بسم الله، حلقه اتصال به اسم الله


بسم الله، حلقه اتصال به اسم الله

جمعه 4 ذی‌القعده 1438 دفتر نواب- جلسات عمومی(دعای ندبه)‌

خلقت انسان به خاطر وصل بودن به اسم الله است؛ کانال این ارتباط و اتصال، بسم الله است

از یک نگاه بسم الله الرحمن الرحیم یعنی حلقه ی اتصال به اسمُ الله، به اسمِ الله، انسان خلق شده که عالم خلق شده که به اسمِ الله وصل باشه حول اسم الله باشه حول اسمُ الله باشه برای این اتصال برای این وصل شدن یک حلقه ی اتصال لازم هست اون حلقه ی اتصال بسم الله هست، بسم الله حلقه ی وصل به اسمُ الله هست شما می خوای با اسمُ الله رابطه ایجاد کنی مسیر رابطه ی شما با اسمُ الله بسم الله هست، بسم الله کانال ارتباطی هست که از اسمُ الله به سمت خلائق زده شده، ‌

همه خوبیها خلاصه در اسماء خدا هستند، انسان باید جلوه‌گاه این اسماء باشد و مسیر به سوی آن، بسم الله است

وقتی گفته میشه الله یعنی اسم جامع خدا گاهی الله با سایر اسماءاش مطرح هست، الرحمن، الرحیم، النور، و در مجموع شما باید با اسم الله رابطه بزنی رشد انسان یعنی حرکت به سمت اسمُ الله، انسان خوب یعنی انسان اسمائی تر، انسانی که به اسماء خدا نزدیکتر شده، خوبی یعنی اسماء خدا ، هر کی به اسماء خدا نزدیکتر سرافراز تر، هر کی از اسماء خدا دورتر شکست خورده تر، هر کی و هر چیزی، اشیاء و موجودات و انسانها باید بشند جلوه خدا باید بشند صورتی از صورت خدا باید بشند وجه خدا، باید به اسماء بودن خدا نزدیک بشند باید به اسماء خدا نزدیک بشند باید اسماء خدا درشون بروز پیدا کنه باید جلوه گاه اسماء خداوند بشند این مسیر با بسم الله هست خداوند یک کانال ارتباطی قرار داده بین اسماء، اسماء خدا و خلائق، این مسیر بسم الله هست ‌

قول اهل بیت ع که «نحن اسماء الله»، یعنی اینکه ایشان در جایگاه یک انسان تحقق اسماء الله هستند

اهل بیت علیهم السلام می فرماید که نحن اسماء الله ما اسماء خدا هستیم یعنی چی؟ یعنی اینکه اسماء خدا وجود نداره ما اسماء خدا هستیم! به این معنا نیست که اسماء خدا وجود نداره دنبال اسماء خدا نگردید این اسماء خدایی که می گند ما هستیم، نه اسماء خدا وجود داره چون خود اهل بیت علیهم السلام از اسماء خدا صحبت کردند اسماء الله رو توصیف کردند توضیح دادند پس اسماء الله وجود داره، پس اینکه می فرماید ما اسماء الله هستیم چیه؟ بالاخره اسماء الله وجود داره یا اسماء الله شما هستید؟ اسماء الله وجود داره ولی ما به درجه ی اسماء اللهی رسیدیم ما به اسماء الله رسیدیم. اون شأن اهل بیت علیهم السلام که از ابتدای خلقت شون چگونه بودند جای خود، ما اسماء الله هستیم یعنی ما به عنوان یک انسان اسماء الله هستیم وقتی می فرماید ما نحن یعنی خودشون رو میگند دیگه به عنوان یک انسان مطرح می کنند ما به عنوان یک انسان اسماء الله هستیم، آقا اسماء الله که یه چیز دیگه هست شما که انسانی چه طور میشه اینجا ؟ یعنی ما به اون مطلبی که باید می رسیدیم رسیدیم، یعنی شما اسماء الله رو می تونی در ما ببینی اسماء الله در ما محقق شده ما تحقق اسماء الله هستیم، ‌

در ابتدای خلقت وقتی خداوند برتری آدم ع بر ملائکه را ذکر میکند لازم است اصلی‌ترین موضوع خلقت یعنی میزان نزدیک بودن به اسماء خدا مطرح شود، در این صحنه مطرح می‌شود که آدم ع جلوه‌گاه علم اسماء خداوند است، موضوعی که وجه برتری او بر ملائکه می‌باشد

آدم علیه السلام به عنوان خلیفه ی رب جلوه ی علم اسماء خداست علم اسماء الله در او قرار گرفته علم اسماء هولاء در او قرار گرفته، البته خیلی قیمتی بوده اونقدر قیمتی بوده که هیچ کدوم از ملائک نسبت به این موضوع دسترسی نداشتند فاصله شون از این موضوع زیاد بوده فاصله شون از این موضوع زیاد بوده، در کل ماجرای آدم و ملائکه یعنی در خلقت آدم و داستان خلیفه بودن آدم و مواجه ی با ملائکه فقط یه بحث مطرح هست علم اسماء، موضوع یه موضوع هست علم اسماء، برتری آدم به ملائکه با علم اسماء مطرح میشه نشون داده میشه، تصور کنید صحنه ای که کل ملائکه به خط هستند ملائکه ای که هر کدوم متولی موضوعی هستند و عالم هم هستند اون علمی رو هم که دارند علم خدایی هست یعنی همون قدر علمی که دارند علم صحیح هست و خدایی، بزرگان ملائکه هم هستند، یه صحنه ای بر پا میشه خداوند یه کسی رو قرار میده میگه می خوام این رو خلیفه قرار بدم مباحثه ای صورت میگیره خداوند می خواد برتری این فرد رو به عنوان خلیفه نشون بده نمیگه خب ببینید الان این فرد قدرت داره که همه ی شما رو تبدیل به مورچه بکنه یا یه کارهای دیگری این بحث ها مطرح نیست، خداوند بسیار حکیم هست بسیار دقیق هست بحث حاشیه ای نباید مطرح بشه اصلی ترین بحث نظام خلقت باید مطرح بشه ببنید در بحث اصلی نظام خلقت این که خلیفه ای من هست از شما سر تر هست نه در بحث های حاشیه ای، ملائکه کار گذار هستند خیلی از امورات عالم دست اونهاست ببینید در برخی از روایات مطرح هست که مثلا باران به واسطه ای برخی از ملائکه نزول پیدا میکنه، خیلی از امورات به واسطه ای ملائکه انجام میشه حتی بسیاری از یا دقیقتر همه ی مرگ ها به واسطه ی ملائکه انجام میشه یعنی ملائکه نقش شون در امورات بسیاری وجود داره و اصلا متولی دقیق همون کار هستند برتری آدم در اینها به ملائکه نشون داده نمیشه اصلی ترین موضوع که ضعف هست ضعف ملائکه یعنی در ملائکه وجود نداره در آدم باید وجود داشته باشه، رابطه ای دقیقتر و بیشتر گرفتن با اسماء، ‌

اسماء الله بودن اهل بیت به معنای اینکه اسماء خدا در ایشان محقق شده جزء عالی‌ترین شئون ایشان است، در اینجا فضیلت ایشان بر آدم ع که فقط بهره‌ای از علم به اسماء الله دارد مشخص می‌شود

در روایات مطرح هست که در کلام اهل بیت علیهم السلام که مثلا به واسطه ی ما باران نازل میشه به واسطه ی ما رزق داده میشه به واسطه ی ما فلان کار انجام میشه مائیم که فلان کار رو می کنیم، شما اینها رو می تونی بچینی شما میتونی اینها رو رتبه بندی کنی کنار هم، قیمت اینها از اونجایی که از اون کلامی اهل بیت علیهم السلام می فرماید نحن اسماء الله قیمت بقیه از این پایین تر هست چون بسیاری از ملائکه هم انجام میدند ملائکه هم متولی اون هستند مطلب اصلی اونجایی هست که اهل بیت علیهم السلام می فرماید ما اسماء خدا هستیم این خیلی قیمت داره رتبه ای اهل بیت علیهم السلام به آدم علیه السلام معلوم میشه، آدم علم اسماء هولاء داره به واسطه ی خداوند علم اسماء هولاء رو پیدا کرد از همه ی خلائق اون دوره برتری پیدا کرد، اهل بیت علیهم السلام می فرماید ما اینقدر در مسیر اسماء الله بالا رفتیم که خود اسماء هستیم نه اینکه علمش رو داریم خودش هستیم اصلا اسماء الله در ما محقق شده یعنی اسماء الله رو در ما پیدا کنید ‌

نکته تربیتی: آیا رفتارهای ما ذیل اسماء و صفات خداوند قرار می‌گیرد؟

این اسماء خدا یک مقصد هست مثلا خیلی ساده تربیتی عرض کنیم شما در امورات زندگی در رفتارها در کردار در منش زندگی رفتارهایی داری به این رفتارها نگاه کن حاکی از کدام یک از اسماء خداست، کدام یک از اسماء خدا ، رحمت داری حاکی از رحمت خداست؟ در ظاهر رحمت داری یعنی گمان میکنی که مهربان هستی رحیم هستی بخشنده هستی آیا حاکی از الرحمن هست؟ حتی جایی غضب داری آیا حاکی از غضب خداست؟ آیا حاکی از قهار بودن خداست؟ اونی که عطوفتش، خشمش، غضبش، علمش، درایتش، تدبرش، حاکی از اسماء خداست مسیر انسان یعنی وصل شدن به اسماء خدا ، ‌

بیان نمودن علم اسماء در صحنه خلقت آدم ع فقط برای به رخ کشیدن به ملائکه و شکست دادن ایشان نیست بلکه بیان این است که ملائکه توان نزدیک شدن به همه اسماء خدا را ندارند و انسان است که می‌تواند با علم به اسماء وارد مسیر قرب به اسماء الله شود و باید این مسیر را تا تحقق کامل اسماء خدا در خود ادامه دهد

خداوند در خلقت انسان این تابلو رو برداشت این تابلو رو علم کرد گفت اگه شما قرار بود به اسمُ الله وصل نشید که ملائکه بودند، من اصلا شروع کار شما رو با بحث اسماء آغاز کردم اولین کاری که با آدم علیه السلام انجام شد علم اسماء بود، و نقطه تمایز کار او با سایر خلائق موجود علم اسماء بود، داستان آدم اسماء هست، داستان تمایز آدم با سایر خلائق اسماء هست با ماجرای علم اسماء آغاز میشه، یعنی چی؟ یعنی ای آدم شما از نگاه آدم نگاه کنید این آیات رو یه بار شما می تونید از دید ملائکه ببینید که موضوعی می خواد به رخ ملائکه کشیده بشه خب فقط ماجرا به رخ کشیدن نیست که، یه داستان مهمی داره دنبال میشه مربوط به آدم هم داره دنبال میشه مربوط به خلیفه می خواد دنبال بشه یعنی خداوند یه کار عبس نمی کنه بگه من نه یک ماجرایی رو گفتم می خوام یه خلیفه ای رو قرار بدم الان فقط داستان حال گیری از ملائکه، داستان به رخ کشیدن موضوعاتی به ملائکه، نه ماجرا اصل ماجرای درست و دقیقی می خواد دنبال بشه و داره دنبال میشه، آدم خلیفه آدمی که خلیفه هست، کاری که با او دنبال میشه چی هست؟ اسماء، گام اول علم اسماء، خب میریم جلوتر آدم تو باید این مسیر اسماء رو جلو بری، فرض کنید علم اسماء داده شد خب چی؟ این آیات رو فرض کنیم دوباره این آیات رو این طور معنا نکنیم که یعنی این طور برداشت نکینم که بحث علم اسماء یعنی یک صحنه ی شکست دادن ملائکه، خداوند می خواست یه جنگی با ملائکه راه بیاندازه اونها رو شکست بده و شکست داد دیگه پرونده ی علم اسماء بسته شد موضوعی نبود فقط می خواست ملائکه رو شکست بده اینکه نیاز به این بحث ها نداشت، یه صحنه ی علمی هست والا خداوند می تونست به ملائکه بگه این چیزی که من میگم باید گوش کنید تموم، یه صحنه ی عملی هست، علم اسماء مربوط به بحث إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً هست، مربوط به علت وجود آدم هست، ملائکه شما نمی تونید خیلی به اسماء من نزدیک بشید یه حدی می تونید نزدیک بشید اون هم به بخشی از اسماء می تونید نزدیک بشید، یه فردی یه خلقتی رو من انجام میدم که می تونه به همه ی اسماء نزدیک بشه و علم همه ی اسماء رو پیدا کنه و در آینده این خلقت این نوع خلقت می تونه بیاد بشه اسماء من اونقدر نزدیک بشه که کل اسماء من در او محقق بشه، خب این بحث مطرح میشه مسیر آدم باید آغاز بشه به اسماء علم پیدا کرده عالم شده حالا باید مسیر رو شروع بکنه ‌

مسیر آدم ع به سوی اسماء خداست، در ابتدای هر مسیر هدایت باید مطرح شود فلذا علم به اسماء الله در اختیار آدم ع قرار می‌گیرد، برای تسهیل این حرکت او در بهشت قرار می‌گیرد ولی هبوط یک ضعف ایجاد می‌کند که کلمات آن را جبران می‌سازد؛ کلمات به تعبیری یعنی کلام الله

خب آدم برو در جنت از اینجا به بعد مسیر حرکت آدم هست این خلقت جدید، ای خلقت جدید تو باید یه مسیری رو شروع کنی تابلوی مقصد حرکت تو رو هم من ابتدا نصب کردم اسماء علم اسماء و تو رو به اسماء آگاه کردم در ابتدای یک مسیر چی باید مطرح بشه؟ هدایت، علم، اینکه چرا اینکه موضوع چی هست، خداوند در ابتدای مسیر علم رو مطرح می کنه اینکه موضوع چی هست هدایت رو مطرح می کنه این موضوع چیه، تابلوی هدایت در ابتدای مسیر حرکت آدم علیه السلام زده میشه علم اسماء، مسیر حرکت شروع میشه آدم برو در بهشت برو در یک جایی هست یک سری خواصی داره برو اونجا، مسیر داره شروع میشه مسیر ادامه پیدا می کنه شیطان، هبوط آدم، این مسیر حرکت هست خللی در مقصد حرکت نداره تابلوی حرکت تابلوی هدایت حرکت تابلوی معرفی مقصد حرکت در ابتدا مطرح شده علم اسماء، هبوط، خب با هبوط کار سخت تر میشه، یه ابزاری نیاز هست که این هبوط رو جبران بکنه، کلمات، کلمات، حرکت به سمت اسماء الله یه مسیر حرکت، در مسیر حرکت آدم علیه السلام یه خللی ایجاد میشه ضعفی پیش میاد سخت میشه کار، ابزارهای دیگه ای وارد کار میشند که جبران بکنند اصلی ترین ابزار کلمات، کلمات کلمات کی هست؟ کلمات رب، یعنی کلام رب یعنی کلام الله، شما اونجا می خونی فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ که جبران کنه مسیر رو که جبران کنه یک ضعف رو، یه جای دیگه هم می خونی کلام الله، با اون جبران برای آدم علیه السلام مسیر کجا بود؟ مقصد کجا بود؟ به سمت اسماء تابلوی حرکت علم الاسماء بود هدایت به سمت اسماء هست، در مسیر خللی ایجاد شد خداوند با کلمات این خلل رو جبران می کنه برای حرکت به سمت اسماء، آدم تو باید بری به سمت اسماء، با کلام الله آدم باید به چه سمتی بره؟ ‌

تشابه ماجرای آدم ع در مسیر حرکت به سوی اسماء الله با آیات ابتدایی سوره علق: «اقرأ بسم رب» همان تابلوی علم به اسماء الله، «اقرأ» دوم مربوط به کلام الله یعنی قرآن برای جبران ضعفها در مسیر اسماء الله

این چینش رو ببینیم اسماء علم اسماء، در مسیر حرکت کلمات، در ماجرای آدم علیه السلام برای جبران ضعف ها، برای حرکت دقیقتر به سمت اسماء همین مسیر رو در ماجرای قرآن ببینیم در اولین آیاتی که بر رسول الله صلوات الله علیه نازل میشه اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ بسم رب رو قرائت کن بعد در ادامه مطرح هست حالا اقْرَأْ اون اقْرَأْ ی بعدی برمیگرده به قرآن به کلام الله، گام اول تابلوی اسم الله گام دوم کلام الله، بله بسم الله تابلوی حرکت هست بسم الله هدایت هست بسم الله همون تابلوی علم اسماء هست بعد از بسم الله کلام الله ابزار جبران ضعف هاست ابزاریست برای اینکه ما در مسیر اون تابلوی حرکت درست بتونیم جلو بریم دقیق بتونیم جلو بریم. ‌

حرکت به سمت اسماء الله، یعنی بهره بردن از آن‌ها، همان موضوعی که آدم ع با علم به اسماء هولاء مسیرش را شروع نمود

اینکه عرض می کنیم به سمت اسماء حرکت کنیم یعنی از اسماء بهره ببریم آدم علیه السلام اولین بهره رو بهره ی جدی رو از اسماء برد به واسطه ی خداوند اینکه به او علم اسماء داده شد، به سمت اسماء حرکت کردن منظورمون بهره بردن از اسماء خداست نزدیکتر شدن به اسماء خداست تحقق اسماء خدا در وجود انسان هست.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است