اربعین، قلب شیعیان


اربعین، قلب شیعیان

جمعه 4 صفر 1438 نواب-جلسات عمومی(دعای ندبه)‌

به امید اینکه خداوند، اربعین را قلب ما قرار دهد

وقتی به ماجرای امام حسین علیه السلام و ماجرای اربعین توجه میکنیم درخواست داشته باشیم که خداوند برای ما قلبی بر اساس ماجرای امام حسین علیه السلام قرار بده. یعنی وقتی میخواهیم خدا رو صدا کنیم بگیم که« یا مقلب القلوب » ای کسی که قلب ساز هستی، ای کسی که ایجاد کننده ی قلب هستی، ای کسی که انقلاب دهنده هستی، ما در زندگی مون قلب داریم، در وجومون در زندگی مون قلب داریم، کسی نیست که قلب نداشته باشه، مقاطعی از زندگی مون، نقاطی از زندگی مون، درون وجودمون در شخصیت مون وجود داره که قلب ما هست، یعنی محل دگرگونی ما، محل تحول ما، محل انقلاب ما هست. لذا به ماجرای امام حسین علیه السلام نگاه کنیم و خدا رو با این عنوان صدا کنیم« یا مقلب القلوب »، این ماجرا رو محل انقلاب شخصیت ما قرار بده، محل زندگی ما قرار بده، این ماجرا رو قلب ما قرار بده بطوری که قلب ما ماجرای امام حسین علیه السلام باشه.‌

قلب، محل دگرگونی و انقلاب

سوال پرسیده میشه که قلب فلانی کجاست؟ یک فردی جواب میده خب در سینه اش هست، یکی میگه در عقلش هست، یکی میگه در روحش هست. حالا اینکه موقعیت مکانی قلب ما در جسم ما کجاست جای خود، اگر پرسیدند فلانی قلبش کجاست؟به صراحت پاسخ بدهند که« قلب فلانی در ماجرای امام حسین علیه السلام » اینکه قلب فلانی اونجاست به این معنا نیست که دل و روحش اونجاست، ماجرای امام حسین علیه السلام محل انقلاب و دگرگونی او هست. بله ما گاهی قلب رو در مصداق قرار میدیم، مصداقی با عنوان یک تکه گوشت در سینه ی ما یا بخشی از روح و شخصیت ما که این هم درست هست ولی این یک مصداق هست و قلب معنا داره، قلب یعنی محل انقلاب و دگرگونی شما، محل تحول شما، محل زیر و رو شدن یک موضوع.‌

عدم وجود مفهوم قلب در انسان، عامل سکون او‌

اگر قلب در زندگی انسان، در وجود انسان وجود نداشته باشه انسان ها ساکن میشوند، انسانها به رکود می افتند، انسان می گَنده، همین قلب در سینه انسان، همین تکه گوشتی که یکی از مصادیق قلب هست اگر در وجود انسان نباشه خون انسان که حیات انسان هست ساکن میشه، رکود پیدا میکننه و لخته میشه و انسان می میره. در شخصیت ما هم قلب وجود داره و باید وجود داشته باشه، ما همه ی انسانها نیاز به قلب داریم یعنی نیاز به تحول نیاز به انقلاب داریم، نیاز به یک پمپاژ، نیاز به یک جریان دهنده، نیاز به یک حرکت دهنده داریم.‌

به دنبال پیدا نمودن مقولاتی عظیم باشیم تا قلب ما باشند

قلب زندگی من و شما کجاست؟ آیا ما به فکر قلب هستیم؟ آیا ما به فکر ایجاد قلب، کنترل قلب در زندگی و در وجودمون هستیم؟ ارتقاء قلب چقدر برای ما مهم هست؟ یک موضوعی در زندگی شما وجود داشته و تحولی در شما ایجاد کرده است، در شما انقلابی ایجاد کرده، خب خیلی خوب هست، آیا به دنبال مقوله ای عظیم تر هستی که اون مقوله قلب شما باشه و در شما انقلاب ایجاد کنه؟ برای یک فردی ممکن هست این مقوله، امام علیه السلام باشه، مقوله ی امام قلب او هست، او رو« امام » و مقوله ی« امام » دگرگون و زیرو رو کرده است، او رو مقوله ی« مهدویت » زیرو ور کرده لذا مقوله ی« مهدویت » قلب او هست، چه مقوله ای ما رو زیرو رو کرده؟ اصلا مقوله ای وجود داره که ما رو زیرو رو کرده باشه؟ اگر وجود داره، چه مقوله ای در ما انقلاب ایجاد کرده است؟ شخصیت ما رو دگرگون کرده است؟ ‌

تعقل مدنظر قرآن، تنها در مسیر قلب‌ها میسر می‌شود

آدم عاقل کسی هست که به این مقوله و موضوع توجه کنه، در قرآن میفرماید« قُلُوبٌ‏ يَعْقِلُونَ بِها » اونها قلب هایی دارند، نقاطی دارند، مقاطعی دارند، مقولاتی دارند که بر اساس اون دگرگون میشوند و بر اساس این دگرگونی ها به این دگرگونی ها نگاه میکنند و تعقّل میکنند«لَهُمْ قُلُوبٌ‏ يَعْقِلُونَ بِها ». آدمی که مسیر قلوب رو طی نکنه نمیتونه آدم عاقلی باشه، عقلانیت، عاقل بودن یعنی طی کردن قلب ها، پیمودن قلب ها، ایجاد قلب ها در زندگی و پیمودن آنها. عقلانیت یعنی توجه به قلب،توجه به اینکه آیا قلبی در زندگی ما وجود داره یا نداره؟ قلب زندگی ما چه چیزی هست؟ اگر انسانی به این مقوله توجه نکنه یک مقدار با عقلانیت فاصله داره، انسان باید به این موضوع توجه کنه که چه چیزی، چه مقوله ای، چه ماجرایی، چه موضوعی انقلاب زندگی او هست؟ بله ما نباید با مقوله ی قلب بیگانه باشیم، باید معنای صحیحی از قلب داشته باشیم.‌

هر آنچه عامل تحولات بزرگ در ابعاد مختلف وجود ماست قلبمان می‌باشد

چه چیزی در روح ما انقلاب ایجاد کرده است؟ آیا به این مقوله توجه داریم؟ اگر پیدا کردیم آن مقوله« قلب روح » ما هست. چه چیزی در صفات اخلاقی ما انقلاب ایجاد کرده؟ آیا اصلا چیزی وجود داره که در صفات اخلاقی ما انقلابی ایجاد کرده باشه؟ اون رو بشناسیم، اون قلب ما هست. چه چیزی در امور ما انقلاب ایجاد کرده است؟ اون رو بشناسیم، اون قلب امور ما هست. یک کسی ممکن هست که بفرماید که« روح القدس » در روح من انقلاب ایجاد کرده است، پس روح القدس قلب شما هست.« روح حسینی»، جاذبه ی روح حسینی علیه السلام در روح من تحول ایجاد کرده است، دگرگونی ایجاد کرده، انقلاب ایجاد کرده، پمپاژ روح من جاذبه ی روح حسینی هست، پس روح حسینی قلب شما هست، پس قلب روح شما روح حسینی هست. یک کسی ممکن هست که بفرماید« اخلاق رسول الله صلوات الله علیه و آله » در من انقلاب ایجاد کرده است، پس صفات رسول الله، اخلاق رسول الله صلوات الله علیه و آله قلب صفات شما هست. یک کسی ممکن هست که بفرماید« امر الله » مقوله ی امر الله در امور من انقلاب ایجاد کرده است، امور من بر اساس مقوله ی امر الله دگرگون شدند، متحول شدند، بر اساس مقوله ی امر الله چیده میشوند، پس امر الله قلب امور شما هست،« ‏ يَعْقِلُونَ بِها » به قلب ها تون توجه کنید، بر اساس اونها تعقل کنید. عقلانیت تون رو اونجا بسنجید، عاقل بودن تون رو اونجا بسنجید.‌

«خَتَمَ‏ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ»، یعنی پایان قلب و دگرگونی

بعضی ها دیگه قلب ندارند، یک قلبی داشته اند و دیگه تمام شده و دیگه قلبی ندارند و خداوند میفرماید«خَتَمَ‏ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ » کار قلب شون خاتمه پیدا کرد، انقلاب در این افراد دیگه تمام شد، دگرگونی دیگه تمام شد، اینها به رکود افتادند؛«خَتَمَ‏ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ » مسیر انقلاب در اینها بسته شد. به مقوله ی قلب توجه داشته باشیم، قلب زندگی مون رو پیدا کنیم، قلب زندگی مون رو ارتفاع بدیم، ارتقاء بدیم. نکنه خدای نکرده به مقوله ی قلب در زندگی مون بها ندیم، ارتقاء ندیم، خدا نخواسته ولی خودمون خدای نکرده به زور اصرار کنیم بریم در زمره ی«خَتَمَ‏ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ » قرار بگیریم و بگیم آقا کار قلب ما رو خاتمه بده، خودمون به این فعل نپردازیم، خدای نکرده اینگونه نشیم، به این مقوله توجه کنیم، قلب من چی هست؟‌

پیوسته قلبمان را در ماجرای امام حسین ع نگه داریم

مدام تا وقتی که هستم قلب من باید کار کنه، قوی کار کنه، قوی فعال باشه، آیا مقوله ی ماجرای امام حسین علیه السلام قلب ما هست؟ محل دگرگونی ما هست؟ میفرمایی بعضی موقع ها هست و بعضی موقع ها نیست، مثل این هست که قلب جسم شما بعضی موقع ها کار میکنه و بعضی موقع ها کار نمیکنه، قلب شما باید پیوسته کار کنه. اگر ماجرای امام حسین علیه السلام قلب ما هست، محل دگرگونی ما هست باید پیوسته اینطور باشه، وقتی قلب جسم کسی پیوسته کار میکنه، مدام جسم او تحرک داره، نشاط داره، از رکود خارج شده و این فرد بر اساس کار کردن این قلب زنده است، اگر ماجرای امام حسین علیه السلام قلب کسی هست، مدام بر اساس اون ماجرا تحرک داره و نشاط داره، شور داره، بر اساس اون ماجرا زنده است. بله آدم به ماجرای امام حسین علیه السلام نگاه کنه، به ماجرای اربعین توجه کنه و اینجا خدا رو صدا بزنه« یا مقلب القلوب »، این ماجرا رو قلب من قرار بده.‌

آنچه در سفر اربعین مهم است قلب شدن این ماجرا برای دوستان است

اینکه کسی توفیق پیدا میکنه که به سفر اربعین بره یا به هر دلیلی نمیتونه به سفر تشریف ببره( إنشاء الله خداوند توفیق بده ) مهم قلب ما هست که آیا این ماجرا قلب ما میشه؟ این ماجرایی که یا خداوند توفیق میده و میریم و از نزدیک درونش قرار میگیریم یا از دور میشنویم و میبینیم؛« آیا این ماجرا قلب ما خواهد شد ؟ » این برای ما مهم باشه. آیا زندگی من بر اساس این ماجرا دگرگون خواهد شد؟ آیا در دگرگونی زندگی من موثر خواهد بود؟ این ماجرا برای ما مهم باشه. اون کسی که میره سفر اربعین میره برای اینکه از نزدیک این رو حس کنه تا خداوند توفیق بده با حس بیشتری این ماجرا رو قلب زندگی خودش قرار بده، اگر قرار نده رفتن او چه فایده ای داره؟‌

قلب یک شیعه امام اوست

إنشاء الله که خداوند توفیق بده و قلب هامون ارتقاء پیدا کنه و عالیترین مقولات و اشیاء عالم قلب ما باشند، برای یک شیعه قلب او امام او هست لذا در برخی روایات مطرح هست که مَثَل امام مَثَل قلب در جسم انسان هست، برای یک شیعه اینطور هست یعنی اینکه برای شما اینطور باشه، امام برای شما، قلب شما باشه.‌

در مسیر تحولات و قلبها باید تعقل نمود

ما بر اساس چه چیزی زندگی هامون رو متحول میکنیم؟ بر چه اساسی دگرگونی در زندگی مون ایجاد میکنیم؟ هرکجا، هر دگرگونی، هر تحول، هر حرکتی که در زندگی قرار شد ایجاد بشه توجه کن« یَعقِلُونَ بِهَا » اونجا عقلت رو بکار بینداز، عقل بکار انداختن اینجاست، عقلت رو بکار بینداز که این تحول بر چه اساسی هست؟ این دگرگونی بر اساس چه چیزی هست؟ چرا داری این حرکت رو در زندگی ات ایجاد میکنی؟چرا این دگرگونی رو داری ایجاد میکنی؟ از کجا اومده؟ سر منشأ این دگرگونی چی هست؟ اگر این کار رو کردیم عاقل هستیم یعنی در دایره عقل قدم برداشتیم، اگر خدای نکرده به این موضوع توجه نکردیم ما تعقل نکرده‌ایم. إن شاء الله خداوند توفیق بده که در بحث قلوب خودمون تعقل کنیم، توجه کنیم، ببینیم، برای ما مهم باشه. و قلوب مون رو ارتقاء بدیم.‌

هدیه به پیشگاه امام حسین علیه السلام صلواتی بفرستیم أللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است