قرآن تبیانی برای مفاهیم اساسی موجود در وجود افراد از جمله مفهوم عقل و قلب
مطرح هست که قرآن« تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ » هست، برای هر شیئی بیان داره، هر شیئی رو بیان میکنه، تبیان میکنه. یک جهتِ میزان و معیار سنجش بودن قرآن این هست که قرآن با دوربین تبیان میآد سراغ شما و سراغ هر شیئ دیگری و او رو بیان میکنه. بر چه اساسی او رو بیان میکنه؟ بر اساس شاخص ها، بر اساس مفاهیمی که در او وجود داره، در سرزمین قرآن وجود داره. با دوربین تبیان میآد سراغ شما و مفهوم عقلانیت رو در شما بیان میکنه، روشن میکنه، با دوربین تبیان به سراغ شما میآد که مفهوم قلب رو در شما پیدا کنه. شخصیت و ابعاد وجود ما، جزء جزء وجود مون مصداقی یا مصادیقی از برخی مفاهیم و معانی هستند که در قرآن وجود داره، اون معانی و مفاهیم میتوانند مرتفع باشند و میتوانند پائین باشند، قرآن با دوربین تبیان به سراغ انسانها میآد و پیدا میکنه که این انسان مصداق یا مصادیق کدام یک از مفاهیم هست؟ چقدر اون مفهوم در این انسان مصداق پیدا کرده است؟ میآد سراغ انسانها که پیدا کنه چقدر مفهوم قلب در انسانها پیدا شده و مصداق پیدا کرده است.
داشتن سمع و بصر و قلب و امثال آن مهم نیست بلکه اینکه قرآن چه تبیینی از آنها دارد اهمیت دارد
دوربین تبیان قرآن وقتی به سراغ یک انسان میاد( مثال عرض میکنیم ) مثلا یک قلب میبینه، یک قلب صنوبری که در جسم این انسان وجود داره، میگه خب ایشون یک قلب داره. همینطور هست؟ خب در زندگی ما این باید برای ما مهم باشه. درسته؟ خودمون رو با معیار تبیان بودن قرآن بسنجیم، چند تا مقوله ی مهم، چند تا مفهوم مهم که میشناسیم و در قرآن مطرح هست رو ببینیم، بعد بسنجیم اگر قرآن از نگاه این مفهوم بخواد ما رو تبیان کنه چه چیزی دیده میشه؟ بخاطر مفهوم قلب، بخاطرمفهوم سمع، بخاطر مفهوم بصر اگر بخواد ما رو تبیان کنه چه چیزی دیده میشه؟ اگر ما رو شرح بده چه چیزی رو شرح میده؟ بصر داشتن مهم نیست، سمع داشتن مهم نیست، قلب داشتن مهم نیست، شرح اونها مهم هست، چه کسی باید شرح بده؟ تبیان مهم هست، چه کسی باید تبیان رو بگه؟« قرآن ». آقا من قلب دارم، سمع دارم، بصر دارم. خب داری، اون رو بیان کن که ببینیم چی هست؟ چه کسی باید بیان کنه؟ « قرآن ». وقتی قرآن قلب افرادی رو بیان میکنه میفرماید«خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ » قلب اونها خاتمه پیداکرده،« في قُلُوبِهِمْ مَرَض »،«في قُلُوبِهِمْ زَيْغ » قلب برخی رو بیان میکنه و میفرماید« قلب سلیم ». بصر برخی رو بیان میکنه و میفرماید«َ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ » بر بصر اونها غشاوۀ هست. بصر برخی رو که بیان میکنه میفرماید که برخی«يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ » هستند، وقتی با تبیان قرآنی نگاه میشه اینطور هست، هر دو بصر دارند، یکی بر بصرش« غشاوۀ » هست و دیگری«يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ » تبیان قرآن مهم هست.
در ماجراهای مختلف به دنبال پیدا نمودن تبیین قرآن از آن ماجرا باشیم
در ماجراهای مختلف وارد میشیم، در داستان های مختلف، در زندگی در یک سفر زیارتی« تبیان قرآن از ما چه هست؟ » این برای ما مهم باشه. خداوند به کسانی توفیق میده و تشریف میبرند سفر اربعین، خب تشریف بردی و برگشتی، تبیان قرآن از شما چه چیزی هست؟ میفرماید« تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ » پس برای شما در سفر اربعین تبیانی هست، تبیان قرآن از شما چی هست؟
به امید اینکه تبیین قرآن از سفر اربعین ما، قلبی جدید در وجود ما باشد
آیا تبیان قرآن این خواهد بود که:" در سفر اربعین برای شما قلبی جدید در ماجرای امام حسین علیه السلام ایجاد شد ". آیا دوربین قرآن این مقوله رو ثبت خواهد کرد؟ شما وقتی وارد یک مقوله، یک ماجرا، یک کاری میشی این برات مهم باشه که یک دوربینی که متعلق به قران هست داره ثبت میکنه، از شما الآن چی ثبت میکنه؟ در این ماجرا چه چیزی ثبت میکنه؟ إن شاء الله که بهترین وعالیترین تبیان ها از ما، توسط قرآن انجام بشه و وقتی با میزان قرآن سنجیده میشیم سنگینی خوبی داشته باشیم، جزء افراد« خَفَّتْ مَوازينُه » نباشیم، جزء افراد« ثَقُلَتْ مَوازينُهُ » باشیم.
قرآن ثقل است فلذا فقط چیزی را که متصل به ثقلین باشد توسط وجه تبیان بودن خود ثبت مینماید
دوربین قرآن هرچیزی رو نمیگیره، به هر چیزی توجه نمیکنه، قرآن خودش« ثقل » هست لذا « ثقل ها » رو میگیره یعنی آنچیز که یک سرش به خود قرآن وصل هست، یا یک سرش به اهل بیت علیهم السلام وصل هست رو میگیره، به« ثَقَلَین » وصل باشه رو میگیره، اون رو میگیره و میآره در کفه ی ترازوی شما قرار میده و شما جزء« ثَقُلَتْ مَوازينُهُ » میشی. اینجا معنا کنیم« حَاسِبُوا قَبلَ أن تُحَاسِبُوا » فلانی! به خودت رسیدگی کن، به حساب و کتاب خودت برس، الان برس دیگه، قرآن در دسترس شما هست و همینقدر که آشنا هستی فقط توجه کن، دوربین قران به روی تو تمرکز داره و تو را بیان خواهد کرد، همه در دل قران بیان خواهند شد، کسی از دل قرآن نمیتونه فرار کنه، کسی از دوربین قرآن نمیتونه فرار کنه، در قیامت همه با دوربین قران سنجیده میشوند، کسی از دوربین قرآن نمیتونه فرار کنه.« تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ »، یک جهت معنا و بروز اصلی این معنا در قیامت هست. قرآنی که همه چیز رو بیان میکنه، همه ی اشیاء بیان خواهند شد، بوسیله ی دوربین قرآن نمایش داده خواهند شد. ما این رو در دنیا تمرین کنیم. حداقل در موضوعات مهم زندگی مون تمرین کنیم، آیا من در جزئیات زندگی نمیتونم، گفته میشه باشه بر فرض این رو قبول کردیم، در مقولات مهم زندگی مون تمرین کنیم. شما میفرمایی سفر اربعین برای من خیلی مهم هست، برای این سفر برنامه ریزی میکنی و فکر میکنی مقوله ی مهمی هست و میخواهی به اون بپردازی. خب در این مقوله ی مهم تبیان قرآن رو تمرین کن، دنبال کن. در جزئیات رفتارهای زندگی ات نمیتونی؟ باشه، در چند تا مقوله ی مهم زندگی این موضوع رو تمرین کن، توجه داشته باش. خداوند توفیق بده که ما بهترین بیان رو از قرآن پیدا بکنیم، بوسیله ی قرآن پیدا بکنیم، یعنی قرآن بهترین بیان رو از ما داشته باشه، بهترین تبیان رو از ما داشته باشه.