سه مرحله علوم قرآن: ارتباط با قرآن، ورود به قرآن و روش‌های برداشت از قرآن


سه مرحله علوم قرآن: ارتباط با قرآن، ورود به قرآن و روش‌های برداشت از قرآن

یکشنبه-28رجب1436-حکیم- جلسات تدبر قرآن‌

بسم الله الرحمن الرحیم توکلت علی الله‌

علوم قرآن به نوعی، روشهای پرداختن به قرآن است.

علوم قرآن چیست؟‌

علوم قرآن اصطلاحی که در این روزگار مطرح هست و دانشمندانی به این موضوع میپردازند چی هست؟‌

علوم قرآن به این خاطر ابداع و ایجاد شده که بتونن به قران بپردازند، یعنی به نوعی« روش های پرداختن به قرآن» هست.‌

سه موضوعی که در پرداختن به قرآن با آن مواجه هستیم عبارتست است از: ایجاد ارتباط با قرآن - ورود به عرصه‌ها‌ی قرآن - برداشت از قرآن.

ما در بحث پرداختن به قرآن با چه موضوعاتی مواجه هستیم؟ یک موضوع ارتباط با قرآن هست، باید بتونیم با قرآن ارتباط ایجاد کنیم. یک موضوع ورود به قران هست، باید بتونیم وارد به عرصه قرآن بشیم. یک موضوع دیگر برداشت از قرآن، بهره بردن از قران هست. حالا این دسته بندی رو مسامحتا عرض میکنیم، یعنی پس با سه دسته موضوع مواجه هستیم:‌

" ایجاد ارتباط با قرآن" و" ورود به عرصه ی قرآن" و" بهره برداری از قرآن، برداشت از قرآن".‌

برای هر سه ی این منظور در قران مطلب مطرح هست.‌

دیدن، شنیدن و خواندن در موضوع ارتباط با قرآن مطرح می‌باشد.

" ارتباط با قرآن چه جوری هست؟" با دیدن، با شنیدن، با خواندن. انها ارتباط با قران هست.‌

تقوا نسبت به قرآن و ایمانیات صحیح نسبت به آن، ذیل موضوع ورود به قرآن قرار دارند

" ورود به قرآن چه جوری هست؟" با موضوعات مختلف از جمله تقوا، نیاز به یک سری باور ها نسبت به قران مانند« لا ریب فیه».‌

از جمله ابزارهای برداشت از قرآن، تفکر، تعقل، تدبر و تفقه می‌باشد.

بعد از اینها برداشت، بهره برداری از قرآن هست. در بهره برداری از قرآن خداوند مقولات مختلفی مطرح میکنه بعنی ابزار های مختلفی مطرح هست نظیر« تفکر، تعقل، تدبر، تفقه».‌

پس سه گام به سوی بهره بردن از قران وجود داره:‌

یک- ارتباط به قرآن.‌

دو- ورود به عرصه های قرآنی.‌

سوم- بهره بردن از قرآن، برداشت کردن از قرآن.‌

کسی که این سه گام را درست بردارد می‌تواند از قرآن بهره مند شود در غیر اینصورت قرآن برای او مانند یک بیابان تاریک است.

این سه گام باید درست انجام بشه تا کسی که مثلا وارد عرصه های قرآنی شده و از روش تفکر استفاده میکنه بتونه از هدایت بهره مند بشه و إلا قرآن برای اون فرد یک سرزمین خشک هست مثل یک بیابان و نمیتونه چیزی برداشت کنه، هدایت مثل باران هست فرد باید درست وارد این سرزمین بشه تا باران بباره، تا بتونه از« نور» بهره مند بشه وإلا برای او تاریک هست، باید درست وارد این سرزمین بشه تا بتونه از ولایت بهره مند بشه وإلا نمیتونه حرکت بکنه.‌

هدف از رشته علوم قرآنی باید بهره‌مندی از هدایت و ولایت قرآن و بهره رساندن به دیگران باشد.

خب خوب هست که در بحث علوم قران به این مقولات پرداخته بشه البته این مقولات جای بسط داره، ممکنه شما بررسی کنید و یک گام به این سه گام اضافه بکنید، اشکالی نداره. این مطلبی که عرض میکنیم به نوعی پی ریزی این بحث هست، به نوعی فتح باب هست، قطعا نیاز به کامل شدن داره. خب خوبه که در علوم قرآن به این مباحث پرداخته بشه. اگر ما رشته دانشگاهی با عنوان علوم قرآن درست میکنیم این گام ها درونش دیده بشه، کسی که وارد عرصه ی علوم قرآنی شده چرا وارد شده؟ از گذر روزگار وارد این عرصه شده؟ خب بره بیرون، کسی که وارد عرصه ی علوم قرانی شده یعنی هدف نهایی او این هست که وارد عرصه های قرآنی بشه و بهره برداری و برداشت بکنه و هدایت برداشت بکنه، از ولایت های قران بهره مند بشه و به دیگران هم ثمره برسونه.‌

پس باید بتونیم بین این فرد و قرآن ارتباط ایجاد کنیم، بسیاری از افرادی که در علوم قرآن هستند بین اونها و بین قران ارتباطی وجود نداره، باید بتونن ارتباط درست ایجاد بکنند. بعد از ایجاد یک ارتباط درست بتونن در سرزمین قرآن وارد بشن، بعد بتونن با روش و ابزارهای صحیح برداشت کنند.‌

جایگاه زبان عربی با همه‌‌ی مشتقاتش به عنوان لسان قرآن و همینطور انس با قرآن، ذیل موضوع ارتباط با قرآن می‌باشد.

خب ببینید مثلا در این دسته بندی جایگاه" زبان عربی( لسان قرآن" کجاست؟ جایگاه لسان قران در ارتباط با قرآن هست.‌

جایگاهش در ارتباط با قران هست. پس عربی بعنوان لسان قرآن و با همه ی مشتقاتش در این عرصه، جایگاهش در ارتباط با قرآن هست.‌

آیا فقط با عربی ارتباط با قران ایجاد میشه؟ نه!بلکه با مجموعه ای از عوامل ارتباط با قرآن ایجاد میشه. ببینید مثلا بحث" انس با قرآن" این هم به نوعی زیر مجموعه ی ارتباط با قرآن هست.‌

مثال عرض میکنیم؛ یک کسی که میخواد با قرآن ارتباط برقرار کنه باید مثل یک شیر باشه، هم یال داشته باشه و إشکم داشته باشه. همه چیز داشته باشه" شیر بی یال و دم و إشکم که دید؟" کسی که فقط زبان عربی بلد باشه مثل یک یال هست، نه پا داره و نه دست داره.‌

«فَاسْتَمِعُوا لَهُ» در مرحله ارتباط با قرآن و «وَ أَنْصِتُوا» در مرحله ورود به قرآن می‌باشد.

باید گوش شنوا داشته باشه تا بتونه با قران ارتباط ایجاد کنه. ببینید« وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (204 الاعراف)»؛« فَاسْتَمِعُوا لَهُ» یعنی ارتباط ایجاد کنید« وَ أَنْصِتُوا» مرحله ی بعدی هست یعنی گام بردارید برای وارد شدن به قرآن.‌

در پرداختن به قرآن باید چهارچوب، نظام و روشی داشت که جایگاه همه مباحث در آن مشخص باشد.

ما باید برای پرداختن به قرآن چهارچوب داشته باشیم، یک نظام داشته باشیم، روشی که،نظامی که همه چیز جایگاهش معلوم هست، الان در علوم قرآن جایگاهشون در بحث های علوم قرآن معلوم نیست، از ابتدا شروع میکنند، تعدادی موضوع متفاوت رو با هم مطالعه میکنند، عربی مطالعه میکنند. به برخی از موضوعات جزئی میپردازن که جایگاهشون هم معلوم نیست" محکم و متشابه"،" ناسخ و منسوخ"وغیره. اینکه عرض میکنیم موضوعات جزئی نه اینکه بی اهمیت هست، نه! بسیار با اهمیت هست، جزئی یعنی جزئی از کل هستند، و شما کل رو نمیشناسید و اصلا نمیدونید جایگاه اینها کجاست؟" محکم و متشابه" میخونی،" ناسخ و منسوخ" میخونی، مثلا بحث" امثال در قرآن" میخونید و بحث های مختلف اینطوری رو میخونید. خب چرا اینها رو میخونید؟ جایگاه اینها کجاست؟‌

برای بهره بردن از قران باید سه گام را طی کرد: اول) آنطور که مد نظر قرآن است با قرآن اارتباط ایجاد کنیم؛ دوم) از مسیری که قرآن باز کرده وارد قرآن شویم؛ سوم) با ابزارهایی که قرآن توصیه کرده از قرآن بهره ببریم. در واقع مرحله اول و دوم مراحل عمومی پرداختن به قرآن هستند و دوره سوم، دوره تخصصی پرداختن به قرآن است.

بیاییم برای بهره بردن از قران سه گام طی کنیم؛‌

اول) با قرآن اونجوری که قرآن تعریف کرده ارتباط ایجاد کنیم.‌

دوم) بعد اونجوری که قرآن مسیر باز کرده به قرآن وارد بشیم.‌

سوم) و بعد با ابزارهایی که قرآن توصیه کرده وارد بهره بردن از قرآن بشیم. مثلا در بهره بردن از قران موضوعی مثل« تفکر». تفکر چی هست؟ روش« تفکر» در قرآن چیست؟ روش« تعقل» در قرآن چیست؟ روش« تدبر» در قرآن چی هست؟‌

یعنی به نوعی ما در بحث علوم قرآن دو دوره عمومی داریم و یک دوره بسیار تخصصی، دروه برداشت از قرآن داریم و با تخصص های مختلف، بعضی ها متخصص تفکر در قران هستند، بعضی ها ر درجات مختلف تدبر متخصص تدبر در قرآن میشن.‌

ولی خب همه ی این افراد قبلش باید وارد قرآن بشن، پس همه ی این افراد باید وارد قران بشن، یعنی این عمومی هست، قبلش باید با قرآن ارتباط ایجاد کنند پس این عمومی هست، همه باید با قرآن ارتباط ایجاد کنند.‌

مثلا کسی که میخواد با قرآن ارتباط ایجاد کنه باید درست بشنوه، یعنی« سمع شنوده ی قرآن» داشته باشه. این یکی از مسیرهای ارتباط با قرآن هست. یک مسیر دیگر دیدن هست( البته سطحی از دیدن).‌

دیدن، موضوعی است که بخش ابتدایی آن در ارتباط با قرآن جایگاه دارد و ادامه پیدا کرده و در برداشت از قرآن به صورت بصیرت جلوه‌گر می‌شود.

دیدن یک موضوعی هست که بخشی از اون در ارتباط با قرآن معنا میشه، ادامه پیدا میکنه و بخشی از اون در برداشت از قران هست، که تبدیل میشه به« بصیرت»، فرد چون« بصیرت» پیدا میکنه میتونه برداشت کنه ولی اگر فردی درست نبینه، مسیر دیدن رو درست طی نکنه به بصیرت نمیرسه.‌

بله پس یکی از موضوعات در برداشت از قرآن بصیرت هست، روش های بصریت داشتن چی هست؟‌

شروع قرآن با قرائت رسول الله ص بوده پس مخاطبان باید در قبال آن شنوا باشند لذا شروع ارتباط با قرآن شنیدن است.

به عبارتی ببینید اولین آیه ای از قرآن که نازل شده چی هست؟ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ (1 العلق)» بخوان، بخوان« قرائت کن» بخوان. پس شروع قرآن با« قرائت» توسط سید ما رسول الله (صلوات الله علیه) هست و ما که اینطرف ایستادیم مخاطب قرآن هستیم. خب رسول الله دارن« قرائت» میکنند و ما باید چه کار کنیم؟«بشنویم». پس ما باید بشنویم، اصلا شروع ایجاد ارتباطمون با شنیدن هست، باید بشنویم. ‌

«بسم الله الرحمن الرحیم» و بهره بردن از اسماء خداوند، از موضوعات مطرح در موضوع ورود به قرآن است

مثلا ببینید در بخش دوم «ورود به قرآن»، از جمله موضوعات دیگری که وجود داره «بسم الله الرحمن الرحیم» هست، بهره بردن از اسماء خدا برای ورود به قرآن. ‌

«اعوذ بالله من الشطان الرجیم» یعنی حصار درست کردن در مقابل شیطان و تحت ولایت خدا قرار گرفتن در موضوع ورود به قرآن جایگاه دارد.

از جمله موضوعات دیگه حصار درست کردن دور خود از گزند شیاطینه، در بحث ورود به قرآن. به تعبیر دقیقتر به نوعی تحت ولایت کسی قرار گرفتنه. شما می‌فرمایید که« اعوذ بالله من الشطان الرجیم» این قسمت «اعوذ بالله» یعنی من میام در پناه خدا، میام تحت ولایت خدا، سطحی ار ولایت خدا که می‌تونه گزند شیطان را از من دور کنه. ‌

مرحله سوم علوم قرآن، روشهای برداشت از قرآن است و برداشتهای قرآنی که هدایت و خروج از ظلمات هستند محصول علوم قرآنی می‌باشند.

خود برداشت و هدایتها، یعنی وقتی که برداشتی از قرآن صورت می‌گیره یعنی چی شده؟ یعنی هدایت، یعنی هدایت صورت گرفته، یعنی خروجی از ظلمات به سمت نور صورت گرفته. این محصول هست. ‌

علوم قرآن تا کجاست، تا قبل از این، قبل از این چیه؟ روش، در مرحله‌ی سوم اون چیزی که مربوط به علوم قرآنه روشه، روش تفکر، روش تعقل، روش بصیرت، روش تدبر، تا این جا علوم قرآن هست و بعد دیگه محصوله. اگر شما این علوم قرآن را درست جلو بیایید اون موقع به محصول می‌رسید. ‌

به این ترتیب جایگاه موضوعات مربوط به علوم قرآن معلوم می‌شه. آقا عربی جایگاهش کجاست؟ یکی از موضوعات مربوط به ارتباط با قرآن. پس جایگاهها معلوم می‌شه. جایگاه بحث محکم و متشابه کجاست؟ ممکنه شما عرض کنید که اصلا نمی‌دونیم که جایگاهش کجاست. یه بحثی بوده در قرآن یکی به ذهنش رسیده در آیات قرآن یه بحثی با عنوان محکم و متشابه مطرح بوده و یکی به ذهنش رسیده و این را کرده یه بحث، یا یه دوره‌ای از اهل بیت(علیهم السلام) هم چند تا سوال پرسیده و اونها هم یه پاسخی داده بودند و دیگه یکی این را کرده یه بحث در علوم قرآن. ‌

از موضوعاتی که باید در علوم قرآنی وجو داشته باشد مفهوم آیات است.

خب چرا بحث "آیات" ، "مفهوم آیات" که در قرآن مطرح هست، «ونری آیاته» چرا این بحث آیات به عنوان یکی از موضوعات علوم قرآن نیست؟ چون کسی در مورد سوالی نداشته و بحثی هم نکرده و اصلا پیگیرش نبوده و الا این هم می‌شد یکی از موضوعات علوم قرآن. ‌

علوم قرآن مصطلح امروزی واجد یک نظام منسجم در تدوین علوم قرآن نیست بلکه قالبی برای موضوعات متفرق می‌باشد.

اون چیز که از مباحثات موجود در علوم قرآن امروزی معلوم می‌شه اینه که یک نظم و نظام خاصی در تدوین علوم قرآن وجود نداره، موضوعات متفرقی مطرح شده‌اند و به هر دلیل هم ممکنه که مطرح شده باشند و البته موضوعات مهم قرآنی هم هستند و تقریبا هم ارتباطاتشون با هم روشن نیست. مثلابحث محکم و متشابه جایگاهش کجاست در علوم قرآن؟ عرض می‌کنیم که خیلی نمی‌دونیم، ارتباطش با بحث امثال در قرآن چیه؟ می‌گیم اون را هم خیلی نمی‌دونیم. ‌

خب چطور در یک علم مقولاتی مطرح هست که ما دقیقا جایگاهشون را نمی‌دونیم، دقیقا تقدم و تاخرشون را نمی‌دونیم و دقیقا ارتباطشون را با هم نمی‌دونیم. از اینجا نتیجه می‌گیریم که این مقوله دارای یک نظام نیست، نظام‌مند نشده. ‌

اصلی‌ترین جایگاه بحث تحریف قرآن در مرحله ورود به قرآن می‌باشد.

به عنوان مثال بحث تحریف قرآن جایگاهش کجاست؟ یکی از اصلیترین جایگاهاش در بحث ورود به قرآنه. ‌

تفکر صحیح داشتن نسبت به قرآن. یعنی اگر در مورد تحریف به گونه‌ای صحبت شد، به گونه‌ای پرداخته شد که یک قدم شما را به سمت ورود به عرصه‌های قرآنی برد اون نوع بحث درسته، اگر نه یه بحث الکی هست، یه بحثی هست که ربطی به علم قرآن نداره. ‌

در طول تاریخ این‌جوری بوده که بعضیها بحث می‌کنند که بحث کرده باشند. بحث می‌کنند که مباحثاتشون پر بار شده باشه، ما باید از این موضوعات بپرهیزیم. ‌

از سرنخ‌های بحث ارتباط با قرآن، موضوعات عمومی است که در مورد ناس، کافرین و مسلمین در ارتباط با قرآن مطرح شده است.

مثلا یکی از سرنخهای کلی بحث ارتباط با قرآن موضوعات عمومی هست که در قرآن مطرح هست در مورد "ناس" در مورد حتی "کافرین" در مورد غیر مسلمانها. ببینید که در مورد غیر مسلمانها قرآن چجوری ارتباط ایجاد کرده؟ با ناس چجوری ارتباط ایجاد کرده؟ و با مسلمانها در ابتدا قرآن چجوری ارتباط ایجاد می‌کنه؟ اینها موضوعاتی هست که در بحث ارتباط با قرآن مطرح هست. ‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است