ماجرای اربعین دیدنی است، انسان باید راه بیفته و بیاد و ماجرای اربعین رو ببینه، حواس خودش رو در ماجرای اربعین بکار بگیره، بیاد در ماجرای اربعین تعقل کنه، بیاد در ماجرای اربعین بشنوه. ماجرای اربعین باید برای انسان مهم باشه، ماجراهایی شبیه به اربعین رو باید از نزدیک بررسی کرد و دید، نقطه ی قلب و اثر گذار بر قلب انسان باشه و بوسیله ی اون انسان تعقل کنه.
بکارگیری سمع و بصر و قلب در ماجرای اربعین
نقطه ی شنیدن انسان باشه، نقطه ی دیدن انسان باشه، بله انسان باید بصیرتش رو در ماجرای اربعین بکار بگیره، سه موضوع« سمع و بصر و قلب » باید در ماجرای اربعین بکار گرفته بشه، باید برای شیعیان و انسان ها مهم باشه، انسان باید گوش شنیدن داشته باشه، باید چشم دیدن داشته باشه و این ماجرا رو« قلب » خودش قرار بده. بیاد ببینه که چقدر زیبا این ماجرا قلب برخی از انسان ها شده و انسانها بوسیله ی اون تحول پیدا کرده اند، بیاد و این رو ببینه و بر اساس این موضوع تعقل کنه و این ماجرا رو قلب خودش قرار بده.
انسانهای دارای صدر سالم، به سوی اربعین کشیده میشوند
انسانهایی که« صدر » شون سالم هست، انسانهایی که«صدر » شون مُسلِم هست به سمت این ماجرای کشیده میشوند و چشم و گوش و قلب شون رو در ماجرای اربعین بکار میگیرند و إلّا پوشیده می ماند. رفتار برخی انسان ها بگونه ای هست که قلب و چشم و گوش اونها پوشیده می ماند. انگار نه انگار که چنین ماجرایی هست و میتوانند که ببینند و میتوانند به اون توجه کنند. بله انسانهایی که «صدر » سالم و « صدر» مُسلِم دارند این انسانها اینگونه به اربعین کشیده میشوند.
یکی از آیاتی که در اون میشه این ماجرا رو دنبال کرد آیه ی 46 سوره حج هست« سوره الحج : 46 أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتي فِي الصُّدُورِ ». آیا در زمین سیر نمیکنند؟ سیر کنند که چی بشه؟ برای اینکه برای اونها قلوبی قرار داده بشه که بوسیله ی اون تعقل کنند. موقعیتهایی قرار داده بشه، ماجراهایی رو ببینند که اون ماجرا برای اونها قلب بشه و اون افراد بوسیله ی اون قلب ها تعقل کنند.« أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها » و گوش هایی که بوسیله ی اون بشنود، یک موقعیت هایی که برای اونها گوش بشه، برای اونها وسیله ی شیدن بشه و به وسیله ی اون بشوند. « فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتي فِي الصُّدُورِ » خب خیلی از این افراد اینکار رو انجام نمی دهند، چشم دارند، اینطور نیست که شما نگاه کنید فقط چشم های اونها پوشیده شده و نمیتوانند که ببینند بلکه« وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتي فِي الصُّدُورِ » بلکه قلوب اینها هست که در« صدر » های اینها پوشیده شده کور شده و پوشیده شده است، هاله هایی بر قلوب اینها که صدر اینها هست قرار داده شده است. انسان باید در زمین سِیر کنه و ماجراهای بزرگ رو ببینه، اون ماجراها رو قلب خودش قرار بده و بر اساس اون ماجراها تعقل کنه. در اون ماجراها قرار بگیره و وسیله ای برای شنیدن پیدا کنه. در اون ماجراها قرار بگیره و پرده های روی چشمش کنار بده و بتواند که به وسیله ی چشم هایش اونجوری که باید، ببینه و بصیرت پیدا کنه. همه ی اینها منوط به این مطلب هست که «صدر» این انسان ها سالم باشه، وإلّا اگر«صدر» اونها سالم نباشه قلوب در « صدر » اونها پوشیده خواهد ماند. بله از این آیه میشه نتیجه گرفت که انسان هایی دقیق در زمین سِیر خواهند کرد و ماجراها رو خواهند دید که « صدر » اونها اشکال نداشته باشه. انسانها بر اساس« صدر » شون رفتار میکنند.
صدر سالم و مسلِم، لازمه قلب، بصر و سمع صحیح
خب ما نسبت به ماجرای اربعین باید مطابق این آیه رفتار کنیم، سِیری که این ماجرا رو قلب ما قرار بده و بر اساس اون تعقل کنیم. در این ماجرا ابزاری پیدا کنیم که بشنویم، سمع مون بکار گرفته بشه، پرده های روی چشم مون کنار بده برای اینکه بتوانیم ببینیم و همه ی اینها منوط به« صدر » سالم هست. انسان زمانی که میخواد بعنوان مثال به ماجرای اربعین بپردازه و حرکت کنه سیری در ماجرای اربعین داشته باشه لازم هست که به این گام ها توجه داشته باشه، اینکه ماجرای اربعین « قلب » او بشه، در این ماجرا ابزاری پیدا کنه برای شنیدن، سمع او صحیح بشه، پرده هایی از روی چشمانش کنار بره و بصیرت پیدا کنه و در نهایت به« صدر » اش بپردازه، به« صدر »اش توجه کنه. همه ی اینها منوط به این هست که او« صدر » سالمی داشته باشه. جایگاه « قلب » در« صدر » هست. بله انسان باید به« صدر »اش توجه کنه و« صدر » سالم و مُسلِمی داشته باشه.