قرآن و اهل بیت ع، دو روی یک سکه


قرآن و اهل بیت ع، دو روی یک سکه

جمعه 22 جمادی‌الاول 1439 –دفتر نواب-جلسات عمومی(دعای ندبه)‌

قرآن و اهل بیت ع دارای عناوین یکسان هستند تنها تفاوت در این است که عناوین قرآن دارای صفت صامت و عناوین اهل بیت دارای صفت ناطق می‌بیاشد

قرآن و اهل بیت علیهم السلام دو روی یک سکه هستند اون بخش که به قرآن منتسب میشه میشه صامت اون بخش که به اهل بیت علیهم السلام منتصب میشه میشه ناطق هر عنوانی برای قرآن هست برای اهل بیت علیهم السلام هم هست، هر عنوانی برای اهل بیت علیهم السلام هست برای قرآن هم هست، قرآن کتاب صامت هست اهل بیت علیهم السلام کتاب ناطق هستند، قرآن امام صامت هست اهل بیت علیهم السلام امام ناطق هستند یعنی دو روی یک سکه هستند دو روی یک عنوان هستند یک روش صامت یک روش ناطق، ‌

رفتار در قبال اهل بیت ع و قرآن در تناظر نسبت به هم قرار دارند، همانگونه که قرآن رفتار می‌کنیم با قرآن رفتار می‌کنیم و بالعکس

لذا همون رفتاری که شما با روی صامت انجام میدی همون رفتار رو با روی ناطق انجام خواهی داد، همون رفتاری که با روی ناطق انجام میدی با روی صامت انجام خواهی داد، با روی ناطق موضوع مثلاً با اهل بیت علیهم السلام شما فقط به حس و حال و تیمّن و تبرّک و توسّل این بحثها می پردازی با روی صامت یعنی قرآن هم به همین رفتار بسنده می کنی به همین رفتار می پردازی قرآن میشه برای شما یه تیمّن و تبرّک و گاهی یک توسّل گاهی یه به سر گرفتن قرآن و به این شکل میشه، در هر کدوم از این رفتارها رشد کنی در اون روی دیگر هم رشد کردی، اگه با قرآن حرکت کنی با امام ناطق هم حرکت می کنی اگه با کتاب صامت حرکت کنی با کتاب ناطق هم حرکت می کنی اگه به صحنه های کتاب صامت وارد بشی به صحنه های کتاب ناطق هم وارد میشی، بله ما باید رفتارمون رو عرض یابی کنیم در قبال قرآن در قبال اهل بیت علیهم السلام اینها در تناظر با یکدیگر هست اینها در واقع یک رفتار هستند ببینید با اهل بیت علیهم السلام چگونه رفتار می کنیم، پرداختن در یک سری از مناسبت ها یک پرداختن حسی تیمّنی تبرّکی و در اوج و ارتفاع یک پرداختن توسّلی، متوسّل بشیم در برخی از مناسبت ها همین رفتار رو با قرآن داریم شما اگه با اهل بیت علیهم السلام این رفتار رو داشته باشی با قرآن نمی تونی رفتار دیگه ای داشته باشی، با قرآن رفتار دیگری داشته باشی با اهل بیت علیهم السلام نمی تونی جور دیگه ای رفتار کنی اینها در تناظر با هم هستند، ‌

معمولا راه اول برای ارتقاء دادن رفتارها قرآن است، مگر استثناهایی مانند ماجرای امام حسین ع، که صحنه‌ای برپا می‌شود تا رفتاری بسیار عمیق در قبال قرآن ناطق صورت پذیرد

قرآن ما رو به صحنه ی بزرگتری می کشونه یعنی راه برای ارتقاء رفتارها برای عموم انسانها قرآن هست مگر صحنه ی خاصی پیش بیاد مثل صحنه ی امام حسین علیه السلام راه برای رفتار، رفتاری عمیق در قبال کتاب ناطق باز میشه انسانها قبل از این که ورود پیدا کنند به کتاب صامت یا به صورت جدی در کتاب صامت ورود اثر گذار و عمیقی داشته باشند به کتاب ناطق وارد میشند و در کتاب ناطق عمیق میشند اینها در کتاب صامت هم عمیق شدند به صرف اینکه در کتاب ناطق در صحنه های کتاب ناطق وارد میشند و میدان پیدا می کنند و عمیق میشند اینها در کتاب صامت هم عمیق شدند ولی چنین صحنه ای چند بار پیش میاد؟ پیش پای چند نفر گذاشته میشه؟ صحنه ای که حداقل تا بدین جا بیشتر پیش پای عموم انسانها و مسلمین باز هست صحنه ی ورود به قرآن هست ورود به قرآن به معنای وجه کتاب صامت وجه صامت کتاب که وجه دیگرش کتاب ناطق هست.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است