اطعام ابرار به انسان مذکور


اطعام ابرار به انسان مذکور

دو‌شنبه14 صفر 1438 -سفر اربعین 95 ‌

شیء مذکور بودن دوستان در هنگام رسیدن به حرم امیرالمومنین ع

این صحنه یادت باشه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ - هَلْ أَتىَ‏ عَلىَ الْانسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيًْا مَّذْكُورًا (1) آیا ای انسان بر تو اوقاتی گذشته که شیء مذکوری نبودی؟ تو میگی خیلی ولی یکجا یادمه شیء مذکور بودم . پاسخ این سوال رو آدم میتونه بگه خیلی خیلی اوقات بود که من شیء مذکور نبودم ولی بعضی اوقات تکو توک یادم میاد گمان میکنم شیء مذکور بودم. یک روزی با چند تا از بچه ها جمع شده بودیم داشتیم میرفتیم حرم امام علی ع نزدیکی در رسیدیم حس کردم شیء مذکورم.‌

خداوند انسان مذکور را به سمت خود ولایت می‌نماید

این که میام توی وادی مسکین و یتیم و اسیر درب خانه ابرار بودن، اینها انسان مذکور میخواهد، شیء مذکور میشوند. اصلی ترین گروهی که خداوند برای شیء مذکور شدن در سوره انسان مطرح میکنه مسکین و یتیم و اسیر درب خانه ابرار است. (راستی گاهی جابهجا صحبت میکنیم ، اشکال ندارد مفهوم قرآنی واژه قرآنی شیء مذکور گاهی مثلا میگیم مورد توجه منظورمان مذکوره و الا مورد توجه فرق داره.) إِنمََّا نُطْعِمُكمُ‏ْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ جَزَاءً وَ لَا شُكُورًا (9) مذکور یعنی مورد ذکر، کسی که مورد توجه قرار میگیره لزوما قلبش مطمئن نمیشه کسی که مذکور میشه به سمت اطمینان قلب حرکت میکنه .شاید الان یکی به رسول الله بفرماید که مثلا عرض میکنم فذکَّر فی کتاب الایتام ..... در یک گوشه کتاب هم این ایتام رو ذکر کن وقتی خداوند کسی رو ذکر میکنه او رو به سمت خودش میکشونه توی ذکر این ماجراست . در ماجرای توجه به یک کسی توجه میکنند یک چیزی میدن دستش. توی ماجرای ذکر او رو به سمت خودش میکشونه اول قلبش رو به سمت خودش میاره او رو ولایت میکنه. در ماجرای ذکر ولایت وجود داره، او رو میاره به سمت خودش میاره در حیطه خودش جا میده انسان سعی کنه که مورد ذکر خدا قرار بگیره. ‌

اطعام به یتیم و مسکین و اسیر از غذای سر سفره است

میفرماید إِنمََّا نُطْعِمُكمُ‏ْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ جَزَاءً وَ لَا شُكُورًا (9) اونجا هستی به دستت طعام میدم برو استفاده کن. یک موقع میفرماید وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا (8) یک طعامی سر سفره من هست میارمت اونجا این طعام رو بخوری، یک موقع توی خونه خودت غذا میدم، یک موقع میارم سر سفره خودم، سر سفره ابرار می نشونمت مگیم با ابرار بنشین و غذا بخور و با ابرار بنشین و طعام بخور. اون ماجرایی که در روایت میفرماید امیر المومنین ع رفت قرض کرد یا اینها...نشون میده که واقعا تنها غذای سر سفره است .داستان میخواهد نشون بده که رفت قرض کرد و کار کرد اون طعام رو گرفت آورد اینها مهم نیست ، جزئیاته جای خودش نکته داره جزئیاتی که اصل داستانش اینه که تنها غذای سر سفره بود ، این رو باید برداشت کنی قیمت داشت باشه .تنها غذای سر سفره که با دستان حضرت زهراء س طبخ شده درست شده سر سفره است میخواهند خودشون بخورند. یک انسانی میاد پشت در، شیء مذکوره،باید بیاریمش همین طعام رو بخوره، این قیمت داره . میره همین انسان دوباره میاد باید بیاریمش همین طعام رو بخوره،ولی عنوانش از مسکین میشه یتیم باید بیاد همین غذا رو بخوره ، میره دوباره همون انسان میاد در غالب اسیر ، دیگه اسیر شده میاریمش همین غذا رو بخوره .یک غذایی رو حضرت زهراء س برای ابرار طبخ کرده البته مِزَاجُهَا كَافُورًا (5) اون اصلش اون کسی که داره این ماجرا رو رقم میزنه در پس پرده است دست اون دست طبخ کننده این ماجرا در پس پرده است غذا رو طبخ کرده جلوی ابراره سر سفره ابراره اون آدمها رو میاره که بیاند این غذا رو بخورند. این خیلی قیمت داره .‌

گستردگی بیشتر اطعام امام حسین ع به مسکین و یتیم و اسیر

روایت مطرح است که (بر فرضی که درست باشه) امام حسین ع دوست داشته اون غذا رو به آدمهای بیشتری بده قریب به این مضمون که، مطرح میشه که این کاررو نکن ، با این کار رو نکنش کار نداریم ، اینها باز جزئیات است .امام حسین ع بیشتر پخش میکنه یک کسی یک ذره مسکینه میگه به این هم بدم .یک ذره یتیم است به این هم بدم عَلىَ‏ حُبِّهِ خیلی مهم است.‌

اطعام ابرار به مسکین و یتیم و اسیر، حاکی از محبتی دوطرفه

این رفتار اون طرفه ببین چند تا رفتار از اون طرف وجود داره در این آیه وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا (8) این که طعام رو میرسونه که او بخوره اطعام غذای خودشون رو عَلىَ‏ حُبِّهِ براساس محبتی که به او دارند .خیلی جالبه براساس محبت خدا ، در فضای محبت خدا این کار رو میکنند. خیلی قیمت داره .ببین اون ابرار میخواند با این رفتار نشون بدن که فلانی ما تو رو دوست داریم. این خیلی مهمه. خیلی از عرفاء و فضلا و علما ونکته بینها دنبال این بودن که محبت هر دو سر باشه .طرف سالها زحمت میکشه در راه معرفت خدا ، بعد مطرح میکنه چه خوش بی محبت هر دو سر بی. سالها از یک طرف محبت کردم که یک نشانه از اون طرف بده که محبت هر دو سر است. بابا آدم چی میخواهد یک نشونه، میخواهد دیگه نشون بدن فلانی محبت هر دو سر است.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است