در آیات بعد آیه 124 سوره بقره، حیطه امامت ابراهیم علیه السلام توضیح داده می شود، آیات در مورد ماجرای حج هست، اما درونش( در این آیات)، حیطه ی امام ابراهیم علیه السلام رو می توان دید.
در آیات 124 تا 129 سوره ی بقره، در بحث کلی خداوند بحث امامت رو مطرح میکنه، بعد بحث امامت ابراهیم علیه السلام مطرح هست.
سوال: یعنی در این آیات بحث امامت مطرح هست؟ بله. در آیات بعد وقتی توضیح داده میشه و به موضوعات این امامت که پرداخته میشه، این امامت، امامت ابراهیم علیه السلام هست. پس توضیحات امامت، از درجه ی ابراهیم علیه السلام هست، یعنی میگیم امامت ابراهیمی.
توضیحات چی هست؟
شما وقتی به ادامه ی آیات بعد آیه ی 124 نگاه میکنید، چندتا مطلب قابل توجه هست، به یک مطلب بپردازیم و اون دعاست، دعاهای ابراهیم علیه السلام، اینجا وقتی میگیم دعاهای ابراهیم علیه السلام، ایشون کی هست؟ « امام» . پس به دعاهای« ابراهیمی که امام هست» میپردازیم. خب ابراهیم علیه السلام، اینجا بخاطر اینکه امام هست، یکسری درخواستها از خدا داره( و میفرماید) : خدایا! اینکار رو بکن، خدایا! اینکار رو بکن، خدایا اینکار رو هم بکن، خدایا این شهر رو اینجوری قراربده، خدایا! این بیت رو اینجوری قرار بده، خدایا! این آدمها رو اینجوری قرار بده.
این حیطه ی امامت ابراهیمی هست، ببینید ماجرا، ماجرای حج هست، درونش( در این آیات) شما حیطه ی امام ابراهیم علیه السلام رو میبینید،
این ماجرا( ماجرای حج) رو برداریم، بیاییم در زندگی سید ما رسول الله صلوات الله علیه؛
ماجرا، ماجرای حج هست. آیا اینجا امامت سید ما رسول الله صلوات الله علیه هست؟ میفرمایید بله.
تفاوتش چیه؟ ابراهیم علیه السلام در برخی از موضوعات بخاطر امامتش، توان اِعمال، توان رفتار داره، مثل مثلا« وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْت» ایشون میتونه قواعد بیت رو رفعت بده و اینکار رو هم میکنه. در بعضی از موضوعات، امامت ایشون دعا هست، البته دعای امام، یکی از موضوعات مهم در این دعاهای امامت ابراهیم علیه السلام، این دعا هست: « رَبَّنا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ» .
ایشون نمیتونه این کار رو انجام بده، لذا از خدا درخواست میکنه.
شما هم میتونی این درخواست رو بکنی؟ بله ولی درخواست شما قیمتی نداره،درخواست هرکسی قیمت نداره بلکه درخواست ابراهیمی که امام هست، قیمت داره، دعای « امام ناس» قیمت و اثر داره، بعنوان دعا اثر داره( در این حد). خیلی از افراد ممکنه دعاهاشون در موضوعات کوچک در زندگیشون اثرگذار باشه، ولی یه کسی بعنوان یک فرد عادی بیاد الان دعا کنه که: خدایا! فلان قوم مستکبر رو نابودشون کن. بخاطر این دعا در کارنامه ی اعمال او یک حسنه ثبت میشه ولی لزوما بخاطر دعای ایشون، اون قوم مستکبر نابود نمیشه.
دعای ابراهیم علیه السلام فرق داره، چرا؟ چون ایشون امام هست، وقتی ایشون میاد به یک مقوله ای میرسه( به یک کلاس جدید بعد از حج) ودر اون کلاس میبینه که نیاز هست یک کسی باشه که تلاوت آیات کنه، تزکیه کنه و تعلیم کتاب و حکمت بده و اینطوری این امت رو جلو ببره، ایشون نه میتونه خودش اون نقش رو داشته باشه و نه میتونه کسی رو جای خودش بگذاره و بگه که: پس فلانی! تو بیا و اینکار رو بکن. توان اعمال این امامت رو نداره، توان دعا داره البته دعاش مستجاب میشه ولی توان دعا داره، دعای مستجاب در این حد، این خیلی قیمت داره.
آیه ی 129سوره ی بقره، برای ابراهیم علیه السلام دعا هست( دعای مستجاب) و برای سید ما رسول الله صلوات الله علیه اعمال هست، انجام هست. غدیر خم این هست؛ اعمال امامت سید ما رسول الله صلوات الله علیه، اینکه ایشون کسی رو مبعوث کنه، کسی رو بگذاره در امت، برای تلاوت آیات، تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت.
خب ماجرای حج در دوران سید ما رسول الله صلوات الله علیه؛
رسول الله صلوات الله علیه حج رو طی میکنند، میخواهیم برسیم به این دعا، بعد از این حج، یک کسی نیاز هست که بیاد در بین مردم، در بین امت تلاوت آیات کنه، تزکیه کنه و تعلم کتاب و حکمت بده. غدیر خم این هست؛ اعمال امامت سید ما رسول الله صلوات الله علیه، امامت چی؟ اینکه ایشون کسی رو مبعوث کنه، کسی رو بگذاره در امت برای تلاوت آیات، تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت. آیه ی 129سوره ی بقره، برای ابراهیم علیه السلام دعا هست( دعای مستجاب) و برای سید ما رسول الله صلوات الله علیه اعمال هست، انجام هست.
یک صلواتی بفرستیم
أللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
پس شما در یک جمله میتونید بگید که دعایی که ابراهیم علیه السلام، بعد از حج به ضرورتش رسید، ضرورتی که ابراهیم علیه السلام بخاطر اون بعد از حج، بعد از مناسک حج، بهش رسید توان انجامش رو نداشت و بابتش دعا کرد، رسول الله اون رو اجرا کرد، رسول الله اون ضرورت رو اعمال کرد. این ماجرا در غدیر خم هست.
غدیر خم ارتفاع یافته ی اعمال امامت آیه ی 129 سوره ی بقرة هست، در آیه ی129 از زبان ابراهیم علیه السلام، از امامت ابراهیم علیه السلام دعا هست و اگر همین رو بگذاریم ذیل ماجرای سید ما رسول الله صلوات الله علیه، اونجا اعمال امامت هست و این اعمال امامت شد غدیر خم. بخشی از امامت ابراهیم علیه السلام اعمال هست و بخشی از امامت ابراهیم علیه السلام دعاست، بخشی از همین دعاها یا عمده ی این دعاها( حداقل آیه129) در امامت سید ما رسول الله صلوات الله علیه اعمال هست یعنی انجام هست.
همه ی اهل بیت ع بعد از سید ما رسول الله ص، با امامت سید ما رسول الله ص میشن رسولی که تلاوت آیات کنند و تزکیه کنند و تعلیم کتاب و حکمت کنند. اینکه میگیم رسول میشن یعنی چی میشن؟ پاسخ این هست که؛ خلیفه ی رسول میشن.
محصول دعای ابراهیم علیه السلام که امامت ایشون هست بعثت سید ما رسول الله صلوات الله علیه شد، یعنی استجابت آیه129 از زبان ابراهیم ع، با توجه به امامت ابراهیم ع، بعثت رسول الله ص هست. آیه ی 129 از درون امامت سید ما رسول الله ص چی هست؟ غدیر خم . همه ی اهل بیت ع بعد از سید ما رسول الله ص، با امامت سید ما رسول الله ص میشن رسولی که تلاوت آیات کنند و تزکیه کنند و تعلیم کتاب و حکمت کنند. اینکه میگیم رسول میشن یعنی چی میشن؟ پاسخ این هست که؛ خلیفه ی رسول میشن.
با دعای ابراهیم ع خداوند یک رسول مبعوث کرده، یعنی با امامت ابراهیم ع خداوند یک رسول مبعوث کرده که تلاوت آیات کنه، تزکیه کنه و تعلیم کتاب و حکمت کنه. خب این رسول، اواخر عمرشون هست و میخوان از دنیا برن، ماجرای این امامت چی میشه؟ ماجرای این بعثت و این کلاس و تلاوت آیات و تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت چی میشه؟
این رسول بایستی از خودش خلیفه بگذاره، چه جوری خلیفه بگذاره؟ این اعمال امامتش هست، با امامت خودش آیه ی 129 رو اعمال میکنه، و خلیفه قرار میده، لذا شما به همه ی اهل بیت ع بعد از رسول الله ص میگید:« خلیفه ی رسول» . اینها خلفاء رسول هستند.
این مطلب خیلی جای بررسی داره؛ ببینید در آیات قرآن از آیه ی 124 به بعد سوره بقره، خداوند این ماجرای امامت ابراهیم علیه السلام رو مطرح میکنه، در حج و بعد از حج، دعا برای بعثت یک رسول و در ادامه میفرماید که این« ملت ابراهیم» هست، هر کسی از ملت ابراهیم سرباز بزنه سَفیـه هست( البته با این مفهوم، و إلا خود آیه اینجوری نیست) .
در یک جای دیگری خداوند به سید ما رسول الله صلوات الله علیه میفرماید که: « وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفا» از ملت ابراهیم تبعیت کن.
یعنی چی؟ یعنی حج اومدید، حالا یک رسول نیاز هست، اگر رسول نمیشه، یک خلیفه ی رسول نیاز هست.
ببینید ابراهیم علیه السلام حج رو کامل کرده، اگر همینجا کار رو تمام میکرد ملت ابراهیم ناقص بود، خداوند به کل این مجموعه میفرماید:« ملت ابراهیم» . اگر این آیه129، این دعا از زبان ابراهیم علیه السلام نبود، ملت ابراهیم ناقص بود، یعنی شما دیگه نمی گفتید این ملت ابراهیم هست. خداوند به سید ما رسول الله صلوات الله علیه میفرماید که: از ملت ابراهیم تبعیت کن، یعنی از این مسیر تبعیت کن.
این خودش یک اثبات قرآنی هست برای اهل سنت، برای جامعه ی مسلمین که رسول الله باید بعد از خودش یا برای خلیفه یا برای کسی که باشه و مردم رو هدایت کنه، برای اینکه خدا او رو مبعوث کنه یا باید دعا کرده باشه و یا باید اِعمال کرده باشه.
اینکه ما میگیم روز غدیر برای این هست که خداوند برنامه ریزی کرده که بعد از حج باشه. چرا؟ چرا بعد از مناسک حج باشه، چون در ملت ابراهیم علیه السلام هم، بعد از مناسک حج هست و رسول الله باید از ملت ابراهیم تبعیت کنند.
سید ما رسول الله ص حداقل امامت ابراهیم ع رو داشته، لذا باید حتما دعا کرده باشه، حداقل باید دعا کرده باشه، شما نمیتونی بگی دعا نکرده، یا باید دعای ایشون رو بپذیری و یا باید اِعمال ایشون رو بپذیری و با استنادات دیگری برداشت میشه که، امامت سید ما رسول الله صلوات الله علیه، از ابراهیم علیه السلام بالاتر هست، اگر ابراهیم علیه السلام دعا کرده، سید ما رسول الله ص اِعمال کردند. خب این میشه یک اثبات قرآنی غدیر.
میگید روز غدیر نبوده؟ پاسخ میدیم؛ هر روز دیگری در هر صورت باید این موضوع رخ داده باشه. اینکه ما میگیم روز غدیر برای این هست که خداوند برنامه ریزی کرده که بعد از حج باشه. چرا؟ چرا بعد از مناسک حج باشه، چون در ملت ابراهیم علیه السلام هم، بعد از مناسک حج هست و رسول الله باید از ملت ابراهیم تبعیت کنند.
از این نکات و ظریف کاری ها زیاد هست ولی کلیت اینکه، این یک اثبات قرآنی برای غدیر هست.
رسول الله ص باید از ملة ابراهیم ع تبعیت کنند نه خود ابراهیم ع، تبیین ملة ابراهیم ع در آیات 124 تا 130 سوره بقره آمده است.
اینکه به رسول الله ص گفته میشه: « وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفا»، این یک مسئله ی قابل بحث هست و مسئله ی بحث برانگیز شده بین برخی ها، در مورد اینکه چرا اینجا خداوند به رسول الله ص میفرماید که از ملت ابراهیم تبعیت کن؟ آیا رسول الله پائینتر از ابراهیم هست؟ در پاسخ گفته میشه که نه! خداوند نمیفرماید که شما از ایشون پیروی کن یعنی نمیفرماید« وَ اتَّبَعَ ابراهیم» یا « وَ اتَّبَعَ مِن ابراهیم» بلکه میفرماید« وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهيمَ» . ملت ابراهیم رو کجا میبینید؟ در آیات 124 تا 129سوره بقره، ملت ابراهیم رو ببینید، خداوند میگه از این ملت تبعیت کن. رسول الله هم اینکار رو میکنند.
رسول الله این رفتار رو انجام میدن ولی بعضی ها از این رفتار سرباز میزنن، این رفتار رو نمی پذیرن.
کسانی که در اِعمال آیه 129 بقره متوقف شدند و همراه رسول الله ص نشدند در واقع از ملة ابراهیم ع سرباز زدند، لذا سفیه هستند طبق آیه 130 سوره بقره. توضیح این افراد و رفتارهای آن ها و گام های سقوط آن ها، در آیات 6 تا 20 سوره بقره بیان شده است.
تا بعد از مناسک حج، با رسول الله ص همراه میشن، ولی به اعمال آیه 129 که میرسن، متوقف میشن یعنی اینها از این ملت سرباز میزنن. اینها کی هستند؟ طبق آیه ی قرآن اینها نفسشون سفیه هست، اینها سفیه هستند، اینها کیا هستند؟ اینها اون منافقین آیات اول سوره ی بقره( از آیه ی 6 به بعد) هستند.
خداوند داره این آیات رو توضیح میده، اینها کی هستند؟ آیا اینها کسانی اند که فرعونی هستند؟ آیا اینها کسانی اند که از کلا از دین خارج بودند؟ خداوند در آیه ی 8 میفرماید که« وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الاَخِرِ» اینها کسانی اند که میگن ما به الله و یوم الاخر ایمان آوردیم، خداوند میفرماید« وَ مَا هُم بِمُؤْمِنِينَ(8)» اونها ایمان نیاوردند، اونها مومن نیستند.
میفرماید«یخُادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ مَا يخَدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَ مَا يَشْعُرُونَ(9)فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمُ بِمَا كاَنُواْ يَكْذِبُونَ(10)وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُواْ فىِ الْأَرْضِ» وقتی به اونها گفته میشه که در زمین فساد نکنید« قَالُواْ إِنَّمَا نحَنُ مُصْلِحُونَ(11)» میگن ما صالح هستیم، اینجا خداوند میفرماید که« أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ» آگاه باشید که اونها فاسد هستند« وَ لَكِن لَّا يَشْعُرُونَ(12)» ولی خودشون نمیدونن. « وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ ءَامِنُواْ كَمَا ءَامَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَ نُؤْمِنُ كَمَا ءَامَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَ لَكِن لَّا يَعْلَمُونَ(13)» به اونها بگو؛ خودشون سفیه هستند ولی نمی دونن، علم ندارن به اینکه خودشون سفیه هستند.
پس آنانی که نفسشون سفیه هست در ماجرای غدیر خم متوقف میشن و نمیتونن با ماجرای غدیر خم همراهی کنند. تا عید قربان، تا مناسک حج جلو میآن، مناسک حج رو هم انجام میدن ولی به غدیر نمیرسن.
در یک نگاه کلی آیه ی 6 و 7 سوره ی بقره، کلیت این انسانها مطرح میشه، ازآیه ی 8 تا آیه ی 10، ایمانشون مطرح هست، اینکه اینها مومن نیستند ولو اینکه بگن ما ایمان آوردیم ولی اینها واقعا مومن نیستند.
از آیه ی11 تا آیه ی 15 فضای عمل این افراد مطرح هست، سه گام عملی سقوط.
گام اول؛ « وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُواْ فىِ الْأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نحَنُ مُصْلِحُونَ(11)» اینها راه خودشون رو میرن، وقتی بهشون گفته میشه که اینکار رو نکن، این کار درست نیست، این کار اصلاح نیست، اینکار صالحیت نیست، قبول نمیکنند، راه خودشون رو میرن. چرا؟ چون اون پایه ی ایمانیشون ضعف داره، راه خودش رو داره میره؛ « أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لَكِن لَّا يَشْعُرُونَ(12)» خودش نمیفهمه. خب بخاطر این عدم شعور، بخاطر اینکه شعور نداره که بفهمه در مسیر صالحیت نیست و در مسیر فساد هست، وارد یک مرحله ی بعد میشه، یک گام عملی بعد.
گام دوم؛ نفسش سفیه میشه« وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ ءَامِنُواْ كَمَا ءَامَنَ النَّاسُ» بهشون گفته میشه که: شما اصلا بیایید ایمان بیارید، مثل این آدم ها بشید، مثل اینها رفتار کنید، بهشون الگو معرفی میشه.
برید در زمان سید ما رسول الله صلوات الله علیه، یک جایی به اون افراد گفته میشه که اصلا شما بیایید مثل ابوذر بشید، بیایید مثل فلانی بشید:« قَالُواْ أَ نُؤْمِنُ كَمَا ءَامَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَ لَكِن لَّا يَعْلَمُونَ(13)» بگو خودشون سفیه هستند ولی علم ندارند. گام بعدی سقوط.
گام سوم؛ « وَ إِذَا لَقُواْ» وقتی اینها ملاقات میکنند« الَّذِينَ ءَامَنُواْ قَالُواْ ءَامَنَّا» میگن ما ایمان آوریم« وَ إِذَا خَلَوْاْ إِلىَ شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نحَنُ مُسْتهَزِءُونَ(14)» وقتی با شیاطینشون خلوت میکنند، یعنی اینجا میفرماید که اینها به شیاطین میپیوندند« قَالُواْ إِنَّا مَعَكُمْ» اینها دیگه به شیاطین می پیوندند.
پس ببینید سه گام عملی سقوط؛ اونها حرف گوش نکردند و در مسیر صالحیت درست نرفتند، نه تنها در مسیر صالحیت نرفتند بلکه در مسیر فساد رفتند. در مرحله ی بعد سفیه میشن.در مرحله ی بعد به حزب شیطان می پیوندند.
این ماجرا رو شما در صدر اسلام می بینید، در زندگانی، در دروان امامت سید ما رسول الله صلوات الله علیه. این افراد در دوران زندگانی سید ما رسول الله ص، راه فساد در پیش گرفتند و به تذکرات گوش نکردند، کارشون به جایی رسید که نفسشون سفیه شد و در غدیر خم دیگه نتونستند همراهی کنند( به دلیل اینکه نفسشون سفیه شد) و بعد از اون، در گام بعد به حزب شیطان پیوستند، ببینید بلافاصله بعد از غدیر، بخاطر اینکه نفسشون سفیه شده بود غدیر رو نپذیرفتند، به حزب شیطان پیوستند.
حتی اون بخش اول آیه 14 بقره که گام بعدی در غدیر بود هم اتفاق افتاد« وَ إِذَا لَقُواْ الَّذِينَ ءَامَنُواْ قَالُواْ ءَامَنَّا» وقتی مومنین رو می دیدند میگفتند: ما هم ایمان آوردیم، وقتی این ماجرا گذشت« وَ إِذَا خَلَوْاْ» یعنی وقتی این ماجرا گذشت اینها به حزب شیطان پیوستند.