بحث سورهی قدر؛ نکاتی پیرامون آیهی دوم سورهی قدر، آیهی «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْر»:
حدود سیزده بار در آیات قرآن خداوند آیه داره با این شکل که «وَ ما أَدْراكَ»، یعنی مخاطب رسول الله(صلوات الله علیه) و نسبت به مقولهای خداوند میفرماید که «وَ ما أَدْراكَ» فلان موضوع، «وَ ما أَدْراكَ» فلان مقوله. اگر « ما أَدْراكَ»را معنا کنیم تو درک نکردی، تو درایه نمیکنی، تو متوجه نمیشی و یا نشدی فلان موضوع چیست، پس حدود سیزده مقوله داریم که رسول الله اصلا درایه نمیکنه نسبت به اون موضوعات، آیا باید اینطور معنا کرد؟ سیزده مقوله داریم، سیزده موضوع داریم، حدود سیزده موضوع داریم، اگر دو موضوعش را بگیریم تکراری که اونجا یوم الدین هست یعنی دوازده موضوع داریم که خداوند در قرآن به رسول الله گفته که تو از اون موضوع درایهای نداری و متوجه اون موضوع نمیشی، آیا باید اینطور معنا کرد؟ این موضوع را باید بررسی کنیم. در آیه مطرح هست که «وَ ما أَدْراكَ»، یعنی بحث "ادراکَ" مطرح هست، یعنی درایت تو! ببینید نمیفرماید که «وَ ما أَعلمُکَ» برای مثال، چه چیزی به تو علم میده؟! یا این که چه چیز معنا کنیم و یا این که مای نافیه معنا کنیم، اگر مای نافیه معنا کنیم یعنی تو درایت نداری نسبت به اون موضوع. ، ماهعسلش میشه این دیگه. پس اینجا این که درایت نداشتن و یا بحث درایت رسول الله(صلوات الله علیه) مطرح هست نسبت به موضوعات، در آیات دقیقا شبیه به هم، یعنی آیات «وَ ما أَدْراكَ» فلان موضوع که سیزده آیه در قرآن هست نسبت به دوازده موضوع بحث درایت رسول الله نسبت به اون موضوعات مطرح هست و در ادامهی نکتهی اول اگر ما معنا کنیم «وَ ما أَدْراكَ» را به این معنا که نافیه هستش و درایت نداشتند یعنی رسول الله نسبت به دوازده موضوع درایت نداره و نداشته، آیا این میتونه صحیح باشه؟
لزوم بررسی مفهوم درایت و مصداق موضوع مورد درایت در آیات «و ما ادرئک»
در اینجا باید هم بحث درایت مورد بررسی قرار بگیره که درایت چی هست، آیا علم هست؟ آیا یه نوع نگاه هست، آیا منظره، آیا یک نوع پرداختن هست؟ آیا یک نوع بینش هست؟ آیا یک نوع درک خاص هست؟ درایت چی هست که بعد وارد این معنا بشیم که رسول الله نسبت به این موضوعات داریت نداشتند و یا داشتند و مطلب دیگر این که موضوعات متعلق این درایت چی هستند؟ درایت نسبت به چه موضوعاتی؟ دوازده موضوع مطرح هست در این آیات، البته آیات بیشتر از این آیات هست، ما اینجا آیاتی که دقیقا شبیه به هم هستند را انتخاب کردیم، یعنی آیاتی که دقیقا و صریحا «ما أَدْراكَ» فلان موضوع! ما بحث «ما يُدْريك» مفهوما شبیه به این هست ولی نیاوردیم در آیات، فعلا در این سیزده آیه بررسی کنیم کفایت میکنه موضوع.
همه مصادیق «وَ ما أَدْراكَ»، به جزء لیلۀالقدر، موضوعاتی مربوط به آینده
مقولهها را ببینیم، یک مقوله «ألْحَاقَّة»، «ألْحَاقَّة» چی هست؟ هر چی هست یه سورهی قرآنه. درسته؟ یه مقولهای در مورد آینده هست، یه مقولهی بسیار مهمه. بله از موضوعات دیگر «ما سَقَر» ، موضوع دیگر« يَوْمُ الْفَصْلِ»، «يَوْمُ الدِّينِ »، «سِجِّينٌ»، «عِلِّيُّونَ»، «الطَّارِقُ»، «الْعَقَبَةُ»، «لَيْلَةُ الْقَدْرِ»، «الْقارِعَةُ»، «ما هِيَهْ»، «مَا الْحُطَمَةُ». ببینید یک نگاه اولیه و سریع به موضوعات متعلق به «ما أَدْراكَ» شما بحث لیلۀ القدر را بذارید کنار، نشون میده که همهی موضوعات مربوط به آینده هست، همهی موضوعات در آیات مربوط به آینده مطرح هست، یعنی غاطبهاش اینطور در وهلهی اول به نظر میرسه. خب با بررسی این موضوعات دو تا موضوع در وهلهی اول به نظر میرسه که باید نسبتشون با بقیهی موضوعات مشخص بشه، یکی لیلۀ القدر، یکی « الطَّارِقُ»، بقیهی موضوعات با توجه به آیات، آیات قبل و بعدش واضح هستند که مقولهای در آینده هستند، مقولهای در قیامت هستند، در مقاطع آخرت هستند. لیلۀ القدر و «الطَّارِقُ».
آیا لیلۀالقدر نیز موضوعی مربوط به آینده و یا با جهت آخرتی است؟
پس از اون دوازده مقوله ده مقوله مستقیما به قیامت مربوطه، به آخرت مربوطه، بحث «الطَّارِقُ»، با توضیحاتی از درون سوره به قیامت نزدیک تره، به بحث قیامت شبیهتر هست. میمونه لیلۀ القدر. لیلۀ القدر به چی مربوط هست؟!
آیا میشه مطرح کرد که لیلۀ القدر یک مقولهی آخرتی هست؟ یه مقولهای از جنس آخرت هست، یه مقولهای در جهت آخرت هست؟ یه مقولهای با جهت گیری آخرتی هست؟ یه مقولهای مربوط به آینده هست؟ شاید شما مطرح کنید که در آینده نیست ولی مربوط به آینده هست، مربوط به آخرته، به آخرت ربط داره. یکی ممکنه بیاد بگه که آقا اینجا که مطرح هست « حَتىَ مَطْلَعِ الْفَجْر» مال یه شب هست و تمام میشه میره دنبال کارش، تمام میشه. شما چرا میگی که مطلع فجر در فلان روایت مطرح هست که به ظهور امام زمان(علیه السلام) چطور میتونه به آینده ارتباط داشته باشه، شما میگی ببینید دوازده مقولهی «ما أَدْراكَ» را نگاه کن، یازده مقوله مربوط به آخرت هستند، یکی از دلایش اینه، این یه مقولهای مربوط به آخرت هست، اگر تو دنیا هم هست مربوط به آخرت هست.
چیدن موضوعات مرتبط با آیات «وَ ما أَدْراكَ»، در جدول
بله وقتی که این آیات در یک جدولی چیده بشه یک طرف ارتباط گیری با این مقولات با عنوان درایت، یک طرف این موضوعات هستند، این موضوعات درایت را توضیح میدند که درایت چه چیزی باید باشه و همدیگر را هم توضیح میدند، یعنی در فهم یکدیگر کمک میکنند، یعنی شما با نگاه به بقیهی موضوعات لیلۀ القدر را بیشتر متوجه میشی، «الْعَقَبَةُ» را بیشتر متوجه میشی، اینا در کنار همدیگه یه بحث هستند، یک بحث در مورد رسول الله(صلوات الله علیه)، یک بحث در مورد صحنهها، یک بحث در مورد ورود به یک سری صحنههای مهم، معرفی برخی صحنهها و ورود به اون صحنهها، درایت داشتن نسبت به اون صحنه ها. چه خوبه که اینها در جدولی کنار هم چیده بشند، حتی بشه تا جایی که امکان داره ترتیب اینها در زمان نسبت به هم مشخص بشه، یعنی مقاطع مختلف پشت سر هم نسبت به هم مشخص بشه و اینها چیده بشندو آدم ارتباط را با هم ببینه.
در این بحث تا اینجا چند تا نکته برداشت شده، یک در رسیدن به معنای «ما أَدْراكَ» کمک میشیم با توجه به این بحث که اگر مای نافیه معنا کنیم پس بدون که شما داری معنا میکنی که در این چند آیه حداقل رسول الله(صلوات الله علیه) نسبت به دوازده مقوله درایت نداشتند و بحث دیگه ارتباط این مقولات با آینده و آخرت.
یک نگاه به سوره قدر، الحاقه، الطارق و... : به جستجوی موضوعی که به این مقولات درایت میدهد
بله در بحث سورهی قدر و در آیات مربوط به « وَ ما أَدْراك» چه چیزی هست که ما را، یک انسان را و در اوجش رسول الله(صلوات الله علیه) را نسبت به اون موضوعات درایت میده؟ برای او درایت ایجاد میکنه؟ درایت علم نیست، درایت فقط یک دانستن نیست. بله آدم این سورهها و این آیات را اینطوری ببینه، مثلا سورهی قدر، اون چه چیزی هست که به ما درایت میده نسبت به لیلۀ القدر، از یک جهت سورهی قدر را انسان اینطور ببینه، کلاس جست و جوی چیزی که به انسان درایت میده، سورهی الحاقه را اینطور ببینه، کلاس جست و جوی چیزی که به انسان درایت الحاقه میده، سورهی القارعه، کلاس جست و جوی چیزی که به انسان درایت میده که القارعه چیه؟
نافیه بودن «ما» در «و ما ادرئک»، میت کننده سوره و استفهامیه بودن آن دعوت به آمدن در میدان درایت
آیات بایستی یه جوری معنا بشه که حی باشه، زنده باشه، اثر داشته باشه. شما میفرمایی «وَ ما أَدْراك ما القارعه» به تو درایت داده نشد که القارعه چیست، میگیم خب داده نشد دیگه تموم شد، نه! چه چیزی به تو درایت داد القارعه چیست؟ شما اینطوری این سوره را ببینی میگی آیا پس یه چیزی وجود داره که به رسول الله ص درایت داد که القارعه چیست؟ پس من هم میتونم برم و از اون چیز بهره ببرم. سورهی القارعه برای ما زنده میشه، مهم میشه، یک موضوع میشه، یک مسأله میشه، من برم دنبال چیزی که به من درایت بده القارعه چیه، و الا القارعه برای ما یک سورهی میت هست، بسته هست، هیچ فایدهای برامون نداره، بستیم گذاشتیم کنار، القارعه یعنی بیا تو میدان، بیا تو میدان فهم این، درایت این که القارعه چیست؟ خداودند چرا القارعه را مطرح کرده، بیا تو میدان، بیا تو میدان که درک کنی، درایت پیدا کنی که القارعه چیه؟ بیا تو میدان که درایت پیدا کنی یوم الدین چیه؟ بیا تو میدان که درایت پیدا کنی یوم الفصل چیه؟ تو نیاز به یک چیزی داری.. .
«و ما ادرئک»، به جستجوی ابزار درایت
بعد این تو میدان اومدن خداوند ابزارش را قرار داده، پیدا کن، ابزارش را بشناس، جست و جو کن، پیدا کن، بشناس که بفهمی الحاقه چیه؟ این آیات را وقتی که این طور ببینی یعنی دعوت خداوند به تحقیق کردن، به فهم کردن آخرف نه یک کلمهی ساده، خب آخرت هم هست! تمام، نه بیا، تمام این مقطع به مقطع را باید دقیق بشناسی، باید نسبت به اینها درایت پیدا کنی، باید بدونی "العقبۀ" چیه؟ نسبت به "العقبۀ" درایت پیدا کنی. باید درایت پیدا کنی نسبت به صحنهای که "علیّون" اونجا هویدا میشند، "سجّین" اونجا پیدا میشه، باید بدونی "سجّین" چیه؟ "علیّون" چیه؟ الان بیا و اون را بدون. بله اینطور سورهی قدر را ببینیم، بیا در میدان بدانی لیلۀ القدر چیه؟ خداوند راهش را قرار داده، خداوند موضوعاتی قرار داده، مقولهای قرار داده که تو با او میتونی پی ببری لیلۀ القدر چیه؟ میتونی نسبت به لیلۀ القدر درایت پیدا کنی، بیا توی میدان، سورهی قدر را اینطوری ببینیم. جست و جوی آنچیزی که نسبت به لیلۀ القدر به ما درایت میده.
بله خداوند یک چیزی و یا یک چیزهایی قرار داده که شما با اون، برخی از مقولات مهم آخرتی را درایت کنی، رسول الله این مسیر را رفته، به استناد آیه میفرماید که «وَ ما أَدْراك» چه چیزی به تو درایت داد، این مسیر را رفته، یعنی درایت پیدا کرده.
منوط بودن درک لیلۀالقدر به معرفت نسبت به حضرت زهراء س، دالّ بر وجود ابزاری برای درایت به لیلۀالقدر
ما هم باید بیاییم توی این میدان، در معیت رسول الله به این سمت حرکت کنیم، این درایت به میزان بهرهی ما از آن چیز مربوط میشه. مثلا در بحث سورهی قدر طبق روایات مطرح هست کسی لیلۀ القدر را درک خواهد کرد کرد که معرفت به حضرت زهرا(سلام الله علیها) داشته باشه. پس درک لیلۀ القدر منوط شده به معرفت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) و اون هم "حق معرفتها"، پس منوط شده به معرفت حضرت زهرا(سلام الله علیها)، یعنی بیا توی این میدان، یعنی یه ابزار، بهرهی شما از لیلۀ القدر درایت شما از لیلۀ القدر به میزان معرفت شماست، به میزان بهرهی شما از معرفت به حضرت زهرا(سلام الله علیها) هست. بله آدم با توجه به آیات و روایات صحیح از اهل بیت(علیهم السلام) این آیات را نگاه بکنه و بره در میدان بهره بردن از آن چیزی که به انسان درایت میده.
آیات «و ما ادرئک»، حاکی از اهمیت درایت پیدا کردن نسبت به موضوعات آخرتی و یافتن روش رسیدن به این درایت
خیلی جالبه ما نسبت به بسیاری از مقولات آخرتی غافلیم، خداوند میفرماید که باید درایت داشته باشیم، این برامون پررنگ باشه، اولین درسی که از این آیات میگیریم این باشه، درایت پیدا کردن نسبت به مقولاتی از آخرت، نسبت به برخی مقولات آخرتی و مقولات دیگری که خداوند مطرح کرده، درایت داشتن نسبت به اونها مهمه، این برامون مهم باشه و بعد چه چیزی به ما این داریت را میده، روش رسیدن به این درایت، ابزار لازم برای دست یافتن به این درایت برامون مهم بشه.