اصحاب در حسین ع فنا شده‌اند و به ملاقات مادر س می‌روند


اصحاب در حسین ع فنا شده‌اند و به ملاقات مادر س می‌روند

سه شنبه 5 محرم 1439 - دفتر نواب‌

درون کاروان فقط و فقط حسین ع مطرح است و دیگران در روح او فنا شده‌اند

بله کربلا وقتی درون کاروان بایستی در ماجرای امام حسین علیه السلام وقتی درون کاروان بایستی یعنی حسین، پشت سر امام یعنی فقط حسین، دو تا نداریم لذا برای کاروانیان چی مطرح هست؟ ارواح التی حلّت بفائک، یعنی فقط حسین، کی هستند اینها؟ ‌

اصحاب امام حسین ع کسانی هستند که مُهجَۀ یعنی درونی ترین شیء وجود خود را فدای امام ع نمودند

اینها کسانی هستند که عزیزترین اصلی ترین درونی ترین بخش وجودشون مُهجَتَه اون رو فدای امام می کنند اون رو به پای امام می گذارند مَن کانَ فینا باذلاً جانَهُ نه ، مَن کانَ فینا باذلاً مُهجَتَهُ ، یعنی همه ی آن چیزی که در قلب شون جریان داره اون رو به پای امام می ریزند اون رو به فضای امام وصل می کنند، این درس داره، من برای امام یه ساعت وقت گذاشتم اینطور نه، بخشی از وقتم رو می گذارم نه ، بخشی از مالم رو می گذارم نه ، درونی ترین بخش وجودم رو برای او می گذارم پایه ای ترین وجودم رو برای او می گذارم، ‌

صحنه پیش‌رو صحنه ملاقات است فلذا تنها کسانی با امام ع همراه شدند که روحشان در روح امام ع فانی شد و نفسشان با نفس امام ع یکی شد و شد نفس مطمئنه. اگر کسی از روبرو به کاروان نگاه کند تنها یک روح و نفس می‌بیند و آن حسین ع است

چرا این کار رو می کنه؟ چه کسی میاد این کار رو می کنه؟ به چه دلیل باید این کار رو بکنه؟ خب دو تا انسان مستقل هستند شما بخشی از مالت رو برای امام بگذار بخشی از وقتت رو بگذار خب خیلی خوبه توفیق هم داری یعنی یه توفیق هست برای کسی که بخشی از مالش رو بگذاره بخشی از وقتش رو بگذاره بخشی از سعی و تلاشش رو بگذاره اینها توفیق هست قیمتی هم هست ولی چرا امام علیه السلام وقتی دعوت می کنه میگه اینها بیاند چرا؟ چرا نمیگه هر کی مثلا حاضر هست یه کمکی به من بکنه بیاد، ما در مسیر داریم یه کسانی خواستند به امام علیه السلام کمک کنند امام نپذیرفت چرا؟، میدان فقط میدان اونهایی هست، میدان چه کسانی؟ باذِلاً مُهجَتَه میدان اینهاست، فینا باذِلاً مُهجَتَه میدان اینهاست، امام بیا اسب های من رو ببر نه ، بیا به شما سلاح جنگی بدم نه ، بیا من به شما کمک کنم ده تا سرباز دارم سربازام رو برای شما بفرستم نه قبول ندارم، میدان چه کسانی هست؟ میدان فینا باذِلاً مُهجَتَه، میدان فقط این آدم هاست یعنی با یه عنوان اگر بخوای مطرح کنی یکی از عناوین شون این هست فینا باذِلاً مُهجَتَه ، باید اینطوری باشند اینها باید بیاند با اینها کار داریم اگه اینطوری باشند می تونیم یک مسیری که من آغاز کردم رو پیش بریم یعنی با من جلو بیاند، اون مسیر کجاست؟ هدفش کجاست؟ مقصدش کجاست؟ داریم میریم برای ملاقات، صحنه ی پیش رو صحنه ی لقاء هست صحنه ی ملاقات هست، من اسب هام رو بدم ببر، به درد ما نمی خوره به درد صحنه ی ملاقات نمی خوره صحنه صحنه ی ملاقات هست، صحنه صحنه ی لقاء هست باید کی باشی؟ مَن کانَ فینا باذِلاً مُهجَتَه ، باید اینطوری باشی با من حرکت کنی با امام راه بیافتی اینطوری باشی که با امام راه افتادی در مسیر با امام یکی بشی، روحت بشه روح امام، ارواح التی حلّت بفنائک، یکی بشند، یه روح دیده میشه اونی که اون مقابل ایستاده و قرار هست این کاروان بره به لقاء او از نگاه روح وقتی نگاه می کنه یه روح می بینه نمیگه ارواحی آمدند به لقاء من، یه روح اومد بقیه ی ارواح بقیه روح ها در روح او فانی هستند درون روح او فانی شدند یه روح داره میاد فقط یه نفر، اسم اون روح هست حسین، وقتی به نفس ها نگاه می کنه یه نفس میاد چند تا نفس نمیاد نفوس متعدد نمیاد یه نفس هست که داره میاد، میاد میاد میاد جلو میاد جلو میاد جلو وقتی به صحنه ی لقاء که میرسه به اون یک نفس می فرماید که ای نفس مطمئنه، ای نفس مطمئنه، نمی فرماید ای نفس مطمئنه و کسانی که با تو هستند، این کاروانیان در طول مسیر با نفس امام یکی شدند دو تا نیستند یه نفس واحده به صحنه ی کربلا رسیده دو تا نفس وجود نداره چند تا نفس وجود نداره، ‌

عالیترین مصداق «الاصدقاء کنفس واحدۀ»، اصحاب امام حسین ع هستند که او را تصدیق نموده و عالی‌ترین صداقت را به خرج دادند

می فرماید ( اَلاَصدقاء کَنفسٍ واحِدَۀ ) عالی ترین مصداق اَلاَصدقاء کاروانیان امام حسین علیه السلام هستند یه نفس هستند عالی ترین تصدیق رو نسبت به امام علیه السلام داشتند، چه کسی می تونسته اینقدر امام حسین علیه السلام رو تصدیق کنه بجزء کاروانیان امام حسین علیه السلام، عالی ترین رفاقت، عالی ترین تصدیق، عالی ترین صداقت، به کربلا رسیدند یه نفس وجود داره ‌

هر که «باذلا مهجته» و «ارواح التی حلت بفنائک» نشد از غافله امام حسین و از صحنه لقاء جا ماند

اگه یه کسی نفسش با نفس امام یکی نشده باشه اونجا سرش کلاه میره جا مونده، شما می خوای معنا کنی شما می خوای پیدا کنی که چه کسی از امام جا مونده اینطور نگاه کن چه کسی مَن کانَ فی حسین باذلاً مُهجَتَه نیست، چه کسی با حسین نفس واحده نیست چه کسی ارواح التی حلّت بفنائک نیست چه کسی روحش در روح او فانی نشده، اون جا مونده، از چی جا موند؟ از صحنه ی لقاء، راه افتادند اومدند اومدند تا به کربلا رسیدند شدند نفس واحده، یه صدا اومد که ای نفس واحده تو برگرد تو بیا پیش ما، ای نفس واحده تو بیا پیش ما تو بیا پیش من، وقتی این گفته شد که ای نفس مطمئنه بیا پیش من، این حرف که شنیده شد روح از بدن جدا شد، روح کی؟ روح حسین، بقیه ارواح چی شدند؟ بقیه ارواح کشیده شدند در درون روح حسین، یه روح هست که داره میره، ‌

فقط کسی می‌تواند با امام حسین ع برای رفتن به صحنه ملاقات همراهی کند که «باذلا مهجته» باشد یعنی اصلی‌ترین مقوله زندگی خود را به پای امام ع بریزد، این موضوع را در زندگی خود تمرین کنیم

بله وقتی در کاروان هستی و به کاروان نگاه می کنی ماجرا اینطور هست صحنه ی همراهی اینطور هست مقصد همراهی اینطور هست، شما تو کاروان هستی اون اوایل از امام می پرسی کجا میری؟ (مثال عرض می کنم می پرسی ها...) فرض کن می پرسی کجا میری؟ پاسخ چی می شنوی؟ به لقاء، به ملاقات، هستی، همراه میشی، همراه میشی، شما اینطور کاروان امام علیه السلام رو ببین. بله دوستان همراهی با کاروان امام حسین علیه السلام یعنی اینکه شما می خوای بری به سمت لقاء ، می خوای بری؟ می فرمایی بله، خب حالا که بله باید بشی جزء مَن کانَ فینا باذِلاً مُهجَتَه ، خون قلبت رو برای امام بگذار، شما از این اینطور نتیجه بگیر یعنی اصلی ترین موضوع زندگیت رو اصلی ترین وجودت رو اصلی ترین بخش وجودت رو اصلی ترین جریان زندگیت رو برای امام بگذار، در جسم انسان اصلی ترین خونی که جریان داره کجا هست؟ خون قلب، یه خون تو مثلا انگشتان دست شما جریان داره ممکنه بریده بشه خون بیاد اتفاق خواستی نمی افته ولی اگه خون قلب شما بیرون بریزه اصلی ترین خونی که جریان داره خون قلب هست یعنی اصلی ترین جریان زندگی تو، اصلی ترین موضوعی که تو زندگیت هست اون چیزی که پایه ای ترین و اساسی ترین مقوله ی زندگیت هست اون رو برای امام بگذاریم، با این آدم تمرین کنه، این همه چیز نیست ها... با این آدم تمرینش رو شروع کنه، بیاد خودش رو بکشونه به سمت مَن کانَ فینا باذِلاً مُهجَتَه ، ‌

طبق الگوی سوره قدر کاروانیان معادل الروح و ملائکه هستند که به ملاقات او روان هستند. الروح هم جنس اوست و ملائکه تحت لوای الروح در آمده‌اند. از درون کاروان بنگری فقط الروح را می‌بینی و بقیه «ارواح التی حلت بفنائک» هستند و از دید او کاروانیان یک نفر هست و آن هم نفس مطمئنه می‌باشد

از درون کاروان نگاه می کنی کاروانیان کی هستند؟ مطابق الگوی سوره ی قدر میشند ملائکه و اَلرُّوح، یه سردمدار هست اَلرُّوح، ملائکه پشت سر او، همه در حرکت هستند چرا؟ چون هُوَ رفته در یک جایی ساکن شده، چون او رفته در یک جایی ساکن شده إِنَّا أَنزَلْنَاهُ او رفته، اینها میرند به دیدار، کی می تونه اینها رو ببره؟ اَلرُّوح کسی که از جنس او هست، جلو وایستاده باقی پشت سر او به سوی او، وقتی تو کاروان هستی کاروان اینطور هست یه کسی از جنس او جلو ایستاده باقی پشت سر او به او وصل هستند و به سوی او جلو میرند وقتی رسیدند به صحنه ی ملاقات اینها کی هستند؟ از تو کاروان نگاه کنیم می بینی که این کسانی که پشت سر اَلرُّوح بودند در اَلرُّوح هضم شدند لذا صدا شون می کنی ارواح التی حلّت بفنائک، ارواحی که در تو هضم شدند، ارواحی که دیگه نمیشه ببینیم شون، ملائکه و اَلرُّوح وقتی به او برسند شما میگی ملائکه کو؟! کجا رفتند؟! چرا نیستند؟! در اَلرُّوح در اَلرُّوح فانی شدند، از اون ور نگاه کنی از منظر کسی که این کاروان رفته به ملاقات او، چی صدا می کنه؟ ای کاروانیان بیایید، نه در صحنه ی ملاقات اینجوری صدا نمی کنه، شاید از قبل اینطور صدا می کرد که فلانی بیا پیش حسین فلانی به حسین بپیوند میامد سراغ وهب نصرانی روح او رو سوق میداد به سمت حسین، می رفت سراغ زهیر روح او رو سوق میداد، حبیب بن مظاهر کجایی پاشو بیا، وقتی رسیدند به ملاقات دیگه اینطور نیست که فلانی ها بیایید از نگاه او یه حرف هست ای نفس مطمئنه بیا او چی می بینه؟ یه نفس، نفس مطمئنه، ای نفس مطمئنه بیا، ای نفس مطمئنه دنیا رو با اهل دنیا رها کن اونجا جهنم هست برای اونها، بیا در بهشت من، هدیه به پیشگاه امام حسین علیه السلام صلواتی بفرستیم اللهم صل علی محمد و آله محمد و عجل فرجهم، هدیه به پیشگاه مادر مهربان سلام الله علیها صلواتی بفرستیم اللهم صل علی محمد و آله محمد و عجل فرجهم.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است