چهار مسیر برای مفهوم یابی کوثر: صرف، نحو، مشابهات و تراز معنا


چهار مسیر برای مفهوم یابی کوثر: صرف، نحو، مشابهات و تراز معنا

سه‌شنبه 28 جمادی الاول 1440 - دفتر فلسطین‌

در سوره کوثر هم می‌توان به مباحث تفسیری پرداخت و هم به مفهوم‌یابی واژگان که هر کدام روش خود را می‌طلبد

بله در بحث سوره کوثر خداوند می فرماید که: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ(1) فَصَلّ‏ِ لِرَبِّكَ وَ انحَْرْ(2) إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْترَُ(3). ما خوبه که اول در بحث سوره کوثر طرح سؤال کنیم. طرح سؤال با هدف مفهوم یابی بحث کوثر. در این سوره میشه بحثهای مختلفی رو دنبال کرد، بحثهای تفسیری دنبال کرد. ذیل بحث تفسیر بعنوان مثال بحثهای تربیتی دنبال کرد، بحثهای اخلاقی دنبال کرد، برخی بحثهای معارفی دنبال کرد، برخی بحثهای مربوط به فضائل رسول الله ص و اهل بیت ع رو دنبال کرد، برخی بحثهای مربوط به دشمنان اهل بیت ع و رسول الله ص رو دنبال کرد. این عناوین بحثها میشن ذیل بحث تفسیر. رویکرد خودش رو داره و میشه بحثش رو دنبال کرد. ولی ما الان در بحث، هدفمون مفهوم یابی واژه ی کوثر هست. و آن چیز که برای این مفهوم یابی به ما کمک می کنه بهش می پردازیم. ‌

در مفهوم‌یابی واژه کوثر می‌بایست از ویژگی‌های صرفی و نحوی و همینطور تحلیل صرفی و نحوی استفاده نمود

در بحث مفهوم یابی واژه کوثر چند مسیر باید دنبال بشه. 1- بحث ویژگیهای صرفی کوثر. از چه ریشه ای هست؟ بر چه وزنی هست؟ مشابه این نوع وزن در قرآن چه واژه های دیگری هست؟ و وقتی واژه‌ای بر این وزن قرار می گیره چه معنایی داره؟ چه اثری از این ریشه می گیره؟ چه اثری از مصدر می گیره؟ چه بار معنایی رو از مصدر در این وزن به خودش می‌گیره و منتقل میکنه؟ پس یک تحلیل صرفی هست. و در ادامه صرف مفهومی، تحلیل مفهومی صرف، صرف واژه کوثر. بحث مسیر بعدی، بحث روابط نحوی واژه کوثر هست. نقش واژه کوثر اینجا چی هست؟ چه روابطی با سایر واژه ها داره در این نقش؟ و تحلیل مفهومی این روابط. ‌

بر اساس روابط نحوی و با توجه به تکیه‌گاه بحث و ثابت نگه داشتن برخی مضوعات، می‌توان آیات مشابه متفاوتی برای آیه 1 سوره کوثر پیدا نمود

در ادامه بحث تحلیل روابط نحوی، میشه یک مشابه یابی رو دنبال کرد. مشابه جمله ای که واژه کوثر درش هستش، در قرآن چه چیزهایی هست؟ این مشابه یابی میتونه به طرق مختلف انجام بشه، یعنی با تکیه بر برخی از واژه ها مشابه یابی صورت بگیره. مثلا با ثابت بودن فاعل، خود فعل و مفعول اول، خوب، مشابه یابی انجام بشه. یا به شکلهای دیگر مشابه یابی انجام بشه. در معیارهای مشابه یابی، میشه موضوعات مختلفی رو لحاظ کرد. چه چیزهایی ثابت باشه در مشابه یابی ما؟ خوب، اینکه این فعل عطا از جانب خداوند باشه، اینکه بر رسول الله ص باشه. اینکه این جمله چون در اینجا دو مفعول براش در ظاهر آمده، دو مفعول بی واسطه، مشابهاتی که دو مفعول بی واسطه داشته باشن یا براشون اومده باشه. و خود واژه های مفعولها و ریشه ها یعنی در واقع اشتقاق برامون مهم نباشه. ثبات ترکیب نحوی برامون مهم باشه. اینکه این ترکیب نحوی لحاظ شده باشه و ثابت مونده باشه. بر اساس معیارهای مختلف میشه مشابهات این جمله رو دنبال کرد. اینکه این فعل اعطا، از جانب خداوند باشه و بر رسول الله ص باشه، مشابهش میشه آیه 5 سوره ضحی. البته با یک تفاوتهای ریز، با یه تفاوتهای کوچک. پس با یه تفاوت ریز اینکه با یه تفاوت مختصر اینکه اینجا انّا در سوره کوثر هست، در سوره ضحی بحث انّا مطرح نیست و اینکه در سوره کوثر مفعول دوم مطرح هست، در سوره ضحی مفعول دوم مطرح نیست. در واقع نیامده و مجهول هست و باید مورد بررسی قرار بگیره. بسته به اینکه شما در جمله إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ چه وزنی برای واژه های این جمله قائل هستید و چه وزنی برای مشخصات واژه های این جمله قائل هستید، می تونید مشابه یابی تون رو دنبال کنید. و تکیه و پایه کار و محور مشابه یابی تون رو میخوای کدوم یکی از اینها قرار بدید؟ چه چیزی رو میخوای ثابت نگهدارید؟ گاهی ممکنه یه رابطه برای شما ملاک بشه. بگید این تک رابطه ای که وجود داره میخوام حتماً ثابت باشه، باقی کنارش باشن. باقی تغییرات داشته باشن ولی این ثابت باشه. گاهی ممکنه شما بفرمایید در إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ بحث انّا خیلی پررنگ هست، خیلی مهمه، تعیین کننده هست در ترجمه، در فهم این جمله تعیین کننده هست. اگر تعیین کننده باشه باید به این وزن زیادی بدید، در مشابه یابی این رو لحاظ کنید. ‌

با استفاده از ارتباطات نحوی و بر اساس ویژگیهای فاعل یا مفعول اعطا می‌توان به تراز آنها پی برد و بالتبع تراز کوثر مشخص می‌گردد

یه بحث دیگر در مفهوم یابی واژه کوثر تراز معنا در کوثر هست. اینکه ما بتونیم برای مفهوم کوثر ابتدا تراز معلوم کنیم. خوب این تراز رو از کجا پیدا کنیم؟ از روابط نحوی. با چه چیزی رابطه داره؟ فاعل فعل مربوط به کوثر، خداوند هست. کوثر به رسول الله ص عطا شده. خوب بر اساس این، این تراز رو پیدا کنیم. در این جمله کوثر با دو وجه دیگری با دو سر دیگر یکی خداوند هست که فاعل موضوع هست، فاعل عطا هست. دیگری رسول الله ص هست که عطا به او انجام شده. ما می خوایم تراز کوثر رو معلوم کنیم، باید ببینیم که چه چیزی، کدامیک از این سرها برای ترازی مطرح شده، موضوعاتی مطرح شده که حاکی از تراز اوست. حاکی از مشخصات یا ویژگی های مربوط به اوست. ممکن بود در ادامه آیات خداوند از خودش تعریف کنه. مثلا بفرماد إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ من این هستم، اللهی که اینطور هست، اللهی که قادر هست، اللهی که رحمن هست و توضیحاتی از این دست بده، یا مشخصاتی مربوط به خود خداوند رو یا رفتارهایی از خدایی خداوند رو شرح بده. پس ما تراز کوثر رو با طرف فاعل فعل عطا دنبال می کردیم.یعنی یک سر معلوم میشد. ما باید ببینیم که از این سه سری که اینجا وجود داره، از سر نحن، مربوط به خداوند. از سر انت، مربوط به رسول الله ص و از سر کوثر. در این سوره و در آیات مرتبط و در جملات مر تبط با این جمله، در فضای ارتباط نحوی با این جمله، برای کدامیک از این سه سر مشخصاتی مطرح هست که ما بر اساس اون بتونیم به ترازی برسیم. در ادامه آیات برای رسول الله ص تراز مطرح هست. پس ما تراز یکی از این سرها رو پیدا می کنیم. تراز رسول الله ص. کوثر رو در تناسب با این تراز متوازن می کنیم و تراز کوثر رو بدست میاریم. یعنی در واقع ویژگیهایی برای کوثر مطرح می کنیم. ‌

کوثر عطای خداست پس می‌توان به آن عطاء الله گفت، در سه جای دیگر عطای خدا به صورت « عطاءً حسابَا، عطائُنا و عطاءً غیر مجذوذ» بیان شده پس عطای خداوندی دارای اوصافی است، وقتی عطاء که اسم مصدر است بیان شده و توصیف شده، آن توصیفات در واقع وصف موضوع عطا شده هستند

این ویژگیهای کوثر باید چه چیزی باشه؟ پس با استفاده از بحث تعیین تراز برای واژه کوثر ما مشخصاتی برای واژه کوثر بدست میاریم. ویژگیهایی برای کوثر بدست میاریم. یعنی در واقع توصیفات و صفات کوثر رو بدست میاریم. در این عبارت إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ این رو اگر بخوای به یه شکل دیگری مطرح کنید، کوثر در واقع چی هست؟ عطای خدا. پس میشه الکوثرُ عطاء الله. پس میشه گفت عطای انجام شده همان کوثر است. پس بجای کوثر ما میتونیم واژه عطا رو بکار ببریم. اسم مصدر فعل اعطینا. بر اساس این میتونیم خوب سایر مشابهات رو پیدا کنیم. در برخی از آیاتی که فعل از ریشه عطو بکار رفته اسم مصدر هست. عطاءً حسابَا، عطائُنا، عطاءً غیر مجذوذ. وقتی به شکل اسم مصدر بکار رفته در سوره نبأ آیه 36 یا در سوره هود آیه 108 دو صفت برای عطای خداوندی مطرح شده. یعنی در واقع دارای صفات هستن. پس شما نتیجه می گیری برای عطای خداوندی میشه صفت مطرح کرد. میشه عطای خداوندی رو توصیف کرد. اون توصیف در واقع به چه چیزی برمیگرده؟ اون توصیف به اون موضوع عطا شده برمیگرده. وقتی اسم مصدر از فعل عطا مطرح هست در واقع اسم مصدر جایگزین اون واژه ایست که موضوع عطاست. پس در آیاتی که اسم مصدر از عطو مطرح هست در واقع باید جایگزین اون اسم مصدر رو پیدا کرد. یعنی در واقع آن موضوعی که عطا شده رو باید یافت. اون صفات مطرح برای اسم مصدر عطا در واقع صفات مربوط به اون موضوع هستن. ‌

برای یافتن تراز و ویژگیهای کوثر می‌توان جدولی ترسیم نمود که در یک ستون گیرندگان عطاهای خدایی که مفعول اول فعل اعطا هستند، قرار دارد و در ستون بعد اوصاف عطاها، با این کار برخی از ویژگیهای کوثر نمایان می‌شود مثلا عطای به «الذین سعدوا»، «غیر مجذوذ» است فلذا کوثر حتما از آن بالاتر است به خاطر بالاتر بودن رسول الله ص از آنها

بله در بحث اینکه کوثر مفعول دوم هست، میشه این رو دنبال کرد که پس کوثر عطای خداست. مشابه میشه با واژه هایی که در سایر آیات مطرح هست بعنوان عطای خدا. در چند آیه واژه های عطای خدا مطرح هست. در آیه هود 108، عطاءً غیر مجذوذ. خوب ما وقتی می گذاریم کوثر عطای خداست با این روش میتونیم مشابه یابی کنیم. پس عطاهای خدا رو پیدا می کنیم، مشخصاتش رو پیدا می کنیم و بینشون دنبال یک تناسب و تراز می گردیم. ما می خوایم تراز کوثر رو از جهت مقایسه با عطای خدا بودن در سایر عطاهایی که از جانب خداوند مطرح هست پیدا کنیم. پس می تونیم یک لیست درست کنیم، بگیم عطای خدا در سوره هود یه ویژگی داره، عطاءً غیر مجذوذ به چه کسانی هست؟ به الذین سُعدوا. الذین سُعدوا خداوند بر اونها یه عطایی داره، این عطا یه ویژگی داره غیر مجذوذ. پس یه جدول می تونیم درست کنیم، عطای خداوندی، ویژگی عطای خداوندی، یا موضوعاتی که حاکی از تراز عطای خداوندی است و کسانی که مورد عطا واقع شدن، عطا به چه کسی انجام شده. آیه 108، به الذین سُعدوا عطایی انجام میشه دارای ویژگی، غیر مجذوذ. در سوره نبأ آیه 36، عطاءً حسابا. عطای خداوندی دارای ویژگی حسابا به متقین. در سوره اسرا آیه 20 هم می فرماد که عطای خدا، یه ویژگی برای عطای خدا محَظُورًا نیست. بحث بعدی عطا، عطای به سلیمان ع هست در سوره ص، آیه 39، که خداوند بحث عطای به سلیمان رو اونجا مطرح می کنه. خوب این رو در جدول بیاریم و بعد برسیم گزینه بعدیمون عطای به رسول الله باشه. عطای به رسول الله چی هست؟ کوثر. خداوند به رسول الله کوثر رو عطا کرد. ما ویژگی سایر عطاها رو در بیاریم، بر اساس مخاطبین، بر اساس مفعول اول عطا اینها رو مرتب کنیم. مفعولهای اول فعل عطای خداوندی، مفهولهای اول الذین سعدوا، سلیمان ع و متقین. در سوره ضحی و سوره کوثر هم مفعولهای اول رسول الله ص هستن. یک خبر هم از بحث عطای خداوندی داریم. یه ویژگی برای عطا مطرح هست. اینکه عطای خداوند محظور نیست. در سوره اسرا، عطای خداوند به دو گروه مطرح هست. کسانی که بدنبال دنیا هستن، کسانی که اراده آخرت دارن و اینجا خداوند یک ویژگی عمومی رو برای عطای خداوندی مطرح میکنه. اینکه عطای خداوندی عمومیت داره و برای هر دوی این گروه عطای خداوندی وجود داره. خوب بر اساس این جدول، یعنی وقتی مفعولهای اول عطا رو ما مرتب بکنیم، می تونیم مشخصاتی برای کوثر بعنوان عطای خداوندی به رسول الله ص پیدا کنیم. یعنی در واقع بحث می کنیم در تراز مشخصات مربوط به کوثر، بعنوان عطای خداوندی به رسول الله ص. می فرمایید که کوثر دارای هر ویژگی که باشه، عطای خداوندی است به رسول الله ص، در آیه 108 سوره هود عطای به الذین سعدوا دارای ویژگی غیر مجذوذ هست. این ویژگی، کوثر هر ویژگی که داشته باشه از این بالاتره. چرا؟ چون تراز مفعول اولش از تراز مفعول اول عطای در سوره هود بالاتر هست. اینجا عطای خداوندی به الذین سعدو است، اونجا عطای خداوندی به رسول الله ص هست. اگر عطای خداوندی به الذین سعدوا غیر مجذوذ هست، یعنی عطایی است قطع نشدنی، یه عطایی است بیکران. اگر این عطا، هر چی که هست، هر شیئی که هست که عطا شده به الذین سعدوا دارای این ویژگی، کوثر حداقل این ویژگی رو داره. نمی شه عطای به الذین سعدوا ، غیر مجذوذ باشه، یه عطای قطع نشدنی باشه، یه عطای بیکران باشه، عطای به رسول الله ص یک عطای مثلا مجذوذ باشه. پس عطای به رسول الله یک عطای غیر مجذوذ هست. یک عطای قطع نشدنی، یک عطای بیکران. در واقع ما با این روش می خوایم برخی از مشخصات مربوط به عطای خداوندی به رسول الله ص در بیاریم در قیاس با سایر عطای خداوندی به دیگران. یکی از روشها اینکه برخی از ویژگیهای عطای خداوندی به رسول الله ص یعنی کوثر، بدست بیاد. ‌

ویژگیهای کوثر را می‌توان در ارتباط با تراز مطرح شده در مورد رسول الله ص در آیه 2 بدست آورد

یکی از روشهای دیگه بحث تراز معنایی در خود اون جمله هست. در خود آیات مربوط به کوثر هست یعنی ما همتراز کنیم کوثر را با رسول اللهی که دارای یک سری ویژگیها و صفات است که در آیات بعد مطرح است. باید یکسری رفتارها انجام بده. ‌

از مشابهات آیه اول کوثر می‌تواند آیه 50 طه باشد که خداوند « أعْطَى‏ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ خَلْقَهُ»، یعنی به هر شیء کل البته مخلوق است خلقتی جدید اعطا می‌کند تا زمینه هدایتش فراهم شود، در واقع این اعطا، باعث تبدیل شدن آن شیء به خلقتی جدید است

از جمله مشابهات آیه اول سوره کوثر، آیه 50 سوره طه هست. خداوند می فرماد که، در این آیه هست که قَالَ رَبُّنَا الَّذِى أَعْطَى‏ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ خَلْقَهُ ثمُ‏َّ هَدَى‏(50). اعطا کننده خداست، به چه چیزی؟ پس اینجا دوتا وجه اشتراک وجود داره. یکی اینکه فاعل خداست، دوم اینکه فعل هم اعطاست. در ادامه چی مطرح هست؟ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ به هر چیزی، به هر شیئی، خَلْقَهُ، مثلا خلقتش رو. خوب در این آیه که می فرماد أَعْطَى‏ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ خَلْقَهُ. بله در آیهَ أعْطَى‏ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ خَلْقَهُ اینجا میشه گفت که به این معناست که عطای خلق به شیء. مثل آیه انا اعطیناک الکوثر، اونجا رو بخوایم معنا کنیم میشه، عطای کوثر به تو. در آیه أَعْطَى‏ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ خَلْقَهُ، میشه عطای خلق به کل شیء. اینجا به معنای این نیست که کل شیء رو خلق کرد، بلکه کل شیء هست، عطای خلقی به کل شیء داده شد. خلقتی به کل شیء داده شد که این خلقت از سر عطای خداوندی است. به کل شیئی که از یک جهت مخلوق خداوند هستند، عطایی داده شد، عطای خلقتی داده شد یا به عبارتی عطای خلقتگونه ای به اونها داده شد که این در واقع عطای خداوندی است. و این خلقتگونه و این قدم از خلقت و این مرحله از خلقت کل شیء مقدمه ای است برای هدایت شیء، برای هدایت کل شیء. زمینه ایجاد میشه تا کل شیء بتونن در معرض هدایت خداوندی قرار بگیرن. پس از أعْطَى‏ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ خَلْقَهُ، یعنی یه خلقتی به کل شیء داده میشه از جانب خداوند، عطا میشه از جانب خداوند که عنوانش هست عطای این خلقت. عطای خلقت از جانب خداوند. و در مجموع این عطای خلقت به کل شیء یه عنوانی داره. اون عنوانش رو میشه جستجو کرد، پیدا کرد. یعنی وقتی به کل شیء این عطای خلقت انجام میشه، کل شیء چه ویژگی پیدا می کنن؟ به چه چیزی تبدیل میشن. عنوان جدیدشون چه میشه؟ مثل آیه 14 سوره مؤمنون وقتی می فرماد که ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَمًا. مثلا وقتی می فرماد فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَمًا، یعنی ما مضغه رو عظَم خلق کردیم. یعنی در واقع اول مضغه بود، خلق کردیم مضغه را عظَم. اول نطفه بود، خلق کردیم نطفه را عظم. مثل اینکه شما بفرمایید که، می خوایم نزدیک به معنا کنیم. اون معنا اینجا نیست. معنای عطا اینجا شاید وجود نداشته باشه. ولی بخوایم از معنای عطا استفاده کنیم، این میشه که عطی مضغه خلقه. عنوان این عطی مضغه خلقه، میشه عظَم. پس اگر همین رابطه رو ببریم در آیه أعْطَى‏ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ خَلْقَهُ، میشه اونجا بگیم که، خَلَقَ کُلّ شیء یه چیزی. یه عنوان باید اونجا پیدا کنیم. اون عنوان چی هست؟ عنوانی است که عطای خداوندی است. عنوانی است که محصول عطای خداوندی به اون شیء هست. خلفتی است که از سر عطای خداوندی است. پس کل شیء خلق میشن به یه چیزی. از اون چیزه محصول عطای خداوندی است. و بخاطر این زمینه درشون فراهم میشه برای هدایت. ‌

4 مسیر برای مفهوم یابی کوثر: صرف، نحو، مشابهات و تراز معنا

خوب این یه مشابه یابی، یکی از مشابه یابی ها. مشابهات آیه اول سوره کوثر هست. پس تا اینجا مسیرهایی در بحث مفهوم یابی الکوثر مطرح شد.1- بحث مشابهات صرفی 2- بحث روابط نحوی 3- بحث مشابهات، مشابهات نحوی، بر اساس ارتباطات نحوی 4- بحث تراز معنا، تراز معنا بر اساس ارتباطات نحوی، تراز معنا بر اساس مشابهات.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است