ایمان، عمل صالح، تواصوا بالصبر و تواصوا بالحق، پیکرهای که در کنار همدیگر باعث خروج از خسرانند
بله در سوره ی عصر خداوند میفرماید که اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ الْعَصْرِ(1)إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ(2)إِلَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْاْ بِالصَّبرِْ(3) اینجا خداوند یه الگو معرفی میکنه انسانها در خسران هستید مگر یک ویژگی هایی در خودتون ایجاد بکنید مجموعه ی این ویژگی ها رو هم باید در شما باشه، ایمان، عمل صالح، تَوَاصَوْاْ بِالْحَقِّ ، تَوَاصَوْاْ بِالصَّبرِْ، فهم تک تک این ویژگی ها و بعد فهم جمع بندی این ویژگی ها کنار هم مهمه، جدا جدا این ویژگی های رو متوجه بشی کافی نیست این ویژگی ها در تعامل با هم چه نظامی برای انسان درست می کنند این مهمه، این چهار ویژگی کنار هم چه ویژگی ای برای انسان درست می کنند، یعنی این چهار ویژگی در اصل یک ویژگی هستند ویژگی ایمان، عمل صالح، تَوَاصَوْاْ بِالْحَقِّ ، تَوَاصَوْاْ بِالصَّبرِْ ، این ویژگی یه پیکره ویژگی میشن برای یک انسان، اگر این ویژگی ها رو داشت انسانی هست که در خسران نیست یعنی اگر انسان هایی این ویژگی ها رو ندارند در خسران هستند برای پیشرفت باید گام بردارند گام شون چیه؟ این چهار ویژگی کنار هم، این پیکره ویژگی کنار هم، باید در اونها قرار بگیره، خب برای این پیکره باید جزء جزء اینها رو باید آدم بشناسه، آقا ما جامعه ی مومنی هستیم، باشه در خسران هستید؛ ما جامعه ی صبوری هستیم، باشه در خسران هستید؛ من انسانِ بدنبالِ حقی هستم، باشه شما در خسران هستید؛ من انسان صبوری هستم، باشه شما در خسران هستید؛
سوره عصر، برنامه خروج از خسران
سوره ی عصر سوره ی خیلی مهمی هست برنامهی خروج از خسران، برنامه خروج از خسران چجوری هست؟ آیا ما باید این سوره رو بشناسیم؟ بله ما باید بشناسیم تا از خسران عبور کنیم، نه برنامه ی پیشرفت بعدش مسائل دیگری مطرح هست باید اونها رو بشناسیم ولی اگه ما بخوایم یک نظام معرفی کنیم برای پیشرفت یک نظام در قرآن معرفی کنیم در پیشرفت اولین پیکره در این نظام در سوره ی عصر مطرح هست که شما با این پیکره باید حرکت رو شروع کنی از خسران بیای بیرون،
سوره عصر برای خروج از خسران و سوره انسان برای رساندن به تعالی
ما با این مسئله مواجه هستیم با این معضل مواجهیم، گاهی در ایمان متوقف میشیم و تصورات مون اینکه ما انسان خیلی خوبی هستیم اون چیزی که باید اتفاق میافتاده اتفاق افتاده، در صورتی که اینطور نیست، چرا اینجوری فکر می کنیم؟ چون نگاه مون قرآنی نیست، نگاه مون نظامدار نیست، نگاه مون نظام قرآنی نداره بخاطر این در خودمون تصور می کنیم خب من که الحمدالله اهل ایمان هستم و چند تا موضوع رو هم رعایت میکنم پس من انسان خوبی هستم، سوره ی عصر گزینه ی خروج انسان ها از خسران هست نه البته تعالی انسان ها، نه البته حد غایَت انسان ها، یکی از نقاط غایت و تعالی انسان ها سوره ی انسان هست اونجا می فرماید حالا تو یِ انسان که اصلا ً اومدی در دایره ی این پیکره ی ایمان و عمل صالح و وصیت به حق و وصیت به صبر در این پیکره قرار گرفتی شما تازه بدون یه غایتی داری اینکه انسان مذکور بشی، باید به سمت انسان مذکور حرکت کنی، شناخت جزء جزء اینها مهمه،
سوره عصر تبیین کننده یک پیکره چهارضلعی که قواعد وجود انسان را از باتلاق خسران به بیرون میکشاند
وقتی اینجا می فرماید ایمان، یعنی چی؟ وقتی می فرماید عمل صالح، یعنی چی؟ واقعا ما اهل عمل صالح هستیم؟ خب این موضوع باید در جامعه پر رنگ بشه، ما مطرح می کنیم که دین غنی داریم برای پیشرفت انسان ها، عرض می کنیم باشه، گام اول پیشرفت انسان ها اینه که از ضرر و خسران بیان بیرون، شما می فرمایی بله گام اول اینه از خسارت بیان بیرون، میگیم بله خب شما در دین غنی تون مطلبی که در مورد خروج از خسران دارید چیه؟ یعنی از وضعیت بد ما فعلاً به یه وضعیت متعادل برسیم این گام اولی که در دین تون معرفی میکنه چی هست؟ شما میگی ایمان، عمل صالح، وصیت به حق، وصیت به صبر، میگیم خب اینها یعنی چی؟ شما عمل صالح انجام میدی یعنی چی؟ چی شما رو از خسران خارج میکنه؟ این پیکره ی چهار وجهی در کنار هم چی هست؟ چهار تا ستونه، شما یک خونه ای میخوای یک پایه ای می خوای که چهار تا ستون داره، چهار تا ستون در کنار هم و در اشتراک با هم معنا دارند، یکی شون نباشه میافته این پیکره، چهار تا ستون در کنار هم دارند چی می سازند؟ برای شما چه چیزی می سازند؟ چه چهار وجهی ای می سازند که شما بر اساس اون میتونی از خسران خارج بشی؟ ما میگیم دین غنی ای داریم آیا واقعاً می تونیم همین رو تبیین کنیم چی هست؟ یه برنامه ی عملی بگذاریم بگیم آقا اینها هست این چهار پایه ی شماست، مقر یه چهار پایه هست شما پات توی گل گیر کرده توی باتلاق گیر کردی اسمش خسران هست، یه چهار پایه می خوای بری بالاش وایستی میگی خب چهار پایه ام چیه؟ میگی این چهار وجهی، ایمان، عمل صالح، وصیت به حق، وصیت به صبر، این چهار وجهی این چهار پایه هست که پات رو بگذاری بری بالای این وایستی، شما تبیینی از این چهار پایه داری؟ چجوری باید بری بالای چی وایستی، یک چهار وجهی، یک چهار ضلعی، یک چهار پایه که قواعد انسان رو بالا ببره، مثل خانه ی کعبه که ابراهیم علیه السلام قواعد مِن البیت رو ارتفاع دارد اینجا ارتفاع اش از خسران به سرزمین غیر از خسران هست، بر اساس چهار قاعده در کنار هم شما از سرزمین خسران به سرزمین غیر خسران وارد میشی سرزمینی که دیگه خسران نیست حداقل از خسران بیرون میای دیگه انسان خسران یافته نیستی، انسان مَخسُور، هدف انسان ، انسان مذکور هست برخی قابل توجه انسان ها انسان مَخسُورند بجای انسان مذکور، انسانهایی هستند که در خسران هستند. ما ابتدا باید از خودمون سوال بپرسیم بعد از اینکه متوجه شدیم انسان باید به سمت انسان مذکور شدن حرکت کنه اول از خودمون سوال بپرسیم آقا انسان مَخسُور نیستی؟ این انسانی که در خسران هست نیستی؟ شما می فرمایی که اشاءالله نیستم، میگیم با انشاءالله نمیشه، هستی یا نیستی؟ میگی خب باید چی کار کنم؟ میگیم یه چهار پایه هست باید بری بالای اون وایستی، بالای این چهار پایه رفتی میگی چهار پایه اش چی هست؟ میگیم خب این چهار تا پایه رو داره اینجوریه، توصیفش اینه، میگی من اصلاً نمی شناسمش، پایه های جدا جداش بدرد نمیخوره اینها در کنار هم معنا دارند باید بشن یه چهار پایه، شما چهار تا پایه ی جدا جدا داشته باشی اینها به هم میخ و تخته نشده باشند شما نمی تونی بری بالاش وایستی، شما رو از باتلاق بیرون نمیاره، چیزی نیست که بری بالاش وایستی، هر کدوم از پایه هاش میافتند، باید در یک پیکره ی اینها بری بالاشون وایستی، تعامل این چهار ویژگی این چهار صفت که انسان بایستی انسان از خسران بیرون بیاد چیه؟ البته ما باید جدا جدا، تک تک اینها رو بشناسیم و پیکره شدن اینها رو بشناسیم، اینها در کنار هم میخ و تخته بشند و با همدیگه یه چهار پایه درست بکنند و ما بتونیم بالای اینها بایستیم یعنی پا مون رو برداریم از توی این باتلاق بکشیم بیرون بیایم بریم بر فراز این چهار پایه بایستیم از انسان مَخسُور بیرون بیایم