بررسی ارتباطات میان آیات در سوره ماعون


بررسی ارتباطات میان آیات در سوره ماعون

جمعه 4 صفر 1438 نواب-جلسات عمومی(دعای ندبه)‌

با توجه به سیاق سوره ماعون، رفتار مَعَنَ مرتفع‌تر از کمک به همسایه است

بله در بحث« ماعون » یک سوال مطرح هست و اون این هست که:« در فراز آخر سوره ماعون از نمازگزارانی صحبت میشه که یک سری ویژگی ها دارند، اهل سهو در نمازهستند، اهل ریا در نماز هستند. بعد مطرح میشه که این افراد برای ماعون مانع ایجاد میکنند، جلوی ماعون رو میگیرند. ماعون یک کسی است که ویژگی بارز رفتاری او شده« انجام رفتار مَعَنَ »(« مَعَنَ » یعنی کالای ضروری خانه ی خودش رو به یک نیازمند میبخشه ) اون افراد میروند و جلوی ماعون رو میگیرند. آقا به شما چه ربطی داره؟ شما نماز نمیخوانی، میخوانی، اهل ریا در نماز هستی، نیستی، چرا میری و جلوی ماعون رو میگیری؟ آیا مصداق ماعون، میتونه همسایه ی ما باشه؟ فرض کنید که همسایه ی شما کاملا بی دین هست، دین نداره و دین رو هم قبول نداره و با رفتار دینی هم ممخالف هست، شما برخی از وسایل ضروری خانه تون رو به میدید به یک نیازمندی که آمده جلوی درب خانه ی شما، اون همسایه میآد جلوی شما رو میگیره؟ منطقی بنظر نمیرسه، اون همسایه نمیآد جلوی شما رو بگیره، ما چنین رفتارهایی رو نمیبینیم، اگر شما وسایل ضروری داخل خانه تون رو هم به یک نیازمند بدید اون همسایه نمیآد جلوی شما رو بگیره. آیا میشه گفت شما ماعون نیستی؟ آیا میشه گفت معنای ماعون باید مقداری مرتفع تر، دقیق تر باشه. پس بنظر میرسه که ماعون باید خیلی مهم باشه.‌

دعوت قرآن برای عموم، ماعون شدن نیست بلکه عدم منع از ماعون می‌باشد

یک رفتار سطحی و ساده نیست، اینطور نیست که این انسان ها خودشون به رفتار« مَعَنَ » دعوت شده باشند، در آیات دیگر مربوط به نماز و موضوعاتی در کنار نماز، داریم که«َ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ‏ الزَّكاةَ » همون هایی که نماز میخوانند به این دعوت شده اند که زکات هم بدهند،«َ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون‏ » همون هایی که به اقامه ی نماز دعوت شده اند دعوت شده اند که از آنچه به آنها رزق داده شده است انفاق هم بکنند. در سوره ماعون مطرح هست که« مُصَلِّین » که دارای ویژگی هایی هستند، این مصلین خطاشون این نیست که خودشون رفتار مَعَنَ رو انجام نمیدهند بلکه خطاشون این هست که جلوی ماعون رو میگیرند، سد راه ماعون میشوند، اصرار دارند که اینکار رو انجام بدهند. بله این نکته رو در سوره ماعون باید دقت کرد.‌

مکذبان دین مطرح در سوره ماعون، یتیمان را از رسیدن به مقصدشان دور می‌کنند

در سوره ماعون میفرماید که: أعوذُ باللهِ منَ الشیطانِ الرجیمِ«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَ رَءَيْتَ الَّذِى يُكَذِّبُ بِالدِّينِ(الماعون1)» نظرت چیه؟ رای شما چی هست در مورد کسی که دین رو تکذیب میکنه یا بوسیله ی دین تکذیب میکنه. این فرد یک صفت بارز داره و اون این هست که« اهل تکذیب » هست. یا دین رو تکذیب میکنه و یا بوسیله ی دین مقولات دیگری رو تکذیب میکنه. به این افراد توجه کن، این افراد رو ببین، حواست به این افراد باشه، رسول الله صلوات الله علیه و آله و به تبع رسول الله صلوات الله علیه و آله سایرین مخاطب هستند که حواست به این افراد باشه، این ها یک ویژگی دارند، اینها یک رفتار انجام میدهند، بخاطر اینکه اهل تکذیب دین هستند، بخاطر اینکه اهل تکذیب هستند یک ویژگی بارز رفتاری دارند. « فَذَالِكَ الَّذِى يَدُعُّ الْيَتِيمَ(الماعون2) »یتیم ها را میرانند. میرانند یعنی چی؟ پس یعنی احتمالا قرار هست که یتیم به یک جایی برسه و یتیم ها رو دور میکنند. از چی دور میکنند؟ مثلا میرن در خانه ی یتیم ها و یتیم ها رو دنبال میکنند، اونها رو دور میکنند، این رفتار نیست، اینطور نیست، احتمالا باید معنا اینطور باشه دیگه، پس یتیم ها میخوان به جایی برسند اما اون افراد یتیم ها رو دور میکنند و نمیگذارند که به اونجا برسند:« يَدُعُّ الْيَتِيمَ » یکی از معناهای« يَدُعُّ الْيَتِيمَ » یعنی یتیم ها را میرانند، اونها رو دور میکنند، یا حتی نزدیک به معنای« يَدُعُّ » مطرح هست که اونها رو منع میکنند، جلوی اونها رو میگیرند.‌

مکذبان دین در سوره ماعون، حقّ سائل و مسکین را از ایشان دریغ می‌دارند

« وَ لَا يحَُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ(3الماعون) » به طعام مسکین ترغیب یا تشویق نمیکنند یا توجهی ندارند. به تعبیری در بحث«« وَ لَا يحَُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ » مطرح هست که حقّی از مسکین ها در اموال اونها وجود داره، به اون توجه نمیکنند و به انسان ها، به اطرافیان، به دیگران اینطور می فهمانند که چنین حقّی وجود نداره، به این حق توجه نکنید. به طعام مسکین تشویق نمیکنه ترغیب نمیکنه، توجه نمیکنه، به طعامی که در اموالش وجود داره، به بخشی از اموالش که حق او نیست، حق برای« سَائِلِ وَ المَحرُوم » حق برای اونها هست و باید حواسش به اونها باشه یعنی اصلا حق او نیست، حق اونها هست، اموال او نیست، اموال اونها هست باید به این موضوع توجه کنه، این مقوله ی مهمی هست. هر چی که در اموال انسانها هست برای او نیست، آیه قرآن هست که میفرماید همه ی آنچیزی که در ظاهر اموال تو هست، برای تو نیست. بخشی از اموال تو حق تو نیست و حق یک فرد دیگری هست و باید به او برسانی. آیا به این موضوع توجه میکنی یا خودت رو به بی توجهی میزنی؟ هم خودت رو و هم دیگران به بی توجهی میزنی که نه اصلا اینطور نیست، چه کسی گفته، این حرف ها چیه و اون موقع خدای نکرده میشه درجاتی از« وَ لَا يحَُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ ».‌

«وَ لَا يحَُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ»، حاکی از این است که افراد باید بر اساس طعام مسکین ماجرایی را دنبال نمایند

در بحث«« وَ لَا يحَُضُّ » تنها بحث ترغیب کردن یا ترغیب نکردن وجود نداره، مثلا اینجا بحث این نیست که" و لا یرغب علی طعام المسکین "،" و لا یرغب اشدّاً علی طعام المسکین " بحث ترغیب کردن وجود داره ولی تنها این بحث نیست. یک ماجری ادامه دار هست و حتی اگر کسی بخشی از اموالش رو برای مسکین در نظر بگیره اینطور نیست که بحث" يحَُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ " رو دنبال کرده است. این فرد باید بر اساس طعام مسکین ماجرایی رو دنبال کنه و بر اساس طعام مسکین به ماجرایی توجه داشته باشه، به مقوله ی طعام مسکین توجه نداره درحالیکه بر اساس این مقوله باید یک موضوعی رو دنبال کنه. چه اون طعامی از مسکین که در اموال خودش هست و چه کلا مقوله طعام مسکین. طعام مسکین یک مقوله هست، در نظام انسان طعام مسکین یک مقوله هست. بر اساس طعام مسکین لازم هست که یک ماجرایی رو دنبال کنه. هم خودش دنبال کنه و هم دیگران رو به سمت اون ماجرا تشویق کنه. " عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ " باید یک رفتاری انجام بده. ببینید میفرماید که«« وَ لَا يحَُضُّ » یک رفتاری رو انجام نمیده، یا مانع یک رفتاری میشه. چه جوری؟" عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ ". حالا شما اینجوری بفرمایید که« عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ » باید یک رفتاری رو انجام بده یا یک ماجرایی رو دنبال کنه، یک منشی رو دنبال کنه، یک فکری رو دنبال کنه. چه جوری دنبال کنه؟" عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ ". ‌

عالی‌ترین مبحث طعام مسکین در سوره انسان

یک بخشی از " عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ " یعنی اینکه به اموال خودش نگاه کنه و یک حقی برای مسکین هست رو در نظر بگیره. این یک مقوله ی بزرگ هست از اینجا بحث به سمت مقوله ی« طعام المسکین » باز میشه و عنوان اصلی و اصلی ترین بحث« طعام المسکین در سوره انسان مطرح هست.« وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ‏ »،« علی حُبِّهِ » رو بردارید و کنار بگذارید« يُطْعِمُونَ الطَّعامَ »« مسکیناً »؛« طعام مسکین ». بله پس مقوله ای با عنوان« طعام المسکین » وجود داره که نسبت به این مقوله باید توجه کرد.‌

«وَ لَا يحَُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ»، حاکی از این است که باید به مقوله اطعام مسکین توجه شود حتی کسی که خود در زمره فقراست

هم انسان خودش رو و هم اطرافیانش رو باید به سمت مقوله ی« طعام المسکین » دعوت و ترغیب کنه. یک سطح از طعام المسکین همین بحث اطعام کردن به مسکین ها هست، حقی که از مسکین ها در اموال انسان ها وجود داره و انسان باید به این موضوع توجه کنه ولی یک بحث دیگرش کلی تر هست و به کل مقوله ی طعام المسکین توجه کن. لزومی نداره حتما خودت به مسکین اطعام کنی بلکه به مقوله ی طعام المسکین توجه کن. یک اطعام کننده وجود داره یک مسکین وجود داره، یک رفتار اطعام به مسکین وجود داره، ممکن هست که گاهی شما در درجاتی از این اطعام کننده به مسکین قرار داشته باشی و ممکن هم هست که قرار نداشته باشی، به این مقوله باید توجه کنی، یا خودت در درجاتی از اطعام کننده وجود داری یا وجود نداری، به این مقوله باید توجه کنی. این مقوله باید برای شما مهم باشه، حتی اگر خودت در زمره فقرا هستی و نمیتونی در زمره ی کسانی قرار بگیری که اطعامی از اموال خودت برای مسکینی داشته باشی که یک سطح از معنای این آیه هست، اینطور نیست که شما مخاطب این آیه نیستی و شما به این آیات نباید توجه کنی. ببنید در آیات سوره ماعون نمیفرماید" الذی سرمایه داران یکذب بالدین "، بلکه میفرماید« الَّذِى يُكَذِّبُ بِالدِّينِ » اونهایی که در دایره تکذیب دین یا تکذیب به وسیله ی دین هستند، چه سرمایه دار هستند و چه سرمایه دار نیستند، چه فقیر هستند و چه فقیر نیستند. همه ی این افراد باید به مقوله ی« طعام المسکین » بها بدهند. توجه کنند، خداوند توجه ما رو به این مقوله جلب کرده است، در این جا به صورت غیر مستقیم و در آیات سوره ماعون سوره فجر سوره حاقّه به صورت غیر مستقیم و در سوره انسان به صورت مستقیم توجه ما رو جلب کرده است. فلانی! به این مقوله توجه کن، این مقوله مقوله‌ی مهمی هست و إلّا چرا در سوره انسان به این شکل مطرح هست که یک افرادی هستند که اونها رفتار طعام المسکین رو دنبال میکنند، ما باید به مقوله ی طعام المسکین توجه کنیم، در اموال خودمون در زندگی خودمون، در پیرامون خودمون و حتی بزرگتر کلّاً به مقوله ی طعام المسکین توجه داشته باشیم.‌

حاصل توجه به مسکین می‌شود توجه به ماعون چراکه عالی‌ترین مصداق اطعام ککنده به مسکین ماعون است

به اطعام کننده ی به مسکین توجه داشته باشیم، هم به مسکین توجه داشته باشیم و هم به اطعام کننده به مسکین توجه داشته باشیم. عالیترین اطعام کننده به مسکین در سوره ماعون،« ماعون » هست، به« ماعون » توجه داشته باشیم. وقتی به این مقوله توجه داریم باید به« ماعون » توجه داشته باشیم، اون کسی که به طعام المسکین توجه داره از این جهت که تنها یک بخشی از اموالش رو گاهی به مسکین میبخشه، این کافی نیست، خوب هست باید باشه ولی کافی نیست، باید به مقوله ی طعام المسکین توجه داشته باشه. مقوله ی طعام المسکین در سوره انسان هست باید به اون مقوله توجه داشته باشه. وقتی به این مقوله توجه داشته باشه هم به جهت اطعام کننده باید توجه داشته باشه و هم به جهت مسکین باید توجه داشته باشه و هم به اطعام باید توجه داشته باشه. گاهی خودش جزء کننده هست و گاهی خودش جزء مسکین هست، به این مقوله باید توجه داشته باشه. آقا! اگر جزء مسکین ها هم هستی در موقعیتی جزء مسکین ها هستی باید به این مقوله توجه داشته باشی، به مقوله ی طعام المسکین باید توجه داشته باشی که این بحث میره ذیل سوره انسان ، مسکین کجا و مسکین چه کسی هستی؟ طعامت رو از چه کسی میگیری؟« انظر الی طعامک » طعامت رو از چه کسی میگیری؟ از کجا میآد؟ « وَ لَا يحَُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ(3الماعون) » برای طعام المسکین هیچ راهکاری نمیبینه، هیچ عکس العمل نشون نمیدهند، هیچ چاره ای نمی اندیشند،تکانی نمیخورند، تشویق و ترغیب نمیکنند.‌

شاخص‌ترین رفتار مکذبان دین سوره ماعون در نمازگزاران، سهو در نماز، ریاکاری و منع از ماعون است

خب در فراز ابتدایی سوره ماعون فرد یا افرادی مطرح هستند که اهل تکذیب هستند، این افراد یک سری ویژگی های رفتاری دارند، یتیم ها را میرانند، با یتیم ها رفتار صحیحی ندارند، نسبت به طعام المسکین عکس العملی ندارند، رغبتی ندارند، به تبع این تکذیب و اینگونه رفتار یک سری رفتارها در این افراد و در پیرامون این افراد شکل میگیره که خداوند شاخص ترین اون رفتار ها رو در مصلین مطرح میکنه. مصلین در اینجا اهل سهو در نماز هستند و اهل ریا هستند و از ماعون ممانعت میکنند. جالب هست که نمیفرماید که اینها به رفتار ماعونی نمیپردازند، اینها به رفتار معن نمیپردازند بلکه از ماعون ممانعت میکنند، شما اون بحث« يَدُعُّ الْيَتِيمَ » و« لَا يحَُضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ » رو ارتباط بدید به بحث« يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ ». خیلی انتظار نیست که شما به همه ی مسکین ها بپردازید، حتی ممکن هست که خودت فقیر باشی و نتوانی که بپردازی، خب باید چه کار بکنیم؟« به مقوله ی طعام المسکین توجه داشته باشی ». توجه به مقوله طعام المسکین داشتن یعنی به« ماعون » توجه داشته باشی، مانع ماعون نشی. ‌

ابرار مطرح در سوره انسان، عالی‌ترین مصداق ماعون

این یک فضای رفتاری اولیه اش خیلی زیباست چه برسه به مصادیق عالی. یک افرادی هستند که در قبال یتیم و طعام المسکین که حاضر هستند از ضروریات زندگی شون بگذرند، از وجود شون مایه بگذارند، عالیترین این افراد« ابرار » در سوره انسان هستند، در سوره ماعون مطرح هست که به این مقوله توجه داشته باش و مانع اون افراد نشو.‌

منع کنندگان از ماعون، حصر در مصلین سوره ماعون نیست

اینکه مانع ماعون نشو یعنی چی؟ مگه ما مانع ماعون میشیم؟ ببینید آیه صریح قرآن هست که یک افرادی هستند که اهل نماز هستند و در نمازشون یک ویژگی هایی هم دارند که بجای خود، اینها« يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ ». آقا ما که اصلا مانع ماعون نمیشیم، مگه شما مانع ماعون میشی؟ جالب هست که خداوند قبل از بحث« يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ » یک ویژگی هایی مطرح میکنه که معیاری برای سنجش انسانها باشه، ممکن هست که خود اونها متوجه نباشند که« يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ » هستند، فهم این مقوله برای اونها سخت باشه که« يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ » هستند ولی از قبلش میتوانند خودشون رو بررسی کنند، آیات سوره ماعون میفرماید که ممکن هست افرادی جزء مصلین باشند( آیا افراد دیگری هم میتوانند جزء« يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ » باشند؟ بله افراد دیگری هم میتوانند باشند ) در اینجا یک دسته از افرادی رو مطرح میکنه که ممکن هست که حتی به ذهن شون نرسه که اینها« يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ » هستند، جزء افرادی هستند که مانع ماعون هستند. اونها رو مطرح میکنه که بقیه حساب کار دستشون بیاد. ای فلانی های نمازگزار! وقتی نماز تون این ویژگیها رو داره، شما در زمره ی کسانی هستید که« يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ » هستید، قابلیت این رو دارید که مانع ماعون باشید. شما ممکن هست بفرمایید آقا باور کنید اگر همسایه من همه ی اموال درون خانه اش رو، همه ی اموال ضروری اش رو به یک مسکینی ببخشه من اصلا او رو ممانعت نمیکنم، پس من جزء« يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ » نیستم. طبق آیات عرض میشه که اصلا ربطی نداره. الان شما تشریف میبرید در فرهنگ غرب، اونجایی که دین هم ندارند، فلان فرد همه ی اموالش رو به یک مسکین ببخشه کسی میآد جلوی او رو بگیره؟ میگن بخشید دیگه، پس اونها چه آدمهای خوبی هستند، شما میتونی چنین نتیجه ای بگیری؟ نه! پس اونها جزء« يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ » نیستند، میتونی چنین نتیجه ای بگیری؟‌

مطابق مابقی هم‌نشین‌های نماز در آیات دیگر، فاعل مصلین سوره ماعون و مانعین از ماعون یکی است

در بحث های مربوط به هم نشین های نماز وقتی نماز مطرح هست و هم نشین مطرح هست عموما فاعل یکی هست، مطرح هست مثلا« يُقيمُونَ‏ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ »،« يُقيمُونَ‏ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون‏ ». یا در مورد آیات دیگر داریم« فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ( الکوثر2) ». فاعل رسول الله صلوات الله علیه و آله هستند یا در برخی آیات دیگر در مورد همنشین‌های نماز فاعل هردو، هم نماز و هم همنشین نماز رسول الله صلوات الله علیه و آله هستند و یا اینکه فاعل یکی هست. در بحث فاعل نماز و فاعل منع از ماعون یکی هست( نه ماعون ). مصلین همون کسانی هستند که از ماعون منع میکنند نه خود ماعون. مصلین حتی دعوت نشده اند به اینکه رفتار مَعَنَ داشته باشند بلکه اگر در اینجا معکوس رو در نظر بگیریم مصلین دعوت شده اند به اینکه منع از ماعون نکنند، جلوی ماعون نایستند.‌

در سوره ماعون بحث این هست که جلوی فاعل قوی رفتار مَعَنَ می ایستند. یک فاعلی وجود داره، یک کسی وجود داره که به شدت فاعل رفتار مَعَنَ هست، در پیش روی او مانع ایجاد میکنند. چه کسانی اینکار رو میکنند؟ اون کسانی که اینکار رو انجام میدهند حتی ممکن هست جزء نمارگزاران باشند و نمازگزارنی که در نمازشون سهو دارند و اهل ریا هستند.‌

تمام رفتارهای منفی مطرح در سوره ماعون، در درون تکذیب دین

ماعون قرار هست که چه کار کنه؟ در فراز ابتدایی سوره دو مقوله مطرح هست، یک مقوله ی تکذیب دین و یک مقوله ی رفتار در قبال یتیم و مسکین. وقتی شما بحق رو مفهومی بررسی میکنی ماعون به اون رفتار در قبال مسکین و یتیم نزدیک هست. اون کسی که تکذیب دین میکنه انگار با اون سطح از تکذیب دین یک رفتاری انجام میده که اون رفتار برخورد نا صحیح با یتیم و مقوله ی طعام المسکین هست.« فَذَالِكَ الَّذِى يَدُعُّ الْيَتِيمَ(2الماعون) » در واقع همون رفتار« يُكَذِّبُ بِالدِّينِ » در بطن اش همین رفتار« يَدُعُّ الْيَتِيمَ » وجود داره و رفتار نا صحیح نسبت به مقوله ی طعام المسکین این افراد مانع ماعون میشوند، در ازای این رفتار ممانعت از ماعون وجود داره، قرار هست که ماعون نسبت به مقوله ی طعام المسکین و یتیم رفتاری نشون بده، اونها مانع میشوند.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است