خداوند در سوره یوسف علیه السلام میفرماید که فرزندان یعقوب علیه السلام دوباره سراغ عزیز مصر رفتند در دوران قحطی و مواردی کمک گرفتند و برگشتند و آمدند و در بار دوم بنیامین اونجا گرفتار شد و ماند( به زعم فرزندان یعقوب علیه السلام ) و برگشتند و آمدند. ببینید در این سوره یک خلأ مطرح هست« خلأ حس نسبت به یوسف علیه السلام ». نقص« حس نسبت به یوسف علیه السلام ».
«يَأَسَفَى عَلىَ يُوسُف»، فتح باب حسّ گرفتن از یوسف ع برای برادران او
شما باید این نقص رو جبران کنید، در آیه میفرماید که« يَبَنىَِّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَ أَخِيهِ » قبل از این آیه مطرح هست که« يَأَسَفَى عَلىَ يُوسُف ». این جالب هست. آدم وقتی« يَأَسَفَى عَلىَ يُوسُف » شنید منتظر باشه که به اونها گفته بشه« يَبَنىَِّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَ أَخِيهِ ». تا موقعی که این مطلب به فرزندان یعقوب علیه السلام گفته نشده بود اونها حسی نمیگرفتند. اونها چند بار رفته بودند خدمت یوسف علیه السلام اما نمیتوانستند حسی بگیرند این باب که برای اونها باز شد رفتند و در مسیر حس گرفتند.
شنیدن کلام مادر مهربان س مبنی بر«یَا أَسَفَا عَلی المَهدِی» و دغدغهمند شدن، فتح باب تحسّس امام زمان ع
« وَ لَا تَاْيَْسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ » یک کسی این مسیر رو برای اونها قرار داد. آدم بشنوه صدای مادر مهربان سلام الله علیها رو که میفرماید« یَا أَسَفَا عَلی المَهدِی » این رو با تمام وجود بشنوه و وقتی شنید از این صدا دردش بگیره، دغدغه پیدا کنه. بعد منتظر باشه که بشنوه« يَبَنىَِّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَ أَخِيهِ ». پشت درب بایسته و در بزنه و مدام بگه مادر مادر، مادر مهربان بیایند پشت در وآرام بفرمایند« یَا أَسَفَا عَلی المَهدِی » و ببینند در وجود شما چه اتفاقی می افته؟ شما چی میشید؟ انگار همه ی آسمان بر سر این بچه های پشت درب خراب میشه. این صدای مادر هست؛ « یَا أَسَفَا عَلی المَهدِی ». اینجا که این بچه ها دغدغه پیدا کردند بفرماید« يَبَنىَِّ »؛ ای بچه ها!« اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَ أَخِيهِ ».