ذکر عملی رفتارهای ابرار، دستورالعمل سوره انسان به محبین اهل بیت ع


ذکر عملی رفتارهای ابرار، دستورالعمل سوره انسان به محبین اهل بیت ع

یکشنبه چهاردهم محرم الحرام 1438 نواب‌

چند نکته ای در مورد سوره انسان صحبت بکنیم؛‌

سوال آیه اول سوره انسان: آیا بر انسان دوره‌ای از روزگار او گذشته است که خدا او رو ذکر نکند؟

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏. هَلْ أَتىَ‏ عَلىَ الْانسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيًْا مَّذْكُورًا(1) ». آیا بر انسان دوره هایی، اوقاتی از روزگار گذشته است که شیء قابل ذکری نباشه؟ این یک سوال هست و در پاسخ باید مطرح کرد که بله، بر نوع انسان، بر تک تک انسانها، در ادوار بشریت دوره هایی گذشته که شیء قابل ذکری نیست، چیز قابل ذکری نبوده. یک چیزی بوده اما قابل ذکر نبوده است. اینجا تکیه بر« مَذکُوراً » هست. دوره هایی گذشت که انسان، انسان مذکور نبود، یک چیزی بود اما قابل ذکر نبود. سوال این نیست که آیا بر انسان یک دوره هایی گذشت که هیچ چیزی نبود؟ برای برخی ها ممکن هست که پاسخ بله باشه و برای برخی ها هم ممکن هست یک بله ی ضعیف باشه و برای برخی از انسانها هم ممکن هست که نه باشه و برای اونها دوره ای نگذشته باشه که شیء قابل ذکری نباشند اینها انسان های بزرگی هستند. ذاکر این ذکر خداست. آیا بر انسان دوره ای از روزگار او گذشته است که خدا او رو ذکر نکنه؟ این یک سوال هست و مخاطب این سوال رسول الله صلوات الله علیه و آله هستند. فرموده میشه ای رسول! نگاه کن، انسانهای زیادی رو میبینی که دوره هایی از روزگارشون گذشته و اون انسان ها شیء قابل ذکر نبودند و اصلا خدا اونها رو ذکر نکرده، مورد ذکر خدا نبوده اند، هر کاری کرده اند، هر رفتاری داشته اند، هر جایگاهی داشته اند مورد ذکر خدا نبوده اند، انسان در آیه اول سوره انسان گیر میکنه. انسان دنبال چی هستی؟ جایگاه؟ مقام؟ پست؟ منزلت؟ دنیا؟ دنبال چی هستی؟ ‌

تقسیم همه انسان‌هابه دو دسته: مورد ذکر خدا و غیر آن

انسان ها دو دسته هستند یا مورد ذکر خدا، لایق ذکر خدا هستند و یا لیاقت ذکر ها رو ندارند و خدا اونها رو ذکر نمیکنه، هر چیزی که هستند، هر خدم و حشمی دارند. شما نوعِ انسان دو دسته هستید؛ انسانهای مذکور خدا و انسان های غیر مذکور خدا. همینجا تکلیف معلوم میشه، ای انسان تکلیف خودت رو معلوم کن، مورد ذکر خدا هستی یا نیستی؟ ای انسان تکلیف و جایگاه خودت رو معلوم کن که جزء کدام دسته از انسان ها هستی؟ انسان مذکور خدا یا انسان غیر مذکور خدا.‌

خلقت و هدایت و امثال آن که آیات بعدی سوره انسان مطرح هستند لزوما مصداق ذکر شدن توسط خدا نیست

یک فردی ممکن هست که بگه همینکه خدا ما رو خلق کرده است ببین ما چقدر خوب هستیم، خداوند در پاسخ میفرماید که« إِنَّا خَلَقْنَا الْانسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعَا بَصِيرًا » من انسان رو خلق کردم برای اینکه او رو مبتلا کنم، پس او رو سمیع و بصیر قرار دادم، برای اینکه او رو به ابتلائاتی بکشانم، برای اینکه او رو وارد امتحاناتی بکنم، اول او رو سمیع و بصیر قرار دادم و بعد« إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا » او رو به سمت سبیل هدایت کردم، چه شاکر باشه و چه کافر باشه و کفر بورزه. ولی بدانید که« إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَاْ وَ أَغلَالًا وَ سَعِيرًا » ما برای کافرین غل و زنجیر آماده کرده ایم، یعنی اگر کسی به سبیلی که هدایت کردیم، در فضای کفر قرار بگیره به پای او غل و زنجیر میبندیم، او رو در سلسله ها قرار میدیم، شاید خودش متوجه نشه ولی او رو قرار میدیم. هر کسی کفر بورزه، هر کسی در زمره ی کافرین قرار بگیره خداوند برای او آماد کرده است« سَلَاسِلَاْ وَ أَغلَالًا وَ سَعِيرًا ». این پاسخ اول در مورد سوال اول سوره که« هَلْ أَتىَ‏ عَلىَ الْانسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيًْا مَّذْكُورًا »؟ آیا دوره ای بر انسان گذشت که شیء مذکوری نباشه ممکن هست که یک انسانی بگه نه! ما که اصلا خدا ما رو خلق کرد. خدا میفرماید من خلق کردم، من که خلق کردم شما رو به سبیل هدایت کردم، چه رفتاری در قبال سبیل انجام دادید؟ من شما رو به سبیل هدایت کردم اما شما چه رفتاری انجام دادید؟ آیا شاکر بودید؟ یا کفر ورزیدید؟ شما یک شیئی بودید و من شما رو به سبیل هدایت کردم، خیلی هاتون شکر این هدایت رو نداشتید، خیلی از شماها شکر این هدایت رو نداشتید و کافر شدید و من شما رو در دنیا پابست خواهم کرد، سبیل یعنی یک جای حرکت. « إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَاْ وَ أَغلَالًا وَ سَعِيرًا » یعنی پابست کردن. چون شکر نکردید و کافر شدید شما رو پابست میکنم. یک کاری میکنم که اصلا نتوانید در سبیل حرکت کنید.‌

شاکر و کفور در قبال سبیل مطرح شده و ذکر در قبال ماجرای ابرار

درادامه مطرح هست که« إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كاَنَ مِزَاجُهَا كَافُورًا ». خداوند در ابتدای سوره ماجرای ذکر رو مطرح کرده است، تا به اینجا دو ماجرا برای انسان مطرح هست، دو دسته از انسانها مطرح هستند؛« انسان مذکور و غیر مذکور » و « انسان شاکر و کافر ». دو دسته از انسانها مطرح هستند، انسان شاکر و کافر در قبال هدایت به سبیل مطرح هستند اما انسان مذکور و غیر مذکور در قبال چه چیزی؟ انسان شاکر و کافر در قبال هدایت به سبیلی که خدا انسان رو یک شیئی قرار داده، خدا انسان رو یک شیئی قرار داده و هدایت به سبیل رو برای اون مطرح کرده است، خدا انسان رو خلق کرده و انسان یک چیزی شده و هدایت به سبیل رو برای اون مطرح کرده است، یا شاکر هست و یا کافر هست. انسان مذکور و غیر مذکور در کجا مطرح هست؟ چطور یک انسان باید مذکور بشه؟ یعنی انسان باید چکار کنه که مورد ذکر خداونتد قرار بگیره؟ طبق یک فرمول قرآنی« فَاذْكُرُوني‏ أَذْكُرْكُمْ » خدا رو ذکر کنید برای اینکه خدا شما رو ذکر کنه، برای اینکه مورد ذکر خدا قرار بگیرید. اگر« أَذْكُرْكُمْ » بشه یعنی اون افراد مذکور خدا شدند. پس این انسان برای اینکه مذکور بشه باید ذکر ماجرایی خدا داشته باشه. ذکر چه ماجرایی؟ خداوند باید در همین سوره این بحث رو مطرح کرده باشه، در آیه ی قبل از پنجم خداوند هدایت به سبیل و شاکر و کافر بودن انسان رو مطرح کرده است و اینکه انسان رو خلق کردیم و او رو شیئی قرار دادیم و هدایتی برای او مطرح کردیم« هدایت به سبیل » و او یا شاکر هست و یا کافر. چه چیزی رو باید ذکر کنه؟ ذکر کدام ماجرای خدایی رو باید انجام بده؟ از آیه 5 خداوند مطرح میکنه« إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كاَنَ مِزَاجُهَا كَافُورًا ». یک ماجرایی وجود داره، یک افرادی هستند که دارای یک ماجرایی هستند، دارای یک جایگاه بزرگی هستند و این افراد و ماجرای این افراد رو ذکر کنید و حواس تون به این ماجرا باشه، جوری جلو برید که ذاکر این ماجرا باشید.‌

ذکر نمودن ابرار یعنی جایگاه ایشان را بشناس و در سبیل به سوی ایشان حرکت کن و از ایشان بهره ببر

در بحث« ذکر هم توجه به موضوع هست و هم طوری جلو رفتن هست و هم بهره برداری از اون موضوع هست. شما باید بری و از اون موضوع بهره برداری کنید، قابلیت بهره برداری از اون موضوع رو پیدا کنید. خدا به شما بهره میرسونه. جایگاه این ابرار رو بشناس، و با سبیلی که به سمت این ابرار هست به سوی اونها حرکت کن. اول شاکر این سبیلی که خداوند تو رو به او سبیل هدایت کرده باش و اهل شکر باش، نپوشان، پشت سر نینداز، خداوند جلوی پای تو راه به سوی ابرار میگذاره، شما روی اون راه خط میکشی که نری و این میشه کفر. سعی میکنی یک راه دیگری رو بری و این میشه کفر. در سبیلی که خداوند به سوی ابرار قرار داده گام بردار و به سوی ابرار حرکت کن.‌

رفتار ابرار این‌گونه هست که از کأس می‌نوشند و برای عباد الله چشمه‌سارانی از آن براه می‌اندازند

خداوند این ابرار رو معرفی میکنه؛« إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كاَنَ مِزَاجُهَا كَافُورًا ». اینها به سرچشمه ای وصل هستند که اون سرچشمه بنیانهایی داره، بنیان هایی که پوشیده شده است و پوشاننده است. چشمه ای از اون سرچشمه بیرون میآد و عباد الله از اون چشمه مینوشند.« عَيْنًا يَشْرَبُ بهَِا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونهََا تَفْجِيرًا » به صورت چشمه ای در اختیار عباد الله قرار میگیره برای اینکه عباد الله از اون بنوشند. ابرار فضای کافور رو میشکافند؛« يُفَجِّرُونهََا تَفْجِيرًا ». از« مِن كَأْسٍ » که« كاَنَ مِزَاجُهَا كَافُورًا » هست، مزاج و بنیان های اون به شکل کافور هست اون رو میشکافند و به صورت چشمه هایی در اختیار عباد الله قرار میدهند. جزء عباد الله باش و بیا از چشمه هایی که ابرار اون چشمه ها رو میشکافند بنوش. این شکافتن ادامه دار هست. یکی از کارهای ابرار این هست که خودشون از« کأس » مینوشند و از اون میشکافند و چشمه هایی جاری میکنند برای اینکه عباد الله از اون بهره مند بشوند.‌

ابرار اهل وفای به نذر هستند فلذا نه فقط به عبادالله که ارتفاع گرفته‌اند می‌نوشانند بلکه خودشان پایین‌تر می‌آیند تا به محبین در اعماق نیز اطعام کنند هر چند خودشان به مشقت بیافتند

« يُوفُونَ بِالنَّذْرِ » ابرار خیلی بالا هستند، خیلی منزلت دارند، خداوند در آیه 5 جایگاه ابرار رو معلوم میکنه، ابرار به« کَأس » به سرچشمه دسترسی دارند و از سرچشمه به عباد الله مینوشانند، به صورت چشمه، چشمه به چشمه جاری میکنند، فجر میکنند و میشکافند و به عبادالله میرسانند و میچشانند. آیا ماجرا تمام میشه؟ خودشون که بالا هستند و جایگاه بالایی دارند، کسانی هم به شکل عبادالله هستد که اونها هم توفیق پیدا میکنند و از این چشمه ها مینوشند، یک کسانی هستند که دسترسی شون کم هست، پائین تر هست، خب باشند، اینها جزء انسان های بدی هستند. گفته میشه نه لزوما جزء انسانهای بد نیستند و خدا خواسته است که این انسانها رو هدایت کنه، مشیت خدا بر این هست که اینها رو هدایت کنه، مشیت خدا بر این هست که دست اینها رو بگیره، مشیت خدا برا این هست که اینها بر سبیلی قرار بگیرند و بالا بیایند و به ابرار در ارتفاعات برسند. چرا مشیت خدا بر این موضوع هست؟ چون اینها« ... تحُِبُّونَ الْعَاجِلَةَ(20القیامۀ) » نیستند، اینها« تحبّون الابرار » هستند. محبت ابرار در دل اینها هست، اینها از محبین ابرار هستند، محب هستند و در دنیا گرفتار هستند، محبّ هستند و گاهی در غل و زنجیرها گرفتار هستند و یکی باید به سراغ اونها بره،« ابرار » بخاطر محبین پائین میآیند، بخاطر ترس برای این محبین.« يخََافُونَ يَوْمًا كاَنَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا » بخاطر ترس برای این مومنین پائین میآیند و« يُوفُونَ بِالنَّذْرِ » پائین میآیند و سختی هاشون زیاد میشه، خود ابرار سختی هاشون زیاد میشه، ابراری که سرچشمه ها در دست اونها بود به پائین میآیند و خودشون به مشقت می افتند لذا ممکن هست که فقط یک غذا بر سر سفره شون باشه، ممکن هست که خودشون به فقر و تنگدستی و سختی بیفتند. کسانی که سرچشمه ها در دست اونها هست بخاطر محبین میآیند.‌

ابرار پایین آمدند تا به کسانی که مسکین و یتیم و اسیر درب خانه‌شان شده‌اند اطعام کنند رفتاری بر اساس اعمال محبت

سفره ای پهن میکنند( ولو سفره ای ساده ) و تنها غذای بر سر سفره رو به محبین میدهند؛« وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا » یک سری محبین هستند که به واسطه ی حبّ شون به اهل بیت علیهم السلام از دنیا دل می کَنند، به واسطه ی حب شون به ابرار از دنیا دل می کَنند و به سمت خانه ی ابرار میآیند، میآیند پشت درب خانه ی ابرار، اونجا ساکن میشوند، یک سری محبین هستند که اگر ابرار بالای سر اونها نباشند احساس بی پناهی و یتیمی میکنند، اونها به ابرار دل بسته اند، اونها محب هستند و بر اساس محبت و حبّ شون به سه صفت، به سه رفتار کشیده میشوند؛« مسکین و یتیم و اسیر». مسکین ابرار بودن، یتیم ابرار بودن و اسیر ابرار بودن. مسکین ابرار، یتیم ابرار و اسیر ابرار یعنی دنبال ابرار راه افتادن، یعنی سعی کنی خودت رو به ابرار وصل کنی، محبتی که به یک رفتار کشیده میشه، حبّی که فرد رو به یک رفتار میکشونه، ثمره اش میشه« اعمال محبت از جانب ابرار ». یک درجه ی پائین تر از ذکر. « شَيًْا مَّذْكُورًا » باش، انسانی باش که خداوند به تو بها بده و تو رو ذکر کنه.‌

«قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ»، اگر محبت ابرار را در دل دارید پس یک حرکتی نمایید تا مورد محبت خدا قرار بگیرید

محبین محبت ابرار در دلشون هست و بخاطر این محبت به رفتارهایی کشیده میشوند و مورد محبت قرار میگیرند. معنای نزدیک به این آیه و قاعده ی کلی این آیه رو در جای دیگری که میبینیم این آیه هست« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ (31 آل عمران ) » اگر محبت به خدا دارید، اگر حب به خدا دارید از من تبعیت کنید، یعنی یک رفتار نشون بدید، بیایید به من وصل بشید برای اینکه مورد محبت خدا قرار بگیرید، رفتار از جانب خدا هم بر شما انجام بشه. بخاطر محبت شون مورد محبت خدا قرار میگیرند، بخاطر محبت و رفتاری که بعد از محبت و بخاطر اون محبت انجام میدهند مورد محبت قرار میگیرند، در فضایی از محبت« عَلَی حُبِّهِ » نسبت به اونها رفتاری انجام میشه.‌

اهل بیت ع به خاطر ویژگی «یوفونَ بالنَّذر» که دارند به دنیا آمدند و دچار مشقت شدند تا به محبین خود اطعام نمایند

بله ابرار بالاها هستند، در ارتفاعات هستند و تاکید خداوند بر این هست که انسانها هم در شکل عباد الله به ارتفاعات بروند و از چشمه ها بنوشند. بعضی ها نمیتوانند بالا بروند ولی محب هستند، محب ابرار هستند و باید به اینها هم محبتی بشه، لذا در فضای« يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يخََافُونَ يَوْمًا كاَنَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا » ابرار به پائین میآیند برای اینکه به این محبین محبت خدا برسه. بله ممکن بود شما در ذهن تون سوال داشته باشید که اهل بیت علیهم السلام که دارای این همه فضائل هستند، این همه سرچشمه ها در دست اونها هست چرا گاهی در دنیا در سختی و فقر هستند؟ اون داستان و ماجرای ذیل آیه 8 سوره انسان رو ببینید، افطاری که اهل بیت علبهم السلام به مسکین و یتیم و اسیر میدهند رو ببینید، وقتی داستان رو میبینید نشان دهنده ی این هست که اهل بیت علیهم السلام در سختی هستند، در فقر هستند، تنها غذا و افطاری سر سفره ی اونها هست، اگر اون غذا رو بدهند دیگه چیزی ندارند. چرا این اتفاق برای اونها افتاده است؟ بخاطر« يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يخََافُونَ يَوْمًا كاَنَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا ». امام حسین علیه السلام که در ارتفاعات هستند پس چرا باید آنقدر پائین بیایند که آن همه مصائب و سختی ها برای ایشون پیش بیاد؟ بخاطر محبین. محبینی که به رفتارهای مسکین و یتیم و اسیر کشیده شده اند، باید بیایند و به اینها هم محبت خدا برسه. این ویژگی اهل بیت علیهم السلام هست برای اینکه خدا میخواد« يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يخََافُونَ يَوْمًا كاَنَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا ».‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است