ضعف در علم الاسماء، ایراد ما در عدم فهم برخی از ماجراهای امام حسین ع مانند نحوه شهادت ایشان
در مباحث مربوط به امام حسین علیه السلام بعضی از موضوعات رو ما خوب درک نمی کنیم مثلاً اونجایی که امام حسین علیه السلام می فرماید که مشیت خدا بر این هست که من کشته بشم من دیدم رسول الله رو یا در رویا دیدم رسول الله رو که به من گفت مشیّت خدا این هست که تو کشته بشی ما منطق این بحث رو متوجه نمیشیم، خب چرا؟ یا سالها قبل مشیت خداوند این بوده انبیاء و رسل علیهم السلام با این موضوع مواجه شدند امام حسین علیه السلام به این شکل به شهادت برسه خب چرا باید اینطور بشه؟ اینجا پاسخ چی هست؟ شما یک ضعف علم دارید ما یک ضعف علم داریم منطقی هست دیگه، خب میگی منطقی هست ما متوجه نمیشیم یعنی علم مون کم هست ولی سوال اینجاست چه علمی مون کم هست، در چه زمینه ای بحث علمی مون نقص داره، پاسخش طبق آیات مربوط به آدم علیه السلام در سوره ی بقره بحث علمُ الاسماء هست ضعف علمُ الاسماء هست، بله علمُ الاسماء خیلی مهم هست
در آیه قبل از ماجرای آدم ع در سوره بقره مطرح است که همه آنچه در زمین است برای انسانهاست و همچنین به تبع آن اینکه خدا آسمان را به هفت آسمان تبدیل نمود نیز برای انسان است و این دو موضوع ذیل علم خداست
یه آیه قبل تر از ماجرای آدم علیه السلام شروع بحث آدم علیه السلام در آیه ی بیست و نه سوره ی بقره خداوند می فرماید که بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ اینکه در ارض همه چیز ما فِي الأَرْضِ جَمِيعًا همه ی آن چیزی که در زمین هست برای انسانها خلق شده کی بوده؟ بخاطر انسانها خلق شده کی بوده؟ موقعی که هفت آسمان نبودند از زمانی که هفت آسمان نبودند فقط یک آسمان بود از اون زمان هر آن چیز که در زمین بود برای انسان خلق شده بود بخاطر انسان و به جهت انسان خلق شده بود قبل از تبدیل آسمان به هفت آسمان موقعی که هفت آسمانی نبود هر آن چیزی که در زمین بود برای انسان برای بشریت شکل گرفت، ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء خداوند سپس به سماء پرداخت و سماء رو آسمان رو به هفت آسمان تفکیک کرد وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ و خداوند به هر شیئی عالم هست این بحث علیم بودن خداوند در چه فضایی مطرح هست؟ برای دو موضوع : یک- خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا و دوم- هفت آسمان، خداوند به یه دلیل هفت آسمان قرار داده ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ ذیل چه بحثی هست در ادامه ی چه بحثی هست؟ در ادامه ی خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا شما در بحث اینکه ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ می فرمایید چرا؟ می فرمایید لَکُم ، چرا این داستان اتفاق افتاد؟ در ادامه ی بحث خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا خداوند برای شما هر آن چیزی که در زمین بود رو برای شما خلق کرد در ادامه ثُمَّ یعنی در ادامه درسته... ثُمَّ ادامه آسمان رو به هفت آسمان تبدیل کرد، آسمان به هفت آسمان چه زمانی انجام شد؟ بعد از اینکه هر آن چیز که در زمین بود برای بشریت قرار داده شد، پس متأثر از این بحث هست اینکه آسمان بشه هفت آسمان متأثر از این هست که در زمین هرآن چیزی که در زمین هست برای بشریت خلق بشه برای بشریت گذاشته بشه، چه دلیل داره که خداوند بفرماید که من اول به لحاظ ترتیب اول هر آن چیز که در زمین هست رو برای بشر خلق کردم سپس آسمان رو به هفت آسمان تبدیل کردم، خدایا نمیشد شما قبلش هفت آسمان رو بیافرینی آسمان رو به هفت آسمان تبدیل کنی و سپس هر آن چیه که در زمین هست رو برای بشر بیافرینی؟ چه ایرادی داشت، یعنی این آیه اینطور نیست که من هفت آسمان رو آفریدم سپس آن چیز که در زمین بود رو برای بشر خلق کردم، این حالا جای بحث داره که چطور چه ارتباطی داره چرا باید قبل از اینکه آسمان به هفت آسمان تبدیل بشه هر آن چیز که در زمین هست برای بشر خلق بشه، حالا اینکه کلاً در زمان این داستانها بشر وجود نداشته یک بحث هست ما الان دنبال این بحث نیستیم دنبال این هستیم این ترتیب چرا، اینجا یکی از سوالاتی که الان مطرح می کنیم این هست که این ترتیب چرا این یه بحث و اون بحث اصلی که الان در این آیه دنبالش هستیم این هست که چرا خداوند می فرماید وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ خدا به هر چیزی عالم هست چرا نفرمود وَ هو بِكُلِّ شَيْءٍ قدیر ، خدا به هر چیزی قادر هست،
اینکه علیم بودن خدا در انتهای آیه 29 مطرح شده وقتی روشن میشود که به ترتیب موضوعات مطرح در آیه 29 توجه شود، ابتدا قرار دادن هر چه در روی زمین است برای انسان و سپس ایجاد هفت آسمان
یه جهت وقتی انسان به اون ابتدای آیه نگاه می کنه شاید براش این منطقی باشه که خداوند بفرماید وَ هو بِكُلِّ شَيْءٍ قدیر ولی خداوند فرمود وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ وقتی این بحث وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ برای انسان بیشتر جا میافته که به همین صدر همین آیه توجه کنی یکی از موضوعاتش همین ترتیب هست همین بحث ترتیب چرا اول فرموده خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا سپس تبدیل آسمان به هفت آسمان، وقتی این سوال برای آدم پر رنگ میشه اون موقع اون جایگاه پبدا می کنه که وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ یعنی اینکه خداوند عالمانه این کار رو کرده، کدوم کار؟ اینکه خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا اول و سپس تبدیل آسمان به هفت آسمان عالمانه انجام شده از سر علم خداست یکی این بحث، اینکه خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا خود این هم عالمانه انجام شده از سر علم خداست اینکه فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ از سر علم خداست خداوند در آیه ی بیست و نه مبنای دو بحث اینکه هر آن چه در زمین هست برای بشر خلق شد و اینکه آسمان به هفت آسمان تفکیک شد رو بحث علم بحث علیم بودن خودش قرار میده که خدا کسی هست که به همه ی اشیاء به هر شیئی علم داره بسیار هم علم داره،
در انتهای آیه 29 بحث علیم بودن خدا مطرح است یعنی اینکه خداوند به همه آنچه در زمین و آسمانهاست علم دارد و البته آنها را برای انسان قرار داده و انسان نیز برای بهره بردن از آنها باید به سراغ همان علم خداوندی برود
پس مبنا و مدخل به بحث خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا علم خداست، هر آن چه در زمین هست برای بشر باشه این مبناش علم خداست مدخل این بحث علم خداست، شما ممکنه بفرمایی منطقی هم هست شما بخوای هر آن چیز که در زمین هست رو برای خودت استفاده کنی بدون علم نمیشه الان علم هست که کمک میکنه شما اشیاء رو به خدمت بگیری، خداوند می فرماید که او کسی هست که هر آنچه در زمین هست رو برای شما خلق کرد سپس آسمان رو به هفت آسمان تبدیل کرد و او به هر شیئی علیم هست تا اون قبل از قسمت وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ شما تا اینجا که برسی میگی بفرمایید شما برات سوال پیش میاد می فرمایی که خدایا شما همه چیز رو برای من خلق کردی؟ برای ما خلق کردی؟ کو؟ چجوری؟ اصلا چجوری ما، برای ما هست الان باید چی کار کنیم؟ الان برای شما این سوال پیش میاد اگر هر آن چیز که در زمین هست برای ما هست خب ما الان باید چی کار کنیم؟ چجوریی این برای ما هست؟ چجوری ما باید استفاده ببریم؟ چجوری ما باید بهره ببریم ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ هفت آسمان قرار دادی برای چی؟ از هر آن چیز که در زمین هست ما چجوری بهره ببریم و از هر آن چیز که ما در زمین هست بهره ببریم و به هفت آسمان بپردازیم؟! به هفت آسمان ارتباط پیدا کنیم؟! آیا خداوند در انتهای آیه مسیر رو مطرح می کنه؟ می فرماید وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ خداست که به هر چیزی بسیار علم داره ضمن اینکه در اینجا مطرح میشه که این موضوعات بر مبنای علم خداوند انجام شده شما هم باید بری سراغ علم یعنی بهره مندی شما از مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا و بهره مندی شما از بحث سماوات، هفت آسمان به علم مربوط هست اون هم این بحث علم؟ علمی که خداوند به خودش نسبت میده، این چه علمی هست
آیا بحث قرار دادن آنچه در زمین است برای انسان و هفت آسمان قرار دادن و علم خدا سه گام یک ماجراست؟
آیا اینجا سه گام مطرح هست ببینید از نظر ارتفاع ببینید زمین، خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا زمین، هفت آسمان، علم خدا، این علم به چی هست؟ آیا آسمان نبود یا آسمانها نبودند؟ یعنی خدا از یه زمانی بحث رو به سمت بشر شروع کرد آیه ی بیست و نه جهت گیری در خلقت و در نظام آسمان به سمت بشر هست والا قبلاً زمین هم بوده خداوند نفرمود که هو الَّذِي خلقَ الأَرْض، هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ پس زمین بود بسیاری از چیزها هم در زمین بود خداوند می فرماید که ما آن چیزهایی که در زمین بود رو به سمت شما جهت دادیم برای شما ترتیب دادیم و در این راستا به آسمان پرداختیم و آسمان رو هم هفت طبقه آسمان کردیم پس هفت آسمان هم به سمت بشر هست، آسمان بود هفت آسمان به سمت ماجرای بشر، بالا سر موضوع چی هست؟ علم خدا، و بالا سر موضوع علم خدا هست، خب این رو داشته باشید
در آیه 30 بحث جعل خلیفه است یعنی همان کسی که آنچه در زمین و آسمانهاست برای اوست و در انتهای آیه خداوند از علم خود صحبت میکند همان علمی که در انتهای آیه 29 مطرح شده بود
خب پس داستانی رو خداوند شروع کرده قبل از خلقت بشر در فضای آسمان و زمین و اون جهت دادن هر چیز که در زمین هست و نظام دادن به آسمان در جهت بشر بخاطر بشر، این رو ذیل علم دنبال کرده یعنی بخاطر بحث علم این داستان رو دنبال کرده، در ادامه وارد بحث ماجرای ملائکه میشه ماجرای بحث جعل خلیفه در ادامه بحث جعل خلیفه مطرح هست ملائکه به ماجرا اعتراض می کنند به موضوعی با عنوان فساد و خونریزی اعتراض می کنند خداوند در پاسخ می فرماید که إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ من یه علمی دارم شما ندارید بحث خلیفه إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً به کی برمیگرده؟ مصداقش کی هست؟ مصداقش بشر، این إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً اولین بشر هست مصداق شروع ماجرا بشر هست، یعنی کی؟ یعنی خَلَقَ لَكُم یعنی اون لَكُم خَلَقَ لَكُم، یعنی این داستان بعد از اون داستان هست بعد از خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا و در همون راستا، بالا سر اون موضوع چی بود؟ اون داستان خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا و هفت آسمان بر چه اساسی دنبال شد؟ تحت چه موضوعی دنبال شد؟ بحث علم خدا ، خداوند در آیه ی بعد خطاب به ملائکه می فرماید که إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ من علمی دارم که شما ندارید، من علمی دارم که شما به اون علم ندارید این علم در کدوم راستای علم هست؟ شما می فرمایی وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ این علم ذیل اون علم هست یعنی سرچشمه ی این علم همون داستان علم هست وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ همون علمی که بالا سر تغییر زمین و تفکیک آسمان به هفت آسمان بود برای بشر همون علم بالا سر جعل خلیفه هست، إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ کدوم علم؟ شما می فرمایی که همون وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ همونی که بالا سر خلقت هر آن چیز که در زمنی بود و تفکیک آسمان به هفت آسمان برای بشر، همون داستان هست همون راستا هست،
در آیه بعد که بحث اعطای علم الاسماء به آدم ع مطرح است نیز مرتبط به دو فراز علم مربوط به خداست که در آیات قبل مطرح شده است فلذا آن علمی که خداوند به ملائکه میفرماید من آن را دارم و شما ندارید و یا آن علمی که بالا سر ماجرای قرار داده شدن آنچه در زمین است برای انسانها همگی مرتبط به علم الاسماء میباشد
در ادامه می فرماید وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا کدوم علم؟ وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء این علم اسماء که به آدم داده شد این کدوم بحث علم هست؟ شما می فرمایید همون إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ همون در راستای بحث إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ همون علمی که خداوند فرمود من ان علم رو دارم شمای ملائکه ندارید اون رو دادم دست آدم، اون رو دادم به آدم، اون رو به آدم تعلیم دادم، چه جالب، پس علم اسماء آدم علم اسماء همون علمی هست که ملائکه نداشتند ملائکه ای که در نظام گذشته ی زمین و آسمان زندگی می کردند خداوند بر اساس علم علمی که ملائکه ندارند نظام جدیدی در هر آنچه در زمین و آسمان هست ایجاد کرد برای بشر، این علم رو ملائکه نداشتند خداوند این علم رو به آدم داد به آدم به عنوان خلیفه، پس شما الان می فرمایی که احتمالاً اون علمی که بالا سر ماجرا بود که هر چیز که در زمین هست رو به سمت بشر قرار بده و هفت آسمان قرار بده به سمت بشر اون علم علمُ الاسماء بود یعنی علمُ الاسماء ذیل این علم هست شاخه ای از این علم هست، اینکه خداوند فرمود هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا خداوند این رو به این جهت قرار داد شما وقتی از این جهت بهره مند میشی و شما وقتی از سَبْعَ سَمَاوَاتٍ بهره مند میشی که برسی سراغ علمُ الاسماء ، یه جهت استدلال دیگه اینکه در آیه ی سی و یک مطرح هست که وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا خداوند به آدم کل اسماء رو یاد داد می فرمایید ببخشید ماجرا چیه؟ اصلا برای چی یاد داد؟ میگیم دو تا بحث قبلش مطرح هست یه بحث بحث جعل خلیفه خلیفه قرار دادن آدم و اون مباحثه ای که بین ملائکه و خدا انجام شد که خداوند فرمود إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ من علمی دارم که شما ندارید علمش رو اینجا مطرح می کنه علم اسماء ، یه بحث هم خداوند با بشر مطرح کرده صدر آیه ی بالاتر و قبل آیه ی مباحثه ی با ملائکه خداوند با بشر مطرح کرده هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا این بحث رو مطرح کرده و در نهایت فرموده که وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ در آیه ی بیست و نه مخاطب کل بشر هستند و خطاب به کل بشر گفته میشه که وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ در آیه ی سی و یک می فرماید عَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا در آیه ی سی مباحثه با ملائکه هست به ملائکه می فرماید که إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ در پاسخ به اون ها عَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ، شما وقتی آیه ی بیست و نه رو می بینید هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا در نهایت می بینید که وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
به خاطر اینکه آدم ع مورد تعلیم همه اسماء قرار گرفت پس او علم به همه اشیاء روی ارض را نیز دارا شد
برای شما سوال پیش میاد خدایا ما چجوری می تونیم از این علم بهره مند بشیم از این علمی که به خلقت هر آن چیز که در زمین هست برای انسانها برای بشر مربوط بوده این علم چی بوده چطور بوده؟ اونجا پاسخ می گیرید وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا خداوند به آدم کل اسماء رو آموخت مصداق اصلی کسانی که خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا شدند کسانی بودند که مصداق تعلیم کل اسماء بودند اینکه خداوند می فرماید خَلَقَ لَكُم در آیه مطرح هست که خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا همه ی آن چیز که در زمین هست و به دنبال اون سَبْعَ سَمَاوَاتٍ به دنبال اون بحث سَبْعَ سَمَاوَاتٍ ، چه کسی از این بهره مند هست ؟ شما می فرمایی که این بحث رو باید ذیل علم خدا دنبال کرد و از اصلی ترین بحث های مربوط به علم خدا در این بحث علم اسماء هست خداوند این بحث رو این علم رو به خلیفه ی خودش داده، در اختیار خلیفه ی خدا هست، اینجاست که بخاطر این موضوع هست که شما ذیل بحث علم اسمائی که به آدم داده شد اون روایات رو می بینی اون بحث ها رو می بینی که این الأَسْمَاء كُلَّهَا اسماء همه ی اشیاء بر زمین هست، برای شما سوال بود برای چی اسماء همه ی اشیاء بر زمین؟ در برخی از روایات مطرح هست که این اسماء همه ی اشیاء خب چرا اسماء همه ی اشیاء ؟ این رو باید قرار بدید ذیل بحث خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا بخاطر اون جمیعاً ، بخاطر جمیع آن چیزی که در زمین هست در راستای این بحث علم اسماء همه ی اشیاء ،
در داستان آدم ع موضوع علم خداوند بالا سر کل ماجراست
بله در این آیات بحث علم و محور علم خداوندی مهم هست بالا سر داستان و این تغییرات تغییر در آن چیز که در زمین هست و تفکیک آسمان به هفت آسمان به جهت بشر، قرار دادن خلیفه، بحث ادامه ی این داستان اینها بحث علم پر رنگ هست بالا سر موضوع بحث علم هست، و جالبه خداوند این علم رو به ملائکه نمیده، خبر از اسماء به ملائکه داده میشه توسط عالم به اسماء ، ملائکه مطّلع میشند از اسماء ولی علم اسماء پیدا نمی کنند این بحث ادامه پیدا می کنه تادر آیه ی سی و سه خداوند به آدم علیه السلام می فرماید که به ملائکه انباء بده اسماء رو اسماء اونها رو، وقتی آدم به ملائکه انباء میده خداوند در ادامه ی این بحث می فرماید که أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ آیا من به شما نگفتم إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ من عالم به غیب آسمانها و زمین هستم خداوند کی گفته بود؟ شما میری یه کم بالا تر می فرماید که إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ من علمی دارم که شما ندارید اون بحث در چه فضایی مطرح هست در ادامه چه بحثی؟ وقتی که خداوند هر آن چیز که در زمین بود رو برای بشر خلق کرد و هفت آسمان، و آسمانها ایجاد کرد و آسمانها درست کرد بعد از اون خداوند به ملائکه گفت من علمی دارم شما ندارید شما میگید این علم مال کجاست؟ علمی فرای علمی مربوط به فضایی بالا تر، غیب تر نسبت به آسمانها و زمین لذا خداوند فرمود که من نگفتم به شما من عالم به غیب غیب آسمانها و زمین هستم شما عالم به غیب آسمانها و زمین نیستید شما خیلی علم داشته باشید در محدوده ی آسمانها و زمین، جنس علم تون جنس درون آسمانها و زمین هست جنس علم من جنس غیب آسمانها و زمین هست، بله در این چند آیات بحث علم خداوند پر رنگ هست و مهم هست.