشند که به میدان میروند؟ چون باید فضای بین إمام و برادر إمام باقی باشه، همه در این فضا به میدان میروند، همه با نگاه به این فضا به میدان میروند، میدانی که یاران به صحنه ی کربلا میروند در ظاهر اون میدان جنگ هست اما در واقع« میدان بین إمام و برادر إمام » هست. در واقع میدان إمام حسین و حضرت اباالفضل هست، اون یاران می دوند برای حس کردن اون فضا، برای حس گرفتن از این میدان می دوند لذا باید حضرت اباالفضل علیه السلام تا زمانی که یاران هستند باشه و فضای بین إمام حسین و حضرت اباالفضل علیهما السلام وجود داشته باشه، یاران به این فضا نگاه کنند و از این فضا بهره ببرند.
ورود اصحاب امام حسین ع به کاروان با روحیات و احساسات مختلف بود و لیکن در کاروان همگی دارای یک حس مشترک از رابطه امام ع و برادرش ع بودند
حس یاران زمانی که دارند به میدان میروند و حس روزهای گذشته شون و حس زمانی که هنوز خیلی خوب وارد کاروان نشده بودند فرق داره، حبیب با یک حسی وارد کاروان شد و با یک حس دیگری وارد میدان شد، این دو تا حس با هم فرق دارند، همه ی این یاران یک حس مشترک دارند، قبل از اون برای ورود به کاوران احساسات مختلفی داشتند، حبیب یک حسی داره، ظهیر یک حسی داره، وهب نصرانی یک حس دیگری داره، هر کدام یک حسی دارند، هر کدام به یک دلیلی وارد میشوند، حتی دلیل های وارد شدن اونها به کاروان با هم فرق داره، روحیات شون با هم فرق داره، در کاروان با یک میدان حس مشترک مواجه میشوند، حس مشترکی که ار فضای إمام حسین و حضرت اباالفضل علیهما السلام میجوشه. شب عاشورا همه نشسته اند و إمام حسین علیه السلام میفرمایند که:" من بیعتم رو برداشتم، شما از این تاریکی شب استفاده کنید و برید ". یاران به فضای بین إمام حسین حضرت اباالفضل علیهما السلام نگاه میکنند، از اونجا برای اونها میجوشه، از اونجا دارند حس میگیرند، فضای بین إمام حسین و حضرت اباالفضل علیهما السلام چی هست؟
اثرگذار بودن حتی فکر کردن و تخیل در رابطه بین امام حسین ع و اباالفضل ع
بله خداوند توفیق بده ما به سمت این میدان، به سمت این حس گرفتن حرکت کنیم، خداوند توفیق بده که بتونیم از روح القدس بهره بگیریم، آنقدر رابطه ی لطیفی بین این دو برادر وجود داره که تیزبین ترین نگاه ها نمیتوانند این رابطه رو ببینند. لطیف ترین انسانها نمیتوانند این رابطه رو حس کنند. سبک ترین ارواح نمیتوانند در این رابطه پر بکشند. این رابطه خیلی مقدس هست، خیلی بالا هست، یک روح قدسی نیاز هست که از این فضا یک نسیمی به برخی از انسانها برسونه. آیا میشه صاحب روح القدس در فضای بین این دو برادر از اون فضا یک نگاهی به ما بکنه که یک نسیمی بیاد. یک دفعه در طول روز، یک صبحی از خواب بیدار میشی، در یک موقعیتی هستیم حس کنیم که ما چقدر به فضای بین إمام حسین و حضرت ابالفضل نزدیک شده ایم. حتی تخیل این موضوع اثرگذار هست، یک لحظه پرواز دادن فکر و روح به سوی این فضا اثرگذار هست. هرچند به کیلومترها نزدیکی این فضا نمیرسه ولی همینکه یک مقداری به سمت این فضا حرکت میکنی اثرگذار هست. خدایا! بین إمام حسین و حضرت اباالفضل علیهما السلام چه خبر هست؟ چی هست؟ بین إمام حسین و حضرت اباالفضل چه ماجرایی هست که اثرگیری از اون ماجرا فقط به واسطه ی روح القدس هست و اگر ما بخواهیم یک مقدار اندکی اون ماجرا رو حس کنیم فقط به واسطه ی روح القدس شدنی هست. بین این دو نفر چه خبرهست؟ چه ماجرایی هست؟ در نگاه های این دو نفر به هم چی میگذره؟ هر از گاهی حتی شده بنشینیم و به این رابطه فکر کنیم، گاهی به لحاظ فکری و روحی بریم در صحنه ی کربلا و به رابطه ی بین إمام حسین و حضرت اباالفضل فکر کنیم.
رابطه امام حسین و اباالفضل ع؛ بسیار پوشیده
یاران به میدان میروند و إمام حسین در یک طرف ایستاده اند و حضرت اباالفضل علیه السلام در طرف دیگر خیمه ها ایستاده اند، بین این دو نفر چی میگذره؟ در موضوعات مختلف در صحنه های مختلف فضای بین إمام حسین و حضرت اباالفضل علیهما السلام چی هست؟ چه ماجرایی هست که اینقدر پوشیده و بسته هست؟ چه ماجرایی هست که باید اینقدر پنهان باشه. اگر فقط یک حس برادری باشه نهایتا میشه نزدیک به حس پدر و فرزندی، مثلا حس إمام حسین و حضرت علی اکبر علیه السلام. چرا باید اینقدر پنهان باشه؟
ذکر محبتهای مادر مهربان س برای بهره بردن بیشتر از روحالقدس در دستیابی به حسّ فضای امام حسین ع و اباالفضل ع
بله بیاییم در این میدان. بیاییم در میدان توجه به روح القدس، بیاییم در میدان ذکر محبت های روح القدس. یک ماجرایی هست« ماجرای بین امام حسین و حضرت اباالفضل علیهما السلام » یک فضایی بین این دو بزرگوار برقرار هست و من هیچ درکی از اون فضا ندارم ولی یک میدان بزرگ هست، یک جوری میدان کربلاست، شما الان کربلا میری دو تا حرم هست و بین الحرمین، یک جوری کربلا این هست. شما تشریف ببرید زیارت همینطور هست. یک جور میدان و صحنهی کربلا هست. صحنهی کربلا چی هست؟ دو برادر و فضای بین دو برادر«إمام حسین و حضرت اباالفضل علیهما السلام».
این میدان برای من مطرح هست و میخوام از این فضا بهره ببرم، راه و مسیر« روح القدس » هست و من الان میخوام محبت های روح القدس رو ذکر کنم. چرا؟ چون قبلا هم روح القدس محبت هایی داشت که اگر او نبود اون محبتها هیچ وقت بر سر سفره ی من وجود نداشت و می دانم که اگر او نخواد و او نباشه محبت این حس هیچ وقت در وجود من وجود نخواهد داشت.
میدان کربلا، فضای بین امام حسین ع و حضرت اباالفضل ع
بله آقا میدان کربلا و کربلا رو بشناس. کربلا شهادت علی اکبر علیه السلام نیست، میدان کربلا شهادت علی اصغر علیه السلام نیست، کربلا شهادت یاران امام علیهم السلام نیست بلکه میدان کربلا« فضای بین امام حسین و حضرت اباالفضل علیهما السلام » هست. این میدان رو بشناس.
حسّ کردن بسیاری از وقایع کربلا حتی بوسیله تاریخ و مقاتل میسر است ولیکن حس رابطه امام حسین ع و اباالفضل ع فقط از طریق روحالقدس امکانپذیر میباشد
بسیاری از موضوعات در فضای کربلا رو راحت تر میشه حس کرد، حس رشادت ها و حس شهادت بسیاری از یاران، حس به میدان رفتن بسیاری از یاران و شهادت اونها در میدان، اینها رو با خواندن یک مقتل، با کمی فکر کردن میشه حس کرد، تا حدودی شما از اون فضا حس پیدا میکنی ولی از فضای بین امام حسین و حضرت اباالفضل علیهما السلام شما با خواندن هیچ مقتلی حس پیدا نمی کنید، با خواندن هیچ کتابی حسی پیدا نمیکنید. اینجا فقط روح القدس اثرگذار هست یعنی این حس خیلی ارتفاع داره، تاریخ نویس ها، مقتل نویس ها این حس رو ندیدند، خارج از دسترس اونها بود. در مورد حضرت اباالفضل علیه السلام هم اون ماجرای شهادت ایشون رو دیدند و بازهم مستقل به حضرت اباالفضل علیه السلام نگاه میکردند مانند بقیه ی یاران که ماجرای شهادت اونها رو دیدند و نقل کردند. بله شما با خواندن اون مقاتل بخشی از ماجرای شهادت حضرت اباالفضل علیه السلام رو میتونی حس کنید. موضوع این هست که« رابطه ی بین امام حسین و حضرت اباالفضل علیهما السلام رو چه جوری میشه حس کرد؟». آنقدر این رابطه عالی هست که روح القدس نیاز هست.
پرداختن به ماجرای رابطه امام حسین ع و اباالفضل ع، برای نزدیکتر شدن به روحالقدس
بله ممکن هست که کسی عرض کنه که خب اصلا چرا وارد این مسئله بشیم؟ چرا باید در میدانی که حس کردنش سخت هست وارد بشیم؟ خب این همه موضوعات در ماجرای کربلا وجود داره میشه حس کرد، میشه با خواندن یک کتاب، با خواندن یک مقتل، با فکر کردن به اونها وارد اون میدان شد و اونها رو حس کرد و اثر گرفت. خب چرا وارد یک مسئله ای بشیم که نه در مقتلی نه با کتابی میشه اون رو حس کرد، نه میشه بهش فکر کرد، با تخیل هم نمیشه رفت و وارد اون ماجرا شد و اونجا رو حس کرد، خب چه کاریه؟ چرا وارد این ماجرا بشیم؟ چرا اصلا به این ماجرا فکر کنیم؟ چرا اصلا این ماجرا پیش پای ما باشه؟ در پاسخ عرض میشه که؛« برای نزدیک تر شدن به روح القدس، برای آشنا تر شدن با روح القدس، برای بیشتر بهره بردن از روح القدس ».
جمع به سوی امام ع، دارای حسّ مشترک برآمده از روحالقدس، دارای مسیری واحد به سردمداری روحالقدس و دارای شور و هیجان ایجاد شده توسط روحالقدس هستند
شما از خیلی از ماجراها خودتون میتونید برید و حس بگیرید، از خیلی از موضوعاتی که در ماجراهای کربلا پیش آمده خودتون میتونید برید و حس بگیرید( به روش های مختلف ) آدم های مختلف هر کدام خودشون میتوانند با روشهای مختلف حس بگیرند، حس ها شون میتونه به هم نزدیک باشه یا اینکه مقداری از هم فاصله داشته باشه و متفاوت باشه. اتفاقا اشکال همینجاست. کاروان به سوی امام فقط باید از یک مسیر حس بگیرند؛ و اون « روح القدس » هست. همه هم باید یک حس بگیرند، یک حس مشترک، چشمه ی حس شون هم باید یکجا باشه. مسیر حرکت باید یکی باشه« به سردمداری روح القدس ». شور و هیجان حرکت رو باید یک نفر ایجاد کنه و اون« روح القدس » هست. ارواح رو یک نفر باید بکشاند و اون« روح القدس » هست. به همین خاطر هست که این مسائل مطرح هست.
به کربلا نگاه کن و روح القدس را نتیجه بگیر
پرداختن به کربلا و ماجراهای کربلا اگر به شکلی باشه که انسان رو از روح القدس غافل کنه و انسان به روح القدس پی نبره این پرداختن خیلی قیمت نداره. نه اینکه اثری نداره ولی یک پرداختن مدنظر نیست. پرداختن به ماجراهای کربلا باید از دریچه ای باشه، مواجه شدن با مسائلی باشه که انسان رو به سمت روح القدس بکشونه، که انسان رو نیازمند روح القدس میکنه، انسان رو متوجه میکنه که باید به سراغ روح القدس رفت، باید از روح القدس اثر گرفت، کار، کار روح القدس هست و از دست دیگران کاری بر نمیآد. به کربلا نگاه کن و روح القدس نتیجه بگیر.