دلیل اول: حروف مقطعه؛ در این حروف یک واژه بامعنا وجود ندارد ولی با این وجود یک آیه محسوب میشوند
بله استدلالهای متعددی وجود داره که انسان رو به تأمل وا میداره که آیا مفهوم آیه آیه ی مکتوب با واژگان مطرح در آیات متفاوت هست یکی از استدلالها بحث حروف مقطعه هست ببینید حروف مقطعه ما برخی از آیات مون فقط حروف مقطعه هستند حروف مقطعه ترکیب چند تا حرف هست اون هم ترکیبی بی معنا، در هیچ فرهنگ لغتی وجود نداره هیچ معنایی شما ذیل اون حروف مقطعه نمی تونی بنویسی، یک ترکیب بی معنا از چند حرف یک آیه هست یک آیه از قرآن هست نتایج مختلفی اینجا هست یکی از نتیجه هایی که میشه گرفت اینکه مفهوم آیه به واژگان با معنا و یا ترکیبهایی از واژگان با معنا وابسته نیست چون اگه وابسته بود که مثلاً الف لام میم را ، نباید یه آیه باشه، مثلاً عین سین قاف ، که نباید یه آیه باشه عین سین قاف، چی هست نه واژه ای با معنا هست نه ترکیبی از واژگان با معنا هست ترکیبی درست و حسابی، حداقل نتیجه ای که شما می تونی بگیری این هست که مفهوم آیه از مفهوم واژگان و ترکیبات واژگان یک آیه مستقل هست و الا شما به عین سین قاف، نباید بگید آیه،
دلیل دوم: آیاتی با جملات ناقص؛ در این آیات یک مفهوم کامل و یک جمله کامل وجود ندارد بلکه واژگانی معنادار ولی با ارتباطات ناقص وجود دارند پس یک آیه لزوما دارای یک مفهوم کامل ادبیاتی نیست
یا برخی از آیات جمله ی کامل نیستند یک ترکیب کامل نیستند یک یا دو یا چند واژه ولو واژه ی با معنا ولی ترکیب بی معنا، یعنی ترکیبی غیر کامل ترکیبی ناقص یعنی در مجموع به شما یک مفهوم رو نمی رسونه یه مفهوم جمله ای و ادبیاتی رو نمی رسونه چطور یه آیه هست؟ آیه ی با مفهوم ناقص! آیا اینطوری باید مطرح کرد؟! این آیه به ما یک مفهوم کامل رو نمی رسونه، شما یه جمله ی ناقص بفرمایید در قرآن مثل الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مثل مَلِكِ النَّاسِ مثل إِلَهِ النَّاسِ مثل مُدْهَامَّتَانِ و حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا یعنی مثالهای متعددی وجود داره که وقتی به تنهایی این موضوع رو نگاه می کنیم اون عبارت رو نگاه می کنیم یه معنای کامل نداره از نظر مفهوم می بینید که این عبارت در این آیه کامل نیست شما به لحاظ مفهوم به دنبال این می گردید که خب به قبلش مربوط هست یا به بعدش با جملات و عباراتی از قبل یا بعد مفهومش کامل میشه خب اون مفهوم ادبیات موضوع هست ولی مثلاً عبارت وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ یه آیه هست هر چند مفهومش کامل نیست مفهوم ادبیاتیش کامل نیست ولی یک آیه هست، یعنی وقتی آیات بر اساس وحی شماره گذاری شدند در کتاب خدا این موضوع مدّ نظر نبوده که در انتهای هر مفهوم کامل یک شماره بخوره، منطق وحی در مشخص کردن آیات کتاب مکتوب مفهوم کامل از ادبیات موضوع، ادبیات مطرح نبوده،
منطقوحی برای واحد گذاری قرآن، آیات بوده و نه مفاهیم و جملات ادبی
منطق وحی نشانه گذاری برای آیات بوده نه نشانه گذاری برای مفاهیم کامل، بله به این خاطر هست که حتماً آیات آیه بودن عبارات در کتاب مکتوب به وسیله رسول الله صلوات الله علیه مشخص میشه یعنی شماره گذاری میشه از اینجا تا اینجا یک آیه هست کس دیگه ای نمی تونه این کار رو بکنه علمای علم ادبیات جمع بشند نمی تونند این کار رو بکنند پس قرآن به لحاظ کتاب آیات به لحاظ کتابی که مجموعه ای از آیات هست یک کتاب ادبی نیست چون آیات مشخصات ادبیات نیست به لحاظ جملات، عبارات، واژگان یک کتاب ادبی هست ولی به لحاظ آیات یک کتاب ادبی نیست وقتی عرض می کنیم یک کتاب ادبی یعنی یک کتاب ادبی به معنای ادبیات مرسومی که وجود داره
دلیل سوم: آیه نازل شدنی است؛ آیات قبل از نزول و بعد از نزول از لحاظ جنس تفاوتی نمیکنند و فقط تغییر شکل میدهند، شکل آیات نازل شده، واژگان میباشد، پس این واژگان خود آیه نیستند
یه استدلال دیگر در مورد آیات، آیات قرآن مکتوب اینکه خداوند می فرماید یا در مورد آیات این مطرح هست که ما آیا رو نازل کردیم آیات نازل میشند ببینید واژگان نازل نمیشند آیه یک چیزی بوده که نازل نشده بوده و بعد نازل شده آیه نازل شده ی همون چیزی هست که نازل نشده بود این مفهوم رو نمیشه در واژگان دنبال کرد نمیشه در واژه ها دنبال کرد وقتی در نزول صحبت می کنیم ما این چیز که نازل میشه حتماً در ارتباط نزدیک با آن چیزی هست که زمانی هست که نازل نشده بود یعنی به لحاظ جنسیت باید همون باشه به لحاظ کفییت باید همون باشه ممکنه به لحاظ شکل تغییر کنه ببینید مثل نزول باران، باران وقتی ابتدا که در آسمان هست چی هست؟ ابر، مجموعه ای متراکم از بخار، بعد این تقطیر میشه به شکل قطرات آب به زمین میرسه این میشه نزول باران، موقعی که نازل نشده بود چی بود؟ مجموعه ای از بخار آب، موقعی که نازل شد چی هست؟ قطرات آب، جنسش هم همون هست جنسش تغییری نکرده فرمول شیمیاییش هم همون هست اون هم تغییر نکرده، شکلش تغییر کرد ظاهرش تغییر کرد یه قالبی به خودش گرفت یه ظاهری به خودش گرفت ممکنه ما به این نازل شده یه اسمی بگیم به اون نازل نشده مثلاً یه عنوانی بگذاریم براشون اسمی قائل بشیم ولی در واقع اینها یه چیز هستند این تفاوت در معرفی رو ما بیشتر به خاطر شکلی که می گیرند مطرح می کنیم والا ابر در آسمان در واقع چی هست؟ همون باران، قطرات آبی هم که میان به زمین در واقع چی هستند؟ همین باران، ممکنه به مرور به تکرار ما به این قطراتی که نازل میشند میگیم باران والا این باران همون ابر هست همون مجموعه ی بخار آب هست، آیا این مثال در آیات وجود داره؟ از اونجایی که آیات نازل می شوند آیه ی نازل شده ی مکتوب از نظر جنس همون آیه ی نازل نشده ی قرآن هست همون آیه زمانی که نازل نشده، شکلش تغییر کرده یه شکلی به خودش گرفته وقتی عرض می کنیم یه شکلی گرفته یعنی چی؟ یعنی همین واژگان، یه ظاهری به خودش گرفته یعنی همین واژگان، آیه ی نازل شده یه ظاهری به خودش گرفته نه آیه ی نازل نشده، آیه ی نازل نشده هم ممکنه ظاهری داشته باشه شکلی داشته باشه ما نمی دونیم، آیهی نازل شده آیه بعد از اینکه نازل شد یه شکلی به خودش گرفته همین واژگان، با ترکیباتی از حروف و واژه ها، با ترکیباتی از گویش، کلام، وقتی قرار باشه در کلام بیاد در حرف بیاد یه شکلی به خودش گرفته، ببینید در بحث نزول باران یه جنس آبی بالا هست با شکل خاصی به شکل ابر مجموعه ی بخار همون جنس آب یه شکل دیگری می گیره این شکل آب نیست یه شکلی هست که اون جنس آب می گیره میشه بارانی که به زمین میرسه پس یک تغییر شکل در این نزول وجود داره نه یک تغییر جنس جنسیت تغییر نمی کنه، در آیات این بحث رو میشه دنبال کرد همون جنس نازل میشه یه تغییر شکل وجود داره یعنی این آیه ی نازل شده ی مکتوب همون جنس آیه ای هست که نازل نشده بود اینجا یه شکلش تغییر کرده یه قیافه ای به خودش گرفته،
آیه نازل شدنی است و شکل نازل شده اش به صورت همین واژگان است، پس این واژگان اگر به آن سر منشأ وصل نباشند آیه نیستند
خب هر چیزی این قیافه رو به خودش بگیره آیه نیست لذا آیه نازل کردنی هست یعنی آیه باید یک سرش اون سر نازل نشده باشه، هر چیزی هر کلامی هر موضوعی که این قیافه این شکل شبیه به واژگان قرآن رو به خودش بگیره اسمش آیه نیست، پس هر شکلی هر چیزی که به این شکل باشه به شکل واژگان و ترکیبات واژگان قرآنی باشه آیه نیست ولی آیات هم اگر بخواند نازل بشند به این شکل نازل میشند آیه ی نازل شده به این شکل معرفی میشه مثل اینکه شما اگر ابری پایین بیاد شما نمیگی باران اومد باید حتماً به این شکل باران بشه، ابری اگر از آسمان پایین بیاد شما میگی مه اومد یا تعابیر دیگه ای براش بکار می بری نمیگی بارون اومد باید به این شکل تبدیل بشه این شکل رو به خودش بگیره از آسمان از جایگاهی که ابر هست از ارتفاعی که ابر هست باید این شکل رو به خودش بگیره و پایین بیاد، شما اگر یه مخزن بزرگ آب درست بکنید آب باشه مایع باشه بعد با یه آب پاش یک فوارهی بزرگی درست کنید به شکل قطره های باران میگید این به شکل باران هست خود باران نیست باران یعنی ابری که تقطیر میشه ممکنه یه چیزی درست کنی شبیه به این باشه ولی این باران نیست ممکنه شما عباراتی معرفی کنید که مطرح کنید که شبیه آیات قرآن باشه ولی آیه ی قرآن نیست چرا؟ چون اون منشأ رو نداره باید اون منشأ رو داشته باشه منشأ نازل نشده، منشائش هم باید به شکل همون آیات نازل نشده باشه بعد اون آیات نازل نشده نازل بشند این شکل و قیافه رو به خودشون بگیرند
پس واژگان صرفا شکل و صورت آیات نازل شده هستند و نه همه چیز یک آیه، این استدلال بحث تحدی خداودن در مورد قرآن را بیشتر روشن میسازد
این مباحث که ما بخشیش رو تا امروز مطرح کردیم برخی از استدلالات رو برای اینکه روشن کنیم مفهوم آیه از واژگان و عبارات متفاوت هست و بلکه واژگان و عبارات شکلی مکتوب برای آیه ی نازل شده هستند یعنی یه قیافه هستند یه ظاهر هستند یکی از زمینه هایی هست که میشه در مورد بحث تحدّی خداوند در مورد قرآن صحبت کرد و به کسانی که مقابل قرآن استدلال میارند وقتی خواستند بحث کنند این باشه که قرآن که این ادبیات نیست که شما می خوای بیاری، قرآن که فقط این عبارات نیست شما چند تا عبارات رو به هم بچسبونی چند تا واژه رو به هم بچسبونی ولو خیلی زیبا ولو به ظاهر خیلی با مفهوم و اون عبارات رو مطرح کنی و بگی خود این آیه هست بگی این سوره هست، نه اینطور نیست.