به دنبال حاکم کردن «القدر» بر اوقاتی از عمرمان به خاطر نزدیک شدن «او»
1395/02/16
به دنبال حاکم کردن «القدر» بر اوقاتی از عمرمان به خاطر نزدیک شدن «او»
پنجشنبه 27 رجب 1437 –حکیم-جلسات سوره قدر
صلواتی بفرستیم أللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
بسم الله الرحمن الرحیم توکلت علی الله
لیلۀای که القدر در آن حاکم است بهتر از همه عمر یک فرد
یک برداشت تربیتی از سوره ی قدر؛ خداوند در سوره ی قدر میفرماید که:" ما او را در لیلۀ القدر نازل کردیم ". فهم و درایت و درک لیلۀالقدر به این راحتی ها نیست، ابزاری میخواهد، یک چیزهایی میخواهد، یک مسیری میخواهد. " لیلۀالقدر ویژه هست. ما او را در لیلۀالقدر نازل کردیم. لیلۀالقدر از هزار ماه برتر هست ". با تعجب میپرسیم" هزار ماه؟ " هزار ماه یعنی هزار تا سی شب( حدوداً ) هزار تا سی« لیلۀ » یعنی حدود سی هزار« لیلۀ ». لیلۀ القدر از سی هزار لیلۀ هم بهتر هست. چرا؟ یک لیلۀ از سی هزار لیلۀ بهتر هست. چرا بهتر هست؟ یک تفاوت دارند. در اینجا فرموده است« لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌْ مِّنْ أَلْفِ شهَْرٍ » نفرموده است که« شهر القدر ». یک لیلۀ ای که« القدر » اونجا باشه از سی هزار لیلۀ ای که القدر اونجا نیست بهتر هست، ثمراتش بیشتر هست، توفیقات در اون لیلۀ بیشتر هست.
اگر شبی میتواند از همه عمر تو پربارتر باشد پس مواظب شب و روز عمرت باش
آدم به اینجا که میرسه باید به خودش تذکر بده فلانی! شب هات رو دریاب، فلانی! اوقات ات رو دریاب. ممکن هست که هزار شب و روز بر تو بگذره و یک بهره برداری ای داشته باشی ولی یک شب بر تو بگذره و در اون شب بیشتر و بهتر از این شب و روز بهره برداری داشته باشی. هزار ماه یعنی حدود سی هزار شبانه روز نزدیک به عمر قابل توجه یک انسان یعنی حدود هشتاد و چند سال هست( تقریبا معادل عمر انسان ها یک مقداری هم بیشتر هست ) فلانی! یک شب از عمر تو میتونه از کل عمر تو بهتر باشه. اگر« القدر » اونجا حاکم باشه، اگر تو اون شب رو دریابی، اگر ظرفی در اون اوقات ایجاد کنی.
اگر «القدر» حاکم بر ظرف وجود فردی شد، «ملائکه» و «الروح» و «او» آنجا نازل میشوند
خداوند میفرماید که« إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ » نه یک جای دیگر. من میخوام او رو نازل کنم، من او رو نازل کردم، من او رو پائین آوردم، کجا؟ چه زمانی؟ در لیلۀالقدر، ظرف این موضوع« لیلۀالقدر» هست جای دیگر نیست. یعنی انسان در اینجا به خودش تذکر بده« اوقات خودت رو دریاب، شب ها رو دریاب ». آیا فضای« القدر » در اوقات ما هست؟ اگر فضای« القدر » در اوقات ما ایجاد شد آنموقع انتظار داشته باشیم که خداوند متعال توجهی کنه، نگاه کنه بگه یک ظرف زیبا اونجا هست، ای« او » به سمت آن ظرف هم برو. ای ملائکه! به سمت آن ظرف هم بروید، ای« الروح » به سمت آن ظرف هم برو. گاهی اوقات امید داریم که« الروح » به ما نزدیک بشه، اینجا باید به خودمون یک تذکر بدیم که فلانی! آیا یک شب از عمرت را« قدر » می دانی؟« الروح » به سمت لیلۀالقدر میره، آیا میخواهی که به سمت شما هم بیاد؟ آیا یک شب از عمرت را« قدر » می دانی؟ آیا در یک شب از عمر تو صفت« القدر » حاکم هست؟ بگی که امشب از عمر من« لیلۀالقدر عمرِ من »بود. با لیلۀالقدر خدایی کار نداریم، یک« لیلۀالقدر خدایی »،« یک لیلۀالقدر خانگی، یک لیلۀالقدر شخصی ». خدایا! تو لیلۀالقدر ساختی که او در لیلۀالقدر نازل بشه، من هم سعی میکنم در زندگی ام در شبی در اوقاتی« القدر » رو حاکم کنم که« او » به اینجا بیاد.
آیات سوره مزمل مبنی بر دعوت به شبزندهداری، ذیل بحث حاکم کردن «القدر» بر وجود خود
شما اینجا تاکید های خداوند در قرآن رو ببینید که میفرماید فلانی ها حواستون به اوقات تون باشه. ای رسول الله! شب نخواب! پاشو! پاشو به قرآن خواندن بپرداز. من میخوام یک چیزی بر تو نازل کنم، پاشو باید آماده بشی. بله این مفهوم در سوره ی مزمل و در برخی آیات دیگر وجود داره. در اواخر سوره ی مزمل به مومنین، به کسانی که در کنار رسول الله صلوات الله علیه و آله هستند چنین توصیه ای هست، حواس تون به اوقات تون باشه. ظرفی از اوقات درست کنید که« او » بتواند به آنجا نزدیک بشود. بله این مطلب جای تامل داره؛« من اوقاتم را چگونه سپری میکنم ؟ حال و هوای من در اوقاتم چی هست؟ اوقات قلب من چگونه سپری میشود؟ ». « نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمينُ(193 ) عَلىَ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ( الشعراء 194) » اینجا باید گفت که« اوقات قلب رسول الله صلوات الله علیه و آله بسیار عالی سپری میشه. این قابلیت وجود داره که« روح الامین » بر قلب ایشان نازل بشه.
«لیلۀالقدر شخصی» یعنی، حاکم نمودن القدر بر وجود خود و زمینهسازی برای نزول او
یک مثال ساده عرض کنیم؛ شما گاهی میخواهید که بروید و به یک فردی سر بزنید، در مسیر دوستت رو میبینی، دوست شما میگه پیش فلانی نرو، میگی چرا؟ میگه در این ایام اوضاعش خوب نیست، در این ساعت ها سراغش نرو( به هر دلیلی ). لیلۀالقدر خانگی یعنی زمانی بسازیم، اوقاتی ایجاد کنیم و بگیم این اوقات وقت سر زدن به ما است، اگر میخواهی سر بزنی میتوانی که بیایی. لیلۀالقدر خانگی یعنی وقت دادن به« او » برای اینکه به ما سر بزند. ما به هر چیزی وقت میدیم، میگی فلانی به تو وقت میدم یک سر به ما بزن، حالا یا به زبان میگیم یا در عمل این کار رو انجام میدیم. به فلان موضوع وقت میدیم که به ما سر بزنه، در کنار ما باشه، به فلان آدم، به فلان مقولات. لیلۀالقدر شخصی، لیلۀالقدر خانگی یعنی:" فلانی! به « او » هم وقت بده ، یک وقتی برای« او » بگذار ". شما وقتی میخواهید که برای یک دوست خاص تون وقتی بگذارید ممکن هست که در ایام اوقات مختلف نتونید و بگید که چون اون دوست من اگر بخواد که به پیش من بیاد من باید که اینکارها رو انجام بدم، در اون زمان این شرایط رو داشته باشم، این ویژگی ها رو ایجاد کرده باشم یعنی باید یک وقت اختصاصی برای اون بگذارم. شما در زندگی برای مقولات مختلف اوقات اختصاصی خودشون رو میگذارید.« لیلۀالقدر یعنی یک وقت اختصاصی برای« او » بگذار برای اینکه« او » به تو نزدیک بشه، برای اینکه« او » به تو سر بزنه ». بله دوستان« قدر بدانیم » .« قدر بدانیم » یعنی اینکه مراقب باشیم، مترصد باشیم، دنبال کنیم که حداقل بخشی از اوقات مون« القدر » حاکم باشه. چرا؟ بخاطر استقبال از « او »، بخاطر ایجاد ظرفی برای نزدیک شدن« او ». شما ظرفی ایجاد کن، اول ملائکه میآن، یک سرکشی میکنند میگن:" نه شرایط فراهم هست، خوبه ". بعد« الروح » نزدیک میشه، یک سرکشی میکنه: " نه شرایط فراهم هست خوب هست ". آرام آرام« او » نزدیک میشه. ملائک میآن هم یک برانداز بکنند و هم کمک بکنند در فراهم شدن شرایط برای نزدیک شدن« او » و هم اینکه ملائک مترصد هستند، هر کجا ظرفی آماده میشه و احتمال این وجود داره که« او » ممکن هست که به آنجا سر بزند ملائکه میروند آنجا و ساکن میشوند میگن بریم اینجا« او » میآد، این جا رنگ و بوی این رو داره که ممکن هست که« او » به اینجا نزدیک بشه بریم اینجا، سرازیر بشیم و بریم اینجا. میآن اینجا که وقتی « او » امد از نور« او » بهره ببرند.فرق ملائکه و مومنین، فرق ملائکه و شیعیان اینجا هست. شیعیان ظرف آماده میکنند برای اینکه« او » بیاید، ملائکه میآیند در این ظرف که زمانی که « او » میآید از نور « او » بهره ببرند. شما ذیل این بحث کلی مطلب میبینید مثلا این که اهل بیت علیهم السلام فرموده اند:" وقتی شیعیان دور هم مینشینند و ذکر فضایل ما انجام میدهند ملائکه سرازیر آنجا میشوند که از نور آنجا بهره ببرند ". اون نور از کجا آمده؟ شیعیان دور هم ظرفی ایجاد میکنند و نور به انجا میآد و ملائکه میآیند که از اون نور بهره ببرند.
«او»، ابتدا روحش را روانه لیلۀالقدر میسازد و بعد خودش نازل میشود
شما وقتی میخواهید که به یک سفر زیارتی بروید بهترین توصیه و رفتار این هست که میگی" اول روحم رو بفرستم، روحم بره اونجا ساکن بشه و بعد خودم برم ".« او » وقتی که میخواد بیاد اول«روح » اش رو میفرستد، آنقدر آن ظرف زیباست که« او »،« روح » اش رو به آنجا میفرسته یعنی فکر و ذکرش این میشه که بره اونجا و به اونجا سَر بزنه.
بله پس دعا کنیم درخواست کنیم که خداوند توفیق بده ما بتوانیم در طول عمرمون اوقاتی رو، در اوقاتی از طول عمرمون القدر » رو حاکم کنیم، یک شب از عمرمون بگذره و« القدر » در اون شب حاکم باشه، یک ساعت از عمرمون بگذره و «القدر » در اون ساعت حاکم باشه. خداوند فرموده که اگر« القدر » حاکم شد یک شب شما از کل شبهای یک عمری که القدر حاکم نباشه بهتر هست. چرا؟ چون اون زمان ظرفی میشه که« او » نزدیک میشه و اگر « او » نزدیک نباشه بقیه ی شبها به چه دردی میخوره؟ بقیه ی اوقات چه فایده ای داره؟ اگرن او » نباشه چه فایده ای داره؟ بله وقتی اختصاصی برای « او » ایجاد کنیم.
القدر در تمام اوقات بر قلب اهل بیت ع حاکم است و «او» در آنجا ساکن؛ فلذا قلب ایشان محل رفت و آمد ملائکه و روح است
یک نکته عرض کنیم؛ در روایات در مورد فضائل اهل بیت علیهم السلام مطرح هست که:"قلب و وجود اهل بیت علیهم السلام محل رفت و امد ملائکه است، محل نزول ملائکه است ". ملائکه به اونجا میآن و رفت و امد میکنند، محل نزول« الروح » هست. چرا؟ چون ظرفی ایجاد کرده اند که« او » به آنجا نزدیک میشه. چون« او » به اونجا نزدیک میشه، چون« او » در اونجا ساکن میشه ملائکه و روح به اونجا رفت و امد میکنند. بله وجود اهل بیت علیهم السلام پیوسته محل رفت و آمد ملائکه و « الروح » هست و این یعنی « کل اوقات اهل بیت علیهم السلام« القدر » است ، در کل اوقاتشون « القدر » حاکم هست ».
الباقی عمر در قبال اوقات «القدری» یعنی اتلاف عمر
فلانی! یک شب در زندگی ات« القدر » رو حاکم کن، از کل زندگی ات بهتر هست، بیشتر از تمام یک عمری که« القدر» حاکم نباشه بهره برداری خواهی کرد، خداوند به اونجا توجه خواهد کرد، خداوند« او » رو روانه ی آنجا خواهد کرد. ما به راحتی اوقات مون رو از دست میدیم. واقعا در قیاس با" اوقات القدری " الباقی اوقات" وقت کُشی "هست. بله انسان به خود تذکر بده فلانی! من وقتم رو به چی میگذرانم؟ وقت و اوقات من بایستی در جوار« او » در هم جواری با« او » بگذره. من دارم اوقاتم رو به چی میگذرانم؟ چرا« او » در کنار من نیست؟ چرا « او » به سراغ من نمیآد؟ چرا« او » نمیآد در خانه ی وجود من ساکن بشه؟ چرا روح« او » به من نزدیک نمیشه؟ من دارم اوقاتم رو به چی میگذرانم؟ یک عمر بگذره و آدم سرش رو زمین بگذاره و از دنیا بره، از آدم بپرسند که فلانی! یک ساعت بود که« او » در کنار تو باشه؟ یک شب تا صبح با« او » سپری کردی؟ یک شب تا صبح بود که الروح » بیاد در کنار تو و خوش باشه؟
الروح و ملائکه به دنبال جاییکه «او» نزدیکتر باشد چراکه سلام آنجاست
« تَنزََّلُ الْمَلَئكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبهِِّم مِّن كلُِّ أَمْرٍ(4) سَلَامٌ هِىَ ».« الروح » و ملائکه می دوند که به آنجا بروند. چرا؟ چون« او » آنجاست، نور« او » آنجاست. انجا برای اونها خوش هست« سَلَامٌ هِىَ » اونجاست که زندگی برای اونها معنا داره، اونجایی که به« او » نزدیک هستند و احساس هم جواری دارند« تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلام »زنده شدن اونها، زندگی اونها زمانی است که در جوار« او » هستند. اگر به ملائکه ی خدا بگی که برید کنار اینقدر دور و بَر ما رو شلوغ نکنید. بگن که نه نمیریم چون« او » به اینجا نزدیک هست، نور« او » اینجاست.
برنامهریزی برای وقت خود برای حاکمیت القدر
بله این رو در وجودمون پررنگ کنیم، تمرین کنیم؛« حاکمیت القدر بر اوقات مون ». برای اوقات مون برنامه ریزی داشته باشیم. خیلی برنامه ریزی ها طرح میکنند که برای وقت تون برنامه ریزی کنید. ما هم برنامه ریزی کنیم که وقتی بسازیم برای« او » .برنامه ریزی ها مطرح میکنند که برنامه ریزی کنید برای اینکه وقتی بسازید که فلان کار رو بتوانید که انجام بدید، وقتی برای فلان کار هم بتوانید تخصیص بدید. برنامه ریزی داشته باشیم که؛« وقتی برای« او » بسازیم، شبی برای« او » بسازیم » طوری که بگیم:" از اول امشب حال و هوای من طور دیگری شده، میخوام امشبم رو برای« او» بسازم، امشبم رو بگونه ای بسازم که« او » نزدیک بشه".