قرآن بهار دلهاست" ، با نور قرآن قلبهامون رو زنده کنیم


قرآن بهار دلهاست" ، با نور قرآن قلبهامون رو زنده کنیم

شنبه -13جمادی الثانی1436-حکیم‌

بهار و زنده شدن زمین آیه‌ای از آیات خداست که باید از آن درس گرفت برای زنده شدن

بله به محبت خدا ظاهرا زنده هستیم و سال شمسی جدیدی رو آغاز کردیم. إن شاء الله خداوند توفیق بده که بتونیم از آیه های خدا درس بگیریم؛" زنده شدن زمین در بهار" آیه خدا هست، درس بگیریم از آیه ی خدا و زمین وجودمون رو زنده کنیم، سرزمین وجود ما برای زنده شدن به آب نیاز داره، نیاز به نور داره. اگر آب نباشه و آفتاب نباشه زمین زنده نمیشه، نوع قرار گرفتن زمین به نسبت نور خورشید و نوع آبی که دریافت میکنه، میزان آبی که دریافت میکنه، میزان نوری که دریافت میکنه زمین رو زنده میکنه.( البته فقط این نیست و عوامل دیگری هم هست اما در ظاهر فعلا این دو عامل رو نگاه بکنیم)‌

ما هم سرزمین وجودمون رو باید زنده کنیم، سرزمین وجود ما نیاز به آب داره، قلب ما بایستی زنده بشه.‌

وقتی زمین زنده میشه گفته میشه که" بهار، بهار زمین" یک سرزمینی وقتی زنده میشه، میشه بهار اون سرزمین. قلب ما نیاز به بهار داره.‌

قرآن بهار دلهاست؛ آب و نور قلبمان را از قرآن بگیریم تا زنده شویم.

به تعبیر روایات" قرآن بهار دلهاست" با بهار قرآن، با نور قرآن قلبهامون رو زنده کنیم. بهاری بشه، آب قلب از قرآن هست، نور قلب از قرآن هست، با قرآن هم« نور» بگیریم و هم« آب».‌

بله اگر ما اینطور برای زندگیمون برنامه ریزی کنیم اون موقع ما از زمین جلوتر هستیم، حداقلش این هست که از زمین عقب تر نیستیم وإلّا ما از زمین که یک جامد هست عقب تر هستیم، زمین در روز قیامت شهادت میده، زبان باز میکنه، حرف میزنه، خب اگر یک موقعی بگه که من چندین بار جلوی این آدم زنده شدم، مُردَم و زنده شدم ولی این آدم یکبار هم زنده نشد. ‌

خب ما باید یک جوری زندگی کنیم که از زمین عقب تر نباشیم.‌

از موضوعات قرآنی که می‌توان با آن زنده شد نماز و استعانت از آن است.

یک چیزی رو انتخاب کنیم که قرآنی باشه و بر اساس اون زنده بشیم، در سال جاری به اون پایبند باشیم . یکی ممکنه که با نماز زنده بشه ، خب با نماز زنده شه ، به نماز تمسک کنه ، استعانت کنه از نماز . استعانت کنه از نماز ، ‌

سه گام عملی سعی برای استعانت از نماز: گام اول: همه امورات و مسیر زندگی را بر اساس و با محوریت نماز چیدن ذیل بحث «حی علی الصلاه»

ببینید همین طوری یک نفر با نماز زنده نمیشه ، در نماز باید سعی کرد ، نماز سه گام سعی داره : ‌

اولین گام رفتن به سوی نماز ، گامهای عملی نماز را عرض میکنیم و گامهای کلی ، رفتن بسوی نماز ، یعنی مسیر زندگی ، امورات زندگی ، موضوعات زندگی را بسوی نماز قرار بدم که میشه "حی علی الصلاه" یعنی رفتن بسوی نماز ، سر نخ همه ی موضوعات را به نماز وصل کردن ، امورات مخلتف را به نماز وصل کردن ، که این یک گام هست . ‌

گام دوم: فلاحت کردن در سرزمین وجود خویش در نماز ذیل بحث «حی علی الفلاح»

گام دوم فلاحت در نماز ، آدم در نماز کشت و کار کنه ، در نماز زراعت کنه ، در نماز شخم بزنه ، بیاد تو سرزمین وجودش گاوآهن بندازه و شخم بزنه ، فلاحت کنه ، بشکافه زمین وجودش را که باران نماز بره در سرزمین وجودش . این فضا دیگه در خود نماز هست ، پس یک گام هم فلاحت در نماز هست ، کشت و کار در نماز هست ، مثل یک کشاورز در سرزمین وجودش در فضای نماز و بخاطر بهره بردن از نماز کشاورزی کنه . ‌

گام سوم: نماز را در رأس قرار دادن و بدنبال بهترین نتیجه بودن ذیل بحث «حی علی خیرالعمل»

گام بعدی خیر العمل هست ، این موضوع را در راس همه ی امورش قرار بده و بدنبال بهترین نتیجه ها باشه . ‌

بله بطور مثال بیاییم این طور به نماز پایبند باشیم که سرزمین وجودمون را زنده کنیم ، بیاییم سه گام عملی بسوی نماز برداریم . یعنی این برامون مهم باشه که بالاخره سرزمین وجود ما هم باید زنده بشه . ‌

ما درجه ای از حیات داریم ، مثل بسیاری از موجودات ، خداوند این قابلیت را برای انسان قرار داده که حیاتش را ارتقاع ببخشه و موضوعاتی برای رسیدن به این منظور قرار داده . اگه یه سرزمینی نور مفیدش بیشتر باشه ، آب مفیدش بیشتر باشه اون سرزمین آباد تره ، زنده تره . ‌

برای زنده‌تر شدن باید حرکت کرد و به سرچشمه ماء معین و نور نزدیک‌تر شد.

برای سرزمینها روی زمین این قابلیت وجود نداره که جابه جا بشند از مناطق قطبی حرکت کنند وبیایند برند در مناطق استوایی که از نور بیشتر استفاده کننه ، برند در مناطق استوایی که از آب و باران بیشتر استفاده کنند ، این قابلیت اونجا وجود نداره ، قطب یخبندان هست ، سرزمین یخ زده ، نقطه ی کور نسبت به خورشید . ولی برای انسان این قابلیت وجود داره که سرزمین وجودش را زنده تر کنه و بیشتر در معرض نور قرار بگیره ، بیشتر از آب بهره مند بشه ، بیشتر از « ِماءٍ مَعين‏» بهره مند بشه . ‌

شما وقتیکه به یه سرزمینی میرید فرض کنید در یک کوهستان میبینید که آرام آرام نشانه های حیات دیده میشه ، جلو میرید میبینید که درختهای کوچیک کوچیک وجود داره ، جلو تر که میرید میبینید که چمن زارها بیشتر میشه ، گیاهان تنومند شدند ، درختان بزرگتر شدند ، هر چی که جلوتر میرید این اتفاق میافته ، چه نتیجه ای میگیرید ؟ میگی احتمالا دارم به سرچشمه ی آب نزدیک تر میشم ، هر چی به سرچشمه نزدیکتر حیات بیشتر . ‌

ما باید به سرچشمه نزدیک تر بشیم ، انسان بایستی از مسیرهایی که خدا قرار داده استفاده کنه و به سرچشمه ها نزدیک تر بشه ، از سبیلهایی که خدا قرار استفاده بکنه و در اون سبیلها حرکت بکنه و به سرچشمه ها نزدیک تر بشه . ‌

بله عرض شد که بیاییم و موضوعی را برداریم ، موضوعی را انتخاب کنیم که اون موضوع خدایی باشه و ما را به سمت نور نزدیکتر کنه ، ما را به سرچشمه ها نزدیک تر بکنه . در موقعیتی قرار بگیریم که نزدیکترین موقعیت به سرچشمه ی آب حیات هست ، در موقعیتی قرار بگیریم که بیشترین بهره مندی را از نور خورشید داره ، این برامون معیار باشه . ‌

ما در زندگی - بر فرض در سال جدید که آغاز کردیم - در چه موقعیتهایی قرار بگیریم ، در چه فضاهایی قرار بگیریم ، به دنبال چه چیزهایی باشیم که یک قدم به سرچشمه نزدیکتر هست ، موقعیت مناسبتری نسبت به نور داره . ‌

زمین سرزمینی ثابت هست ، اون کلیت حرکتش بدور خورشید را بگذاریم کنار ، سرزمینهای زمین سرزمینهای ثابتند ، انسان سرزمین متحرکه ، سرزمینی که میتونه حرکت کنه ، سرزمین وجودش را جا به جا کنه . ‌

خب ما هم بیاییم امسال را جوری زندگی کنیم که سرزمین وجودمون را جابجا کنیم . در بهترین موقعیت و نزدیکترین موقعیت به سرچشمه ی آب ، به سرچشمه ی « ِماءٍ مَعين‏» و در مناسبترین موقعیت نسبت به نور . ‌

برای رشد کردن علاوه بر نور به ماء معین هم نیاز است وگرنه رشد زیادی ایجاد نمی‌شود

در پرانتز عرض کنم که ببینید بطور مثال یه کسی ممکنه که بره در یکی از حرمهای اهل بیت (علیهم السلام) اونجا نور زیاده ، یک بخشی هم از نور بهره مند میشه ولی این فرد نیاز به« آب» هم داره، سرزمین این فرد نیاز به آب هم داره، « آب» پیدا نمیکنه، به« آب» دسترسی نداره و لذا رشد زیادی نمیکنه، مثل گیاهی که در معرض نورآفتاب قرار میگیره، یک مدتی که در معرض نور آفتاب باشه بالآخره یک رشدی داره ولی وقتی« آب» نباشه رشدش چندان نیست.‌

بله یک کسی ممکنه برای زنده تر شدن« نماز» رو انتخاب کنه، خب اگر نماز رو انتخاب کردی اونجوری که عرض شد به نماز بپرداز، برای زنده شدن سه گام عملی به سوی نماز داشته باش؛‌

میفرماید« حَیَّ عَلَی الصَلاة، حَیَّ عَلَی الفَلاح، حَیَّ عَلَی خَیرِ العمل» در هر سه گام چی مهم هست؟ ‌

محور، « حی شدن» هست، یعنی سرزمین وجودت رو زنده کنی، پس برای زنده شدن، برای ارتفاع گرفتن، برای اینکه بتونی حرکتی داشته باشی سه گام داشته باش؛‌

« به سوی نماز»، « در نماز فلاحت» و« نماز رو خیر العمل خودت قرار بدی»‌

بهترین عمل خودت باشه، جوری به سوی نماز بری، جوری در نماز تلاش کنی که اگر شب شد و یک کسی پرسید که بهترین کار امروز تو چی بوده؟ بدون درنگ بگی« نماز»، نماز مغرب من بهترین کار من بوده، بهترین عمل من بوده.‌

بله این برامون مهم باشه، یک« حی شدن» برامون مهم باشه، یعنی اگر وارد سال جدید شدیم و میخواهیم که درس بگیریم حداقل این درس رو بگیریم.( درس های دیگر رو حالا نمیخواد)‌

« حی شدن»؛ به موضوعاتی بپردازم و طوری بهشون بپردازم که« حی» بشم، سرزمین وجودم رو یک قدم زنده تر کنم، یک قدم به سرچشمه نزدیک تر بشم، موقعیتم نسبت به نور مناسب تر بشه.‌

باید طوری به قرآن پرداخت که باعث حی شدن ما و نزدیک‌تر شدن‌مان به سرچشمه حیات شود در غیر اینصورت پرداختن به قرآن قیمتی ندارد

خب به قران میپردازی به« قرآن» بپرداز، طوری بپرداز که زنده تر بشی، تغییر موقعیت بدی.‌

اگر به همه ی قرآن بپردازی که فقط خوانده باشی و تغییر موقعیت ندی قیمت نداره، اما اگر به یک آیه بپردازی و به سرچشمه نزدیک تر بشی، موقعیتت نسبت به نور مناسب تر بشه این قیمت داره.‌

طوری به آیات بپردازیم که تغییر موقعیت بدیم، در قیامت عرض میشه که« قرآن بخوان و بالا بیا».‌

هرکسی که قرآن بخوانه بالا میره؟ یک جهت این موضوع این هست" یک جوری قرآن بخوان که بالا بیای، یک طوری به قرآن بپرداز که بالا بیای، تغییرموقعیت بدی، تغییر ارتفاع بدی، با قرآن خواندن، با پرداختن به قرآن تغییر ارتفاع بدی".‌

در قیامت اینطور هست که بعضی ها هستند که یک آیه میخونن و ارتفاع میگیرن، آیه بعدی رو میخونن و ارتفاع بعدی...‌

ما بیاییم در یک سال، در یک بخشی از زندگیمون، در یک بخشی از عمرمون یک آیه رو یکبار تمرین کنیم طوری به یک آیه بپردازیم که تغییر موقعیت بدیم. به گونه ای بعنوان مثال به آیه« بسم الله الرحمن الرحیم» بپردازیم که تغییر موقعیت بدیم، یا به گونه ای به آیه« الحمد لله رب العالمین» بپردازیم که تغییر موقعیت بدیم.‌

ما باید جابجا بشیم، انسان، سرزمین وجود انسان باید جابجا بشه. اگر در یک موقعیت بایستیم ممکنه یکبار یک بادی بوزه و یک بارانی به سرزمین ما بباره ولی اون یکبار هست و اون سرزمین همون سرزمین هست.‌

سرزمین (بعنوان مثال عرض میکنیم) عربستان تا بوده همین بوده« وادی غیر ذی زرع» بوده و الان هم هست و طبق آیات قرآن در دوران ابراهیم علیه السلام هم همینطور بوده. ممکنه یکبار یک بادی بوزه و یک بارانی بیاد اما این سرزمین همون سرزمین هست و تغییر موقعیت هم نمیتونه بِده.‌

اگر یک بادی وزید و بارانی در سرزمین وجود ما بارید دلخوش به این نباشیم، این یک توفیق هست ولی کافی نیست؛‌

« ما باید جابجا بشیم»‌

اگر شش ما به آیه« الحمد لله رب العالمین» پرداختیم، بعد از شش ماه سرزمین وجودمون باید جابجا شده باشه، موقعیت جغرافیایی سرزمین وجود ما باید عوض شده باشه.‌

بله إن شاء الله که خداوند توفیق بده همه مون در سال جدید بواسطه ی موقعیت های خدایی، موضوعات خدایی با کمک و استعانت و اعتصام به حبل الله خدایی تغییر موقعیت بدیم و سرزمین وجودمون رو جابجا کنیم، به سرچشمه ها نزدیک تر بشیم، و در موقعیت مناسبتری نسبت به نور خدا قرار بگیریم.‌

برمحمد و آل محمد صلواتی بفرستیم أللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است