در مورد بحث کتاب، یک مطلب این هست که وقتی در مورد قرآن صحبت میکنیم باید بدانیم که قرآن کتاب الله هست، یعنی کتابی که مربوط به خدا هست، کتاب خداست، کتاب دیگری ای نیست، کتاب انسان یا مجموعهای از انسانها نیست بلکه کتاب خداست. ما در بحث کتاب هم کتاب مربوط به خدا مطرح هست و هم کتاب مربوط به انسانها، همه ی انسان ها دارای کتاب هستند، این جالب هست. پس کتاب مقوله ای هست که هم مربوط به خداست و هم مربوط به همه ی انسانها هست. همه دارای کتاب هستند، کسی نیست که کتاب نداشته باشه، انبیاء و رسل علیهم السلام کتاب دارند.
قیمت هر کتاب، به صاحب آن کتاب و محتویاتش میباشد
پس کتاب مقوله ای مربوط به خداوند و همه ی انسانها هست و همه دارای کتاب هستند، مطلب این هست که در کتاب های مختلف چه چیزی وجود داره؟ قیمت کتاب ها به آن چیزی هست که در اونها وجود داره. هم به مُتَعَلَّقِ کتاب ها هست و به تبع اینکه کتاب مُتَعَلِّقِ به چه کسی هست، چه چیزی در کتاب وجود داره؟ شما یک کتاب دارید، مسامحتا عرض میکنیم، یک کتابی داری و میخواهی یک کتابی در زمینه ای بنویسی، من از شما میخوام که میشه یک گوشه ای از اون کتاب یک بحثی در مورد من هم ذکر و عنوان کنی؟ شما میگی نه، ارزش کتاب من خیلی بالاست، من نمیتوانم که شما رو اونجا ذکر کنم. کتاب من در مورد یک مقوله ی بسیار مهمی هست، حالا یک مقوله در مورد خانه ی شما آنقدر قیمت نداره که من اون رو در کتابم ذکر کنم، اینکه کتاب متعلق به چه کسی هست معلوم میکنه که چه چیزی باید در اون کتاب ذکر بشه، چه چیزی باید در اون کتاب ثبت و ضبط بشه.
کتاب هر فرد تعیین کننده جایگاه او
همه ی انسان ها دارای کتاب هستند، وقتی به عرصه ی آخرت وارد میشوند با کتاب خودشون مواجه هستند و در محدوده ی کتاب خودشون میتوانند برداشت و رفتار کنند، بر اون اساس رفتار بکنند. در کتاب اونها چه چیزهایی ذکر میشه؟ مربوط به جایگاه خود این فرد هست و وقتی شما آنچیز که در اون کتاب وجود داره رو ببینی، جایگاه اون فرد رو پیدا میکنید. چه کسی کتاب رو ایجاد کرده؟ کتاب مُتَعَلِّقِ به چه کسی هست؟ شما میگی مُتَعَلِّقِ به اون فرد، عرض میشه که جایگاه اون فرد کجاست؟ میگی صبر کن کتاب او رو ببینم. الان در دنیا هم همینطور هست، شما حتی بعنوان اصطلاحی همین کتاب که مطرح هست، کسی که کتابی رو تالیف کرده باشه، از شما میپرسیم که میتونی بگی جایگاه این فرد چی هست؟ علمش چقدر هست؟ چه منزلتی داره؟ شما میگی صبر کن کتابش رو ببینم، این کتاب رو او تولید کرده است ولی با تولید و کتاب او شما پی میبری که او چه کسی هست و جایگاهش کجاست؟ آخرت هم همینطور هست، با کتاب اون فرد پی برده میشه که جایگاه اون فرد چی هست؟ چه کسی هست و چه منزلتی داره. البته در قیامت بسیار دقیقتر، روشن تر و مبین تر این مطلب اتفاق می افته، این کتاب دنیایی که برخی تالیف میکنند بعنوان یک مثال عرض شد که شما به بخشی از منزلت علمی یک فرد پی میبرید ولی این خودش یک مثال هست، این خودش یک نمونه هست که انسان پی ببره که جایگاه فرد با کتاب چه جوری هست؟
قرآن مجموعهای از کتابها و از جملهی کتب آن، کتاب ذکر
قرآن مجموعه ای از کتابها هست. یکی از کتاب های قرآن« کتاب ذکر » هست، کتاب ذکر متعلِّق به الله، کتاب ذکر الله.
این جای بررسی داره که آیا انسان ها هم میتوانند کتاب ذکر داشته باشند؟ انسانها کتاب اعمال دارند، آیا میتوانند کتاب ذکر هم داشته باشند؟ کتاب انواع رفتارها دارند، آیا میتوانند که کتاب ذکر داشته باشند؟ خداوند کتاب ذکر داره.
کتاب انسان مذکور، همان کتاب ذکر خداست
و یک مطلب اینکه خب همه ی انسانها در کتاب های خودشون معرفی میشوند، کتاب خودشون برای معرفی خودشون هست و کسی نیست که کتابی نداشته باشه ولی مهم این هست که آیا شما در کتاب خدا، در کتاب ذکر خدا معرفی میشی؟ برگ برنده ی برخی انسان همین موضوع هست. در آخرت که وارد میشوند، کتاب اونها کتاب الله هست، کتاب شون کتاب ذکر الله هست. کتاب اعمال ندارند، کتب مختلف ندارند، یک کتاب دارند، کتاب ذکر الله. از اونها پرسیده میشه که کتاب شما چی هست؟ پاسخ میدهند که کتاب الله کتاب این فرد هست. انسان وقتی انسان مذکور شد، در کتاب ذکر خدا، ذکر خواهد شد، در اونجا ثبت و ضبط خواهد شد و اون کتاب این فرد میشه. شاید به این خاطر بعضی آدم ها کتاب نداشته باشند، نیازی نباشه که کتاب داشته باشند، کتاب اونها همون کتاب ذکرِ الله هست. ذکر الله کتاب اونها هست.
السابقون، کسانی که کتابشان کتاب ذکر خداستپ
البته رابطه ی کتاب انسانها و کتاب الله باید بیشتر بحث بشه، باید بیشتر باید بررسی بشه، ببینید در سوره واقعه داریم که سه دسته از انسانه وجود دارند؛« السابقون، اصحاب یمین، اصحاب شمال ». اصحاب یمین کسانی هستند که کتابشون به دست راست اونها داده میشه، اصحاب شمال کسانی هستند که کتاب اونها به دست چپ اونها داده میشه. سوال پرسیده میشه که السابقون چه کسانی هستند؟ در پاسخ گفته میشه اصلا برای اونها بحث کتاب مطرح نیست، اصحاب یمین و اصحاب شمال چرا به این عنوان نامگذاری شده اند؟ چون برای اونها بحث کتاب مطرح هست و به برخی هاشون کتاب بدست راست داده میشه و برخی هم کتاب به دست چپ داده میشه. میشوند اصحال یمین و اصحاب شمال. السابقون چه کسانی هستند؟ اگر در کنار اصحاب یمین و اصحاب شمال بررسی کنید پس برای اینها دادن کتاب به دست راست و دست چپ مطرح نیست. اصلا کتاب داشتن مطرح نیست. یعنی خداوند توفیق بده که وقتی انسان از دنیا میره یک کسی از انسان پرسید که کتاب فلانی چی هست؟ کتابش رو باز کنید، بروند به سراغ قرآن و وجه ذکر قرآن، کتاب ذکر خدا رو باز کنند و بگن این کتاب او هست، کتاب این فرد هست.
انسان غیر مذکور خدا، در گرو اعمال خود و انسان مذکور خدا، تحت عنوان کتاب ذکر خدا
چرا میگن کتابش رو باز کنید؟ برای اینکه میخواهند از کتابش او رو بشناسند، کتاب نشان دهنده ی جایگاه او هست، نشان دهنده ی منزلت و صفات او و شخصیت او هست، بر اساس کتاب او، او رو بشناسند و جایگاه او رو معلوم کنند. بر اساس کتاب او به حساب و کتاب او برسند. آقا کتاب فلانی چی هست؟ کتاب ذکر خدا رو باز کنند و بگویند که کتاب این فرد هست. اینجاست که انسان مذکور از جانب خدا اهمیت و قیمت پیدا میکنه. خداوند در سوره ی انسان میفرماید که این موضوع برای انسان مذکور خیلی مهم هست. انسان! وقتی قیمت داری که انسان مذکور باشی و إلّا در گرو خودت هستی. اگر انسان غیر مذکور بودی، در گرو خودت و اعمالت هستی، خودت می دانی و خودت، هر کسی هستی باش اما اگر انسان مذکور بودی در گرو خودت نیستی، یک فرد دیگری بالای سرت هست و حساب و کتاب تو رو فرد دیگری پس میده. یک کتاب دیگری برای تو باز میشه.