بله در بحث قرآن یکی از ترجمه هایی که خوبه که انجام بشه ترجمه ی مفهومی قرآن هست قرآن به صورت مفهومی ترجمه بشه بعد از ترجمه ی مفهومی گام بعدی ترجمه ی تبیینی قرآن باشه بعد از اون ترجمه ی مصداقی قرآن باشه، البته گام تبیینی و مصداقی میتونه با هم انجام بشه
ترجمه مصداقی نیازمند تعیین نوع فرهنگ پرداختن به مفاهیم قرآنی
یه ترجمه ی تبیینی و مصداقی از قرآن ارائه بشه که این نیاز به فرهنگنامه داره، با چه فرهنگی با چه بینشی با چه منظری؟ در فرهنگ بینش، منظر، نوع نگاه اینها مهم هستند. یه سری اصول داره یه سری قائده داره اونها باید شناخته بشن، یعنی خوبه یه بحث مشخص و مدَّون تو حوزه ی فرهنگ پرداختن به مفاهیم قرآنی، فرهنگ بهره بردن از مفاهیم قرآنی انجام بشه و اینها سطح بندی بشه، باید ابزار داده به شده دست مخاطب قرآن یعنی شما می خوای با کدام فرهنگ نگاه کنی؟
مقایسه ترجمه مصداقی بر اساس فرهنگهای مختلف با توجه به نتایج و قیمت آنها
یکی از موضوعاتی که قیمت فرهنگها رو نسبت به هم مشخص میکنه محصولی هست که از این ترجمه ی قرآن بدست میاد از ترجمه ی مصداقی بدست میاد، مطرح میکنی ببین اگر شما با فرهنگ مثلا الف به قرآن نگاه کنی این ترجمه ی مصداقی به دست میاد وقتی با فرهنگ ب به مفاهیم قرآنی نگاه میکنی این ترجمه ی مصداقی بدست میاد، حتی در فرهنگ الف شما می بینی گاهی تناقضات بدست میاد، گاهی بحثها تناقض پیدا می کنند بحثها یه جاهایی ضد اخلاقی میشن بحثها یه جاهایی هدایت خواستی که ازش بدست نیاد هیچ بلکه بحثهای سخیفی بدست میاد، با فرهنگ ب که نگاه می کنید بحثها چقدر منسجم بدست میاد بحثها تو حوزه ی ترجمه ی مصداقی چقدر منسجم بدست میاد چقدر عالی بدست میاد چقدر توش هدایت هست.
حد فاصل بین مفهوم و مصداق، تابعی به نام فرهنگ وجود دارد کهآندو را به هم ارتباط میدهد
فرهنگنامه ی انسان یک تابع نگاشت هست از مفاهیم به سمت مصادیق، این فرهنگنامه مهمه این تابع مهمه این فرمول این رابطه مهمه، شما چگونه از مفاهیم به سمت مصادیق حرکت میکنی. این تابع این ضابطه، تابع وقتی میگی یعنی ضابطه، این ضابطه قواعد خودش رو داره پارامترهای خودش رو داره اصول خودش رو داره متغییرهای خودش رو داره این رو باید پیدا کنیم باید یه بحث اصولی، شفاف، روشن در مورد این انجام بشه تفاوت فرهنگنامه ها. مثلا پنج تابع نگاشت از حوزه ی مفاهیم به سمت مصادیق، لزوما این فرهنگها لغت نیستند لزوما اینجوری نیست که همه ی فرهنگهای نگاشتها غلط باشند بلکه ما رو به درجات معنایی مختلف میرسونند ما رو به درجات مصداقی مختلف میرسونند و بهره های متفاوتی به ما میرسونند یه جا یک فرهنگ، فرهنگ طبیعیات هست مثلا توی یکی از این فرهنگها ممکنه اصلا طبیعیات پر رنگ باشه و بحثهای دیگه.