در بحث سوره عادیات« محصول سوره عادیات تشکیل و ایجاد یک جمع » هست. خداوند قسم میخوره به رفتارهایی بسیار قیمتی، محصول همه ی این رفتارها چی هست؟ مقصد نهایی کجاست؟ اتفاق نهایی که قرار هست بیفته چی هست؟« تشکیل جمع خدایی ».
قیمت جمع خدایی مطرح در سوره عادیات بالاتر از عادیات و ثاراللهی
سوره عادیات با تشکیل یک جمع خدایی تمام میشه، عالیترین بحثی که در سوره عادیات مطرح هست تشکیل یک جمع خدایی است، قیمت اون جمع خدایی در سوره عادیات از قیمت عادیات بالاتر هست چون عادیات بخاطر اون هست. «عادیات ضبحا » بخاطر اون هست. قیمت اون جمع خدایی از« ثاراللهی » بالاتر هست، چون اون جمع محصول ثاراللهی هست. ثاراللهی باید باشه که جمعی به اون صورت شکل بگیره. قیمتی ترین مقوله در سوره عادیات «جمع، تشکیل یک جمع خدایی» هست. شما وقتی با این دید به سوره عادیات نگاه میکنید قیمتی ترین مقوله ای که در سوره عادیات مطرح هست تشکیل یک جمع خدایی هست. بعد از جمع خدایی اون نیمه ی دوم سوره تذکراتی هست که حالا به انسانها در مورد این فضا داده میشه.
سوره عادیات ترسیم کننده مسیر تشکیل یک جمع خدایی
مسیر تشکیل یک جمع عالی در سوره عادیات مطرح هست. چرا عرض میکنیم" جمع عالی، جمع خدایی بسیار قیمتی " ؟ چون مسیری که خداوند مطرح میکنه بسیار قیمتی هست، مسیری هست که خداوند حاضر هست بر روی اون قسم بخوره. وقتی خداوند به چیزی قسم میخوره یعنی آنچیز قابل تکیه است، از نظر خدا قابل اعتماد است. آیا میشه به چیزی قسم خورد که قابل تکیه و اعتماد نباشه؟ اون چیز هم باید قابل تکیه باشه و هم قابل اعتماد باشه و هم قیمتی باشه که بشه به اون قسم خورد.این رفتارهایی که در سوره عادیات مطرح هست از نظر خدا هم قابل تکیه است و هم قابل اعتماد هست و هم قیمتی هست. محصول این رفتارها میشه این جمعی که اینجا مطرح هست پس این جمع باید خیلی قیمتی و عالی باشه. جمعی است که مسیر تشکیل این جمع برای خدا خیلی قیمت داره و مورد قسم خدا هست.
کَنود بودن انسان یعنی مقامت، ناشکری و عدم همراهی در مسیر جمع خدایی
این مسیر و این محصول رو ببینیم و اینجا اون تذکر خدا رو معنا کنیم« إِنَّ الْانسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ( 6 العادیات ) ». معنای« کَنُود بودن » رو میخواهیم پیدا کنیم اینجا پیدا کنیم« إِنَّ الْانسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ » آدم ها نسبت به این مسیر مقاومت میکنند، آدم ها نسبت به حرکت در این مسیر مقاومت میکنند، آدم ها نسبت به محصول این مسیر مقاومت میکنند. رفتارهای قیمتی که به سمت ایجاد یک جمع خدایی هست، به سمت ایجاد یک جمع عالی هست رو میبینند اما همراهی نمیکنند، بله« کَنُود » بودن انسان ها رو میخواهیم معنا کنیم در اینجا معنا کنیم« مقاومت در مقابل به سوی جمع خدایی ». ناشکری در مقابل مسیر به سوی جمع خدایی. همراهی نکردن با مسیر به سوی جمع خدایی« کَنُود » بودن رو اینجا ببینیم. « إِنَّ الْانسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ » این رو معنا نکنیم که عموما انسان ها ناشکر هستند، ببینید خداوند یک مسیر به سوی جمع خدایی رو در نیمه ی ابتدایی سوره مطرح کرده است و بعد از اون یک دفعه بحثی رو مطرح نمیکنه که بگه بله انسانها اهل شکر نیستند، این تذکر به بحث ابتدای سوره مربوط هست، بی ربط نیست. شما نباید اینجا معنا کنید که انسانها نسبت به نعماتی که استفاده میکنند، نسبت به غذایی که میخورند شکرگزار نیستند. نه! چه ربطی داره؟ خداوند فرموده است که رفتارهای قیمتی وجود داره و با اون رفتارهای قیمتی از یک مسیر بسیار قیمتی جمعی بسیار قیمتی شکل میگیره، اینجا میفرماید« إِنَّ الْانسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ » بله باید اینجا معنا کرد« ای انسان! کَنُود نباش ». این« کَنُود نباش » کجا معنا داره؟ در قبال این مسیر قیمتی به سوی ایجاد جمع خدایی. ای انسان! کَنُود نباش. برخی کَنُود رو به معنای ناشکری معنا میکنند. اگر به معنای ناشکری هم معنا کنیم نسبت به این ماجرا هست.