بله در بحث نماز یکی از طرح مسئله ها، یکی از موضوعات، عناوین بحث ها که باید کار بشه، رابطه ی بین نماز و قرآن هست. قرآن و نماز چه ارتباطی دارن؟ این دو مفهوم به لحاظ مفاهیم، به لحاظ فعل، به لحاظ اثرات چه ارتباطی با هم دارن؟ آیا اینطور هست که صلات مفهومی ذیل قرآن هست؟ آیا صلات از قرآن نشآت می گیره؟ رابطه ی با قرآن چی هست؟
در ابتدای سوره علق بحث قرآن یا قرائت کردن قرآن توسط رسول الله ص مطرح است
از جمله آیات مربوط به ارتباط نماز و قرآن، آیات سوره علق هست. در آیات سوره علق می فرماد که: اعوذ باالله من الشیطان الرجیم، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ،اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِى خَلَقَ(1)خَلَقَ الْانسَانَ مِنْ عَلَقٍ(2)اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ(3)الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ(4)عَلَّمَ الْانسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ(5). در این پنج آیه ی اول، دو بار بحث خطاب قرار دادن رسول الله ص به قرائت هست که بنا به معروف، این قرائت به قرائت قرآن مربوط هست و هست. پس اینجا قرائت مربوط به قرآن هست. حالا یا بحث آغاز قرائت قرآن هست یا در هر مقطعی از فضای قرائت قرآن این بحث مربوط به قرائت قرآن هست. رسول الله ص اینجا قرآن رو قرائت می کنند. یا قرآن می کنند. پس بحث قرآن کردن بحث قرائت کردن از جانب رسول الله ص هست.
در 5 آیه اول سه دسته افراد و رفتارهایشان مطرح است: خدا که دستور به قرائت داده و خلق کرده و تعلیم داده، رسول الله ص قرائت نمودند و انسانها که بحث خلقت و تعلیمشان مطرح است
در این پنج آیه ی اول، سه دسته از انسان ها، سه دسته از افراد مطرح هستن. خداوند، رب رسول الله، رسول الله ص و سایر انسان ها. آن چیز که خداوند انجام می دهد چند تا فعله که اینجا مطرح شده. یکی دعوت رسول الله ص به قرآن کردنه. دوم بحث خلقت انسان هاست. سوم بحث تعلیم به انسان هاست که این تعلیم بوسیله قلم وذیل کرامت خداوندی انجام می شه. رسول الله ص چه کار انجام میدن؟ بحث قرآن کردن. حالا آیا این دو قرآن کردن دو قرائت کردن که به رسول الله ص در آیات 1و3 منتسب شده، دو قرآن کردنه، دو قرائت کردنه دو مرحله از قرائت کردنه یا یک مرحله هست یا هر دو یکی هست این بحث خودش رو داره. پس فعل رسول الله می شود قرائت کردن. یه دسته از انسان ها هم، یه دسته ی دیگر هم وجود داره که انسان ها هستند. چه نقشی دارن؟ در مرحله ی اول در مورد اون ها خلقتشون مطرح هست، در مرحله ی دوم بحث تعلیم اون انسان ها مطرح هست. در بخش اول یعنی دو آیه اول می فرماد که قرآن کن، قرائت کن بسم ربک، رب تو که انسان ها رو، انسان رو از علق خلق کرد، خلق کرد. و در بخش دوم، آیات سوم و چهارم و پنجم، مطرح هست که تو قرآن کن و خداوند، تو قرائت کن و خداوند بخاطر اینکه اکرم هست از سر کرامت، انسان ها رو تعلیم داده.
غالب انسانها طغیان میکنند و نسبت به تعلیم قران احساس استغناء میکنند
از آیات 6 به بعد رفتار انسان مطرح هست.« كلاََّ إِنَّ الْانسَانَ لَيَطْغَى» اینجوری که انسان طغیان می کنه. طغیان می کنه نسبت به چی؟ نسبت به چه موضوعی؟ طغیان می کنه نسبت به حکم فرمایی خدا؟ آیا طغیان می کنه نسبت به نعمات خدا؟ در چه موضوعی طغیان می کنه؟ می فرمایی خوب اینجا یه موضوعی مطرح بود تا اینجا. بحث قرائت کردن قرآن و تعلیم به انسان. ذیل این فضا، انسان طغیان می کنه انسان قطعاً طغیان می کنه. عموم انسان ها طغیان می کنن. طغیان می کنن یعنی چه می کنن؟ رفتارهای مختلفی ممکنه ازشون سر بزنه. ولی آن رفتاری که خیلی به چشم میاد و تو ببین. تو این رفتارشون رو ببین در طغیان این رفتارشون رو ببین. این مهمه « أَن رَّءَاهُ اسْتَغْنى » اینکه نسبت به این تعلیم، نسبت به تعلیم ذیل قرائت قرآن نسبت به تعلیم ذیل قرآن، تعلیم در ذیل قرآن، احساس استغنا می کنه.
«إِنَّ إِلىَ رَبِّكَ الرُّجْعَى»، به عنوان یک هدف مطرح میشود که انسانها باید به سوی خدا رجعت کنند
« إِنَّ إِلىَ رَبِّكَ الرُّجْعَى »، بدون که برگشت، رجعت، بازگشت بسوی خداست. اون احساس استغنا می کنه. ولی بازگشت، این رو بدون بازگشت بسوی خداست. همانا بسوی رب توست رجعی. خوب بسوی رب توست رجعت. رجعت کردن بسوی رب توست. اون انسان طغیان می کنه. نسبت به چی؟ در فضای قرائت قرآن و تعلیم به انسان طغیان می کنه. طغیان می کنه یعنی چه می کنه؟ احساس استغنا می کنه، سر باز می زنه. می گه من نیازی ندارم. احساس بی نیازی می کنه. از چه جیزی باز می ماند؟ از این ماجرا، « إِنَّ إِلىَ رَبِّكَ الرُّجْعَى »، انسان ها باید به سمت رب رجعت کنن. این تذکر در اینجا داده می شه. اینجا یک فضای کلی است، یه هدفه.
« أَ رَءَيْتَ الَّذِى يَنهَْى»، شاهد مثالی بر طغیان و احساس استغناء از قرآن انسانهاست
در ادامه «أَ رَءَيْتَ الَّذِى يَنهَْى»، بحث ادامه داره آیا دیدی کسی رو که نهی میکند؟ الذی کی هست؟ کسی که داره نهی می کنه. ارتباطش با بالا کیه؟ کیه که داره نهی می کنه؟ یه کسی است که داره نهی می کنه، چه نهیی؟ عبدی را وقتی که اون عبد داره نماز می خونه، وقتی که اون عبد داره صلات بجا میاره، اون عبد رو نهی می کنه. یه کار منفی انجام می ده. این کی هست؟ این فرد چه کسی هست؟ انسان طغیانگر. انسانی که در فضای طغیان، انسانی که طغیان کرده و احساس استغنا می کند. ببینید در آیات 6و7 در واقع به شکل یک خبره برای رسول الله ص یه گذاره هست. یک مطلب کلی هست که خداوند می فرماد که وقتی ما به انسان تعلیم می کنیم در فضای قرائت قرآن تو، انسان رو مورد تعلیم قرار میدیم، انسان ها طغیان می کنن، یعنی احساس استغنا می کنن از این تعلیم. می خواد شاهد مثال بیاره. « أَ رَءَيْتَ الَّذِى يَنهَْى»، ممکنه وقتی این مطلب گفته می شه که انسان ها طغیان می کنن، فرد مخاطب بگه که واقعا همینطوره؟ آیا اینطور می شه، اون انسان احساس استغنا می کنه؟ طغیان می کنه و احساس استغنا می کنه نسبت به قرآن؟ در ادامه گفته می شه که « أَ رَءَيْتَ الَّذِى يَنهَْى»، این شاهد مثال هست. شاهد مثال برای طغیان انسان ها. برای طغیان انسان ها به این معنا که احساس استغنا می کنن نسبت به قرآن. آیا ندیدی کسی که نهی می کند؟ خوب این فردی که طغیان کرده و احساس استغنا کرده، بله خداوند در آیات 9 و 10 شاهد مثال میاره برای انسان طغیان کننده به این معنا که احساس استغنا می کنه از قرآن. شاهد مثالش رو چی می فرماد؟ آیا دیدی کسی رو که، یعنی اون رو ببین. اون کسی که نهی می کند عبدی را که نماز می گذارد،
« يَنهَْى عَبْدًا إِذَا صَلى» ذیل رفتار طغیان انسانها در احساس استغناء از قرآن قرار میگیرد، در این رابطه حتما دو موضوع استغناء از تعلیم قران و رفتار آن عید که صلاة است وابستگی مفهومی وجود دارد
عبدی را که« اذا صلّی». پس « يَنهَْى عَبْدًا إِذَا صَلى» ذیل چی معنا می شه؟ ذیل طغیان فرد. یعنی چی؟ یعنی ذیل استغنای از قرآن. به دلیل استغنای از قرآن، فردی را که صلات می گذارد را نهی می کند. خوب این دو تا موضوع باید به هم ربط داشته باشه. این رفتار این فرد، رفتار عملیش، رفتار موردی که عبدی که نماز می خواند را نهی میکند، باید به اون عنوان کلی استغنای از قرآن ربط داشته باشه. او استغنای از قرآن می کند، می پرسیم یعنی چه کار می کند؟ مثال می تونی بزنی؟ میگه مثلا یه کسی فلانجا فلان رفتاری که ربطی به قرآن ندارد را انجام میده با اون فلان رفتار را می کند. این بی ربطه. رفتار « ینهی عبداً اذا صلّی »، حاکی از استغنای او، ذیل عنوان استغنای او از قرآنه. خودش احساس بی نیازی می کنه، نه تنها احساس بی نیازی می کنه بلکه دیگران رو میخواد به بی نیازی از قرآن بکشونه. نه تنها خودش احساس نیاز نداره بلکه طلب بی نیازی می کنه و دیگران رو به بی نیازی از قرآن می کشونه. دیگران رو به عدم نیاز به قرآن می کشونه. برای این رفتار چه می کنه؟ شاهد مثال در آیات 9 و 10« َینهی عبداً اذا صلّی» به اون فرد گفته می شه که، به اون انسانی که یَنهی، هست، به اون انسانی داره نهی می کنه گفته می شه که آقا شما داری ایشون رو نهی میکنی از صلات، این صلات هیچ ربطی به قرآن نداره. این صلات اصلا یه رفتار دیگه هست. خداوند اینجا تایید کرده که این رفتار او این نهی او نسبت به عبدی که داره نماز می خونه مربوط به استغنای او از قرآن هست.
نهی آن فرد نهی کننده در واقع امر به استغناء از قرآن است در حالیکه حتما آن عبد در حال پرداختن به قرآن است، خداوند رفتار آن عبد را نماز نامیده پس نماز موضوعی مربوط به عدم استغناء و یا به عبارتی فقر نسبت به قرآن است
یعنی در واقع به اون عبد می گه که از قرآن مستغنی باش. غنای از قرآن داشته باش، بی نیاز از قرآن باش. پس اون فرد چه می کنه؟ اون عبد داره چه می کنه؟ اون عبد داره به قرآن می پردازه. در واقع، عبداً اذا صلّی، یعنی کسی که نسبت به تعلیم ذیل قرائت قرآن، تعلیم ذیل قرآن طغیان نکرده و احساس نیاز داره و فقیر نسبت به این تعلیم هست و نیازمند تعلیم قرآن هست. عبداً اذا صلّی، یعنی فقر نسبت به تعلیم قرآن. اون فرد اون عبد خدا که داره نماز می خونه یعنی در فضای در مسیر تعلیم قرآن، در مسیر تعلّم قرآن قدم برمیداره. یعنی فقیرِ نسبت به، فقیرِ در کلاس تعلیم قرآن، یعنی نیازمندِ در کلاس تعلیم قرآن.
نماز کلاس و تابلوی اعلام نیاز به تعلیم قران است
عبداً اذا صلی،ّ با صلات داره چی کار می کنه؟ رفته سر کلاس تعلیم قرآن نشسته. اون کسی که می گه تعلیم قرآن نیاز نیست، می خواد این رو نهی کنه، می گه سر این کلاس نرو. پس صلات میشه کلاس اعلان نیاز به تعلیم قرآن. صلات فضای اعلان نیاز به تعلیم قرآنه. اگر میخوای صلات رو دعا معنا کنی اینجور معنا کن. اگه می خوای بگی دعا می کنم در صلات، صلات من یعنی دعا، یعنی شما رفتی دعا کنی که خدایا منو تحت تعلیم قرار بده، منو تحت تعلیم قرآن قرار بده. ای رب اکرم، ای رب اکرم منو تحت تعلیم قرآن قرار بده. اینطور صلات رو ببین. بله این فرد که داره صلات می گذاره، عبد خداست، عبد خداست یعنی طغیان نکرده. اون انسان اونجا طغیان کرده. طغیان کرده چه می کنه؟ استغنای از قرآن. این فرد که اینجا عبد هست، چه رفتاری انجام می ده؟ صلات. صلّی، صلات به جا میاره. اون طغیان کرده نسبت به چی؟ اون انسان اونجا طغیان کرده نسبت به چی؟ نسبت به تعلیم« ما لم یعلم»، از چی؟ ذیل بحث چی؟ ذیل بحث قرائت قرآن، ذیل بحث قرائت قرآن در بحث تعلیم، طغیان کرده. یعنی چه می کنه؟ یعنی احساس استغنا داره. این عبد نسبت به چی عبد هست؟ در چه موضوعی عبد هست؟ نسبت به تعلیم. نسبت به تعلیم ذیل قرائت، ذیل قرآن. یعنی در کلاس تعلیم خدا از قرآن، در سر این کلاس، و نسبت این کلاس عبد هست. و به این منظور نماز به جا میاره. نماز میخونه.