انبیاء ع سعی می‌کردند در تدبیر امور خدایی نقش داشته باشند یعنی در برپایی آن امر سهیم بودند.


انبیاء ع سعی می‌کردند در تدبیر امور خدایی نقش داشته باشند یعنی در برپایی آن امر سهیم بودند.

دوشنبه-23جمادی الثانی 1436-حکیم-جلسات تدبیر‌

تدبیر امور موضوعی است که در قرآن، نظام عالم و نظام بشر وجود دارد.

بسم الله الرحمن الرحیم؛ در قرآن بحثی وجود داره با عنوان« تدبیر امور»(یعنی در نظام عالم وجود داره، در نظام بشر وجود داره).‌

« تدبیر امور» یعنی هم امور نسبت به یکدیگر تدبیر دارند و همینطور در تحقق یک امر نیز تدبیر وجود دارد

یا به تعبیر کلی تر در کل نظام خدا از جایی که امور مطرح هستند« تدبیر امور» وجود داره،« تدبیر امور» مطرح هستند.‌

« تدبیر امور» یعنی اینکه هم امور نسبت به یکدیگر تدبیر دارند و هم در یک امر ودر تحقق یک امر تدبیر وجود داره.‌

خب جالبه، بر اساس این بحث هم امور جزئی و هم امور کلی دارای تدبیر هستند، اگر یک ماجرایی انجام شده، یک امری تحقق پیدا کرده اون دارای یک« تدبیر» بوده و باید« تدبیر» اون رو پیدا کرد، هم امور جزئی و هم امور کلی.‌

پس ماجراهای بزرگ دارای تدبیر هستند( هرچند ماجراهای کوچک هم هستند) یعنی اینکه ببینید؛‌

تدبیر اموری از قبیل غدیر، عاشورا و امر الله در قرآن مطرح شده است.

آیا غدیر خم یک« امر» بوده؟ میفرمایید بله، یکی از امور بزرگ خداست، امر غدیر خم دارای تدبیر هست و« تدبیر» او در قرآن مطرح هست. ‌

آیا ماجرای امام حسین علیه السلام یک امر بوده؟ بله. این ماجرا هم دارای« تدبیر» هست و« تدبیر» او در قرآن مطرح هست.‌

آیا امر الله یک امر است؟ بله. پس«تدبیر» او در قرآن مطرح هست.‌

این جالبه؛ به یک تعبیری مثلا در بحث غدیر خم میشه گفت« سریال غدیر خم»، پس ماجرای غدیر خم دارای« تدبیر» هست،« تدبیر» این ماجرا از چه زمانی شروع شده؟ از زمان خلقت آدم علیه السلام. تذکر این ماجرا منظور نیست ها! بلکه« تدبیر» این ماجرا مورد نظر هست. منظور ماجرایی شبیه به ماجرای غدیر خم نیست ها! نه اینکه ماجرایی شبیه به اون گذاشته شده که انسان ها درس بگیرند بلکه« تدبیر ماجرای غدیر» از زمان خلقت بوده.‌

همینطور تدبیر ماجرای امام حسین« علیه السلام» از چه زمانی بوده؟ میبینیم از زمان خلقت آدم علیه السلام بوده.‌

تدبیر ماجرای« أمر الله» از چه زمانی بوده؟‌

ماجراهای کوچکتر لزوما تدبیرشون از خیلی قبل نیست، مثلا از سه ماه قبل تدبیر یک امر شروع شده و در سه ماه بعد هم به سرانجام رسیده.‌

رفتار انبیاء ع در گذشته هم ذکر ماجراهای بزرگ آینده بوده و هم درس گرفتن از آن ماجراها ولی دلیل اصلی رفتارهایشان تدبیر آن ماجراها بوده یعنی می‌خواستند در برپایی آن امور نقش داشته باشند.

ببینید در یک امر و برای یک امر موضوعات مختلفی درگیر هست( مثال عرض کنیم) مثل سریال؛ شما قسمت اول یک سریال رو میبینید و میبینید که یک محیطی، یک" لو کِی شِن" در سریال وجود داره، یک بازیگر هایی دارن بازی میکنند، بازیگر نقش اول فلانی هست، بازیگر نقش دوم فلانی هست و این آدم ها هم در سریال هستند و یک موضوعی هم در قسمت اول سریال مطرح شد.‌

فرض کنید قسمت دومی به شما نشون بدن( یعنی یک سریالی، یک قسمتی از یک فیلمی به شما نشون بدن) که شما نگاه میکنید میبینید هیچ یک از اون بازیگر های قسمت اول در اون نیستند، محیط سریال در قسمت دوم هم محیط سریال در اون قسمت اول نیست، موضوع هم اون موضوع نیست، لذا شما میگی این قسمت ربطی به اون قسمت نداره، اینها دو تا قسمت پشت سر هم نیستند، دو قسمت از یک سریال نیستند و برعکس اگر یک زمانی یک قسمت سریالی رو به شما نشون بدن و در اون قسمت بازیگرانی باشن، موضوع و محیطی باشه و در اون قسمت نتایجی هم گرفته بشه و بعد دو ماه بعد به شما بگن که تشریف بیارید یک سریال ببینید، یک فیلم ببینید، شما به این فیلم نگاه میکنی و میبینی که این بازیگر ها آشنا هستنئد، موضوع فیلم و محیط فیلم هم آشنا هست، ده دقیقه که از سریال میگذره میگی انگار که این فیلم ادامه‌ی یک فیلمی هست که من دیده بودم. لذا شما میگی که:" اینها دو قسمت از یک سریال هستند، پشت سر هم هستند و این‌بار دیگه زرنگ تر میشی و انتهای قسمت دوم میگی که یک چیزهایی بی پاسخ ماند و باید پاسخ داده بشه، انگار که این فیلم دو قسمتی نا تمام مونده، باید ادامه پیدا کنه".‌

یعنی وقتی که شما هم بازیگرها و هم محیط و هم محتوا و موضوع رو خوب بشناسی میتونی یک سریال رو درست تشخیص بدی، قسمت هاش رو درست تشخیص بدی و تشخیص بدی که آیا باید ادامه پیدا کنه یا نه؟ تشخیص بدی که آیا نیمه تمام مونده یا تمام شده؟‌

ماجرای ابراهیم علیه السلام( برخی از ماجراهایی که ایشون داشتند)؛ مثلا رفتارشون با اساعیل علیه السلام، آیا این بوده که میخواهند که شبیه به ماجرای امام حسین علیه السلام باشن؟ یا این بوده که این بخشی از تدبیر ماجرای امام حسین علیه السلام بوده؟‌

ماجرای یحیی علیه السلام، ماجرایی شبیه به ماجرای امام حسین علیه السلام هست یا بخشی از تدبیر ماجرای امام حسین علیه السلام هست؟‌

آیا انبیاء و رسل علیهم السلام در تدبیر ماجرای غدیر نقش داشتند؟ اگر نقش داشتند نقش شون کجاست؟‌

آیا در تدبیر ماجرای امام حسین علیه السلام نقش داشتند؟ نقش شون کجاست؟ ما فقط همین قدر از ماجرای انبیاء و رسل علیهم السلام در ماجرای امام حسین علیه السلام میدونیم یا میپردازیم که همه ی انبیاء و رسل علیهم السلام گذرشون به کربلا خورد، پاشون به یک سنگی گیر کرد و یا خون اومد و بعد نشستند و متوجه این ماجرا شدند و عزاداری کردند و گریه کردند.‌

رسول الله صلوات الله علیه در تدبیر ماجرای امام حسین علیه السلام نقش داره، حتی تا لحظه ی آخر تدبیر میکنه، حتی در لحظات آخر امام حسین علیه السلام نقل میکنند که:" رسول الله صلوات الله علیه به خواب من اومد و به من گفتند که باید این راه رو بری، خدا خواسته تو رو کشته ببینه، مشیت خدا کشته شدن تو هست، باید این راه رو بری".‌

به تعبیری زمینه سازی ظهور امام ع به معنی تدبیر ماجرای ظهور امام ع تدبیر امر الله می‌باشد.

و همینطور بحث« امر الله» و ماجرا« ظهور امام علیه السلام». بخشی از رفتار ذکر ماجراست، بخشی از رفتار درس گرفتن از اون ماجراست ولی یک رفتار هم تدبیر اون ماجراست و بزرگترین خوبان سعی میکنند که در این مسیر باشن و در تدبیر ماجرای ظهور نقش داشته باشن، در تدبیر ماجرای امر الله نقش داشته باشند، در چیدمان امور، موضوعات و مقولات به سمت امر الله، در فضای ماجرای امر الله نقش داشته باشند. به یک تعبیری زمینه سازی ظهور امام علیه السلام یعنی تدبیر ماجرای ظهور امام علیه السلام، یعنی تدبیر امر الله.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است