نفس مطمئنه و ذکر نعمت


نفس مطمئنه و ذکر نعمت

نفس من بایستی بشه نفس مطمئنه . چقدر فاصله دارم تا نفس مطمئنه شدن ؟ آیا نفس من به شکلی هست که با یک ندا پرواز کنه.

ذکر نعمت چیه و چه خاصیتی داره ؟ یه چند کلامی در مورد این موضوع صحبت بکنیم . ‌

بسم الله الرحمن الرحیم؛ من می خواهم چی باشم ؟ من باید چی بشم ؟ نفس من بایستی چی بشه؟ قلب من بایستی چی بشه؟ تا بتوانم در مسیر الی الله در مسیر لقاء رب با سرعت بیشتری حرکت کنم تا بتوانم در این مسیر با عزم بیشتری حرکت کنم ؛ تا بتوانم اثر بگیرم ، اثر بیشتر بگیرم از ولایت الله.آن چیز که برای ما الان خیلی پررنگه اینه که من بایستی نفس مطمئنه باشم . نفسم بایستی بشه نفس مطمئنه .آیا هستم ؟ چقدر فاصله دارم تا نفس مطمئنه شدن ؟ آیا نفس من به شکلی هست که با یک صدا پرواز کنه با یک ندا ، با یک ندای : فلانی بیا ؛ پرواز کنه ؟ فلانی چرا اون جا معطلی بیا ؛ پرواز کنه . یک لحظه درنگ نکنه .چقدر فاصله دارم تا نفسم شاکله ی وجودم این جوری بشه ؟ ابعاد وجودم این جوری بشه ؟ فلانی ، همین فلانی که شنیدم قلبم پرواز کنه .بیا ؛ روحم بره ، روانم بره .هل من ناصر ینصرنی ؟ قلبم بره ، روحم بره ، همین هل را شنیدم ؛ روحم بره ، قلبم بره ، من ناصر ، روحم بره ، ینصرنی ، بدوم معطل نکنم .‌

برای نفس مطمئنه شدن ، خوبه که انسان ابتدا قلبش را مطمئنه کنه ، کانون اصلی نفسش، از قلب مطمئنه می جوشه، نفس مطمئنه ایجاد میشه

من چقدر تا این نقطه فاصله دارم ؟ برای این گونه شدن ، برای نفس مطمئنه شدن ، خوبه که انسان ابتدا قلبش را مطمئنه کنه ، کانون اصلی نفسش ، کانون اصلی شاکله ی وجودش.‌

« بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب»؛ بواسطه ی ذکر الله است که قلب شما، مطمئنه میشه

چگونه قلبم را مطمئنه کنم ؟ یک راه کار قرآنی : فلانی بدان« بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب». بواسطه ی ذکر الله است که قلب شما، مطمئنه میشه ، قلب میشه قلب مطمئن ، کانون وجود شما،کانون شاکله ی شما میشه مطمئن،‌

از قلب مطمئنه می جوشه، نفس مطمئنه ایجاد میشه ، قلب مطمئنه مرکز کانونی و نطفه ی نفس مطمئنه هست. ‌

وقتی گفته میشه فلانی حسین ؛: قلب رفت ، باید قلبت بره . یک کلمه شنیدی حسین قلبت پرواز کنه . یک لحظه درنگ نکنه ، یعنی قلب مطمئن ، چه جوری قلبمون را بکنیم قلب مطمئن ؟ با ذکر.‌

اگر من ذکر نعمت کردم، قبل از ذکر نعمت تا با بعد از ذکر نعمت درجه ی اطمینان قلبم بایستی بیشتر شده باشه . پس با ذکر الله و ذکر نعمات خدا بشتابیم به سوی اطمینان قلب و از آن به سمت نفس مطمئنه شدن

پس این یک سر نخ ، ذکر نعمت، ذکر الله و ذکر نعمات خدا، رفتاری است، چیزی است که قلب ما را مطمئن میکنه . اگر من ذکر نعمت کردم، قبل از ذکر نعمت تا با بعد از ذکر نعمت درجه ی اطمینان قلبم بایستی بیشتر شده باشه . پس با ذکر الله و ذکر نعمات خدا بشتابیم به سوی اطمینان قلب ؛ برای چی ؟ برای نفس مطمئنه شدن . برای چی ؟ برای این که با یک ندا با یک دعوت وجودمون کنده بشه و بره . ‌

ذکر نعمت ابزار ها و سطوح مختلفی داره، در ماجرای ابراهیم ع برای ذکر قیامت، ایشان چهار پرنده رو قطعه قطعه کردند و بعد، پرنده ها زنده شدند

ذکر نعمت ابزار های مختلفی داره ، راههای مختلفی داره . خدا من قیامت را فهمیدم ؛ می خواهم ذکر کنم . برو یه چند تا پرنده بیار اینجا ، قطعه قطعشون کن قاطیشون کن ، نگاه کن ، این میشه ذکر قیامت .پس اینکه می خواهی چی را ذکر کنی راهش هم مهمه ، میخواهی چی را ذکر کنی ؟ قیامت را ؟ در چه سطحی در چه درجه ای می خواهی قیامت را ذکر کنی ؟ راهش این جوریه ، یا این جوریه ، یا اون جوریه .‌

روشی که خداوند به موسی ع آموخت، برای ذکر صحنه ملاقات با خدا در کوه طور، اقامه صلاه بود؛ «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري»

موسی علیه السلام ؛ خدایا من تازه به تو نزدیک شدم ، در کجا ؟ در زمانی که : إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوى ، وقتی اومد کنار اون شجره ، خدا داره با ایشون صحبت میکنه ، إِنَّي‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا این جا کجاست ؟ پیش خدا ، یعنی موسی علیه السلام یه جائیه ، خدا داره با ایشون ، خدا ، خود خود خدا ، داره با ایشون صحبت میکنه ، فلانی ، موسی منم خدا ، ببین آیه ی قرآن یعنی این دگه ، فلانی موسی إِنَّي‏ أَنَا اللَّهُ ، منم خدا ، فَاعْبُدْني‏ با من هماهنگ باش ، حواست به من باشه ، هرکجا رفتی با من هماهنگ باش ، خب موسی علیه السلام می پرسه چه جوری ؟ الان هر کی باشه این را می پرسه ، چه جور ؟ میخواهی از اینجا برم ، شما به من میگی برو ، خب ، برو اون اون کار را بکن اون کار را بکن ، من دوست دارم همین جا باشم ، چه جوری این جا باشم ؟ «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري» ، برای این که دکر این جا بکنی ، ذکر من در این جا بکنی أَقِمِ الصَّلاةَ .پس این جا اقامه ی صلاه، راه این ذکره.‌

ذکر ؛ آن یاد کردنی است که انتهاش اطمینان قلب باشه ، آن توجه کردنی که انتهاش، اطمینان قلب باشه .

ذکر یعنی یاد ، چگونه یاد ؟ آن یادی که ، آن یاد کردنی که انتهاش اطمینان قلب باشه ، ذکر یعنی توجه ، آن توجه کردنی که انتهاش اطمینان قلب باشه . ‌

درجه ای از اطمینان قلب یعنی؛ باور کردم که تو هستی ، چشیدم بارها از تو ، بارها محبتهای تو را چشیدم ، تویی که این محبت را میکنی، می دونم بسیار رحیم تر از این حرفهایی ، بسیار رحمان تر از این حرفهایی .

اطمینان قلب یه کوچولوش یعنی چی ؟ مسامحتا بخواهیم بگیم یعنی چی ؟ یعنی باور کردم که تو هستی ، چشیدم بارها از تو ، بارها محبتهای تو را چشیدم ، تویی که این محبت را میکنی، می دونم بسیار رحیم تر از این حرفهایی ، بسیار رحمان تر از این حرفهایی .‌

ابراهیم علیه السلام می خواهد ذکر قیامت بکنه ، چکار میکنه ؟ اون ماجرا به عینه براش ایجاد میشه ، چی ایجاد میشه ؟چهار تا پرنده مرده براش زنده میشن ، درسته ، تازه هنوز نپوسیده بودند . هنوز پودر نشده بودند ، ولی چی میشه ؟ میگه اطمینان پیدا کردم ، قلبم مطمئن شد ، یعنی چی شد ؟ یعنی تویی که این کار را کردی قیامت همه ی انسان ها همه ی موجوداتی که رفتند را هم میتوانی بیاری ، یعنی اطمینان ؛ ‌

ذکر میکنم ، چرا ؟ خدایا این نعمت را به من دادی ذکر میکنم ، یعنی به گونه ای یاد میکنم یعنی انتهاش یعنی این که تو بسیار رحیم تر از این حرفهایی ، بسیار رحمان تر از این حرفهایی ، بسیار قادر تر از این حرفهایی ، خدایا اونجا دست من را گرفتی ، ذکر میکنم ، وقتی این را ذکر میکنم باید جوری مطرح بکنم جوری صحبت بکنم ، جوری باور داشته باشم به خدا ؛ این کار کوچیه بود تو خیلی رحیم تر از این حرفهایی ، لب پرت گاه بودم دستم را گرفتی ولی با معرفت تر از این حرفهایی ، مهربان تر از این حرفهایی .‌

ذکر میکنم ، خدایا این بیماری وجود داشت ، این مشکل وجود داشت تو حل کردی همین را مصداقا ذکر میکنم وقتی ذکر میکنم نگاهم اینه معرفتم اینه منظرم اینه ، تو بسیار رحیم تر از این حرفهایی ، نه این که تو اینی ، این که من دارم ذکرش میکنم ، خدایا تو شفا دادی ، درسته ، تو شفا دادی ، این ذکر نیست به تنهایی ، تو خیلی رحیم تر از این حرفهایی ، خیلی با کرامت تر از این حرفهایی ؛ من قلبم نسبت به تو مطمئن شده .‌

این که خداوند یک محبتی را انجام داده در گذشته به کسی، محبتهای بسیاری را انجام داده، در ذکر کردن یاد اون محبتها هست ، ولی چگونه یاد ؟ یادی که بلافاصله بعدش(بگه) یعنی همه ی اینها برای تو خیلی کوچیکه .‌

ذکر نعمت، غذای قلبه

غذای قلب ذکر نعمته ، تغذیه ی قلب برای مطمئن شدن ذکر نعمته ، برای پیدا کردن قلب مطمئن ذکر نعمته ، پس بشتابیم برای ذکر نعمت ، ذکر خدا.‌

«فَاذْكُرُوني‏ أَذْكُرْكُم‏»؛ خدا را ذکر کنیم ، یعنی به خدا اعتنا کنیم ، یعنی خدا را تحویل بگیریم ، یعنی خدا را بزرگ بدونیم ، یعنی رحیمیت و رحمانیت خدا را بزرگ بدونیم .

خدا ما را ذکر میکنه ، یعنی ما را تحویل میگیره . یعنی به ما به نگاه خس و خاشاک نگاه نمیکنه، ما را بزرگ می دونه ، ما را تحویل میگیره ، هر کی یه چیزی بگه میگه نه من این را بیشتر از این حرفها دوست دارم.

خدا را ذکر کنیم ، یعنی چی ؟ یعنی به خدا اعتنا کنیم ، یعنی خدا را تحویل بگیریم ، یعنی خدا را بزرگ بدونیم ، یعنی رحیمیت و رحمانیت خدا را بزرگ بدونیم . خدا ما را ذکر میکنه ، یعنی چی ؟ یعنی ما را تحویل میگیره . یعنی به ما به نگاه خس و خاشاک نگاه نمیکنه ما را بزرگ می دونه ، ما را تحویل میگیره ، هر کی یه چیزی بگه میگه این بزرگ تر از این حرفهاست ، هر کی یه چیزی بگه میگه نه من این را بیشتر از این حرفها دوست دارم ، خدا ذکر میکنه یعنی این ، ذکر میکنه یعنی چی ؟ یعنی تحویل میگیره . میگه رفتم فلان جا فلان مسئول فلان پادشاه ، فلان آدم بزرگ من را تحویل نگرفت من خورد شدم ، زمین دهن باز میکرد میرفتم توی زمین ، اصلا من را تحویل نگرفت ، اصلا من را نگاه نکرد ؛ خدا ذکر میکنه ، خدا کسی را ذکر میکنه یعنی تحویلش میگیره . توی هم ی عالم میگه من فلانی را تحویل میگیرم . فلانی بیا خدا وقتی ذکر میکنه یعنی تحویل میگیره یعنی میگخ فلانی بیا ، خدا به هر کی نمیگه بیا ، ولی به فلانی میگه بیا ، چرا ؟چون داره ذکرش میکنه . کی را ذکر میکنه ؟ اونی که خدا را ذکر کرده ؛ «فَاذْكُرُوني‏ أَذْكُرْكُم‏»‌

چون ذکرش کرده ، چون او خدا را ذکر کرده ، خدا ذکرش میکنه . او خدا را ذکر کرده ، چی شده ؟ شده قلب مطمئنه ، مسیرش را ببینید ، او خدا را ذکر کرده چون ذکر کرده خدا قلب او را کرده قلب مطمئنه ، قلب مطمئن به تبع نفسش شده نفس مطمنئنه حالا بهش میگه بیا ، میاد میره ، خدا تحویلش گرفته .‌

بریم به سمتی که خدا ما را تحویل بگیره

پس بریم به سمتی که خدا ما را تحویل بگیره ، میری یه جایی ، میگن آقا میری فلان جا یه جوری برو که‌

تحویلت بگیرند ، یه جوری باش که رفتی فلان جا تحویلت بگیرند ، درست ، مثلا میگن این را رعایت کن ، ظاهرت این جوری باشه این جوری حرف بزن اصلا شخصیتت را این جوری کن ، شخصیتت این جوری باشه که رفتی فلان جا اصلا تحویلت بگیرند و الا تحولیت نمیگیرند . پس بجنبیم ، بشتابیم به سمتی که جوری باشیم تا خدا تحویلمون بگیره .‌

ذکر نعمت کلیده ، کلید عبور از بسیاری از مسائل و مشکلات و سختی ها

با این دید ذکر نعمت کلیده ، کلید عبور از بسیاری از مسائل و مشکلات و سختی ها ، چطور ؟ چون شما میشینی خدا را تحویل میگیری ، ذکر میکنی ، میگی خدایا من یادمه این محبت را کردی ، وقتی این را میگی قلبت را میکشونی بالا ، قلبی مطمئن تر از قبل از این ؛ تو بسیار رحیم تر و بزرگ تر از این حرفهایی ؛ خدا میگه بنده ی من به من این جوری نگاه میکنه ، أَذْكُرْكُم‏ ؛ ذکرش میکنه .‌

جوری محبتهای خدا را ذکر کنیم که در قلبمون اثر کنه ، بیشترین خاصیت ذکر نعمت برای خود فرده

پس دوستان برای ذکر نعمت مشتاق باشیم و با خودمون جوری جلو بریم جوری ذکر نعمت کنیم که قبل از ذکر نعمت تا بعد از ذکر نعمت قلبمون مطمئن بشه ، مطمئن تر بشه . حالا این چطور میتوانه باشه ؟ گاهی ممکنه یک دوستی با بیان یک سری کلیات و احساسات و احوال این براش باشه ، خب این جوری باشه ، گاهی ممکنه نیاز باشه انسان مصداقی تر بیان کنه تا در قلبش بیشتر اثر کنه ؛ من این جا این جوری خدا دستم را گرفت ، تو بیابون بودم تشنه بودم خدا این لیوان آب را آورد داد به من من این لیوان آب را خوردم . ‌

مثلا این میتونه طرف صحبت بکنه بگه بله من فردی آواره بودم و خدا دستم را گرفت اینم ذکر نعمته ، میتونه باشه یعنی حالا برای یک کسی ، ولی خب اثرش چقدره ؟ تا فرد برگرده بگه که من توی بیابون بودم ده روز بود آب نخورده بودم ، از تشنگی رمق حرکت نداشتم، یه کسی اومد لبهای من را خودش باز کرد، آب را به مرور ریخت توی دهانم ؛ دست نوازش کشید من را یواش یواش سر پا کرد، بلند کرد، دستم را گرفت، من را یواش یواش توی این راه آورد ؛ جوری محبتهای خدا را ذکر کنیم که در قلبمون اثر کنه ، بیشترین خاصیت ذکر نعمت برای خود فرده ؛ باید این جوری باشه ‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است