ماجرای امام حسین ع را قلب خود قرار دهیم


ماجرای امام حسین ع را قلب خود قرار دهیم

شنبه 5 صفر 1438 نواب-جلسات عمومی ‌

اگر قلب به معنای عامل دگرگونی است پس باید آن را ارتقاء داد

بله اگر ما این معنا از قلب رو بپذیریم به این معنا که« قلب، موقعیت ها، جایگاه ها، زمان ها، مقولات، موضوعاتی هست که در ما انقلاب ایجاد میکنه، در بخشی از شخصیت و وجود ما انقلاب ایجاد میکنه »، اگر این معنا از قلب رو بپذیریم که معنای قلب هم هست، آنوقت هست که باید دغدغه مون رو نسبت به ارتقاء قلب زیاد کنیم، قلب ما باید ارتقاء پیدا کنه، انسان باید مترصد این باشه که چه موضوعاتی، چه مقولاتی در زندگی او دگرگونی و انقلاب ایجاد میکنه، این یعنی قلب.‌

میزان و کیفیت تعقل افراد واسطه به قلب ایشان

آقا شما میخواهی به قلبت توجه داشته باشی؟ میفرمایی بله، گفته میشه پس به موضوعات، مقولات، اتفاقاتی که در زندگی شما دگرگونی ایجاد میکنند توجه داشته باش. از اصلی ترین زمینه های تعقل، توجه به قلب هست، تعقل در زمینه ی قلب هست، تعقل مربوط به قلب هست؛ «قُلُوبٌ یَعقِلُونَ بِهَا». چون در زندگی اونها نقاط دگرگون شدن، موقعیت‌های انقلاب وجود داره «یَعقِلُونَ بَهَا». بواسطه ی اونها و در مورد اونها تعقل میکنند، آدم ها رو میخواهی بشناسی، عقل آدم ها رو میخواهی بشناسی، به قلوب اونها نگاه کن. عقل انسانها به اندازه ی قلوب اونها هست، شما اینجا قلب رو درست معنا کن و بعد این جمله رو معنا کن که« قُلُوبٌ یَعقِلُونَ بِهَا ». دنبال این نباش که جای عقل کجاست؟ بحث کنی که در قلب هست، قلبی که در صدر هست، در سینه هست یا قلبی که در روح هست، دنبال این نباش.« قُلُوبٌ یَعقِلُونَ بِهَا » انقلاب هایی در زندگی اینها هست که عقلانیت اونها به اندازه ی اون هست، عقلانیت اونها بواسطه ی اون هست. پس شما عقلانیت یک انسان رو میخواهی دنبال بکنی به انقلاب های زندگی او نگاه کن، به موقعیت هایی که قلب اونها هست نگاه کن.‌

موضوع قلب، متفاوت از حال و هوا و روانه نمودن روح

مطرح هست که بارها و بارها این جمله رو یا خودمون به خودمون تذکر داده ایم یا به ما تذکر داده شده است که قلب شما کجاست؟ از این جمله این رو برداشت کردیم که خب باید دل یا روحمون رو روانه ی جایی بکنیم، دقیق تر این هست که« کجا قلب شما هست؟ چه چیزی قلب شما هست؟ کدام موقعیت قلب شما هست؟ کدام مقوله قلب شما هست؟ کجاست که در شما انقلاب ایجاد کرده است؟ کجاست که در شما دگرگونی ایجاد کرده؟ کجاست که شخصیت شما بر اساس اون حی شده است؟ کجاست که ابعاد وجود شما بر اساس اون دگرگون شده؟». بجای اینکه از خودمون بپرسیم که قلب ما کجاست باید دنبال این بگردیم که روح مون کجا رفته؟ دلمون کجاست؟ دل مون هوای کجا رو کرده؟ این سوال رو بپرسیم« کجا قلب ما هست؟ چه چیزی قلب ما هست؟ ». بله ماجرای قلب مهم هست، انسان توفیق پیدا میکنه و در موقعیت های مختلف، در شرایط مختلف قرار میگیره در زمان های مختلف، در مناسبت های مختلف قرار میگیره، خب اینها زمان هستند و میگذرند؛« حِینٌ مِنَ الدَّهر » هستند که مدام عبور میکنند، شما چی میشی؟ شما چه بهره ای میبری؟ چه اتفاقی برای شما می افته؟ این باید برای انسان مهم باشه. یکی از اتفاقات قلب انسان هست، یعنی انقلاب در انسان، یعنی برداشت مقوله ای، شیئی که اون شیء در انسان انقلاب ایجاد کنه، در شاکله ی وجود انسان خونی رو جریان بده.‌

ایجاد قلبی در ماجرای امام حسین ع برای بهره بردن از وجه ثاراللهی ایشان

در ماجرای امام حسین علیه السلام بحث ارتقاء قلب خیلی مهم هست، در مورد خود امام حسین علیه السلام نقل هست که ایشون ثارالله هستند، یکی از معانی ثارالله که صحیح هم هست( البته یکی از معانی هست ) به این معنا هست که« خون خدا ». نه به مفهوم این خونی که در بدن ما جریان داره، خونی که در شاکله ی انسان جریان داره، یعنی مایه ی حیات، مایه ی حیات وجود انسان. همونطوری که شما میگید خون بدن مایه ی حیات بدن انسان هست، مایه ی حیات شاکله و وجود انسان با چه چیزی باید جریان پیدا کنه؟ من با چه چیزی باید ثاراللهی رو به درون وجود خودم بکشانم؟ با چه چیزی باید این خون خدا رو به سمت وجود خودم بکشم و در وجود خودم جریان بدم؟ شما در پاسخ عرض میکنی که: با « قلب ». یک قلب در اون ماجرا برای خودت بساز، یک قلب در اون ماجرا برای خودت ایجاد کن که اون قلب اون خون خدا رو به سمت شما بفرسته. بله برای بهره بردن از ثارالله نیاز هست که در درون ماجرای صاحب ثارالله قلبی برای خودمون ایجاد بشه که از اونجا ثارالله رو (یک معنا از ثارالله یعنی خون خدا) ثارالله رو پمپاژ کنه به سمت ما، ما از ثارالله بهره مند بشیم، ثارالله در وجود ما جریان پیدا کنه. ممکن هست بفرمایید این مقوله یک مقدار نامفهوم هست و نمیتوانم خیلی با این مفهوم ارتباط ایجاد کنم. عرض میکنیم که باشه، صبر کن، گام اول« قلب » هست. کسی که قلبی در جسمش نداره آیا میتواند که خون و حرکت خون رو حس کنه؟ برای او نا مأنوس هست، کسی که قلبی در وجودش نتپه، او نمیتواند که حرکت خون رو حس کنه. اول« قلب » ایجاد کن، اول قلبی در ماجرای امام حسین علیه السلام برای خودت بساز، دقیق تر عرض کنیم، اول ماجرای امام حسین علیه السلام رو قلب خودت قرار بده. اونجا قلب شما باشه. آیا میخواهیم از ثاراللهی بهره مند بشیم؟ میخواهیم از ثاراللهی امام حسین علیه السلام بهره مند بشیم، آیا ماجرای امام حسین علیه السلام قلب ما هست؟ این سوال رو از خودمون بپرسیم.‌

رابطه امام و شیعه باید رابطه قلب و پیکر باشد

اینکه اثر میگیرم نه ها! اینکه ماجرای امام حسین علیه السلام برای من مهم هست نه! بلکه اون ماجرا قلب من هست] باید بشه [. یعنی بقیه ی شاکله ی من، بقیه ی ابعاد وجودی من بر اساس تپش اون قلب زنده هستند. بر اساس تپش اون قلب حرکت و جریان دارند، این یعنی اون ماجرا قلب شما هست. ما بارها در روایات یا بحث های مختلف میشنویم که امام برای شیعه مثل قلب هست، از این بحث عبور میکنیم، امام برای شیعه قلب هست این یعنی اینکه موقعیت( تنها موقعیت ) نمیفرماید دو چیز برای شیعه قلب هست بلکه میفرماید تنها موقعیت، تنها موضوع، تنها مقوله ای که در یک شیعه انقلاب و دگرگونی ایجاد کرد ه است« إمام » او هست. تمام شاکله ی او بر اساس تپش این قلب زنده هستند. عمده ی شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام ارتباط قلب بودن امام با خودشون رو در ماجرای امام حسین علیه السلام بهتر و سهل تر میتوانند تجربه کنند.خب اینجا مقوله ای هست که خداوند باید توفیق بده هم ما و هم بسیاری از شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام دنبال کنند.‌

طول حیات قلب انسان‌ها وابسته به ماجرایی است که قلبشان در آن قرار گرفته است

وقتی به سمت ارتفاعات، به سمت موقعیت های عالی در آینده حرکت میشه، مثل مقوله ی جنّات، قلب ها تعیین تکلیف میشوند، یعنی اینکه موقعیت هایی که انسانها رو دگرگون میکنند تعیین تکلیف میشوند. مدام برخی انسان ها ریزش میکنند چون که قلب هاشون خاتمه پیدا میکنه، اون قلب هایی که تا آخر می تپند مهم هستند. بعضی ها قلب هاشون در دنیا خاتمه پیدا میکنه. قلب ها یعنی چی؟ دوباره عرض میکنیم یعنی؛« موقعیت ها، موضوعات، اشیائی که محل دگرگونی و تحول اونها هستند » در همین دنیا خاتمه پیدا میکنند، حتی گاهی در اثناء زندگی شون، گاهی در جوانی شون خاتمه پیدا میکنه و تمام میشه، برخی بعد از مرگ، برخی ها در هنگام مرگ ماجرای قلب شون تمام میشه، برخی بعد از مرگ در مقاطعی از آخرت، برخی ماجرای قلبشون ادامه پیدا میکنه. چرا؟ چون شیئی که قلب اونها هست، یک شیء گرانقدری هست، شیئی که این انسانها بر اساس اون دگرگون میشوند، شیئی که شاکله ی ای انسان ها، ابعاد وجود این انسانها به اون شیء وصل هستند و بر اساس اون حیات دارند اون شیء، شیء گرانقدری هست. بله باید قلب هامون رو ارتقاء بدیم، دنیا فرصتی هست برای ارتقاء قلب ها. به پیرامون خودمون، به زندگی خودمون نگاه کنیم، چه چیزی ما رو دگرگون میکنه؟ این برای ما مهم باشه. دوستان، بارها این موضوع رو به خودمون تذکر بدیم، گاهی از خودمون سوال بپرسیم؛« چه چیزی ما رو دگرگون میکنه؟ چه چیزی ما رو دگرگون کرده؟ ما حول چه چیزی منقلب میشیم؟ ». آقای فلانی! اینقدر جنب و جوش داری، حول چه چیزی هست؟ چه چیزی در شما این جنب و جوش و تحرک رو ایجاد کرده است؟‌

ایجاد قلب واحد در شیعیان در مسیر از نقعاً تا جمعاً سوره عادیات

شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام باید به این سمت بروند که یک قلب واحد داشته باشند، یکی از موضوعاتی که در بحث «از نقع تا جمع» در مسیر ثارالله دنبال میشه این هست که محبین اهل بیت علیهم السلام یک قلب واحد داشته باشند، یک شیء، یک مقوله، یک ماجرای عظیم قلب همه‌ی اونها باشه، همه ی اونها رو دگرگون کنه، همه ی اونها رو منقلب کنه، لذا این مقوله در ماجرای امام حسین علیه السلام یک مقداری برای محبین سهل‌تر و راحت‌تر هست.‌

آنچه در گذر ماجراها اهمیت دارد قلب شدن آنها در وجودمان است

خب ما این رو برای خودمون پررنگ تر کنیم، من باید بر اساس ماجرای امام حسین علیه السلام منقلب بشم، انقلاب در وجودم ایجاد بشه، نه اینکه حالی بگیرم، نه اینکه اثری مقطعی بگیرم بلکه انقلاب ایجاد بشه. این موضوع مهم هست. بله از خودمون بپرسیم؛ ماجرای اربعین میشه، ماجرای عاشورا میشه، مناسبت های از این دست پیش میآد، اینها میگذرند، چشم بر هم بگذاریم سالها گذشته، قرار هست که چه اتفاقی بیفته؟خدایا! تو در قرآن توضیح دادی که قرار هست چه اتفاقی بیفته؟ من باید چه کار کنم؟ یکی از پاسخ ها این هست که قرار هست این ماجرا قلب من بشه. در من انقلاب و دگرگونی ایجاد کنه، شاکله ی وجود من بر اساس این ماجرا شکل بگیره، جنب و جوش من، حرکت من بر اساس این ماجرا باشه، این ماجرا در وجود من بتپه و اثر این تپش در تمام بخش های وجود من و شخصیت من معلوم باشه.‌

اگر ماجرای امام حسین ع قلب ما شد آنگاه منتظر اثرگذاری ثارالله در وجودمان باشیم

ببینید شما میخواهی ببینی که آیا قلب کسی کار میکنه دست میگذاری روی مچ او و نبضش رو میگیری، نبضش رو میگیری و میگی قلبش کار میکنه، اثر کار کردن قلب او در دستش هم معلوم هست، در همه جای بدنش معلوم هست، اثر « قلب ماجرای حسینی » در زندگی ما، در بخش های مختلف وجود ما باید معلوم باشه، اگر اینطور شد آرام آرام به این پی ببریم که ماجرای حسینی علیه السلام داره قلب ما میشه، اگر این ماجرا قلب ما شد، آرام آرام حالا دیگه منتظر اثر« ثاراللهی » باشیم، حالا دیگه برای بهره بردن از « ثاراللهی امام حسین علیه السلام » منتظر باشیم. خدای نکرده اینطور نباشه که سرمون رو بگذاریم و از دنیا بریم و بعد بپرسیم که ای امام حسین شما که ثارالله بودید خب چرا اونجوری که باید و شاید بر من اثر ثاراللهی نگذاشتید، در پاسخ گفته بشه که فلانی! تو یک قلبی در ماجرای ما درست میکردی. تو که در ماجرای ما قلب نداشتی، چه جوری باید ثاراللهی به سمت تو می آمد. ما که به شما گفتیم، یک معنای ثاراللهی یعنی خون خدا، یعنی جریان خون خدا، خب یک قلبی باید می بود که ثاراللهی به سمت تو می آمد. آنقدر هم در ماجرامون موضوعات و وقایع مختلف ایجاد کردیم که شما به راحتی و با سهولت بیشتر بتونی اثر بگیری و به ماجرا بیایی و این ماجرا در شما انقلاب ایجاد کنه. إن شاء الله که خداوند توفیق بده و ما بتوانیم در ماجرای امام حسین علیه السلام برای خود قلبی بسازیم، قلبی برای ما در اونجا ایجاد بشه، قلبمون اونجا باشه. نه اینکه دل مون اونجا باشه( این باشه ) ولی قلب مون اونجا باشه به این معنا که اونجا قلب ما باشه.‌

قلب برخی رسولان در ماجرای امام حسین ع قرار دارد فلذا بعد از آشنایی با ماجرای ایشان زندگیشان متحول می‌شدد

بله به ماجرای امام حسین علیه السلام که میرسیم باید زندگی ها متحول بشه، باید دگرگون بشه، باید انقلاب در انسان ایجاد بشه، نه اینکه اثر بگیرم ها! نه اینکه دو تا بهره ببریم، انقلاب ایجاد بشه یعنی اونجا قلب ما بشه، این موضوع در ماجرای انبیاء و رسل علیهم السلام هم پیداست. فلان رسول میبینی به ماجرای امام حسین علیه السلام میرسه بعد از اون رفتارهاش، زندگی اش دگرگون میشه. قلب این رسول کجاست؟« قلب او در ماجرای امام حسین علیه السلام است ». اصلا« ماجرای امام حسین علیه السلام قلب او است ». لذا« قُلُوبٌ یَعقِلُونَ بِهَا » بر اساس اون زندگی اش رو جلو میبره.‌

عقلی که بواسطه آن عبادت الرحمن صورت می‌گیرد منوط به قلبی است که در ماجراهای بزرگ قرار گرفته باشد

مطرح هست که« العقل مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحمَان »؛ آنچیزی که شما بوسیله ی اون الرحمن رو عبادت میکنید، با الرحمان هماهنگ میشید، « عبودیت الرحمان » انجام میشه. اگر« عبودیت الرحمان » رو« عقل » بگذاریم آنوقت« قُلُوبٌ یَعقِلُونَ بِهَا » یعنی « عبودیت الرحمان به وسیله ی قلوب، به وسیله ی قلب ». قلب شون رو در ماجرای امام حسین علیه السلام قرار میدند، ماجرای امام حسین علیه السلام میشه قلب اونها، براساس اون عبودیت الرحمان رو انجام میدهند. دیگه زندگی عوض میشه.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است