علت بسیاری از رفتارهای غلط در قبال اهل بیت ع در صدر اسلام این بود که به اهل بیت نگاه قرآنی نمیشد، در قبال قرآن و هل بیت ع را منفک از هم قرار داده بودند
هدیه به پیشگاه اهل بیت عصمت و طهارت صلواتی بفرستید. الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. هدیه به پیشگاه حضرت زهرا س صلواتی بفرستید. الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند توفیق داده دوباره در فضایی از قرآن، در مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا س به جستجوی معارف ایشون باشیم. خداوند توفیق بده که بتونیم دقیق، صحیح و با کیفیت از دریچه قرآن به معارف اهل بیت ع بپردازیم. یک نگاه قرآنی به اهل بیت ع ارزشش از هزاران نگاه غیر قرآنی بیشتره. خیلی از افراد در صدر اسلام بودن به اهل بیت ع نگاه صحیح نداشتن. شما بفرمایید نگاه صحیح نداشتن، شما اینطور تصور کنید یعنی نگاه قرآنی نداشتن. قرآن برای اونها در تناسب با اهل بیت ع بی معنا بود. این کثرت برخوردهای منفی با اهل بیت ع یکی اصلی ترین پایه هاش همین بود. منفک کردن قرآن از اهل بیت ع. دیوار کشیدن بین قرآنی که دست خودشون بود و اهل بیت ع و اینها رو جدا کردن. نگاهشون این نبود باید با قرآن به اهل بیت ع برسن و با اهل بیت ع به قرآن برسن. نگاهشون یک پیکره نبود. امیر المؤمنین ع فریاد میزد که من قرآن ناطق هستم. یعنی چی؟ یعنی اون کتابی که دست تو هست،اون همین من هستم. ما دو تا یکی هستیم. اگراون رو میخونی،یه جوری باید بخونی که این رو بفهمی که انگار داری به من می پردازی. اگه بیای سراغ من، به همون کتابی که دست خودت هست می پردازی. این فرهنگ در صدر اسلام کمرنگ بود. و شاید بشه گفت آنقدر کمرنگ بود که اصلا نبود. این فرهنگ وجود نداشت و اون ضعف فرهنگ تبعاتی داشت که اثرات منفی زیادی بر بشر گذاشت. خداوند توفیق بده که ما در این پیوستگی بین اهل بیت ع و قرآن با سرعت پیش بریم.
برای رشد کردن باید نگاه صحیح به اهل بیت ع داشت نگاهی منطبق با قرآن، و گرنه صرف داشتن معارف زیبا ملاک نیست بلکه معرفت باید در سطح حق اهل بیت باشد که از قرآن بدست میآید
این ماجرا این باور این معرفت بشه جزئی از وجودمون. چه کسانی که در طول تاریخ زندگانی اهل بیت ع بارها با اهل بیت ع همنشینی کردن، نزدیک بودن، همسایه بودن، در یک محله زندگی می کردن، بارها این بزرگواران رو می دیدن ولی اون نگاه اونها باعث رشد اونها نشد. اون همجواری اونها باعث رشد اونها نشد. چرا؟ چون نگاهشون صحیح نبود. نگاه صحیح رو باید از قرآن میگرفتن. یک نیم نگاه صحیح به اهل بیت ع از هزاران نگاه غیر صحیح، غیر قرآنی به اهل بیت ع با ارزش تره. خودمون رو پایبند کنیم به قرآن. دوستان دقت کنید. خودمون رو پایبند کنیم به قرآن. من این حرفی که می زنم، این نگاهی که دارم نسبت به اهل بیت ع از کجای قرآن هست؟ من تلاوت کدام آیه میکنم؟ من به دنبال کدام آیه ایستاده ام و به این ماجرا از اهل بیت ع نگاه می کنم و این برداشتها رو دارم؟ شما ممکنه بفرمایی که حرفهای من قشنگ هست. حرفهایی که میزنم خوبه، قشنگه. عرض میکنیم که هر مطلبی به ظاهر قشنگ، هر مطلبی به ظاهر زیبا، مطلب خوبی نیست. مطلب منطبقی نیست. مطلب به حقی نیست. شما باید معرفت داشته باشی، ما باید معرفت داشته باشیم، آنگونه که حق معرفت اهل بیت ع هست. حق معرفت رو از کجا باید به دست آورد؟ خوب قرآن. حق معرفت اهل بیت ع به کثرت پرداختن نیست. به مطلب زیبا گفتن نیست. به مطلب قرآنی دقیق گفتنه. شما به حق معرفت پرداختی.
از جمله اقداماتی که برای جدایی قرآن و عترت در صدر اسلام اتفاق افتاد تحرین کلام خدا بود یعنی کلام خود را از موضوع حق خود به جای دیگر منتقل نمودند
این فرهنگ در صدر اسلام نبود. افراد صدر اسلام با این فرهنگ بیگانه بودن. خودشون مقصر بودن. برخی افراد دیگر مقصر بودن که امت اسلام رو، دیگرانی رو به این مسیر کشونده بودن و اونها رو از قرآن، از این پیوستگی بین قرآن و عترت رسول الله ص فاصله انداخته بودن و جدا کرده بودن و اونها رو غافل کرده بودن. این فاصله انداختن، این فاصله افتادن بین اهل بیت ع و قرآن در معرفت افراد صدر اسلام به روشهای مختلفی انجام شد. یعنی موضوعات متعددی موجب شد که این فاصله رخ داد. یه بخش آن تحریف بود. تحریف کلام خدا. به چه معنا؟ به این معنا که کلام خدا از موضعش خارج شد. وقتی مطلبی از موضعش خارج بشه دیگه اون نتیجه ای که باید می داشت رو نداره. وقتی مطرح هست که، یحرفون الکلم عن مواضعه. و اون مطلبی، کلام خدا از موضع خودش خارج شد، به این معنا نیست که رها شد، آواره شد، یله شد، نه در موضع دیگری قرار گرفت. از موضع حق خارج شد، درموضعی قرار گرفت که حق اون معرفت نیست. این یکی از اتفاقاتی بود که در صدر اسلام افتاد و البته بعد از اون ادامه پیدا کرد. بله عوامل مختلفی وجود داشت که این جدایی بین کتاب الله و عترت در باور و در عمل انسانهای صدر اسلام و پس از اون اتفاق افتاد.
طبق فرمایش رسول الله ص در حدیث ثقلین، پرداختن به قرآنی که اهل بیت ع در آن نباشد و بالعکس مسیر صحیحی نیست
رسول الله ص بارها فرمودن، مهمترینش حدیث ثقلین هست، که شما باید تمسک کنید به کتاب الله و عترت و این دو از هم جدا نمی شن. اگر شما به کتاب الله تمسک کردید، درش تمسک به عترت ندیدید، کار شما ایراد داره. به توصیه رسول الله ص عمل نکردید. اگر شما به اهل بیت ع تمسک کردید، در اون تمسک کتاب اللهی بیرون نیامد، مسیر کتاب الله نبود، کار شما ایراد داره. وقتی این دو از هم جدا نمی شوند، در تمسک شما به هر کدام از این دو ثقل، نباید جدایی این دو ثقل نمود پیدا کنه. نباید جدایی این دو ثقل دیده بشه. در معرفت شما نباید جدایی این دو ثقل دیده بشه.
ماجرای جمع قرآن توسط خلفا در صدر اسلام، موضوعی قرآنی است که در آن اهل بیت ع جایگاهی ندارند، فلذا این رفتار مطابق با حدیث ثقلین نیست، یکی از دلایل این رفتارها تحریف کلام خدا بوده است
شما این مطلب رو بگذارید در طول تاریخ، ماجراهای اتفاق افتاده در تاریخ رو پیرامون، مثلا پیرامون قرآن بسنجید ببینید که آیا این رفتار صحیح انجام شده یا نه. مثلا در اون نقل معروف جمع قرآن، آیا به این توصیه عمل شده؟ اگر شما به جمع قرآن می پردازید، یعنی به یه رفتاری در قبال کتاب الله، عترت این رفتار کجاست؟ عترت در این رفتار شما چه جایگاهی داره؟ چرا عترت نیست؟ یکی از دلایلش عرض شد. بخاطر تحریف هست. تحریف کلام خدا از مواضعش. برخی به دنبال تحریف هستن، برخی تحریف زده شدن. برخی خودشون تحریف کننده هستن. برخی ها هم از تحریفی که انجام شده، تحت تأثیر قرار گرفتن و از اون کلام تحریف شده پیروی می کنن. این باید برای ما مهم باشه. شما وقتی به قرآن می پردازید، یک سؤال باید بپرسید. همیشه، این سؤال رو نباید ترک کنید. این معرفتی که من الان در قرآن می پردازم، موضوع کلامش کجاست؟ همین جوری نباید سرمون رو بیندازیم پایین بریم جلو بگیم هر چی پیش آمد. هر چی که هست همون. نه، موضع این کلام کجاست؟
از جمله دلایل سعی در انفکاک قرآن و عترت، کینهتوزی برخی از افراد در قبال اهل بیت ع میباشد
از دلایل دیگری که باعث شد که این جدایی اتفاق بیفته، کینه ورزی، دشمنی برخی افراد نسبت به عترت رسول الله ص. برخی افراد بودن که اصلا با این آدمها، با این انسانها مشکل داشتن، دشمنی داشتن، نمی تونستن سازگار بشن. فلانی با امیر المؤمنین ع مشکل داره، کینه داره. چرا؟ چون امیر المؤمنین ع سردار جنگ بدر بوده و خاندان او رو از هم پاشیده. مشکل داره نمی تونه کنار بیاد. در ظاهر الان در دایره مسلمانان هست ولی با این آدم نمی تونه کنار بیاد. با این آدم مشکل داره و کینه داره در دلش کینه هست. از اون آدم ضربه خورده و میخواد تلافی کنه. بله این عوامل و عوامل دیگری باعث شد که در معارف و فرهنگ بسیاری از مسلمانها فاصله بیفته بین قرآن و عترت.