تجارت با خدا، نصر و فتح از جانب خدا، گام‌های دینداری مومنان


تجارت با خدا، نصر و فتح از جانب خدا، گام‌های دینداری مومنان

سه‌شنبه 15 جمادی الاول 1440 - دفتر فلسطین – جلسات نماز‌

از اولین باورهای مومنان در دین، تجارت در دین با خداست

مؤمنین تاجر. یکی از اولین باورهای در دین، تجارت در دین هست. نگاه تاجر داشتن، نگاه تجارت. اما تجارت با خدا. در واقع دینداران جزء تجار هستن ولی تجاری که با خدا معامله می کنن. اصلی ترین تجارتشون، تجارت با خداست. یه چیزی میدن یه چیزی می گیرن، هم در دنیا یک چیزی می گیرن هم در آخرت. لذا یه تجارت می کنن. شما در تجارتهای معمولی و عرفی چی کار می کنید؟ یه چیزی میدین یه چک می گیرید از طرف. یه برگه اعتباری می گیرید از طرف به امید اینکه دو ماه دیگه وصول بشه، ممکن هم هست نشه. بسته به اعتبار اون فرد داره. حالا در هر صورت یه چیزی میدید یه چیزی می گیرید. ‌

در هر تجارتی ، هر چقدر اعتبار طرف دوم بیشتر باشد ، احساس امنیت و سود ما بیشتر است

هر چی اعتبار طرف مقابل شما بیشتر باشه شما در تجارت با او راحت تر هستی و اعتمادتون بیشتر هست. هر چی انصاف طرف مقابل تون بیشتر باشه، شما در تجارت احساس امنیت بیشتری داری. هر چقدر بزرگی و کرامت طرف مقابلتون بیشتر باشه، شما در تجارتتون احساس یا امید سود بیشتر دارید. ‌

غنی، کریم، رحیم بودن خداوند انسان را در تجارت با او بسیار دلگرم می‌کند

هر چقدر طرف مقابلمون از سرمایه ی بیشتری برخوردار باشه، یک سرمایه دار بسیار بزرگ باشه و البته دارای انصاف و کرامت باشه، شما افتخار میکنید بخاطر تجارت با او، اصلا احساس می کنید که یه بُرد بزرگ برای شما اتفاق افتاده. شما نسبت به بقیه برنده شدید. الان با کسی دارید تجارت می کنید که هر کسی نمی تونه با او تجارت کنه. فرض کنید یک ثروتمند خیلی بزرگی هست که دارای اخلاق خوب، رفتار خوب، انصاف خوب، کرامت خوب و البته ثروت بسیار زیاد. عمده آدمها دوست دارن که با او یه مناسبت مالی داشته باشن. با او یه تجارتی رو پیش بگیرن. دین هم همینطور هست. شما در واقع در دین تجارت می کنی ولیکن با خدا. باور شما به غنی بودن خدا، به انصاف خدا، به رحمت خدا، به کرامت خدا، شما رو در تجارت با خدا دلگرم خواهد کرد. ‌

« لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ »، اگر به بزرگی و رحمت خدا ایمان داری چرا وارد تجارت با او نمی‌شوی؟

در سوره صف به مؤمنین می فرماد که: يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ(2). اهل حرف نباشید. اهل عمل باشید. اهل عمل باشید یعنی چه کنید؟ یعنی با خدا تجارت کنید. شما می فرمایید که، توی مؤمن می گی که خدا غنیه، رحمانه، کریمه، پس چرا با او تجارت نمیکنی؟ پس چرا با خدا بده و بستون نمی کنی؟ پس چرا از تجارت با خدا واهمه داری؟ پس چرا از تجارت با خدا فرار می کنی؟ ببنید شما در مقابل یک انسان نمیشه اینطور باشی که، بفرمایید این آدم، خیلی آدم ثروتمندی است، خیلی آدم منصفی است، آدم کریمی است، انسان امینی است، بعد به شما میگن که خوب با این آدم یک تجارتی بکن. یه چیزی بهش بده که یه چیزی بگیری، شما واهمه داشته باشی، چرا؟ پس در ایمانت، در اون باورت نسبت به اون فرد باید یه تردیدی داشته باشی. اون ایمان شما حرفیه. فقط در کلامه. لذا می فرماد: لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ. چرا حرف می زنی؟ چرا عمل نمی کنی؟ چرا با خدا تجارت نمی کنی؟ همه ما در زندگیمون یه چیزی داریم که با خدا معامله کنیم و اون نیاز به ایمان عملی به خدا داره. ایمانی که ما رو به عمل بکشونه. ایمان حرفی نباشه. ‌

ابتدای فضای دین داری با تجارت با خدا رقم می‌خورد

بله گام اول در دین اینه که دینت حرفی نباشه. دینت دین عملی باشه، و در عمل حرکت کنی بسمت تجارت با خدا، یعنی در واقع شما در دین باید تاجر باشی يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ هَلْ أَدُلُّكمُ‏ْ عَلىَ‏ تجِارَةٍ بیایید بسمت تجارت، تجارت با خدا. باید به خدا اعتماد کرد. اگر دیندار هستید به خدا اعتماد کنید. شروع دین فضای غالب در ابتدای دین، در ابتدای دینداری تجارت با خداست. یه فضای داد و ستده. یه چیزی میدی یه چیزی می گیری. ‌

مومنان همواره از بهترین و بزرگترین معامله‌گران و تجار هستند

بله باید اهل ایمان بود. خداوند هم نقد معامله می کنه هم اعتباری، هم چک میده. باید اهل عمل بود. باید به ایمان عمل کرد. باید به خدا اعتماد داشت. هم نقدی با خدا معامله کرد هم اون بخشی که خداوند اعتباری می فرماد. یعنی در ازای آن چیزی که شما میدی به شما چک میده. خداوند بهترین معامله کنندگان هست. بهترین طرف هست برای تجارت. و مؤمنین بهترین معامله کنندگان هستن. بهترین تجار هستن. تجارتی که مؤمنین انجام میدن، دیگران انجام نمیدن. جسارتی که مؤمنین در تجارت دارن، غیر مؤمنین ندارن. بزرگترین تجار مؤمنین هستن. اگر شما مؤمن هستی و یه کسی مؤمن نیست و در ظاهر در امورات دنیایی او بعنوان یک تاجر معروف هست و بعنوان یک تاجر بزرگ معروف هست، شما بگو من از او تاجرترم. من در تجارت از او موفق ترم. من تجارتهایی کردم که او نکرده. من سرمایه گذاریهایی کردم که او نکرده. بله یک مؤمن وقتی راه میره بعنوان یک تاجر راه میره. وقتی زندگی میکنه بعنوان یک تاجر زندگی می کنه. سلوکش سلوک یک تاجر هست. ببینید کاسبها و تجار هر از گاهی در هر فرصتی به حساب کتاب می پردازن. دفتر حساب کتاب دارن. تراز مالی دارن. مومن هم همینطور هست. مؤمن هم به حساب کتاب می پردازه. محاسبه کنید خودتون رو یه معناش این هست. یعنی شما تاجر هستی. تاجری که خودش رو محاسبه نکنه، حساب کتابش به هم می ریزه. باید حواحش به حساب کتابش باشه. ‌

مومنان مشغول بهترین تجارتها هستند چرا که طرف تجارت آنها بهترین فرد است

بله پر سودترین تجارت رو مؤمنین انجام میدن. مؤمنین بهترین سرمایه گذاری رو انجام میدن. چرا؟ چون با بهترین فرد، بهترین تاجر معامله می کنن. با بهترین کسی که میشه با او معامله کرد، معامله می کنن و پرسودترین معامله ها. بله مؤمنین تاجر هستن. ‌

منطق تجارت انسان این است که دوره‌ای را باید به سختی گذراند تا آینده‌ی بهتری را ایجاد نمود که البته منطق صحیحی است البته نقطه ضعف آن این است که باید طرف معامله را خدا در نظر گرفت و بازه آینده را تا آخرت گسترش داد

آدمهایی که اهل دنیا هستن و نگاه به تجارت با خدا ندارن در زندگی مقاطعی پیش میاد که خیلی سختی می کشن، به خودشون سخت می گیرن برای فردایی بهتر. دوره ای رو زاهدانه زندگی می کنن برای فردایی بهتر. این منطق انسانهاست. منطق همه انسانهاست و درست هم هست این منطق، منطق درستیه. شما دوره‌ای به خودت سخت بگیر که فردایی بهتر داشته باشی. یه دانش آموز وقتی تحصیل می کنه خوب به خودش سخت می گیره، که فردایی بهتر داشته باشه. یه جوان وقتی در یک دوره ای تلاش اقتصادیش رو بیشتر میکنه در واقع داره به خودش سخت می گیره که فردایی بهتر داشته باشه. این منطق انسانها هست. و منطقی درسته. ولی یه ضعف داره در بسیاری از انسانها اینکه طرف معامله شون خدا نیست. نگاهشون کوچیکه. نگاهشون تنها به چند صباح دنیاست. فردا رو فقط تا پنجاه سال بعد می بینن. فردا رو فقط تا چند سال بعد می بینن. ضعفشون اینجاست. و الّا اصل اون نگاه درسته. امروز زاهدانه زندگی کن برای فردایی بهتر. لذا انبیاء و رسولان ع در دنیا زاهدانه زندگی می کنن برای فردایی بهتر. فرداشون کی هست؟ آخرت. برای فردایی بهتر. زاهدانه زندگی می کنن یعنی چی؟ یعنی سرمایه گذاری می کنن. ‌

از معانی زهد این است که شما یک دارایی‌ای داری ولی الآن آن را استفاده نمی‌کنی و سرمایه‌گذاری می‌کنی برای آینده بهتر

یکی از معانی زهد رو شما اینطور ببین. معنای زهد رو اینطور ببین. شما وقتی در زندگی، فرض کنید الان یه مبلغ پولی دارید، می تونی بری این پول رو مسافرت، تفریح، بخوری، بپوشی، الان خوش بگذرونی. چه کار می کنی؟ شما می آی یه تصمیم می گیری، می گی نه الان خوش نمی گذرونم، سرمایه گذاری می کنم یه جایی که فردا سود بیشتری ببرم. این سرمایه گذاری که شما انجام میدی زهده. اینکه از یک چیزت می گذری و سرمایه گذاری می کنی، اسم این زُهده. اگر این سرمایه گذاری رو در قبال خدا انجام بدید شما زاهد هستید. زهد که در قبال خدا دارید. شما در مسیر خدا زاهد هستید. زاهد باش اهل زهد باش یعنی در مسیر خدا سرمایه گذاری کنید. با خدا معامله کنید. مؤمن حرفی نباش. مؤمن تاجر باش. اینقدر حرف نزن. تجارت کن. معامله کن. همه ماها اگر به زندگیمون توجه کنیم اگر به امورات زندگیمون توجه کنیم، این مطلب برامون جا داره.‌

گام اول در دینداری تجارت با خداست سپس نصرت خدا و بعد فتح از جانب خدا

می بینیم موضوعاتی داریم تو زندگی که واقعاً اونجا باید با خدا معامله کنیم. خودمون می فهمیم یعنی چی. راه معامله با خدا فراخه، بازه. شما به هر شکل معامله کنی می پذیره. به هر شکل معامله کنی عوضش رو به شما خواهد داد با سود زیاد. بیا در میدان معامله با خدا، این گام اول در دینداری است. یعنی از دینداری حرفی بیا بیرون، بیا در دیندای عملی. دینداری عملی یعنی تجارت. با خدا تجارت کن. خداوند اصلا تاجر دوسته. گام بعدی نصرت خداست، وَ أُخْرى‏ تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ، و گام بعدی فتح خداست، فتح از جانب خداست. شما وقتی میای اهل تجارت با خدا میشی، بعد از یه مدت احساس میکنی که خدایا من یه قدم دیگه ای دوست دارم، می خوام یه کم فضا عوض بشه. دوست دارم. خداوند می فرماد اون چیزی که دوست داری نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ. بعد در گام بعدی یه چیز دیگه شما دوست داری. خداوند می فرماد اون چیزی که دوست داری فَتْحٌ قَريبِ. پس مؤمنین باید از مؤمنین حرفی بیاین بیرون، تاجر بشن. در راه خدا و با خدا تجارت کنن. خداوند گام بعدی رو که مؤمنین، اون گام رو دوست دارن، پیش روشون باز خواهد کرد و اون نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ، هست. وبعد از اون گام بعدی رو پیش روشون باز خواهد کرد که این گام رو هم دوست دارن، فَتْحٌ قَريبِ، هست. بله در سوره صف وقتی می فرماد که بیاد اهل تجارت باشید، یعنی چی کار کنید؟ یعنی در راه خدا جهاد کنید بِأَمْوَالِكمُ‏ وَ أَنفُسِكُمْ، که چی بشه؟ يَغْفِرْ لَكمُ‏ْ ذُنُوبَكمُ‏ْ وَ يُدْخِلْكمُ‏ْ جَنَّاتٍ تجَْرِى مِن تحَْتهَِا الْأَنهَْارُ وَ مَسَاكِنَ طَيِّبَةً فىِ جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَالِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ(12). خداوند ذنوب شما رو مورد مغفرت قرار بده. شما رو وارد جنات کنه و برای شما مساکن طیبه ای در جنات عدن قرار بده. خوب بخشی از اینها در واقع یک چک اعتباری از جانب خدا هست. شما با خدا تجارت کردی. گام بعدی رو دوست داری. می فرمایی خدایا این مسیر رو باز کن. بالاخره چک شما هم باید وصول بشه. می فرماید اون چیزی که دوست دارید، اون نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ، هست. و در گام بعد فَتْحٌ قَريبِ. خداوند نصری از جانب خدا خواهد آمد و در قدم بعد گشایش انجام خواهد شد. فتح انجام خواهد شد. همه آن چیزی که وعده بود از جانب خداوند به شما نقد خواهد شد. وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ (13)‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است