در سوره انسان بعد از معرفی هدف انسان یعنی مذکور شدن، هم انسان مذکور معرفی میشود و هم مسیر مذکور شدن
بله خداوند در سوره ی انسان بعد از اینکه یک هدف کلی از انسان رو مطرح میکنه یعنی معرفی انسان مذکور، بعد از اینکه معرفی میکنه که ای انسان تو باید انسان مذکور باشی آیاتی رو مطرح میکنه که در این آیات بناست تا ما هم انسانهای مذکور رو بشناسیم هم مسیر انسان مذکور شدن رو متوجه بشیم
آیات 2 تا 11 و همینطور آیات 23تا31، مربوط به دنیاست
از آیه ی دو تا حدودا آیه ده، یازده، از نظر زمانی مربوط به دنیاست از آیه ی بیست و سه به بعد هم تا آیهی سی و یک هم مربوط به دنیاست ،
در آیات ابتدایی سوره انسان، عالیترین افراد ابرارند و عالیترین رفتار ایشان شُرب و عالیترین شیء، چیزی است که در کأس قرار دارد
در آیات ابتدایی سوره ی انسان که از زمان دنیا صحبت میشه عالی ترین افراد که در این آیه مطرح هستند ابرار هستند عالی ترین فعلی که در این آیات مطرح میشه فعلی هست که ابرار انجام میدند يَشْرَبُون ، عالی ترین موضوع، مصداق و ظرفی که به اون پرداخته میشه ظرفی هست که ابرار به اون می پردازند کأس ، پس عالی ترین شیئی که وجود داره اون چیزیست که در کأس هست، ابرار به دنبال شیئی که در کأس هست،
راهکار مذکور خدا شدن: خداوند انسان را پرداخت نموده و مورد ابتلاء قرار داده سپس سمع و بصر به او داده تا به سبیل هدایت شود و اهل شکر گردد تا ماجرای ابرار را بشنود و ببیند و با عباد الله آشنا شود و مسکین و یتیم و اسیر ابرار گردد
در سوره ی انسان ابتدا بحث انسان مذکور مطرح هست ای انسان تو باید انسان مذکور باشی تو باید انسانی باشی که مورد ذکر قرار بگیری، قیمت انسان به مذکور بودن اوست قیمت انسان به این هست که خداوند او رو ذکر کنه ، اینجا مذکور باشی یعنی ذکر خدا، قیمت انسان به این هست که خداوند او رو ذکر کنه، خب آدم از خودش یه سوال بپرسه من کجا مورد ذکر خدا هستم؟ چجوری من باید مورد ذکر خدا قرار بگیرم؟ خب اینکه خداوند به من توجه داشته باشه یعنی مورد ذکر بودن؟ اینکه خداوند به من رزق و روزی بده یعنی مورد ذکر بودن؟خب اینکه برای همه ی موجودات هست از انواع جانداران، شما جانداری رو پیدا نمی کنی که خداوند بهش توجه نداشته باشه، در مورد انسان مطرح هست ای انسان تو باید مورد ذکر خدا باشی مذکور خدا باشی، این مسئله خیلی مهم هست،ای انسان آیا زمانی شده دوره ای شده بر تو بگذره، سوال آیه ی یک سوره ی انسان رو توجه کنید ای انسان مسامحتاً اینجوری عرض میکنیم ای انسان یه دوره بر تو گذشته که مورد ذکر خدا نباشی؟ خیلی برای خدا مهم هست حتی یک دوره نباید بر تو بگذره که مورد ذکر خدا نباشی، خب خدایا تو این سوال رو مطرح کردی من باید چه کار کنم که مورد ذکر تو باشم؟ آیا راهکارش رو مطرح میکنی؟ خداوند میفرماید بله بگذار برات بگم من انسان رو خلق کردم مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاج ٍ نَّبْتَلِيه یعنی انسان رو پرداخت کردم آماده اش کردم از نطفه ی امشاج، نَّبْتَلِيه او را مورد ابتلائات مختلف قرار دادم فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعَا بَصِيرًا بعدش او رو سمیع و بصیر قرار دادم بعد از ابتلائات خواستم که گوشش شنوا بشه و چشمش بینا بشه تا او رو به سبیل هدایت کنم حالا یا انسان شاکر هست یا کافر هست، اگه کافر بود بدونه که پاش بسته میشه به سَلَاسِل و أَغلَال و سَعِير ، این داخل پرانتز هست اگه کافر بودی پاهات بسته میشه، انسان تو باید انسان مذکور باشی بگذار راهکار رو برات بگم من تو رو پرداخت می کنم آماده ات می کنم به ابتلائات مختلف دچارت می کنم شنوا و بینا میکنم میارمت سر راه، خب همه ی اینها رو می کنی که چی بشه؟ میخوام آشنا بشی، با چی؟ إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كاَنَ مِزَاجُهَا كَافُورًا بیا آشنا بشو با ماجرای انسان مذکور آشنا بشو، گوشت رو باز کن بشنو، چشمت رو باز کن ببین، بیا تو راه با حالت شکر تو این راه بمون تا ببینی، چی رو ببینی؟ بشنوی، چی رو بشنوی؟ إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْس با ماجرای انسان مذکور آشنا بشی، عَيْنًا يَشْرَبُ بهَِا عِبَادُ اللَّه پله پله با انسانهای مذکور آشنا بشی وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا جای خودت رو پیدا کنی، چجوری در چه راهی باید بیای؟ کجا باید وایسی؟ کجا باید بری برای انسان مذکور شدن؟ وقتی آیه ی یک برای انسان برای ما مطرح میشه که ای انسان ماجرای انسان مذکور وجود داره و تو باید انسان مذکور باشی، آدم تو ذهنش سوال ایجاد میشه که مگه کسی وجود داره که انسان مذکور باشه هیچ دوره ای حِينٌ مِّنَ الدَّهْری بر او نگذشته باشه که ذکر نشده باشه همیشه انسان مذکور بوده باشه؟ معرفی میشند إِنَّ الْأَبْرَار اینها هستند اینها هستند که همیشه وصل هستند همیشه ظرفهای درون خانه برای اینها آماده هست مورد ذکر قرار میگیرند، ذکر یعنی یه چیزی از اون ور بیاد برای تو، شما وقتی مورد ذکر هستی که از اون ور یه چیزی میاد برای شما، ابرار همیشه از تو خونه براشون بسته ارسالی وجود داره بعد از ابرار به واسطه ی این فضایی که ابرار از اون بهره مند میشند عبادالله از مسیرهایی که گشوده شده يُفَجِّرُونهََا تَفْجِيرًا مورد ذکر قرار میگیرند،
مسکین و یتیم و اسیر به دنبال طعمی از محتویات کأس
ای انسان تو هم جات رو پیدا کن، اگه جات رو پیدا نکنی یه روزگاری هست که تو اون روزگار شرّش خیلی زیاد هست، شرّش برای کیاست؟ برای انسانهای غیر مذکور، جات رو پیدا کن بیا از اینجا شروع کن از مسکین و یتیم و اسیر، از مسکین بودن و یتیم بودن و اسیر بودن درب خانه ی ابرار، جات رو پیدا کن به شکل مسکین و یتیم و اسیر بیا بشین بگو میشه طعمی از شیئ درون کأس به من هم بدی؟ مسکین، یتیم و اسیر میان درب خونه ی ابرار به جستجوی طعمی از غذای درون کأس وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَام، طعمی از غذای درون کأس، طعمی از شیئی که از درون خونه هست از اندرونی هست از درون بیت خداست، ای انسان جات رو پیدا کن، به دنبال مذکور شدن هستی جات رو پیدا کن، به دنبال این هستی که خداند تو رو ذکر کنه جات رو پیدا کن مسکین و یتیم و اسیر درب خانه ی ابرار، چرا؟ چه طعمی به تو بنوشانند طعمی به تو بچشانند از شیء اندرونی، بله ای انسان جای خود رو پیدا کن از کجا داری میخوری از کجا داری تغذیه میشی؟آیا به ابرار وصل هستی؟ آیا به ظرفی که ابرار از اون میخوردند وصل هستی؟
خطاب به امام رضا ع عرضه بداریم آیا میشود از آنچه خود مینوشید به ما هم طعمی بدهید
خداوند توفیق میده تشریف میبری زیارت مرقدهای اهل بیت علیهم السلام رسیدی به کنار حرم مثال کنار حرم امام رضا علیه السلام، آدم خطاب به امام رضا علیه السلام بیان کنه که امام رضا میشه از اون غذایی بدی که خودتون میخوری، از اون ظرفی که برای شماست یه باریکه ی کوچک باز کنی و طعمی به من بنوشانی؟ اون چیزی که برای شما باید خیلی قیمت داشته باشه که خداوند یه ظرف قیمتی براش قرار داده و براش پوششهای بسیار قرار داده تا شمای خوبان از اون بنوشید،
ملاک انسان مذکور شدن به دریافت شیئی قیمتی از درون خانه است
چه چیزی توی اون ظرف هست؟ چه شیء گرانقدری در اون ظرف هست؟ انسان به اشیاء گرانقدری که از درون خونه به او میرسه انسان هست، انسان مذکور هست، اون اشیایی که از درون خونه دست انسان هست اونها قیمت داره،
بعد از عاشورا زینب س، تنها به دنبال بازپسگیری اشیاء به یادگار مانده از حضرت زهرا س از دست یزدیان است چرا که آنها اشیاء درون خانه هستند
رفتار زینب سلام الله علیها رو ببینید در اون واقعه ی بعد از کربلا در شام وقتی که اون مجلس یزید بر پا میشه و بعد به نوعی در ظاهر یزید لعن الله علیه می خواند دل جویی بکنند به خاندان امام حسین علیه السلام میگه که چی می خواید الان یه چیزی بخواید ما به شما بدیم، رفتار زینب سلام الله علیها خیلی جالبه، میگه ما هیچ چیز از شما نمی خوایم، خیلی چیزها به غارت بردند، هیچ چیزی رو نمیخواند اصلا از اونها هم چیزی نمیخواند میگه خیلی چیزها شما از ما برید اونها رو هم نمیخوایم فقط یه چند تا کالا هست که اون کالاها برای مادر ماست اونها رو به ما پس بدید اونها کالای درون خونه هست، اونها اشیاء توی خونه هست، قیمت ما به اینه که اونها پیش ما باشه، اون کالاها به ما قیمت میده اون کالاها به ما ارزش میده اون اشیاء هست که به ما ارزش میده، چهار تا تیکه وسیله بود مال توی خونه بود اونها رو به ما بدید بقیه رو نمیخوایم، خیلی از اجناس رو به غارت بردند میدونید امام حسین علیه السلام سرمایه دار بود، یک آدم فقیر بی بضاعت نبود، یه سرمایه دار بزرگ بود با سرمایه و خَدم و حَشم به سمت کوفه حرکت کرد، همه رو به غارت برند و اینجا رفتار زینب سلام الله علیها جالبه، نمیگه مو به مو حساب کنید ریز به ریز حساب کنید به ما پس بدید، اصلا انگار اون اجناس به چشمش نمیاد اونها انگار نمی بینه، انگار نه انگار اونها بوده، یه چهار تا تیکه وسیله اسم میبره این چهار تا تیکه وسیله رو به ما بدید اینها اشیای توی خونه هست، ظاهر اشیاء حجم اشیاء مهم نیست اینکه این شیء مال کجاست از کجاست این مهمه، اینکه طعم کجا رو داره مهمه، خوش طعمیش به اینه که مال کجاست، آیا اون چیز که سر سفره ی من و شما هست اون چیز که در دستان من شما هست طعم توی خونه رو داره؟
طعم زندگی ما چگونه است؟ آیا طعم زندگیمان، رنگ و بوی خانه مادر مهربان س را داراست؟
این باید مهم باشه، آقا فلان امورت، فلان داستان توی زندگیت، فلان اشیاء، فلان کارها که در زندگیت هست و تو درگیرش هستی و نصیب تو شده طعم کجا رو داره؟ تو وقتی فلان موضوع رو در زندگیت می بینی یاد کجا میافتی؟ آیا موضوعات مختلف در زندگی طعم و رنگ و بوی درون خونه ی مادر مهربون رو داره؟ اینجا میشه یه بحث مطرح کرد طعم زندگی، طعم زندگی ما چیه؟ وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَام یعنی طعم زندگی، یعنی چشاندن طعم زندگی، شما يُطْعِمُونَ الطَّعَام رو به معنای یه وعده غذا نگیر، بله طعم زندگی شما از کجاست موضوعات طعم دار زندگی شما از کجاست؟ آدم وقتی میخونه وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا این برای ما پر رنگ باشه، طعم زندگی من از کجاست؟ اگه اصطلاحا بگیم که این موضوعات، این امر، این داستان در زندگی من چه طعمی میده در پاسخش چی میگم؟
آیا میشود که طعم زندگی ما پیوسته بر اساس حبّ، بوسیله ابرار از درون خانه باشد
بله منِ انسان باید جام رو پیدا کنم جام رو پیدا کنم که طعم زندگیم رو پیدا کنم، طعم زندگی طعم موضوعات زندگی من باید از جنس از رنگ و بوی درون خونه باشه درون خونه ی مادر مهربون، درون خونه ی خدایی، آیا من اینطور هستم؟ آیا در زندگی من طعم و رنگ و بوی مادر مهربون هست؟ آیا میشه از سر ریز چشمه های عبادالله جریانی در زندگی ما جاری بشه جریانی که طعم درون خونه داره؟ آیا میشه اینگونه مورد محبت قرار بگیریم عَلىَ حُبِّهِ ؟ آیا میشه آدم در جوار امام رضا علیه السلام اینگونه مورد محبت قرار بگیره؟ یه جریان طعم دار از درون خونه، مزه ی دست پخت مادر مهربون، آیا میشه پیوسته این باشه وَ يُطْعِمُونَ ؟ پیوسته این جریان دادن طعم از خونه ی مادر مهربون تو زندگی ما باشه، وَ يُطْعِمُونَ ، پیوسته طعم دادن، وَ يُطْعِمُونَ یعنی پیوسته طعم دادن، ابرار پیوسته طعم میدهند بر اساس محبت، پیوسته طعم میدهند از جنس طعمهای درون خانه اطعام، بر اساس محبت عَلىَ حُبِّهِ ، به مسکین و یتیم و اسیر، طعم زندگی فاطمی.