اثبات یک وجه از وجوه متناقض یک آیه بوسیله ارجاع به محکمات


اثبات یک وجه از وجوه متناقض یک آیه بوسیله ارجاع به محکمات

جمعه 14ربیع الثانی 1438 دفتر نواب-جلسات عمومی(دعای ندبه)‌

شیء شدن انسان به خاطر خلقت، در برخی از آیات به صراحت مطرح شده، فلذا در آیه اول سوره انسان منظور، خلقت نیست

ما در مورد خلقت انسان خیلی واضح و صریح در چند جای قرآن داریم که شما قبل از خلقت از نطفه، شئ‌ای نبودید به همین واضحی. اصلا نمیفرماید که یه چیزی بودید یه چیز کوچولو بودید، بزرگ بودید، قابل ذکر بودید، اصلا می فرماید شئ ای نبودید. چند جا در قرآن داریم شاید حداقل سه چهار پنج جا بشه استدلال واضح آورد از این موضوع که شما اصلا شئ ای نبودید در مورد خلقت انسانها در دوره ی قیامت هم هیچ زمانی نمی فرماید که خب شما اون موقعی که هیچ شئ ای نبودید من شما رو خلق کردم، کردم انسان، حالا که در دوره ی محشر، شما در دوره ی دنیا شئ مذکوری بودید من شما رو خلق می کنم. باز هم اینجا نمی فرماید که شما شئ مذکوری بودید یعنی دوباره یه استدلالی برای این وجود نداره که شما یک شئ قابل ذکری هستید و بودید در دوره ی دنیا، من حالا شما رو در قیامت خلق می کنم چون اگر آیه اول سوره ی انسان ازش این برداشت بشه که انسانها به صِرف خلقت در نطفه شئ مذکور میشن یه جایی باید به این استدلال بشه، شما بالاخره یه شئ مذکوری شدی نهایتش خداوند در خلقت قیامت شئ نبودن انسانها قبل از خلقت دنیا رو در مقابل شئ بودن انسانها در دنیا قراره میده نه در مقابل شئ مذکور بودن انسانها. میگه قبل از خلقت در دنیا اصلا شئ نبودید، حالا که در قیامت میخوام شما رو خلق کنم بالاخره یه شئ ای هستید. یه شئ ای هستید من شما رو خلق میکنم، و نوع استدلال شون اصلا حاکی از این نیست که شما اون موقع یه شئ نبودید ولی یکدفعه در دنیا شئ مذکوری شدید و من شما رو خلق میکنم حالا در قیامت، شما رو دوباره خلق می کنم. قبل از خلقت انسان ها، در دنیا رو عدم شئ تلقی می کنه خداوند، در دنیا رو شئ تلقی میکنه. وقتی استدلال می کنه برای قیامت، در قیامت استدلال میکنه برای بَعث در قیامت، دنیای انسانها رو شئ قلمداد می کنه، چجوری شئ قلمداد می کنه؟ چون در مقابل شئ نبودن قبل از دنیا قرار میده، میگه اون موقع شئ ای نبودید، یعنی الان بالاخره در دنیا یه شئ ای هستید و من شما رو خلق میکنم دوباره در قیامت.‌

برای فهم آیه‌ای که وجوه مختلف متناقضی از آن برداشت می‌شود باید به آیاتی که محکم هستند(فقط یک وجه برداشت دارند) ارجاع داده شود

بله در مباحث قرآنی اگر می خوایم یک جایی با توجه به یک آیه که چند پهلو میشه ازش برداشت کرد چند وجه میشه ازش برداشت کرد شما بخوای یه وجهش رو استناد کنی حتما باید استدلالات دیگر رو بیاری. مثلا می خوایم با آیه یک سوره ی انسان استدلال کنیم که شئ مذکور همه ی انسانها هستند پس از اینجا استدلال کنیم که بالاخره یه جوری در یک درجه ای در یک رتبه ای در یه حدی همه ی انسان ها مورد ذکر خدا هستند، خب این یه بحثی هست که شما جدید مطرح میکنی و فقط هم از این آیه استدلال می کنی که از این آیه وجوه دیگری هم برداشت میشه، اگر فقط این وجه برداشت بشه درسته، صحیحه. یعنی یه آیه ای اگر محکم یک وجه ازش برداشت بشه، داخل پرانتر عرض کنیم یکی از معانی محکم و متشابه همینه، اگر از یک آیه چند وجه برداشت بشه اون محکم نیست، شما برای اینکه محکم ازش برداشت کنی باید استدلالات دیگه بیاری، باید به آیات محکم رجوع کنی، آیات محکم یعنی آیاتی که فقط یک وجه ازش برداشت میشه. یعنی محکم داره یک چیز رو میگه. قویاً داره همین حرف رو میزنه، هر کی بخونه همین رو برداشت می کنه چیز دیگه ی برداشت نمیکنه، اون رو باید بیاری بگذاری کار این آیه ی متشابه، متشابه رو به اون ارجاع بدی، از اون برداشت بکنی، یعنی این رو وجه قوی ترش رو، وجه محکمش رو برداشت کنی. حالا اینکه اگر از آیه ای چند وجه برداشت میشه شما یک وجهش رو برداشت کنی نمی تونی اینجوری استدلال بکنی. باید حتماموضوعات محکم کنارش قرار بدی، مثلا آیا با آیه ی اول سوره ی انسان میشه این استدلال رو کرد که همه ی انسانها به صِرف انسان بودن، به صِرف اینکه از نفطه خلق شدن شئ مذکور هستند؟ و مورد ذکر خدا هستند، حالا در یک رتبه ای در یک درجه ای مورد ذکر خدا هستند، میگیم شاید بشه شاید بشه از این آیه برداشت کرد ولی از اونجایی که، دقت کنید ولی از اینجایی که از این آیه این موضوعی که شما می فرمایید فقط یه وجهش هست، وجوه دیگری هم داره پس شما برای استدلال آوردن برای این نتیجه گرفتن باید استدلالات دیگه بیاری، روشنه دیگه نه. پس باید استدلالات دیگر هم بیاری یعنی نمیتونی بگی ما نفی نمیکنیم شاید بشه ولی اون دیگه (الشاهِدُ عَلی مُدَّعی) بر شماست که بری استدلالات دیگه ات هم بیاری. شما ادعا داری که این آیه این وجهش درسته و این رو داره میگه خب استدلالات دیگه ات رو هم بیار. بیار و بگذار کنار این موضوع بگو این مطلب رو داره میگه و با توجه به سایر استدلالاتی که من دارم نتیجه میگیرم که اینجا شئ مذکور یعنی کل انسانهایی که از نطفه خلق شدند به صِرف خلقت از نطفه اینها مذکور خدا شدند و در رتبه ای و در درجه ای مورد ذکر خدا قرار گرفتند اون موقع شما باید استدلال بیاری.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است