تغذیه ابرار از کأسی است که مزاجش همچنان پوشیده است
خداوند در آیات پنج و شش و هفت سوره ی انسان می فرماید که بسم الله الرحمن الرحیم إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كاَنَ مِزَاجُهَا كَافُورًا(5)عَيْنًا يَشْرَبُ بهَِا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونهََا تَفْجِيرًا(6)يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يخََافُونَ يَوْمًا كاَنَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا(7) در این سه آیه دو دسته از افراد معرفی میشن ابرار و عبادالله دارای جایگاه و ویژگیهایی و رفتارهایی، این رو باید بشناسیم در آیه پنجم میفرماید إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كاَنَ مِزَاجُهَا كَافُورًا بعد از گرفتاری کافرین در سبیل خداوند مطرح میکنه که ابرار می نوشند از کأسی که مزاج آن کافور هست، در آیه بعد میفرماید که عَيْنًا يَشْرَبُ بهَِا ، ابرار از کأسی مینوشند که مزاج آن همچنان کافور هست همچنان پوشیده هست یعنی هم پوشیده بوده هم الان پوشیده هست لذا کان مزاجها کافورا شاید مسامحتاً یه معنی خوب باشه بگیم همچنان پوشیده هست که گذشته هم درش باشه الان هم درش هست، ابرار از کأسی می نوشند که مزاج آن کافور هست مزاج آن کافور است، پس اولا یه ابراری وجود دارند یه تغذیه ای میشند اون تغذیه چی هست؟ یه تغذیه ی پیوسته، از کجا؟ از یه کأسی، اون کأس دارای یه ویژگی هست، اون ویژگی چی هست که مزاج آن کافور است؟
شاخصهایی برای تشخیص ترجمه صحیح: آیه باید طوری ترجمه شود که بود و نبود آن آیه در کل متن تفاوت داشته باشد؛ بعد از ترجمه مخاطب فهم کلیای از آیه پیدا کند؛ آیه در میان آیات قبل و بعد جایگاه و شأنیت پیدا کند
اگر ما درست آیات رو ترجمه نکنیم و فهم کلی درستی از آیه پیدا نکنیم اون آیه بود و نبودش فرق نداره که اون آیه رو بردار بگذار کنار، چه فرقی داره شما وقتی نفهمیدی، در ترجمه بایستی مواردی رو رعایت کنیم، یک: باید یه فهم کلی صحیح از آیه بدست بیاد، اگر شما واژه ای ترجمه بکنی، نکته ای ترجمه بکنی و عبور بکنی و یه ساختار کلی هم از ترجمه رعایت بکنی ولی فهم کلی بدست نیاد اون ترجمه تموم نشده، اسمش میشه ترجمه ی ساختاری، اسمش میشه ترجمه ی بعضی نقطه های خاص، شما فهم کلی ایی بدست نیاوردی، وقتی ترجمه ای تمام شد بایستی فرد بگه که من فهمیدم این آیه چی میگه. دوم: اون فهم بایستی در اون آیات قبل و بعد جایگاه داشته باشه. شأنیتش باید رعایت شده باشه، مثال عرض میکنیم شما میخوای یک حضور افرادی رو در یک مراسمی توضیح بدی میفرمایی که بله در اون سالن مقام معظم رهبری تشریف آوردند رهبر فلان کشور تشریف آوردند فلان شخصیت هم اومدند، فلان شخصیت فلان صحبت رو کردند البته اونجا دو تا صندلی هم بود پایه هاش شکسته بود آقای رئیس جمهور هم تشریف آوردند آقای فلانی هم تشریف آوردند، یکی از شما می پرسه ببخشید اون ماجرای دو تا صندلی چی بود که گفتی؟ میگی خب گفتم یه چیزی بود دیگه، میگی نه شما اصلا آدم مدبّری نیستی، با تدبیر حرف نزدی، جایگاه ها رو رعایت نکردی یه بحثی رو داری میگی یه دفعه وسطش یه بحثی میگی که شأنیت نداره با بقیه ی مباحث، شأنش رعایت بشه، پس اگر گوینده ی قرآن خداست کلام خداست باید مطالب پشت سر هم شأنیت داشته باشند، پس ما بایستی از آیه ی یک فهم کلی پیدا بکنیم فهم کلی مون هم جایگاه داشته باشه در بقیه ی بحثها در روند فهمی که از آیات پیدا می کنیم پس باید ماجرای مهمی مطرح شده باشه
در آیه پنج، کأس اصل است مزاجش فرع که عامل پوشانده شدن کأس میباشد
ابرار از کأسی می نوشند که از گذشته تا کنون مزاج اون کأس کافور هست، در آیه ی بعد مطرح هست که عَيْنًا يَشْرَبُ بهَِا عِبَادُ اللَّهِ چشمه ای که عبادالله از اون می نوشند يُفَجِّرُونهََا تَفْجِيرًا اون چشمه رو فجر میکنند فجر کردنی تدریجی، شایسته، درخور، پله پله، گام به گام، اون چشمه رو فجر میکنند بله در ترجمه ی آیات پنج و شش و هفت خداوند می فرماید که ابرار می نوشند از یک کأس که اون کأس با موضوعاتی با موضوعی مزج شده، مزاجی برای اون کأس قرار گرفته مزاجی برای اون کأس تعلق گرفته از معنای مزاج برمیاد که کأس اصل هست و اون چیزی که مزاج هست فرع هست، مزاج کأس دارای یک ویژگی هست كَافُورًا کافور بر وزن فاعول، و اگر به معنای لغویش در نظر بگیریم یعنی خیلی پوشانده شده خیلی پوشاننده، اون مزج اون چیزی که به عنوان مزاج کأس قرار گرفته یه رفتاری داره اون رفتارش پوشانندگی بسیار هست، فاعل یک رفتاری هست، فاعل رفتار پوشاندن، پوشیده کردن، پوشانیدن، اون مزاجی که بر اون کأس قرار میگیره به کأس تعلق میگیره و یک صفت داره صفت پوشانیدن بسیار
جلوه کأس به صورت چشمهایست که عباد الله از آن مینوشند در واقع چشمه پوشاننده کأس میباشد
چجوری جلوه میکنه؟ به شکل عَین، به شکل یک چشمه، عَيْنًا يَشْرَبُ بهَِا عِبَادُ اللَّهِ به شکل چشمه ای که عبادالله از اون چشمه می نوشند پس این چشمه در اصل در مفهوم همون موضوعی هست که داره میپوشونه، همون پوشانندگی هست، این چشمه در اصل کفر کأس هست
کفر به معنای پوشاندن سرمنشأ، اگر به چشمه پرداختی و از کأس غافل شدی کفر ورزیدی
یه نکته داخل پرانتز: اگر کسی به این چشمه بپردازه بدنبال کأس نباشه در اصل او کفر کرده کفر اینجاست کفر یعنی سر منشاء رو دنبال نکردن، عدم کفر یعنی سر منشاء رو دنبال کردن، شما وقتی نعمتی رو کفر میکنی یعنی چی کار میکنی؟ یعنی سر منشاء رو نمی بینی یه نعمت سر سفره هست به نعمت می پردازی دست خدا رو نمی بینی، دست خدا رو قطع میکنی، مسیر رو قطع میکنی میگی مسیری وجود نداره این اینجا هست، شما کافر شدی، تو هر موضوعی ممکنه این اتفاق بیافته، اگه شما به این چشمه بپردازی به دنبال سر منشاء نباشی شما در مسیر کفر وارد شدی، این رو داخل ترانتز عرض کردیم. كاَنَ مِزَاجُهَا كَافُورًا مزاجش به شکلی هست که بسیار پوشش ایجاد میکنه از این پوشش ها چشمه هایی بیرون میزنه این پوششها به شکل چشمه هایی هست خود این پوشش ها چشمه هست این چشمه ها اصلا خودشون پوششی بر کأس هستند عَيْنًا يَشْرَبُ بهَِا عِبَادُ اللَّهِ از این چشمه ها عبادالله می نوشند
اگر فاعل يُفَجِّرُونهََا تَفْجِيرًا ، عباد الله باشند یعنی در عین نوشیدن از چشمه به دنبال کنار زدن چشمه و رسیدن به کأس هستنند و اگر ابرار باشند یعنی ابرار از کأس چشمههایی به سوی عباد الله جاری میسازند
يُفَجِّرُونهََا تَفْجِيرًا اگر اینجا رو به عبادالله برگردونیم دو تا رفتار دو تا رفتار دو طرفه هست دو تا رفتار در دو طرف در دو سمت وجود داره یکی اینکه اولا این سعی میکنند از این مزاج چشمه بیرون بیارند و بنوشند دوما سعی میکنند از درون این چشمه جلو برن و این چشمه رو فجری برای خودشون قرار بدن که از اون پوشش عبور کنند و به سمت سر منشاء برند. باید این پوشش برداشته بشه، باید این پوشش کنار زده بشه، و اگر يُفَجِّرُونهََا به ابرار برگردونیم یعنی ابرار از کأس چشمه هایی رو جاری میکنند یعنی ابرار هستند که این چشمه ها رو جاری می کنند تا عبادالله از اون چشمه ها بنوشند
جایگاه ابرار بالاتر از عبادالله و کأس بالاتر از عَین
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يخََافُونَ يَوْمًا كاَنَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا آیه پنج و شش یک سری رابطه های بزرگ و عمیق بین ابرار و عبادالله هست و با توجه به این معنا به نظر میرسه که ابرار جایگاه شون بالاتر هست و عبادالله به واسطه ی ابرار تغذیه میشن و کأس جایگاهش بالاتر از اون عَینی هست که در آیه ی ششم مطرح هست، الله عالم، تا اینجا معناچی شد؟ ابرار به یک سرچشمه ای وصل هستند از اون سرچشمه می نوشند به یک سر منشائی وصل هستند به یک چیزی وصل هستند اسم اون چیز کأس هست به یک کأسی وصل هستند از اون کأس می نوشند اون کأس پوشیده شده خیلی هم پوشیده شده با یه چیزی پوشیده شده که اون چیز صفتش بسیار پوشانندگی هست،اون پوشش ها ایجاد شده و عبادالله از اون پوشش ها بهره میبرند، اون پوشش ها به شکل چشمه هست و عبادالله از اون پوشش ها بهره میبرند از اون کافور بهره میبرند، از وجه کافور به کأس می پردازند از دریچه ی کافور با مواجه شدن با کافور به کأس می پردازند میفرماید عَیناً عیناً به کافور برمیگرده، عَيْنًا يَشْرَبُ بهَِا شُرب میکنند از عینی که عینَ همون کافور هست یعنی از وجه کافور از دریچه ی کافور از مسیر کافور به کأس می پردازند، لایه به لایه پوشیده شده، و خداوند باید توفیق بده که یکی یکی این لایه ها برداشته بشه، پوشش ها برداشته بشه، فجر پشت فجر، پشت سر هم فجر
عین دریچهای به سوی کأس
در بحث آیه ی ششم میفرماید عَیناً، عیناً چیه؟ عین چیه؟ عین مگه چیزی توش هست؟ نه، عین یک دریچه هست، عین که خودش توش آب نیست، چشمه به معنای عَین اش، عَین اش که تو خودش آب نیست این عَین یک دریچه هست که از یک سرمنشائی، مثلا آب زیر زمینی بیاد بالا اون حفره اون دریچه اسمش عَین هست، شما میگی چشمه ای باز شد یا مثلا مطرح میکنی چشمه ی خشکیده خب چشمه ی خشکیده یعنی چشمه ای که دیگه آب توش نمیاد، ولی چشمه هست پس عین خود اون آبه نیست پس شما از عینه نمیخوری به وسیله ی عینه میخوری، به وسیله ی عینه می نوشی، عینه یک دریچه ای باز می کنه یه مجرایی باز می کنه که شما بنوشی، بنوشی از کجا؟ از کأس، يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ ابرار مستقیم از کأس می نوشند، يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ ، عبادالله به واسطه ی عَین از کأس می نوشند، عینه چیه؟ اصلا پوشش های بر روی کأس هست، حجابهای بر روی کأس هست، کافور کأس هست، به وسیله ای این حفره ها به وسیله ی این دریچه ها از مجرای این دریچه ها از این کأس می نوشند، چشمه اینجا معنا داره، اصلا کسی که سرچشمه دستش باشه سر منشاء دستش باشه که چشمه نمیخواد، چشمه برای کسانی هست که سر منشاء دست شون نیست، شما تو مخزن آب باشی که چشمه نمیخوای، وقتی مخزن آب یه جای دیگه باشه شما جای دیگه باشی میگی یه چشمه ای از اون مخزن آب بیاد بیرون، آب مخزن به ما هم برسه، مثلا شما در بحث چشمه های زمین میگی سفره های آب زیر زمینی به شکل چشمه بیرون میزنه یعنی از دریچه ی چشمه بیرون میزنه، چشمه خودش تولید آب نمیکنه چشمه مسیری هست که آب مخازن زیر زمینی آب سفره های آب زیر زمینی از این مسیر آب چشمه بیرون میزنه، و شما به واسطه ی چشمه از اون آب بهره مند میشی، پس شما به واسطه ی چشمه آن مخازن زیر زمینی آب سفره های آب زیر زمینی رو مینوشی، یه کسانی دسترسی مستقیم به اون سفره های آب دارند نیازی به چشمه ندارند، ابرار از مخازن آب می نوشند از همون سفره های آب مینوشند و عبادالله به واسطه ی چشمه از اون سفره ها می نوشند و لایه های زیادی بین سرچشمه، بین سفره ی آب، بین مخزن و بیرون وجود داره باید این لایه ها رو بشکافند لذا باید مدام چشمه بزنند، مدام دریچه باز کنند مدام دریچه باز بشه تا از اونجا آب بیاد بیرون
امام ع ماء معین هستند یعنی ساقی آب درون مخزن به دیگران هستند
امام علیه السلام ماء مَعین هستند، ماء معین هستند یعنی چی؟ یعنی اون آب که توی سرچشمه هست، آبی که توی مخزن هست معین هست، یعنی اون آب رو میرسونه
مزاج کأس یعنی چیزی که با آن ممزوج شده، اولا کافور است یعنی برای همگان پوشیده است دوما برای عباد الله به صورت چشمهای نمود یافته است
مزاج یعنی چی؟ مزاج یعنی یه کأسی هست یه چیزی ما آوردیم رو کأس گذاشتیم یه چیزی رو ممزوج با کأس کردیم یه چیز دیگه ای، اون یه چیز دیگه چیه؟ خداوند دو جور معرفیش میکنه میگه اون یه چیز دیگه اولا کافور هست اگر به معنای لغویش بگیریم یعنی خیلی پوشاننده هست، دوما به شکل عین هست به شکل چشمه هست، چشمه برای همه؟ نه فقط برای عبادالله، چرا اینجا جدا میکنه، اون مزاج کلا کافور هست برای همه، برای عبادالله به شکل چشمه بیرون میزنه، عبادالله اون کافور رو به شکل چشمه باهش مواجه هستند بقیه حتی چشمه هم نمی بینند، برای بقیه سنگ هست برای همه سنگ هست موسی علیه السلام بیاد کنار سنگ اون سنگه چشمه هست، بله این چشمه ها شکافته میشه تا عبادالله از آب در کأس بهره مند بشند به کأس دسترسی پیدا کنند، کاس خودش چی هست باید در موردش بحث کنیم کأس خودش آب نیست کأس خودش ماء نیست، خود کأس هم خودش یک فضای بهره بردن از ماء هست فضای بهره بردن از آب هست، عین یه فضای دیگه از بهره بردن از آب هست ولی یه پله دورتر از کأس، ابرار برای بهره بردن عبادالله حجابهای پیرامون کأس رو به شکل چشمه برای عبادالله قرار میدن که عبادالله به واسطهی این چشمه ها بهره مند بشند و این برای همه ی انسانها نیست، باید عبادالله بشی
سوره فجر ذیل « يُفَجِّرُونهََا تَفْجِيرًا »
شما این آیه رو ببر بگذار در کنار آیه ی سوره ی فجر، سوره فجر!؟ عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونهََا تَفْجِيرًا !؟ کل داستان سوره ی فجر به عبادالله ختم میشه فَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى*وَ ادْخُلىِ جَنَّتى، بیاد در زمره ی عبادم بعد بیاد تو جنتم، سوره ی چی؟ سوره فجر، چجوری فجر؟ باید بیای در زمزه ی عبادالله فجر رو متوجه بشی، اصلا فجر برای عبادالله هست فجر داستان عبادالله هست، عَيْنًا يَشْرَبُ بهَِا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونهََا تَفْجِيرًا حجابهای دور کأس فجر میشه به شکل چشمه برای عبادالله که عبادالله از اون بنوشند.
استشمام بوی مادر مهربان س، از آیات پنج و شش سوره انسان
خب ما تا اینجا سعی کردیم که یک معنا از آیات پنج و شش و هفت داشته باشیم که بیشتر به آیه پنج و شش رسیدیم، معنایی که مفهوم باشه یعنی شما بتونی از آیه از سر و ته آیه از سر و ته یک بحث در یک تا دو آیه یا سه آیه یه مفهم کلی برداشت کنی، سر و ته اش به هم ارتباط داشته باشه، اول و آخرش به هم ربط داشته باشه، لذا شما یه مفهوم کلی برداشت بکنی بگی من فهم کردم الان فهمیم این میخواد چی بگه، و دوما جایگاه داشته باشه شأن داشته باشه، شأنش به بحثهای قبل و بعد بخوره. خدا انشاءالله توفیق بده که هم فهم مون دقیقتر بشه هم عمل به مفاهیمی که بدست میاریم در ما پر رنگ تر بشه، هدیه به پیشگاه امام عصر علیه السلام صلواتی بفرستیم اللهم صل علی محمد و آله محمد وعج فرجهم ، هدیه به پیشگاه مادر مهربون سلام الله علیها صلواتی بفرستیم اللهم صل علی محمد و آله محمد وعج الفرجهم، از آیات پنج و شش سوره ی انسان بوی مادر مهربون میاد هرچند پنهان، واضح نیست ظاهر نیست ولی یه بویی میاد، داستان به نظر این ماجرا میچرخه، حالا باید بریم جلو ببنیم خدا چی عطاء میکنه، هدیه به پیشگاه مادر مهربون سلام الله علیها صلواتی بفرستیم اللهم صل علی محمد و آله محمد وعج الفرجهم