فرهنگ رایج در جامعه نسبت به ازدواج، دور از فرهنگ قرآنی و نزدیک به فرهنگ اعراب
ما در بحث خانواده شناخت صحیحی از خانواده نداریم، تعریف مون از ازدواج صحیح نیست. نگاه مرد به ازدواج این هست که خب زن گرفتم که بیاد یک سری کارها رو برام انجام بده و اگر این کارها رو انجام نده اصلا برای چی زن گرفتم؟ برای چی همسر انتخاب کردم؟ خب تنها بودم دیگه. این تعریف از ازدواج است در صورتی که تعریف قرآن از ازدواج این نیست و قرآن به ازدواج اینطور نگاه نمیکنه. بلکه این نگاه رو نکوهش میکنه و ما از فرهنگ قرآن فاصله داریم و به فرهنگ اعراب نزدیک هستیم. ما در بحث خانواده از فرهنگ قرآن فاصله داریم و به فرهنگ اعراب نزدیک هستیم. نگاه به خانواده باید اصلاح بشه، نگاه به ازدواج نگاه به همسر. چه مرد به زن و چه زن به مرد. در این نگاه ها خیلی ایراد داریم. اگرگفته بشه که اگر همسر من در خانه اینکار رو انجام نمیده پس همسر نیست پس اصلا ازدواج ما بی مفهوم هست در پاسخ باید گفت که چه کسی اینکار ها رو تعریف کرده است؟ اینها درست جا نیفتاده.
حقوق تعریف شده برای یک انسان، تابع نوع نگاه به او
اگر نگاه اصلاح نشه در ادامه اش بحث حقوق همدیگر درست تعریف نمیشه. ببینید اگر نگاه شما این نباشه که فلان آدم های شهر که اونجا زندگی میکنند آدم هستند انسان هستند، اگر اینطور نگاه نکنی بسیاری از حقوق رو برای اونها تعریف نمیکنی( مثل بعضی از آدم های تند رو که در برخی ادیان و اقوام وجود دارند و بسیاری از آدم ها رو اصلا آدم نمیدانند و میگن اونها حیوان هستند و میگن اصلا خدا اونها رو بعنوان حیوان آفریده است ) پس نوع حقوقی که برای اونها تعریف میکنند به تبع این نوع نگاه هست. نگاه شما به طرف مقابل چی هست؟ اون موقع حقوقی برای او تعریف میکنی. این موضوع درخیلی زمینه ها وجود داره حتی در نگاه یک کارفرما و کارگر؛ نگاه شما نسبت به او چه جوری هست؟ اون حقوقی که برای او تعریف میکنی به تبع اون نگاه هست. حقوقی که تعریف میکنی گاهی در ظاهر کارگر به استثمار کشیده میشه.
فرهنگ رایج جامعه به تبعیت از فرهنگ اعراب، استثمار زنان به عنوان خدمتکار توسط مردان
عمده ی مرد های جامعه ما به تبعیت از فرهنگ عرب کارفرمایان استعمارگران زنان کارگر هستند. یعنی تعریف خانواده شده یک کارفرمایی، کارفرمای زنان کارگر هستیم. در اینجا نباید گفت این مرد هست که داره سرکار میره، نه! مرد چه سر کار و چه غیر سر کار سرمایه تهیه میکنه، اون سرمایه رو یک بستری ایجاد میکنه و اونجا سعی میکنه آدمی رو به استثمار بکشه.
خانواده یک میدان کوچک خدایی برای امام پروری
بله خانواده یک میدان هست، یک جامعه ی کوچک هست، جامعه ای برای مدیر پروری، جامعه ای برای رهبر پروری، جامعه ای برای امام پروری. نگاه مرد باید اینطور باشه. البته نگاه زن هم باید اینطور باشه. نگاه مرد باید اینطور باشه که" قرار هست که من امام بشم ، یکی از نگاه های قرآنی به خانواده این هست که قرار هست که من امام بشم " خب خداوند یک جامعه ی کوچک در اختیار من قرار داده که من امام اینها بشم. مرد باید اینطور نگاه کنه. آیا من میتونم امام اینها بشم؟ آیا من امام خوبی هستم؟ آیا امامِ علیه السلامی هستم؟ کدام درجه از امامت رو برای خانواده ی خودم دارم؟ بله اینطور ببینیم. مرد به خودش بگه که من الان امام چند نفر هستم ( مثلا یک زن و دو بچه ) من امام اینها هستم. آیا امام خوبی هستم؟ خداوند میدانی درست کرده است که من امام شدن رو تمرین کنم.
امامت در خانواده باید نمونهای از امامت امام زمان ع بر جامعه شیعه باشد
گفته میشه آقا زنم بد قلق هست و آدم خوبی نیست. در پاسخ باید گفت در جامعه ای که امام علیه السلام وجود داره، در جامعه ی امام و امت، امام شیعیان آیا همه ی شیعیان خوش قلغ هستند؟ خودت خوش قلغ هستی که امروز نشستی و از امام زمان صحبت میکنی؟ خود شما ماموم به تمام معنا کاملی هستی که امروز از امام زمان صحبت میکنی؟ رابطه ی امام علیه السلام با تو چطور هست؟ آیا اون موقع امام علیه السلام میتونه بگه که نه من قبول ندارم امام تو باشم؟ امام علیه السلام چنین حرفی رو نمیگه. من باید امام خانواده ام باشم.
حاکم بودن رحمت بدون قید در فرهنگ امامت در خانواده
امام به معنای دیکتاتور نیست امام به معنای خود کامگی و خودخواهی نیست، اون معنایی که از امام در مدنظر شما در مورد اهل بیت علیهم السلام هست، البته این معنا خیلی اوج داره اما شما درجات خیلی پائین تر ولی در این راستا رو مدنظر داشته باش. بارها اتفاق می افته که در زندگی خطا میکنی، میری حرم امیر المومنین علیه السلام یا در همینجا خطاب به امام زمان صلوات الله علیه میگی آقا ببخشید اشتباه کردم، دو دقیقه میگی ببخشید حتی گاهی دو دقیقه هم نمیگی و در ذهنمون عبور میدیم که ببخشید اشتباه کردم. بعد میپرسیم میگی گفتم ببخشید و امام بخشیده. پرسیده میشه از کجا میدانی که امام بخشیده اند؟ از کجا میدانی؟ میگی مطمئن هستم، فرهنگ امام و ماموم این هست و شما درست میگی امام بخشیده اند ولی بدان که فرهنگ امام و ماموم این هست. این قاعده ی کلی رو ببین و بر این اساس هست در روایات میفرماید اگر زنی خطایی مرتکب شد و به شوهرش گفت ببخشید مرد باید همسرش رو ببخشه، بر او واجب هست که او رو ببخشه و هیچ وقت اون موضوع رو دیگه به یاد نیاره. فرهنگ امام و ماموم این هست. من باید امام فرزندانم باشم، بچه های من بتوانند به من اقتدا کنند، آیا میتوانند اقتدا کنند؟
رفتار عاشقانه، فضای حاکم بر فرهنگ امامت در خانواده
در امام و ماموم بودن عشق و عاشقی وجود داره اتفاقا اینطور هست که از طرف ماموم ظلم به امام وجود داره در صورتی که از طرف امام محبت وجود دارهو هیمنطور هست یا نه؟ ببینید علی رغم اشتباهاتی که یک ماموم یک شیعه انجام میده، امام شیعه چنان با اونها برخورد میکنند که این شیعیان عاشق هستند، پر از محبت نسبت به امام هستند. آیا در خانواده اینطور هست؟ آیا اینطور هست که همسر من خطایی انجام میده دست و دلش نلرزه. نه اینکه خدای نکرده جَری باشه نه اما راه رو باز بداند برای اینکه شدنی هست. در عین اینکه اشتباهی انجام میده بسیار به من محبت داشته باشه.
وجود نقص در فرهنگ رایج جامعه نسبت به نگاه به زن و همسر و فرزند و تفاوت زیاد با نگاه قرآن به این مقوله
بله باید اینطور رفتار کرد و این باید رفتار امام و ماموم باید در خانواده ها الگو باشه. باید صفت امام« امام الرحمه » باشه. بله ما در نگاه و منظر به خانواده نقص داریم، در منظر به همسر( چه مرد به زن و چه زن به مرد ) نقص داریم، در منظر به فرزند نقص داریم. قدیمی ها برخی مرد ها یا زنها رو ازشون میپرسیدی که چرا ده تا بچه داری میگفتند برای اینکه عصای دست مون در پیری باشند. این یک نگاهی هست ولی سطحش خیلی پائین هست. این که اگر پیر شدیم عصای دست مون باشند نگاه دقیق و صحیح و کامل به فرزند نیست. البته اونها کاملا این موضوع مدنظر شون نیست و ما این حرف رو به خاصّه میگیم که این حرف ضعف داره ولی اگر از همون افراد هم اگر بپرسی موارد دیگری رو هم مطرح خواهند کرد. میپرسی چرا زن میگیری؟ میگه من میرم سر کار و میآم، خب کارهای خونه رو چه کسی انجام بده؟ یک کسی باید باشه که کارهای خونه انجام داده باشه، خونه رو جارو زده باشه. چه کسی غذا گذاشته باشه؟ الان که از سر کار اومدم چه کسی جوراب هام رو بشوره؟ چه کسی لباس هام رو اتو کنه؟ این نگاه خیلی در جامعه ی ما وجود داره؟ در جامعه ی ما این نوع نگاه از نگاه های اولویت دار هست، بخصوص در بخشی از جامعه ی سنتی وقتی میرن سراغ ازدواج این موضوعات خیلی برای اونها مهم هست. عرض مون این نیست که این موارد نباید باشه این موارد چیزهایی هست که در تفاهمات وجود داره عرض مون این هست که چرا این موضوع در اولویت اول گذاشتی؟ چرا نگاهت به خانواده این هست؟ چرا همسر شما از شما چنین برداشتی داره و شما هم چنین نگاهی به همسرت داری؟ نگاه شما به همسر باید صحیح باشه ولو اینکه در تفاهمی که با یکدیگر میکنید بسیاری از کارهای منزل رو همسر شما انجام بده. اگر نگاه شما درست نباشه تعریف اون کار متفاوت میشه اون موقع یک تعریف کار میشه اینکه شما یک نفر رو اجیر کرده و به قیمت خوراک بخور و نمیر و یک رفاه در زندگی آوردی در خانه که برای شما کار بکنه یعنی عملا یک حقوق غیر مستقیمی به او میدی که برای شما کار بکنه و یک سری خواسته های شما رو برآورده بکنه. آیا نگاه به همسر باید منتهی به این ماجرا و اینجوری بشه؟ ماجرای خانواده در قران یک مقدار حدود صد و هشتاد درجه متفاوت از این بحث هست. حتی در عنوان گذاری موضوعات.
نفقه هزینهای که مرد در قبال خانواده انجام میدهد تا عرصهای به نام خانواده را به راه خدا بکشاند و در این زمینه، نفاق را از خود دور نگه دارد
ببینید در احکام اسلامی خرجی که مرد به همسر خودش میده نامش« نفقه » هست میتونست گفته بشه« اجرت » اما گفته شده« نفقه » بیشتر بار این موضوع به سمت شماست نه به سمت او، نفقه از انفاق میآد، انفاق به مستحق و فقیر نیست بلکه انفاق یعنی چیزی که نشان بده شما در راه خدا محکم و استوار هستی و میخواهی راه خدا رو بپیمایی و با اون حرکت نشون میدی که در این راه منافق نیستی و از مالت در زمینه ای هزینه میکنی که نشان بدهی که منافق نیستی و میخواهی در میسر خدا حرکت کنی. یعنی چی؟ یعنی اینکه هزینه کرد شما در خانواده در خانه باید جوری باشه و محصولش شکلی باشه که نشان دهنده ی این باشه که شما داری یک عرصه ای رو به سمت خدا میکشانی. عرصه ای رو در مسیر خدا حرکت میکنی و نام اون عرصه« خانواده » است و این حرکت رو انجام میدی که نشون بدی منافق نیستی.
خدای نکرده یک فردی یقه ی ما رو بگیره و بگه تو از دین حرف میزدی ، تو بیرون حرف از دین میزدی ولی در خانه جوری از اموالت هزینه میکردی که نشان دهنده ی نفاق تو بود، برای دنیا هزینه میکردی.
نفقه، هزینهکردی برای خانواده در راه خدا و نه در راه دنیا
نفقه یعنی برای دنیا هزینه نکردن. جالب هست که شما پولی، هزینه ای برای همسرت و بالتبع برای فرزندانت هزینه میکنی و در اون نباید نیت دنیا باشه. در اون باید دوری از نفاق باشه یعنی شما نشون بدی که من دارم هزینه میکنم برای خدا.
خرجی خانه باید با هزینه کرد سفر زیارت امام حسین ع هم نیت باشد
ببینید شما با چه نیتی بلند میشی و هزینه ای فراهم میکنی و تشریف میبری سفر کربلا و در این سفر هزینه هایی انجام میدی؟ نیت هزینه کردن در خانواده هم همین هست، اینها کنار هم هستند. آیا ما اینطور هزینه میکنیم؟
خانواده عرصهای برای بروز انسانیت و یا عکس آن
حالا این در بخش هزینه کرد هست میخواهیم کلی عرض کنیم که ما با فرهنگ قران فاصله داریم. با فرهنگ قران نسبت به خانواده فاصله داریم و فرهنگ مون بسیار بسیار به فرهنگ اصلاح نشده ی عرب هست. عرب در مقابل قران مقاومت کرده است و بخصوص در بحث خانواده تقریبا سعی کرده است که اثری نگیره، یعنی اصرار داشته که اثری نگیره. این مطلب برای ما هم تقریبا در برخی زمینه ها فرهنگ شده است. خطاب مون هم به مرد ها هست و هم به زن ها. این موضوع برای ما فرهنگ شده و فاصله گرفتن از این فرهنگ هم برامون سخت شده است، برامون غیرقابل قبول هست و مانوس نیست. دوستان اینطور نگاه کنیم که خانواده میدان برای امام شدن است. خانواده میدانی برای حرکت کردن به سوی امام شدن است. یعنی چی؟ یعنی اعمال انسانیت. شما در خانواده نشون میدی که انسان هستی یا نیستی؟ در خانواده نشون میدی که چقدر اهل معرفت و اهل رعایت حقوق هستی. هم زن و هم مرد نباید به راحتی میتوانند حقوق یکدیگر را ضایع کنند و ابزار هایی در دستشون هست که اینکار رو انجام بدهند. براحتی میتوانند حقوق یک فرزند رو ضایع کنند. ابزار هایی در دست شون هست که میتوانند اینکار رو انجام بدهند. شما در جامعه براحتی نمیتونی اینکار رو انجام بدی. براحتی نمیتونی در قبال همکارت حقش رو ضایع بکنی حداقل نسبت به خانواده یک مقدار مشکلات سر راهت هست ولی در قبال همسرت براحتی میتونی اینکار رو انجام بدی. خانواده میدانی است که در اونجا با آزادی تمام راه درست رو انتخاب کنی. با آزادی بیشتر نسبت به جامعه راه درست رو انتخاب کنی. راه انسانی تر راه ایمانی تر، اینگونه راهی رو انتخاب بکنی. بله اینگونه باید به خانواده نگاه کرد. میدانی که شما آزاد هستی برای برخی رفتارها، نسبت به جامه آزاد تر هستی که اونجا انتخاب صحیح و عالیتر داشته باشی. میدانی است که یک مقدار نسبت به جامعه پنهان تر هست و شما رفتار صحیح تر داشته باشی. فلانی در محیط کارش در بخش هایی از جامعه در برخی از امورات اجتماعی در تشکل های اجتماعی میبینید که سرگروه با مسئولیتی داره، یک جور رفتار میکنه و در خانواده که میدان آزاد تری برای رفتار کردن هست شاید یک بخشی اش به این دلیل باشه که پنهان تر هست یا یک بخشی اش بخاطر برخی فرهنگ ها هست احساس میکنه مقتدر تر هست و یک بخشی اش بخاطر برخی ضوابط و معارف و قوانینی هست که وجود داره احساس آزادی بیشتر برای رفتار کردن میکنه میبینید که رفتارش نسبت به اون رفتار اجتماعی متفاوت هست. در بیرون در اون محیط اجتماعی نوعی از احترام رو قائل هست که در خانواده اون نوع احترام رو برای یک انسان قائل نیست. نوعی از حقوق رو در محیط اجتماعی برای یک انسان قائل هست که در خانواده برای همسرش قائل نیست.
امام کسی است که در عین قدرت و اختیار بسیار انسانی رفتار میکند؛ خانواده محیطی مناسب برای تمرین امامت
آیا این فرد میتونه امام باشه، آیا میتونه به سمت امام شدن حرکت کنه؟ امام یعنی چه کسی؟ یعنی کسی که بسیار مقتدر هست( قوانین بدست اوست ) هرکاری دوست داشته باشه میتونه انجام بده، « ما یشاء » میتونه رفتار کنه، میتونه هرجوری که دوست داره رفتار کنه، توان مندی اش رو هم داره حتی میتونه یک جوری رفتار کنه با شما که شما متوجه نشی او رفتار کرد و زیر پای تو رو بکشه و خالی کنه، این توان مندی رو داره ولی در عین حال به بهترین نحو و به انسانی ترین نحو رفتار میکنه. آدم این رفتار رو ببینه و بگه« حقا تو سزاوار امامت هستی ». جایی که میتونستی زیر پام رو بکشی و خالی کنی نه تنها خالی نکردی، جایی که میتونستی من رو که روی چاله ای هستم رو هل بدی و در چاله بیفتم نه تنها هلم ندادی بلکه زود چاله رو پر کردی، جلوتر از من رفتی برای اینکه اگر جایی چاله ای هست چاله رو پر کنی. اگر ضعف و عیبی از من بود تو ستار العیوب بودی. اگر عیب بود تو ستار العیوب بودی. نه تنها به دنبال عیب زدن به من نبودی بلکه اگر عیبی پیدا میشد میپوشاندی. حتی گاهی سعی میکردی یک جوری عیب ها رو بپوشانی که خودم نفهمم که عیب من پوشیده میشه. آدم این رفتارها رو در امامت ببینه و بیاره در خانواده و بگه خانواده میدانی است برای حرکت به سمت امام شدن.
بر محمد و آۀ محمد صلواتی بفرستیم أللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم