بررسی سوال سوره انسان


بسم الله الرحمن الرحیم‌

بررسی سوال سوره انسان

پنج‌شنبه 29 ربیع الاول 1438 -نواب – جلسات عمومی(دعای کمیل)‌

سوال سوره انسان اگر به این صورت بود که «ای انسان آیا بر تو دوره ای گذشته که شی قابل ذکری باشی؟»، سوال کاملی نمی‌شد

بله سوال ابتدای سوره انسان، یک سوال کار درسته، یک سوال محکمی هست، یک سوال اساسی هست، یک سوال حساب شده است، می تونست به روش های دیگری سوال پرسیده بشه سوال، سوال کاملی نبود، سوال، سوال تعیین کننده ای نبود، مثلا اگر پرسیده میشد که ای انسان آیا بر تو دوره ای گذشته که شی قابل ذکری باشی؟ خب ممکن بود برخی ها جواب بِدن که بله، بلاخره یک کسی در یک دوره ایی در یک لحظه ایی در یک زمانی یک عملی یک رفتاری داشت که مورد ذکر خدا بوده.پس پاسخش این میشد، بله. بر من دوره ای گذشته که قابل ذکر خدا بودم، مورد ذکر خدا بودم. از این سوال و جواب چیزی در نمیاد، خداوند دنبال این سوال و جواب نیست، این سوال ممکنه جای خودش رو داشته باشه، از یه کسی بپرسن آیا در طول عمرت یه بار یه کار خوب انجام دادی؟ ‌

سوال سوره انسان، مشخص کننده انسان مرتفع

این سوال جای خودش رو داره، سوره ی انسان دنبال این سوال نیست، دنبال این شاخص و معیار نیست، یک سوال جامع پرسیده، یک سوالی که همه ی جهات رو در میاره، یک سوالی که پاسخش تعیین کننده یک انسان بسیار عالی یا غیر از اون هست. سوال اینطوره، ای انسان آیا بر تو دوره ای گذشته که شی قابل ذکری نباشی؟ این سوال تعیین کننده هست، خط مرز بین ارتفاعات انسان و پایین اون هست. پاسخ سوال یک انسان، انسان عالی رو مشخص میکنه، انسان مرتفع رو پیدا می کنه و الا ممکنه خیلی از انسان ها باشن و الان ارتفاع خاصی هم نداشته باشن، یه دوره ای، یه لحظه ای از عمرشون گذشته که مورد ذکر خدا بودن. سوال به درد بخوری نیست، سوال جامعی نیست، معرفی به درد بخوری نیست. این سوال سوالی هست که پاسخش معرفی اساسی هست. معرفی یک انسان مرتفع . خیلی سوال حساب شده ست، هر سوال دیگری اینجا بود ، نمی تونست اینقدر موجِز و گویا و جامع و کامل باشه.این سوال فاصله ای انسان رو تا انسانیت نشود میده، اگر سوال پرسیده میشد که ای انسان آیا دوره ای بر تو گذشته که شی قابل مذکوری باشی؟ پاسخ میدادیم بله، خب خلاص، همه مون خوب هستیم، ولی نحوه ی سوال پرسیدن آیه یک سوره ای انسان، فاصله ی انسانها رو تا انسانیت نشون میده، ای انسان دوره ای برتو گذشته که شی قابل ذکری نباشی؟ سوالی ست که پشت سرش خیلی فکر هست، انسانی که به این سوال پاسخ میده به فکر وادار میشه، به دغدغه می افته، به چالش کشیده میشه، خدایا تو چرا اینطور از من سوال میپرسی؟ منظورت چی هست؟ ‌

سوال سوره انسان، حاکی از لزوم همیشه خوب بودن

خدایی که لحظه ها براش مهم هست، خدایی که لحظه لحظه های عمر انسان برای او مهم هست، اینکه یه لحظه آدم خوبی باشی این مد نظر خدا نیست، برای خدا این مهمه که یه لحظه هم آدم بدی نباشی. خیلی عجیبه، خیلی جالبه، برای خدا این مهمه، یه لحظه هم آدم بدی نباشی، نه اینکه چند لحظه آدم خوبی باشی؛ معیار انسان مرتفع رو اینجا گذاشته، مقام اهل بیت علیهم السلام رو میخوایم ببینیم در این آیه ببینیم. اصلا مقام انسان های مرتفع رو می خوایم ببینیم در این آیه ببینیم. کی می تونه به این سوال پاسخ منفی بده؟ انسان های والا، انسان های مرتفع، انسان های با فضلیت رو در پاسخ به این آیه باید پیدا کرد؛ کسانی که اوقاتی در زندگی شون پیدا نمی کنی که مورد ذکر خدا نبودند؛ خداوند اینطور به یک انسان نگاه می کنه، اینقدر اوقات انسان برای خدا مهم هست، اینقدر دعوت می کنه که انسان به اوقات عمر خودش توجه داشته باشه. ماها انسان ها عادت کردیم که در لحظه هایی خوب باشیم در اوقاتی خوب باشیم برنامه هایی بگذاریم که در اون برنامه ها، در زمان های معینی آدم خوبی باشیم؛ از سوال اول سوره ی انسان این برمیاد : ای انسان تو باید همیشه خوب باشی، تو باید همیشه مورد ذکر خدا باشی، هیچ (حينٌ‏ مِنَ الدَّهْری)، هیچ اوقاتی از روزگار تو، بر تو نباید بگذره که مورد ذکر خدا نباشی، به قول بعضی ها خداوند با این سوال فرد رو آچ مَز میکنه.‌

اهل بیت ع، عالی‌ترین مصداق سوال سوره انسان

عالیترین مصداق پاسخ منفی به آیه اول سوره انسان اهل بیت علیهم السلام هستند؛ هیچ انسانی نمی تونه اِدّعا کنه که من به این مقام رسیدم، فقط اهل بیت علیهم السلام هستن که می تونن پاسخ بدن که نه هیچ دوره ای بر ما نگذشته که شی مورد ذکر خدا نباشیم، مذکور خدا نباشیم؛ هیچ کسی نمی تونه در این پاسخ با اهل بیت علیهم السلام هم ترازی داشته باشه.‌

انسان‌ها باید با حالت مسکین، یتیم و اسیر به سراغ ابرار بروند

انسان ها باید برن سُراغ این انسان ها، سایر انسان ها باید برن سراغ این دسته از انسان ها، این دسته از انسان ها عنوان شون هست ابرار، بقیه ی انسان ها باید برن سراغ اینها، با چه حالتی؟ با حالت مسکین، یتیم و اسیر، یه سری انسان ها هم نمیرن.‌

انسان‌های غیر مذکور باید جایگاهشان را نسبت به انسان‌های مذکور پیدا کنند

انسانها دو دسته هستن، سوال اول سوره ی انسان جدا کننده ی انسان ها به دو دسته هست، دسته ای شی قابل ذکر، دسته غیر قابل ذکر. پس دو دسته، دسته ای که در تمام اوقات عمرشون شی قابل ذکر بودن و دسته ی دیگر. این دسته دیگر افراد مختلفی هستند، یا گاهی قابل ذکر بودنن. یا اصلا قابل ذکر نبودن، دو دسته انسان، دسته ای که در تمام اوقات زندگی شون شی قابل ذکر خدا بودن و دسته ای دیگر، دسته ای دیگر باید جاشون رو پیدا کنند، جای دسته ای دیگر یعنی هر کسی که پاسخش به این سوال بله هست یعنی اوقاتی بر من گذشته که شی قابل ذکر نبودم، باید جا شو پیدا کنه. بهترین روش بهترین جایگاه دقیق ترین جایگاه مسکین، یتیم و اسیر افراد مورد نظر سوال یک هست. ابرار، انسانهایی که هیچ زمانی بر اونها نگذشت که شی مورد ذکر خدا نباشن، بقیه ای انسان ها باید رابطه شون رو با این افراد معلوم کنند.‌

سوال سوره انسان، مشخص کننده سردمداران انسان‌ها

این سوال در سوره ای انسان سردمداران انسان ها رو معلوم میکنه، بزرگان از انسانها رو پیدا میکنه، خط دهنده ای افکار انسان ها به جستجوی بزرگان انسان ها ست. این سوال برای ما چند تا سوال پیش میاره، یکی اش سوال از ماست، آیا برتو دوره ای گذشته که شی قابل ذکری نباشی؟ خب پاسخ اینکه بله، ولی یک سوالات تبعی برای ما پیش میاره، خدایا مگه انسانی هست که دوره ای بر او نگذشته باشه که شی قابل ذکری نباشه؟ ‌

وجود سوال سوره انسان، حاکی از وجود انسان‌هایی که در تمام دوران مذکور خدا هستند

اگر هیچ انسانی نتونه به این سوال پاسخ بده این سوال عبس هست، این آیه قرآن عبس هست، نباید اینجوری خداوند سوال می پرسید؛ وقتی خداوند اینطور سوال پرسیده یعنی انسان هایی هستند انسان هایی وجود دارن که هیچ دوره ای نبوده در زندگی شون که شی قابل ذکر خدا نباشن. همیشه مورد ذکر خدا بودند، این اصلا اثبات وجود انسان هایی هست که در تمام عمرشون شی قابل ذکر خدا بودن؛ وجود این سوال در قرآن یعنی اثبات وجود این انسان ها، لحظه لحظه ای عمرشون تمام دوره ای عمرشون ، حينٌ‏ مِنَ الدَّهْر ، از طفولیت تا کهولت، انسان مورد ذکر خدا بودن، دوره ای در زندگی شون پیدا نمیکنی که انسان مورد ذکر خدا نباشن. وجود این سوال در قرآن یعنی اثبات وجود این انسانها، چه کسی می تونه ادعا کنه که این انسان هست، چه کسی می تونه ادعا کنه که من در زمره ی این انسانه ها هستم، خداوند این سوال رو در قرآن پرسیده که من پیدا بشم، من معلوم بشم، شما به من برسید، هیچ اشکال نداره، هر کسی می تونه ادعا بکنه ، ادعا بکنه، زندگیش رو بررسی می کنیم از دوران طفولیت تا دروان کهولت، کل دوران دنیاش رو بررسی می کنیم؛ در دوران جوانیش رو بررسی می کنیم می بینیم مشرک بوده، پس این نمی تونه مصداق این انسان باشه چون یه دوره ای در زندگیش هست که مورد ذکر خدا نبوده؛ یک دوره ای از زندگی رو بررسی می کنیم می بینیم که عرب جاهلی بوده، یه دوره ای از زندگیش رو بررسی می کنیم می بینیم یاغی بوده، یه دوره ای از زندگی فلانی رو بررسی می کنیم می بینیم که بت پرست بوده، ولو یک روز، اون نمی تونه مصداق این آیه باشه؛ ابن آیه، این سوال در سوره ی انسان برای اینکه ما آدم های خاصی رو پیدا کنیم.‌

یک جهت سوال سوره انسان، توجه دادن به انسان‌ها در مورد لحظه لحظه اوقاتشان

ببنید برای خداوند معلومه، برای ما هم معلومه، دوره هایی در زندگی ما بوده که ما مورد ذکر خدا نبودیم، یک جهت این سوال تذکر به ماست که به اوقاتت توجه کن، به دوره های زندگیت توجه کن برای خداوند اوقات زندگی تو خیلی مهمه، لحظه لحظه هاش مهم، دوره هاش مهمه، به دنبال این باش که در تمام دوره های زندگیت، در تمام لحظات زندگی مورد ذکرخدا باشی.‌

یک جهت سوال سوره انسان، یافتن انسان‌هایی که دائما مذکور خدا هستند

یه جهت دیگه سوال اینکه ببین یه آدم هایی هستن، یه انسان هایی هستن که هیچ دوره ای بر اون ها نگذشته که مورد ذکر خدا نباشن- اونها رو هم پیدا کن، شما اینجا معنا کنید سوره ی انسان سوره‌ی ماست، اهل بیت علیه السلام می فرمایند قریب به این مزمون که سوره ی انسان سوره ی ماست، سوره ای ماست یعنی شما اگه در سوال اولش درست وارد بشی ما رو پیدا می کنی کس دیگه رو پیدا نمی کنی، هیچ کس نمی تونه ادعا کنه که سوره ی انسان سوره ی ماست، اثبات سردمداری برخی از انسان ها در سوره ی انسان هست. آقا این برخی از انسانها کی هستن ؟ چجوری پیداشون کنیم ؟ خداوند یک شاخص داده، خیلی هم سخت نیست یه شاخص مهم در آیه یک، در آیه اول سوره انسان، هیچ دوره ای در زندگی اینها نبوده که اینها انسان مورد ذکر خدا نباشن، همیشه انسان مورد ذکر خدا بودن. پیدا کنید کی اینجوری بوده. اصلا چه کسی می تونه ادعا کنه اینطور بوده. جالبه هیچ کس غیر از اهل بیت علیهم السلام حتی ادعا این موضوع رو نمیتونه بکنه، و تقریبا هیچ کس این ادعا رو نکرده، چون هر کی ادعا بکنه به محض اینکه ادعا می کنه خودش رو ضایع می کنه؛ به محض اینکه ادعا کنه من انسانی بودم که هیچ دوره ای بر زندگیم نگذشته که مورد ذکر خدا نباشم خودش رو ضایع می کنه، چون معلوم هست که اینجوری نبوده، نمی تونه چنین ادعایی بکنه، از عالی ترین فضیلت های اهل بیت علیهم السلام اینه، هیچ دوره ای در زندگی شون نبوده که شی قابل ذکری نباشن. ‌

تناقض رفتارهای اهل سقیفه با سوال سوره انسان

گاهی اوقات نباید سر بعضی از موضوعات بحث کرد، مثلا اینکه آقا فلان روز کی معرفی شد یا نشد، کی برای امامت معرفی شد یا نشد اونها هم جای خود. ولی یه بحث قرآنی، آقا کسی می تونه سردمدار انسان ها باشه که هیچ دوره ای در زندگیش وجود نداشته باشه که شی قابل ذکر خدا نباشه، چه کسی می تونه ادعا کنه، این آیه یک رو باید سر در ورودی اون جلسه ی سقیفِه می نوشتن، بعد بگن هر کی می تونه به این آیه پاسخ منفی بده وارد این اتاق بشه. در صدر اسلام معکوس این سوال رو بنا کردن، یعنی انگار که خداوند پرسیده چه کسی بوده که در دوره هایی از زندگیش مورد ذکر خدا بوده، برخی فضیلت های خودشون رو شمردن، من در اون موقع این کار رو کردم، من در رکاب رسول الله اینجوری بودم، من در فلان جنگ این رشادت ها رو داشتم، آقا اینها رو وِلِش کن، چه کسی بوده یه دوره ای تو زندگیش پیدا بشه که مورد ذکر نبوده اونها حذف هستن. سردمدار انسانها باید اینجوری باشه، بله سوال اول سوره انسان، سردمداران انسان ها رو معلوم میکنه، این سردمداران ویژگی های خاصی دارن، اول اینکه در زمره ی انسان ها هستن، خودشون انسان هستند. در بین انسانها به دنبال سردمدار بگردید، در جنسیت انسان بودن مثل همه ی انسان ها هستند، دوما اینکه میان در دوره دنیا زندگی می کنند ، اونها هم روزگاری دارن، میان در روزگار مثل شما زندگی می کنند، سوما اینکه بر اون ها هم دوره های مختلفی می گذره، ولی یک سری ویژگی ها دارن، وجه تمایزشون از اینجا شروع میشه، لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً اونها شی مذکور هستند، آنها پیوسته شی مذکور هستند آنها در کل روزگار زندگی شون، شی مذکور هستند، در هیچ دوره ای از زندگی شون بنا بر هیچ شرایطی نمیتونه فضایی بر اونها حاکم بشه که شی مذکور نباشند، هیچ شرایطی نمی تونه بر اونها تحمیل بشه که شی مذکور نباشند، در زندان باشند یا آزاد باشند در جنگ باشند یا در صلح باشند در خواب باشند یا در بیداری باشند در طفولیت باشند یا در کهولت باشند در مریضی باشند یا در سلامت باشند، هیچ شرایطی نمی تونه بر اونها واقع بشه که نتیجه واقع شدن اون شرایط، این باشه که اونها شی مذکور خدا نباشند در هر شرایطی اونها انسان مذکور هستند. ‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است