بیوت خدا، محل رشد شیعیان در درجات توحید


بیوت خدا، محل رشد شیعیان در درجات توحید

پنجشنبه-11رجب1436-حکیم‌

از ویژگی‌های بیوت خدا ارتفاع گرفتن، ذکر و تسبیح است؛ خداوند این ویژگیها را قرار داده تا مردم از آنها بهره بگیرند تا به نور خدا نزدیک‌تر شوند.

خداوند در آیه‌ی 36 سوره‌ی نور می‌فرماد که «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم في‏ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ».‌

بله خداوند اینجا می‌فرماد که بله نور خدا را اگر می‌خواهید دنبال کنید بیایید در بیوت، بیایید در یک بیوتی که خداوند براش یک ویژگیهایی قرار داده و شما از اون ویژگی‌ها استفاده ببرید. ‌

ببینید این که بفرماید که خداوند در اون بیوت ویژگیهایی قرار داده، خب برای بیوت ویژگیهایی قرار داده، چرا این ویژگی‌ها را مطرح می‌کنه؟ موضوع برای انسانهاست، بیایید در اون بیوت چون خداوند در اون بیوت ویژگی هایی قرار داده و شما از اون ویژگیها استفاده ببرید، جای دیگه نمیتونید پیدا کنید. ‌

ویژگیها چی هست؟ ارتفاع گرفتن، اهل ذکر بودن و اهل تسبیح بودن. ‌

اهل تسبیح بودن در بیوت خدا یعنی اهل توحید شدن؛ در بیوت خدا، نعمات و موضوعات بزرگی رخ‌نمایی می‌کند، در این شرایط باید اهل تسبیح بود یعنی باید موحّد ماند.

پس اینجا ضمن این که خداوند ویژگی این بیوت رو مطرح کرده عملا انسانها رو دعوت کرده که اگر دنبال این ویژگی ها هستید بیایید اینجا و از این ویژگی ها استفاده کنید. پس یکی از مواردی که خداوند از ویژگی های بیوت مطرح کردند بحث« يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاَصَالِ» هست یعنی اینکه بیایید در بیوت« اهل تسبیح» باشید. چرا خداوند در بیوت دعوت به تسبیح میکنه؟ این یعنی« توحید». یعنی اینکه وقتی شما وارد بیوت میشید( این بیوتی که خدا قرار داده)، وارد بیوت خدایی میشید با موضوعاتی مواجه میشی، با نعماتی مواجه میشی که بسیار عظیم هست، در اون شرایط باید اهل تسبیح باشی، اهل توحید باشی. خیلی جالب و عجیب هست.‌

در واقع فقط شیعیان اهل توحید واقعی هستند؛ بیوت خدا مسیر رشد در مراتب توحید است.

این یک بحث جالبی هست در قبال فرقه های مختلف که گاهی تَشَیُّع رو متهم به عدم توحید میکنند. اینطور نیست، خداونددعوت کرده که بیایید در بیوت، بیایید با نور خدا در بیوت مواجه بشید، ازش استفاده ببرید، بدنبال نور خدا بیایید در بیوت، در این بیوت یک رجالی هستند، بیایید در این بیوت ولی در عین حال« اهل توحید» باشید. توحید واقعی کجا معنا میشه؟ در جایی که بیایید در بیوت، بیایید در بیوت و اهل توحید باشید.‌

( اینرو مثال عرض میکنیم)؛ اگر شما اومدی در فضایی و سرت رو بالا گرفتی و چیزی دیدی با نام« عرش»، هرچی که دیدی چند نور دیدی که به گرد عرش هستند، اگر اونجا گفتی« سبحان الله» اون قیمت داره. اگر اونجا اهل توحید بودی اون قیمت داره و کسانی که میخوان در توحید رشد کنند باید بیایند در مسیر؛" مسیر در بیوت خداست".‌

کسی که وارد بیوت خدا نشود اصلا وارد وادی توحید نشده است؛ کسی که در بیوت خدا با « نُورٌ عَلی نَور» مواجه شود و طوری تربیت شده باشد که وجودش « سبحان الله» شود، او سر کلاس توحید نشسته چرا که برایش مسئله طرح شده و او مسئله را حل کرده است.

مثال عرض کنیم؛ یک کسی که میخواد بعنوان مثال رشد کنه باید مسئله طرح بشه و مسئله رو حل کنه تا رشد کنه. یک کسی اصلا در مسیر نیاد و هیچ مسئله ای رو حل نکنه، نه چیزی یاد بگیره و نه پاسخی بده، خب این رشدی نکرده. آیا این آدم مردود شده؟ نه چون اصلا نیومده سر کلاس بنشینه تا مردود بشه. آیا نمره ی این آدم پانزده هست؟ نه چون این اصلا سر کلاس نیومده تا نمره بگیره، مدرسه ثبت نام نکرده، بی سواد هست. کسی که در بیوت نره و از بیوت بدنبال توحید خدا نباشه" بی سواد عرصه ی توحید" هست چون اصلا سر کلاس نرفته.‌

کسی که بره در بیوت و با انوار خدا آشنا بشه، با« نُورٌ عَلی نَور» مواجه بشه و اونجا جوری تربیت بشه که وجودش بشه« سبحان الله» این سر کلاس توحید نشسته. برای او مسئله طرح شده و مسئله رو حل کرده.‌

ملائکه در مواجهه با جعل خلیفه رب توسط خداوند، وارد کلاس بالاتر از توحید شدند؛ آنها قبل از این موضوع می‌گفتند که « نحَنُ نُسَبِّحُ بحِمْدِكَ» لذا خود را موحد می‌دانستند و بعد از این ماجرا گفته شد که « قَالُواْ سُبْحَانَكَ» یعنی در درجه‌بالاتری از تسبیح و توحید قرار گرفتند.

ملائکه اهل تسبیح بودند اون هم با تقلب. به استناد برخی روایات که از اهل بیت علیهم السلام نقل هست ملائکه انوار به دور عرش رو اشتباه گرفتند، گمان کردند این انوار خدا هستند، اون انوار خودشون جوری رفتار کردند که به ملائکه آموزش بدن که:" نه! شما از ما خدا رو نتیجه بگیرید، بوسیله ی رفتار ما مثل ما رفتار کنید و خدا رو نتیجه بگیرید".‌

خداوند کلاسی برای ملائکه گذاشت با عنوان کلاس« خلیفه ی خدا، خلیفه ی رب». ملائکه این کلاس رو نمیفهمیدند، مطرح کردند که:« نحَنُ نُسَبِّحُ بحِمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ» ما که اهل تسبیح هستیم و خداوند فرمود که:« نه! یک چیزهایی هست که شما نمیدونید». بعد که یک کم جلوتر رفت ملائکه در کلاس توحید، در کلاسی بالاتر از توحید قرار گرفتند و بخاطر رفتارشون در اون کلاس توفیق پیدا کردند لذا خداوند نقل میکنه که ملائکه گفتند« قَالُواْ سُبْحَانَكَ». یعنی در اون کلاس توحید یک قدم ارتفاع پیدا کردند، موفق شدند. فرض کنید کلاس اول توحید بودند و خداوند اونها رو وارد کلاس دوم کرد.‌

چگونه؟ با قرار دادن« خلیفة رب» و مواجه شدن ملائکه با خلیفه ی رب ملائکه وارد کلاس دوم توحید شدند.‌

تمام درجات کلاس توحید در بیوت خداست؛ کسی که وارد این بیوت نشده‌ باشد مدام در کلاس اول توحید درجا می‌زند.

تمام درجات کلاس توحید خدا در« بیوت» هست. شما اگر میخواهید که تحصیلات عالیه ی توحید رو داشته باشید باید برید« فِی بُیُوت».‌

اگر یک کسی نره در بیوت آیا تحصیل کرده نیست؟ بله تحصیل کرده هست ولی کلاس اول هست. ببینید اگر کسی کلاس اول ابتدایی رو تحصیل کرده باشه و اگر ازش بپرسی که:" تحصیل کرده هستی"؟ میگه بله. میپرسی کلاس چندم؟ میگه کلاس اول ولی خب تحصیل کرده هست. یعنی چی؟ یعنی در مسیر توحید هست ولی در کلاس اول و مدام داره به این کلاس اول میپردازه، بالا و پائینش میکنه و از جنبه های مختلف به درس های کلاس اول ابتدایی میپردازه ولی همچنان کلاس اول هست( مثال عرض میکنیم ها!) اگر بخواد که در درجات کلاس توحید جلو بره باید کجا بره؟ باید بره« فِی بُیُوتٍ».‌

برای ارتفاع گرفتن در درجات توحید باید با اهل بیت ع و رفتارهای ایشان مواجه شد و خدا را نتیجه گرفت.

اگر کسی میخواد در توحید ارتفاع پیدا کنه و در کلاس های عالیه ی توحید شرکت کنه و إن شاء الله به محبت خدا سرافراز باشه و قبول بشه باید بره و با امیرالمومنین (علیه السلام) مواجه بشه، بره با ایشون مواجه بشه و مُوَحِّد باشه، بره با ایشون مواجه بشه. نه اینکه همون موحدی که قبلا بود بمونه بلکه درجه ی توحیدش رو ارتفاع بده.‌

بله پس خداوند در آیه36 سوره نور وقتی که میفرماید« يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاَصَال» یعنی کلاس توحید.یعنی نظام آموزش، نظام توحید و درجات توحید در بیوت خدا.‌

یک کسی بیرون از بیوت هست و مثلا به او محبتهایی هم میشه و نعماتی هم به او رسیده و میگه خدا روشکر، خدا خیلی به ما محبت کرده. یک کسی هم در کنار امیرالمومنین علیه السلام هست و میبینه نور امیرالمومنین علیه السلام، وجود امیرالمومنین علیه السلام، همه چیز او رو داره حل میکنه، او رو ارتفاع میده، در نماز او حضور داره، در قلب او حضور داره. اگر این آدم که در کنار امیرالمومنین هست، اینجا به سوی خدا توجه کنه و حرکت کنه توحید این آدم بیشتر هست نسبت به اون آدمی که هیچ چیزی رو ندید و حس نکرد( بیرون بیت هست).‌

اگر کسی در حرم امام رضا علیه السلام بره و خدا رو نتیجه بگیره موحد تر هست نسبت به کسی که در بیابانی باشه و خدا رو نتیجه بگیره( بیابان رو مثال عرض میکنیم).‌

مثال عرض کنیم؛ مثلا فرض کنید که یک کسی بره و از نزدیک با اسماء خدا مواجه بشه، با اشیائی مواجه بشه که این اشیاء اسماء خدا هستند ولی اگر در عین اینکه با اسماء خدا مواجه هست، خدا رو نتیجه بگیره توحید این فرد بیشتر هست نسبت به فردی که اصلا در یک بیابانی هست و چشمانش هم از یک متر جلوترش رو بیشتر نمیبینه و هیچ چیزی متوجه نیست و حالا مثلا طعامی به او رسیده و او میخوره و حتی نمیدونه که طعام چه جوری به او رسید و مثلا در این حد موحد هست. توحید اون فرد اول بالاتر هست. اون فرد اول تخصصی وارد بحث توحید شده، حتی با جزئیّات آشنا میشه، حتی با واسطه ها آشنا میشه. حتی با اینکه خداوند چگونه این رفتار رو انجام میده آشنا میشه.‌

شیعیان ورودی تخصصی به بحث توحید دارند چرا که با جزئیات، مسیرهای عطای خداوندی، رفتارهای مختلف خداوند، با واسطه‌ها و با خلیفه‌ی خدا آشنا هستنند.

ببینید شیعیان به نوعی میشه مطرح کرد که تخصصی وارد بحث توحید می‌شند، با جزئیات آشنا می‌شند، با مسیرهای عطای خداوندی آشنا می‌شند، با رفتارهای مختلف خداوند آشنا می‌شند، با واسطه‌ها آشنا می‌شند، با خلیفه‌ی خدا آشنا می‌شند. ‌

ببنید ملائکه یک کلاس خواستند ارتفاع پیدا کنند در توحید و رشد کنند بایستی با خلیفه آشنا می‌شدند، با خلیفه‌ی رب. تازه اون هم خلیفه‌ی رب که آدم (علیه السلام) بود. شیعیان در کلاس توحید با خلیفه‌ی الله آشنا می‌شند، با رفتارهای اونها آشنا می‌شند، توی این فضا اهل تسبیح باقی می‌مونند. توحید اینها خیلی ارتفاع داره، خیلی قیمت داره. ‌

ببینید به استناد همون آیات مربوط به ماجرای آدم(علیه السلام) خداوند یکی از برنامه‌هایی که اونجا داره اینه که توحید ملائکه اونجا ارتقاء پیدا کنه، چگون ارتقاء میده؟ با بحث خلیفه‌ی رب. خب این یه استدلال هست در قبال کسانی که گاهی مطرح می‌کنند که شما شیعیان که اهل بیت (علیهم السلام) را بهشون اعتقاد دارید و باورشون دارید که اونها خلفای الله هستند شما مشرک هستید، نه اتفاقا در کلاسهای بالای توحید هستیم، چون این رفتار را خود خداوند برای ملائکه انجام داده. ‌

رفتار شیعه در قبال امام ع عین توحید است؛ ملائکه با سجده بر خلیفه رب درجات توحید خود را ارتقاء دادند و شیعه نیز با سجده(تسلیم شدن) در قبال امام ع واجد درجات عالی‌تری از توحید می‌شوند.

این که ما باور داریم که امیرالمومنین (علیه السلام) خلیفه الله هست و سعی میکنیم که به این باور بپردازیم و رفتار خیلفه اللهی ایشون را ببینیم و در قبالش رفتار انجام بدی همان گونه که ملائکه در قبال خیلفه‌ی رب رفتار انجام دادند و در قبالش سجده کنیم، تسلیم بشیم، سجده کنیم، سجده البته منظورم سجده‌ی ظاهری و مثل سجده‌های در نماز نیست، بحث تسلیم هست. این رفتار عین توحید هست. ‌

ملائکه خدا را سجده می‌کردند یانه؟ بله قبل از ماجرای آدم( علیه السلام) خدا را سجده می‌کردند، از جنبه‌ی توحید عرض می‌کنم، خداوند یکی از برنامه‌هایی که در این ماجرا داره اینه که توحید اینها را یک پله ارتقاء بده، خلیفه‌ی رب قرار می‌ده. اینها موحد می‌شند به خلیفه‌ی رب و سجده می‌کنند به امر خدا به خلیفه‌ی رب. این سجده با سجده‌های قبلیشون فرق داره، ارتفاعش فرق داره، قیمت این رفتار با سجده‌های قبلی فرق داره. تو سجده‌های قبلی ابلیس می‌تونست سجده کنه، توی این سجده نمیتونه سجده کنه، ببینید قیمت این دو تا رفتار با هم فرق دارند، این رفتار را بعضیها که ناخالص هستند اصلا نمی‌تونند وارد بشند، توفیق این رفتار را پیدا نمی‌کنند، حالا این رفتار را شما ارتفاع بدید قدم به قدم، قدم به قدم در قبال خلیفه‌ی الله، شما در قبال خلیفه‌ی الله تسلیم می‌شی، به انقیاد کشیده می‌شی، به سجده کشیده می‌شی. این عین توحید هست. این رفتار نه‌تنها عین توحید هست بلکه از ارتفاعات توحید هست.‌

غیر شیعیان اگر به توحید بپردازند هنوز در کلاس ماقبل تاریخ ملائکه هستند. البته ملائکه، هزاران سال است وارد کلاسهای بالاتری شده‌اند.

بعضیها که وارد این مسیر نشدند(مثال عرض می‌کنیم) در کلاس بیست هزار سال پیش ملائکه هستند، ملائکه هم دیگه از اون کلاس در اومدند دیگه، ملائکه هم در اون کلاس ارتفاع پیدا کردند، ارتقاع پیدا کردند، رفتند تو کلاس بعدی. ‌

اونهایی که در تشیع نیستند در کلاس ما قبل تاریخ ملائکه هستند، البته اگر هنر کنند اونجا هستند. ‌

پس یک شیعه چرا به امام( علیه السلام) می‌پردازه؟ از یک جهت این یعنی او به درجات بالاتره توحید می‌پردازه، او به ارتفاعات بالاتر توحید می‌پردازه. چرا اصرار داره که بره در بیوت خدا؟ بره در بیوت اهل بیت( علیهم السلام)؟ چون می‌خواهد در توحید ارتفاع پیدا کنه، در کلاس توحید ارتقاع پیدا کنه. ‌

به استناد ماجرای آدم ع، کسانی که در مورد اهل بیت ع تسلیم نبودند یا در کلاسهای ابتدایی توحید قرار گرفتند و یا اینکه مانند ابلیس در کلاس توحید مردود شدند.

به استناد ماجرا آدم( علیه السلام) اونهایی که در قبال آدم(علیه السلام) رفتار درست نشون نمی‌دند،( اصلیترین رفتاری که باید نشون بدند ماجرای سجده) کیا هستند؟ یا کسانی هستند که به این سطح از توحید وارد نشدند، یعنی هنوز وارد این کلاس نشدند، مثل ملائکه‌ی قبل از این ماجرا، یا کسانی هستند که در این کلاس از توحید رد شدند، مردود شدند، مثل ابلیس. کسانی که نسبت به اهل بیت( علیهم السلام) رفتار تسلیم و انقیاد نشون ندادند، کسانی که نسبت به امیرالمومنین (علیه السلام) تسلیم نشدند کسانی هستند که یا در کلاسهای ابتدایی خودشون باقی موندند و یا کسانی هستند که رد شدند، مردود هستنددر کلاس توحید. ‌

صلواتی بفرستیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم‌

هدیه به پیشگاه امیرالمومنین (علیه السلام) صلواتی بفرستیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم‌

بله این بحث می‌تونه یه بحث قرآنی مفصلی باشه در مورد توحید و رفتاری که برخی از فرق در اسلام دارند و گاهی برخی‌هاشون شیعیان را متهم می‌کنند به عدم توحید و اگه این بحث خوب بهش پرداخته بشه معلوم می‌شه که نه اگر قرآنی نگاه بکنیم نه تنها این موضوع هست که شیعیان توحید ندارند بلکه در کلاسها بالاتره توحید هستند و دیگران یا در کلاس اول توحید هستند و یا مردود هستند. ‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است