قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ: هُوَ همان شناخت اولیه و با فاصله انسان از خداست
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ(1)اللَّهُ الصَّمَدُ(2)لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ(3)وَ لَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدُ (4) در سوره ی توحید مطرح هست که قُلْ ، هُوَ ، اللَّهُ أَحَدٌ ، همین جا نکته هست بهشون بگو یا خودت بگو، هم به خودت بگو هم به اونها بگو ، سوره ی توحید هم برای خود رسول الله صلوات الله هست هم اینکه به ما بگه، هُوَ ، او ، اللَّهُ أَحَدٌ ، او اللهِ اَحَد هست، او کیه؟ اول باید به او معرفت داشت بعد برای معرفی بیشتر او مطرح هست که الله هست احد هست، اللهِ صمد هست لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ هست وَ لَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدُ هست سوره ی توحید با هُوَ آغاز میشه، قُل که گفتنش هست در خودش بحث هم وجود داره، شما باید یه معرفت درونی داشته باشی نسبت به هُوَ، او چیزی که می شناسی، اون هُوَ ، اون شناختی که از یک فرد داری از یک شیئی داری، اون شناخت رو باید پیدا کنی، این شناخت رو خداوند اینجا با هو معرفی میکنه، شما یه شناخت اولیه داری از او، اون شناخت اولیه وقتی میخوایم معرفی کنیم میگیم هُوَ، او ، او اون شناخت اولیه ی شماست، هُوَ اون شناخت اولیه ی شماست، یه شناختی که یه کم فاصله داری لذا میگی هُوَ.
حداقل معرفت به هُوَ که در همه موجودات وجود دارد همان غریزه و کششی است که به خدا دارند
خداوند در سوره ی توحید در همین ابتدا می فرماید که قُلْ ، هُوَ ، اللَّهُ أَحَدٌ ، یعنی از همین اول شما شناخت داری که او هُوَ هست نسبت به یه شیئی که هُوَ هست شناخت داری، نسبت به شیئی که اگر بخوای در ابتدا او رو معرفی کنی میگی هُوَ نمیگی هُما ، نمیگی هُم ، همه ی انسانها این معرفت رو دارند باید دعوت بشند به این معرفتی که دارند به این معرفتی که دارند باید توجه کنند، هُوَ ، هُوَ اولین ارتباط ما اولین ارتباط انسانها با خداست، اولین معرفی خدا به ماست هُوَ، اون شناخت اولیه که داری او ، شما میگی چیه؟ میشه او رو بیشتر معرفی کنی یه حسی نسبت بهش دارم می دونم یه کسی هست، میشه بگید چی؟ خداوند اولین معرفی که از او به صورت جدی تر انجام میده او اللهِ اَحد هست اگر نمی گفت نمی دونستیم، اللهِ صمد هست، بله در هُوَ بحث هست یه شناخت هست یه شناخت ما از خدا، کل غریزهای که در موجودات هست نسبت به خدا ، کششی که در موجودات هست نسبت به خدا ، شناخت اولیه ای که در موجودات هست نسبت به اینکه یکی هست این همین هُوَ هست، برخی ها اگر این رو از دست بدن، این در همه وجود داره در همه معرفت نسبت به هُوَ وجود داره معرفت در حد هُوَ وجود داره، البته معرفت در حد هُوَ برای انسانهای مختلف متفاوت هست، ولی حداقل درجات پایین تر بحث هُوَ برای همه وجود داره
سوره توحید دعوت برای ادامه معرفت به هُوَ
سوره ی توحید دعوت به ادامه ی این بحث هست، برخی ها این بحث رو ادامه نمیدند که هیچ بلکه ممکنه پسرفت داشته باشند، و حتی خدایی نکرده همین معرفت هُوَ رو هم از دست بدن، سوره ی توحید دعوت به ادامه ی معرفت هُوَ هست، انسان تو معرفت هُوَ رو داری باید این رو ادامه بدی،
معرفت ملائکه نسبت به اسماء هولاء در ابتدا فقط معرفت به هولاء بود و سپس به اسماء آنها نیز معرفت پیدا نمودند
مثل معرفت ملائکه به أَسْمَاء هؤُلاء ، ملائکه در ابتدا معرفت به اون اشیاءشون هؤُلاء هست، بر اساس هؤُلاء ، کل معرفتشون از اونها هؤُلاء هست، مثل هُوَ ، اگه یکی بود میگفتند هُوَ ، در گام بعد معرفت پیدا میکنند به أَسْمَاء هؤُلاء لذا معرفت شون پیش میره،
هُوَ معرفتی جهت دار است به سمت خدا که همه موجودات بر اساس آن خلق شدهاند و سوره توحید دعوت به پیشرفت در این معرفت
سوره ی توحید پیشرفت در معرفت هُوَ هست ، هُوَ ای که همه ی انسانها نسبت به اون هُوَ معرفت دارند معرفت هویتی دارند معرفت هُوَ ای دارند معرفت اشاره گونه دارند در هُوَ جهت وجود داره معرفت جهت گونه دارند خداوند در همه ی انسانها یک جهت گذاشته یه جهت گیری نسبت به خدا، همه ی انسانها بر اساس معرفت هُوَ یه جهت گیری نسبت به خدا دارند یه جهت گیری به سمت خدا دارند این ممکنه یه بحثیش در بحث فطرت باشه اینکه خداوند می فرماید که ما انسانها رو فَطر کردیم یا در برخی از روایات مطرح هست که انسانها بر اساس توحید فَطر شدند یعنی همین هُوَ ، بر اساس توحید فَطر شدند به این معنا نیست که انسانها در اَحدیت الله هم پیشرفت دارند در صمدیت الله هم معرفت کافی دارند بلکه بر اساس هُوَ اینها معرفت پیدا کردند اینها به هُوَ معرفت دارند نه به اللهِ اَحد، نه به اللهِ صمد، بلکه به هُوَ معرفت دارند و همه ی انسانها بر اساس این معرفت هُوَ یک جهت گیری به سمت خدا دارند یه جهت گیری که در ضمیرشون معرفتش در حد هُوَ هست در درون این انسانها این معرفت در حد هُوَ هست،
معرفت به هُوَ پیوسته کاملتر میشود ولی باز خدا همان هُوَ است؛ وقتی وارد بیوت خدا میشوی و به او نزدیک و نزدیکتر میشوی باز هم او همان هُوَ است
بله قرآن ما رو در موضوعات مختلف دعوت میکنه به شناخت بیشتر این هُوَ ، معرفت هُوَ ای که ما نسبت به الله داریم، ما رو دعوت میکنه به شناخت بیشتر این هُوَ، ما گام به گام باید این مسیر رو جلو بریم، از جمله اصلی ترین موارد سوره ی توحید هست ما دعوت میشیم به این معرفت هُوَ ، در فرازهای دیگری از قرآن هم هست، جمع بندی شناخت ما از یه نگاه به خداوند، از یک دید به خداوند جمع بندی شناخت ما در حد هُوَ هست، ما همیشه با هُوَ درگیر هستیم لذا باید همیشه این مسیر رو ادامه بدیم، شما در هر معرفتی میرسی باز خدا اوست ، باز خدا هُوَ هست دوباره باید مسیر رو ادامه بدی، تا یه جایی نزدیک میشی نزدیک شدی دوباره خدا هُوَ هست، دوباره باید ادامه بدی، دوباره معرفت پشت معرفت، مثلا شما وارد بیوت خدا میشی وارد بیت خدا میشی بیت هایی که نور خداوند اونجاست، الله نور آسمانها و زمین، میای تو بیوت یه بیوتی که این بیوت بالا میرن ارتفاع میگیرند، شما دعوت میشی بری تو این بیوت، حرکت میکنی میری وارد بیت میشی چه اتفاقی میافته در این بیت؟ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ شما با ذکر اسماء او آشنا میشی، از دور نگاه میکنی میگی نور هست، میری وارد میشی، يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ معرفت نسبت به او برای شما بیشتر میشه، شما اصلا با اسماء او اینجا آشنا میشی، تا موقعی که بیرونی که با اسماء خدا آشنا نمیشی، میری اینجا با اسماء او آشنا میشی، اونجا قرار داده شده فضای آشنایی با اسماء خدا و اونجا قرار داده شده فضای به تسبیح کشوندن همه چیز، یعنی اونجا اصلا شما با فضای تسبیح آشنا میشی با فضای ذکر اسماء خدا آشنا میشی و با اسماء خدا آشنا میشی لذا تا قبل از اون خداوند برای شما هُوَ هست، او ، میری اونجا که خداوند این هم هست، خداوند این هم هست، خدا این هم هست، اینها که عرض میکنیم یعنی اسماء ، خداوند این اسم رو هم داره، خداوند این اسم رو هم داره .