جهت حرکت به سوی صبح، برداشتی کاربردی از سوره عادیات
با توجه به بحث سوره عادیات آدم باید برداشت صحیح داشته باشه و بتونه از این برداشت های صحیحی که از مفاهیم مطرح در سوره هست استفاده کنه و در زندگیاش بهره بگیره. یکی از موضوعاتی که در سوره عادیات جلوه میکنه جهت حرکت هست. فلانی! داری به کجا حرکت میکنی؟ در سوره عادیات مطرح هست که« فَالمُْغِيرَاتِ صُبْحًا(3العادیات) » به سوی صبح حرکت به سوی صبح برای عبور از تاریکی ها و عبور از شب و ساکن شدن در صبح، ساکن شدن در روشنایی. دغدغه ی صبح رو داشتن. مثل حضرت لوط علیه السلام که میفرماید« هود : 81 ...أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَريبٍ » چرا در حال و هوای صبح نیستید؟ چرا در تاریکی ها هستید و گمانتون این هست که سُکنایِ شما همیشگی در تاریکی ها هست؟ در صبح ساکن بشید و به سوی صبح حرکت کنید، جهت حرکت تون صبح باشه. خیلی ها در طول دوران زندگی شون خیلی تلاش بکنند و زحمت زیاد بکشند و زیاد سرعت بگیرند خیلی مسئله داشته باشند، خیلی تلاش داشته باشند حتی در این سرعت گرفتن ها از نفس بیفتند ولی باید از اونها پرسید که جهت این حرکت کجاست؟
«فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا» ثمره حرکت «عادیات ضبحا» به سوی صبح
فلانی خیلی زحمت میکشه. باشه، اما مسیر این زحمت کشیدن کجاست؟ مسیر زحمت کشیدن، مسیر تلاش کردن مسیر سعی کردن مهم هست. بیشترین تلاش ها حتی در حد«وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً (العادیات1) » اگر در جهت صبح نباشه چه قیمتی داره؟ ثمره نداره. ثمره اش زمانی اتفاق می افته که به سمت صبح باشه و در اونجاست که ثمره اتفاق می افته و میشه«العاديات : 4 فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً »به واسطه ی اون شما کجا میتونی ثمره و اثر بگیری؟ کجا میتونی خاصیت داشته باشی؟ ببینید در سه آیه ی اول مطرح هست که«وَ الْعَادِيَاتِ ضَبْحًا(1) فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا(2) فَالمُْغِيرَاتِ صُبْحًا(3)» خب در اینجا فقط یک مسیر مطرح هست و هیج استفاده ای از این مسیر حرکت شده مطرح نیست، بهره برداری مطرح نیست، بهره برداری کجا مطرح هست؟« فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا(4العادیات) »پس به واسطه ی این حرکت هست. تازه اینجا بحث ثمره و خاصیت گرفتن مطرح هست. پس مسیر حرکت مهم هست و این مسیر حرکت رو باید صحیح رفت تا بشه ثمره گرفت، خاصیت گرفت.
سعیای در حد «عادیات ضبحا»، اگر در مسیر صبح نباشد بیفایده است
اگر فقط به اینگونه باشه« وَ الْعَادِيَاتِ ضَبْحًا » این به ثمره نمیرسه، به خاصیت نمیرسه. خیلی ها ممکن هست که خیلی زحمت بکشند، خیلی تلاش کنند، مسیرشون صحیح نباشه. این تلاش ثمره و خاصیت نداره از این ثمرات و از این مسیرها نمیتونن بهره برداری کنند. بله این رو درس بگیریم« جهت حرکت باید صبح باشه، جهت حرکت جهت تلاش جهت سعی جهت سرعت گرفتن ساکن شدن در صبح غور در صبح باشه نه غور در شب و تاریکی ». بعضی ها خیلی تلاش میکنند اما روز به روز بیشتر در تاریکی فرو میرن. فلانی داره تلاش میکنه ولی روز به روز در تاریکی فرو میره. در همین روزگار خیلی از انسان ها رو میبینیم که خیل سرشون شلوغ هست یعنی سرشون رو خیلی شلوغ کرده اند، وقتی میبینمش و با او صحبت میکنیم میگه اینقدر که شب و روز تلاش میکنیم از نفس افتاده ایم ولی به جهت حرکتش که نگاه میکنی میبینی جهتی نداره، محصول حرکت و جهت حرکت این فرد بیشتر فرو رفتن در شب و تاریکی ها هست، این موضوع برای ما مهم باشه. خدایا! اول جهت حرکت به من نشون بده و بعد من رو اهل سعی و تلاش کن.